زبان ستایشگر یا نقد مداوم؟

شاید برخی از همکاران روزنامه نگارم فکر می کنند وقتی به کسی رای داده اند و حالا آن فرد رییس جمهور شده، مدام باید برای او هورا بکشند و همه رفتارها و کارهایش را تحسین و توجیه کنند. برخی همکاران طوری رفتار می کنند که انگار مسئول روابط عمومی رییس جمهور و یا فلان وزیر هستند…

مدتی است که مبهوت به زبان ستایش گر برخی از همکاران روزنامه نگار برای شخصیت‌های دولتی و صاحبان قدرت نگاه می کنم و از خودم می پرسم مگر روزنامه نگار وظیفه‌اش رصد کردن قدرت نیست که این همکاران به جای نظارت بر قدرت و نقد مداوم آن، مدام در حال ستایش کسانی هستند که تازه (و یا دوباره )به قدرت رسیده اند.

شاید برخی از همکاران روزنامه نگارم فکر می کنند وقتی به کسی رای داده اند و حالا آن فرد رییس جمهور شده، مدام باید برای او هورا بکشند و همه رفتارها و کارهایش را تحسین و توجیه کنند. برخی همکاران طوری رفتار می کنند که انگار مسوول روابط عمومی رییس جمهور و یا فلان وزیر هستند…

دلم می خواهد به این همکاران بگویم در روز انتخابات به آن فرد رای دادید و تمام شد، حالا اگر روزنامه نگارید. دیگر زمان دفاع از رای تان در نشریه‌ای که کار می کنید نیست. البته اگر خیلی علاقمندید می توانید در خانه و محافل شخصی تا دلتان می خواهد به صاحبان قدرت و سیاستمداران مورد علاقه تان ابراز محبت کنید، اما باور کنید که در رسانه‌ها مردم انتظار دیگری از شما دارند.اگر دوست دارید که بر قدرت نظارت نکنید بلکه توجیه کننده و مبلغ آن باشید می توانید در روابط عمومی‌ها مشغول به کار شوید و یا فعال حزبی باشید و به راحتی از سیاستمداران محبوب خود حمایت کنید”.

مثلا عده ای از خبرنگاران آنچنان با ستایش اخبار آقای ظریف، وزیرامور خارجه را دنبال و بیان می کنند و برای هرسخن و گفته اش هورا می کشند که به ندرت دیده ام کسی مواضع ایشان را نقد کند.مثلا وقتی آقای ظریف در دیدار با خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از وضعیت حقوق بشر در ایران دفاع کرد و به نوعی گزارش های احمد شهید را زیر سوال برد، کمتر خبرنگاری پرسید آقای ظریف واقعا وضعیت حقوق بشر در ایران مشکلی ندارد؟ و حتی کسی از ایشان نپرسید چرا به جای دعوت از احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل درخصوص حقوق بشر در ایران از خانم ناوی پیلای برای تهیه گزارش از وضعیت حقوق بشر در ایران دعوت می کنید؟

البته از این موارد کم نداریم.من این نمونه را صرفا به عنوان یک مثال ارائه کردم.

به نقل ازوبلاگ خبرنگاران ایران

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

نصرالله نجات بخش

برای قبول مقام نخست‌وزیری تنها در صورتی اعلام کرده که شاه کشور را ترک کند و روح الله خمینی نیز با نخست‌وزیری او موافقت داشته باشد؛ امری که نشان‌دهنده پیچیدگی و چندگانگی بحران مشروعیت سیاسی در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی است.
پس از این مراودات، اما سیاست کهنه کار استعمار همزمان همه راههای نجات شاه را در بوته آزمایش قرار داده و قبل از نهایی شدن و تعیین تکلیف نخست وزیری سنجابی به سراغ رقیب او بختیار می شتابد و در فاصله کمتر از ۲۴ساعت بعد از ملاقات شاه با سنجابی، در حالی که سنجابی در تدارک ارتباط با خمینی بود، خبرگزاری‌ها خبر نخست ‌وزیری شاپور بختیار را اعلام می کنند. سنجابی می‌گوید به محض شنیدن خبر به بختیار زنگ زده و «گفتم خبرگزاری فرانسه خبر از نخست‌ وزیری شما می‌دهد. و بختیار می گوید خب، چه اشکالی دارد؟ گفتم اشکال مطلب

مقاله میدل ایست آی

دریچه‌ای برای دیپلماسیدر همین حال، علیرغم بی‌اعتمادی گسترده، دیپلماسی هنوز به هیچ وجه از بین نرفته است. اگرچه برخی از چهره‌های سیاسی ایران از احتمال رویارویی نظامی دیگری در افق می‌ترسند، اما حمایت قابل توجهی از دیپلماسی هنوز در داخلایران وجود دارد.

نگاه القدس العربی:مترجم علی سرداری

گسترش نفوذ پادکست‌های روگان و تاکر کارلسون نشان‌دهنده انتقال مرکز تأثیرگذاری از کنگره و تلویزیون به پلتفرم‌ها و رسانه‌های خصوصی است. مصاحبه ونس نشان می‌دهد که روند سرمایه‌گذاری در نسل جوان کمتر با نهادهای جمهوری‌خواه مرتبط است و بیشتر به رسانه‌های سنتی، اتاق‌های فکر و سرویس‌های اطلاعاتی بدبین است؛ و به برنامه‌ای سیاسی نزدیک می‌شود که توان نامزدی برای ریاست‌جمهوری را دارد.