اين دولت به آخر نمی‌رسد

انتخابات بدون رقابت نمي شود و وقتي رقيبان دور و نزديك در حصر و حبس و تبعيد يا تقيه و ترس و سكوت اند و “نبايد” به قدرت بازگردند پس بايد تدبيرى انديشيد تا براى حفظ ظاهر “مردمسالارى” هم كه شده كساني تنور انتخابات را گرم كنند. بهترين گزينه اين بود كه “جريان انحرافى” مجاز باشد خلاف موج حركت كند و با رعايت حريم ايمنى، رها شود تا در انتخابات پيش رو بر شعله رقابت بدمد. رهبر جمهورى اسلامى اين اختلاف را سبب خير مى دانست و به اهل بيت نگرانش وعده مى داد كه «اداره اش مى كنيم». اما اين روياى شيرين تعبير نشد تا نظام از آهِ مظلوم و مكافاتِ عمل ايمن نمانَد.

نخستين نشانه هاى دعواى جريان موسوم به “انحرافى” با اصولگرايانِ نزديك به آقاى خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى را نه تنها ناآرام نكرده بلكه وى را بسيار خشنود كرده بود.

انتخابات بدون رقابت نمي شود و وقتي رقيبان دور و نزديك در حصر و حبس و تبعيد يا تقيه و ترس و سكوت اند و “نبايد” به قدرت بازگردند پس بايد تدبيرى انديشيد تا براى حفظ ظاهر “مردمسالارى” هم كه شده كساني تنور انتخابات را گرم كنند.

بهترين گزينه اين بود كه “جريان انحرافى” مجاز باشد خلاف موج حركت كند و با رعايت حريم ايمنى، رها شود تا در انتخابات پيش رو بر شعله رقابت بدمد به ويژه آنكه بلدست حساسيت روحانيان را برانگيزد و دوقطبي هيجان انگيزي ايجاد كند براي بخشي از آنان كه دلِ خوشي از روحانيان ندارند و بتواند آنها را نيز حتى به پاى صندوق رأى بكشاند تا اين تنور گرم شود و كسي سراغ از فتنه گران محصور و محبوس نگيرد و صداى جستجوگران در همهمه انتخابات ناشنيده بماند.

شنيده ام كه حتى رهبر جمهورى اسلامى اين اختلاف را سبب خير مى دانست و به اهل بيت نگرانش وعده مى داد كه «اداره اش مى كنيم». اما اين روياى شيرين تعبير نشد تا نظام از آهِ مظلوم و مكافاتِ عمل ايمن نمانَد. حالا مدتهاست آقاى خامنه اى و همراهان نظامى اش ديگر به انتخابات پرشور و رقابتى نمى انديشند و تنها دغدغه شان عبور از اين «مخمصه ى خودساخته» و حفظ امنيت، ثبات و بقاى خويش است.

به لحاظ موقعيت سياسى- اجتماعى، آقاى خامنه اي در ٢٤ سال رهبري خود سه دوره را تجربه كرده است؛ دوره نخست: رهبر زير سايه رييس جمهور ( خامنه اي – هاشمي رفسنجاني/ ٦٨ تا ٧٦). دوره دوم: رهبر برابر با رييس جمهور و جدال با حاكميت دوگانه (خامنه اي – خاتمي/ ٧٦ تا ٨٤). دوره سوم: رهبري فوق رييس جمهور و دولت به مثابه تداركاتچي (خامنه اي – احمدي نژاد/ ٨٤ تا ٨٨). دوره سوم چنان شیرین بود كه سپاه و هيئت حاكمه پس از برآمدن دولت نهم با تحقق آرزوي حكومت يگانه مطلقه غيرپاسخگو و با تسلط كامل بر قدرت و ثروت كشور حاضر نشدند به هيچ قيمتي تن به انتخاباتي دهند كه از امپراطوري شان بكاهد.

