با گذشت نزدیک به چهار دهه از استقرار جمهوری اسلامی، هنوز هم موضوع حضور زنان در مناصب بالای مدیریت کشور، جزء خط قرمزهای نظام محسوب میشود.
در گرماگرم چینش کابینه دوم حسن روحانی، استفاده از زنان به عنوان وزیر، به عنوان مطالبهای گسترده مطرح شده است. رئیس جمهور نیز بارها به نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور اشاره داشته است، اما مشخص نیست که او بتواند این مطالبه را عملیاتی کند.
مرتضی کاظمیان، تحلیلگر سیاسی، معتقد است اگر روحانی این وعده را محقق نکند، با ریزش بدنه اجتماعی حامی خود مواجه خواهد شد که قدرت چانهزنی او را کاهش میدهد.
این روزنامهنگار مقیم پاریس بر این نظر است که انتخاب یک زن به عنوان وزیر، یک پیغام سیاسی است که به نیمی از جامعه داده میشود:
با اینکه انتخاب وزیر زن از وعدههای انتخاباتی آقای روحانی بود، اما تعدادی از نمایندگان مجلس و فعالان حوزه زنان از منتفی شدن این وعده خبر دادهاند. به عقیده شما چرا دولت آقای روحانی از تحقق این درخواست چشم پوشی کرده است؟
امیدوارم این شنیدهها و شایعهها درباره عدم حضور زنان در کابینه دوم آقای روحانی واقعیت نداشته باشد. همچنان که امیدوارم و حتی خوشبینم که ایشان وزن زنان حاضر در کابینهاش را افزایش دهد. ولی در صورت صحت، این اتفاق واکنش خوبی به اقبالی که به آقای روحانی در انتخابات شد، نیست. همچنان که آقای روحانی نسبت به شعارها و وعدههایش که در زمان انتخابات بویژه برای تغییر ترکیب جنسیتی کابینهاش بیتوجهی نشان داده است. این موضوع باعث ریزش بدنه اجتماعی حامی آقای روحانی خواهد شد. چیزی که در نهایت به نفع پیشبرد برنامههایش در ساختار سیاسی قدرت هم نیست. یعنی دست او را برای چانه زنی در ساختار سیاسی، بستهتر خواهد کرد و موقعیتش را تضعیف می کند. در هر حال از هر دو سو چنین اتفاقی نه به نفع جامعه مدنی و نه به نفع برنامههای آقای روحانی و پیشبرد دموکراسی در کشور نخواهد بود.
در ابتدای چینش کابینه دولت دوازدهم بحث وزارت برای زنان به قطعیت عنوان شد و حتی برخی اسامی هم به عنوان وزرای پیشنهادی مطرح شد. از جمله نام خانم مولاوردی به عنوان وزیر آموزش و پرورش برده شد. این موضوع نشان میدهد ارادهای برای به کار گرفتن زنان در دولت آقای روحانی وجود داشته است. به عقیده شما حالا چه اتفاقی افتاده گه ورق برگشته است و از عملی شدن آن جلوگیری شده است؟
این پرسش یک مفروض مهم دارد که قرار نیست هیچ زنی یا حتی خانم مولاوردی در کابینه دوم آقای روحانی حضور داشته باشند. اگر این اتفاق رخ دهد، مبتنی بر فرضیههای دیگری است که دال بر گفت و گو و تعامل با شخص اول نظام بوده است، ظاهرا فشار و مجموعه ملاحظاتی که از طرف راس هرم سیاسی متوجه آقای روحانی شده، او را وادار به تغییر رویکردش و یا عقب نشینی از افزایش مشارکت زنان در کابینهاش کرده است.
چرا ساختار نظام، با اینکه نزدیک به ۴۰ سال از عمر جمهوری اسلامی میگذرد، کماکان تغییری در مسائل مربوط به زنان و نقش آنان در مدیریت کشور نداشته است؟
واقعا پرسش مهمی است. پاسخ را در چند وجه میتوان جستجو کرد. از یک جهت نگاه غالب مردسالارانهای که در فرهنگ ایرانی و بویژه در نگاه کسانی که در ساختار سیاسی قدرت هستند، وجود دارد. این نگاه به طور پیوسته از ۴ دهه قبل تا کنون خودش را باز تولید کرده است.
