نماینده کدخدا و اصلاح طلبان

قدیم می گفتند دیدن کدخدا ده لازم است. روحانی هم به درستی می گوید امریکا کدخدای دهکده جهانی است هنوز.
اما گفتگو با کدخدایی که با گفتگو کننده مسئله دارد ساده نیست مگر این که ابزار گفتگو کننده قوی باشد.

برجام لازم بود چرا که توقف راه غلط بود. اما دستاورد برجام مطابق میل روحانی نبود چرا نبود؟ که خود داستانی است. فقط مختصر می توان گفت که مشکل تنها به امریکای کدخدا برنمی گردد به حکومت ایران با همه تناقض های آن هم باز می گردد.

اما این مثال را آوردیم تا به موضوع داخلی توجه کنیم.
مرتضی حاجی که در میان اصلاح طلبان امروز جایگاه اجرائی قوی دارد از لزوم گفتگو میان اصلاح طلبان و سپاه سخن گفته است.این سخن واکنش رمضان شریف سردار سپاه را در تائید برانگیخته است. که نکته ای در خور تامل است .اما چرا در خور تامل است.

این ابهام سخن حاجی است که مشکل زا می نماید
چرا که سپاه نماینده اول کدخدای حکومت ایران است . نظامیان را این گونه در سیاست رسمیت دادن یعنی رفتن بی محا با به سوی دور زدن تمام قوائد سیاسی و اجتماعی است که نمی تواند به اصلاح امور کمک کند.،می باشد.چرا که نظامیان یا دیکته می کنند یا دیکته می نویسند.رابطه اصلاح طلبان با سپاه امروز مانند رابطه امریکا با ایران مانند مذاکرات برجام است.

این رابطه و توازن قوا به شکلی است که اصلاح طلبان را وادار به دیکته نویسی می کند، چرا که دست بالا را در گفتگو ندارند.اما مهم تر این است که سپاه با چه عنوان باید طرف گفتگو قرار بگیرد به نظر می رسد رسمیت دادن به نهاد نظامی از اقتصاد به سیاست و بعد به عنوان حزبی سیاسی نظامی دیگر امری تثبیت شده می رسد این ارزو را محسن رضائی در دوره جنگ داشت امروز این آرزو محقق شده است سپاه دیگر نهاد نظامی نیست بلکه حزب سیاسی – نظامی و هم با توان اقتصادی برتر است در این حالت حاجی چه گفتگوی می تواند در راه گشایش امور اصلاح طلبی در گفتگوی با سپاه داشته باشد.

این سخن آقای حاجی که که سپاه در درون ملت است توجیه گفتگوی سیاسی با سپاه نمی شود.
به نظر می رسد راهبرد ماندن در هر صورت در پست و مقام حتی در سطح پائین مهم ترین دغدغه اصلاح طلبان شده است و دیکته ای است که بسیاری از آنان هر شب آن را مرور می کنند تا فراموش نکنند.
نماینده کدخدا در گفتگو با اصلاح طلبان امتیازی برای اصلاح طلبان نمی دهد اما خود را تثبیت بیشتری می کند این معامله خوبی نیست بلکه واگذاری اصل و فرع است باختن بیشتر نتیجه و هم اصول است.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.