كودتاى ٨٨ پديد آمد و مردي كه در خوش بينانه ترين صورت، قرباني توهّم رأي ٢٥ميليوني شد و گمان برد كه مستظهر به آراء مردم است؛ مقابل رهبري ايستاد و نخست قهر كرد با اين گمان كه لابد در ١١ دقيقه ى نخست، نازش خريداران پرشماري خواهد يافت، اما يازده روز بايد مي گذشت انگار، تا دريابد كه نه اعتبار دلبري دارد و نه اقتضاي دليري؛ آن ماجرا تمام نشد و تا همين هفته هاى اخير در يكشنبه سياهِ اصولگرايان مجلس به نقطه اى رسيد كه آقاى خامنه اى، “دولتِ با بصيرتِ” خود را براى رفتار «خلاف شرع، خلاف اخلاق و خلاف قانون» اش سرزنش كرد؛ اما حتى اين هم پايان ماجرا نيست.

گمان ميكنم بر خلاف تصور اصولگرايان، احمدى نژاد نه مانند بنى صدر عزل مى شود و سپس از سر جبر و تهديد، قدرت را رها مى كند و نه مانند خاتمى، در نگرانى از بروز خشونت، انتخاباتى مثل مجلس هفتم را عليرغم رد صلاحيت بيش از سه هزار نامزد برگزار مى كند و دولت اش را به پايان مى برد.

احمدى نژاد بصيرتى از جنس آقاى خامنه اى دارد؛ متوهم است و فريفته به سفرهاى استانى، منتظر “بهار” است و مى خواهد قدرت را نه به مردم يا حكومت، كه به امام زمان تحويل دهد. پيش تر نوشتم كه آقاى خامنه اى سه دوره را در ارتباط با دولت ها تجربه كرده؛ حالا دوره چهارمى را دارد تجربه مى كند؛ دوره اى كه ولايتِ تمامت خواهانه اش را در آينه محمود احمدى نژاد مى بيند، درست شبيه يك پدر ژِپتو كه از جان گرفتن و راه رفتنِ پينوكيوى چوبى اش سرمست مى شود اما قرار نيست كه عروسك دست سازش آفت جانش شود.

پيش بينىِ مهدى كروبى درست بوده است؛ اين دولت به آخر نمى رسد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

ریاض معسعس :مترجم علی سرداری

آنچه دولت اشغالگر در جنگ خود در لبنان، کرانه باختری و غزه و حملات خود در سوریه ـ پس از لغو قرارداد جدایی نیروها در سال ۱۹۷۴ ـ انجام می‌دهد، تنها بخشی از این پروژه است که بر اساس اصل «نیش زدن تدریجی» اعمال می‌شود؛ امری که محکومیت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند، اما به جنگی جدید و همه‌جانبه منجر نمی‌شود.

مترجم علی سرداری

این جنبش‌های دیجیتال همزمان با تشدید لفاظی‌های چندین تن از شیوخ این گروه است که استفاده از زور را مشروع می‌دانند. وصفی ابوزید، رهبر اخوان المسلمین، با اظهاراتی مبنی بر اینکه «صلح‌طلبی نه یک اصل مذهبی است و نه یک الزام سیاسی»، در مرکز توجه قرار گرفته است و استدلال می‌کند که تنها معیار برای اقدام در مرحله فعلی «منافع مشروع» است و بدین ترتیب نقض مفهوم دولت-ملت و حاکمیت قانون را توجیه می‌کند.

صمود غزال :مترجم علی سرداری

در نزدیکی بازارهای تجاری مرکز شهر بیروت، تعدادی از آوارگانِ حومه جنوبی در چادرهایی که کنار البیال برپا شده بود، اسکان یافته‌اند. کسانی هستند که دست یاری به سوی آن‌ها دراز می‌کنند، اما نگاهی گذرا به صحنه نشان می‌دهد که همبستگی اجتماعی با بزرگی فاجعه تناسب ندارد و این همبستگی، شکننده و محدود است.