در سطح دیگر، باید به حساسیتهای ایدئولوژیک و از منظر فقه سنتی نسبت به مشارکت اجتماعی زنان اشاره کرد. به نوعی این حساسیتها که از سوی مراجع تقلید سنتی هم مطرح می شود، خودش را به عنوان فشاری به دستاندرکاران امور اجرایی کشور تحمیل میکند. البته فراموش نکنیم در مقطعی آقای احمدینژاد موفق شد به خاطر کلیت همدلی که بین کانون مرکزی قدرت با ایشان وجود داشت، همینطور به دلیل اینکه توانسته بود نظر بخشی از مراجع نزدیک به حاکمیت را جلب کند، موفق شد خانم دستجردی را وزیر کابینهاش کند. از این زاویه، تحقق کابینهای با حضور وزرای زن محال نیست. ولی این حساسیت جنسیتی وجود دارد. بخشی از آن هم به گره خوردن حاکمیت سیاسی بازمیگردد، بویژه نگاهی که در هسته اصلی قدرت با مقوله حجاب، با مشارکت اجتماعی زنان مستولی است. اینها مسائلی است که در صحبتهای آیتالله خامنهای هم متبلور است که بر نقش زنان در خانه و مادرانگی آنان تاکید میکند. به یک معنا بین زنان و مردان در کارکردهای اجتماعی تفکیک قائل میشود. این تفکیک ما به ازاهایی دارد که خود را در مسائلی مانند چینش کابینه نشان میدهد. طبیعتا تغییر این وضعیت به جز تکوین یک نیروی اجتماعی گسترده چه از طرف جامعه مدنی یا جنبش زنان و حتی احزاب سیاسی ممکن نیست. یعنی باید یک مطالبه جدی در حوزههای مختلف باید شکل بگیرد.
به جز نگاه حاکمیت به زنان، بخشی از جامعه نیز مخالف حضور زنان در کابینه هستند و این بحث وجود دارد که در میان آنان گزینهای شایسته برای وزارت وجود ندارد.
وقتی این پرسش مطرح میشود که چرا تاکید بر حضور زنان در کابینه میشود، همزمان باید به این پرسش هم پاسخ داده شود که چرا زنان نباید در کابینه حضور داشته باشند. نمی شود ادعا کرد که ۴ دهه بعد از استقرار جمهوری اسلامی زنان متخصص و کارآمد در حدی که بتوانند پست وزارت را به عهده بگیرند، هنوز حضور ندارند. از یاد نبریم که اساسا فراتر از اینکه بگوییم مردی که شایستهتر از یک زن برای وزارت وجود دارد، انتخاب یک زن به عنوان وزیر، خودش یک پیغام سیاسی است. در واقع نماینده همان پیغام سیاسی است که رئیس جمهور در سطح کلان رای اعتمادش را گرفته است و با شعارهایش جمعیتی را متوجه آن کرده است. به عنوان مثال در فرانسه، نیمی از ترکیب کابینه متعلق به زنان است. زنانی که برخی از آنها در چهارمین دهه عمر خودشان در حال فعالیت هستند. بدیهی است که در فرانسه حتی مردانی کارآمدتر از این زنان برای کابینه وجود دارد، اما رئیس جمهور این کشور وقتی وزیری را انتخاب میکند به نیمی از جامعه پیغام میدهد که برابری جنسیتی وجود دارد و تلاش میکند برای زنان فرصتهای برابر ایجاد کند. از این زاویه این توقع واقعی و منطقی و انسانی و قانونی وجود دارد و متوجه آقای روحانی است که تا حد امکان ترکیب زنانه کابینه خود را افزایش دهد به نفع افزایش برابری جنسیتی و ایجاد فرصتهای برابر برای زنان.
منبع: سامانه انتخابات و دموکراسی