پیام شریعتی برای امروز ما

در هشتادوپنجمین سالگشت زادروز دکتر علی شریعتی، پرسش اینست که از پیامِ معنوی و میراثِ فکریِ او، چه عناصری برای دوران کنونی و خطاب به جامعه و بويژه به نسل جوان فعلیّت یا موضوعیّت دارند، و دردهای امروزمان را درمان توانند بود؟
به نظر من (و البته همفکرانمان)، «میراث» شریعتی را می‌توان در سه محور خلاصه کرد: خودآگاهی‌یابی (به‌معنای وجودی، معنوی، عرفانی، اخلاقیِ مفهوم)، در برابر انواع آگاهی‌های‌کاذب «استحمار» (کهنه و نو)، آزادی‌خواهی، در برابر انواعِ سُلطه و استبداد، و عدالت‌طلبی، در برابر انواع تبعیض و استثمار. این سه بُعد را در سه وجه آثار او بازمی‌یابیم: کویریات، اجتماعیات، و اسلامیات.

پیش از انقلاب، ما در جهان و دورانی متفاوت بسر می‌بردیم که قیاس تحلیلی آن در سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» که در زادروز سال گذشته برگزار شد، ارایه شد: تفاوت دوران انقلاب‌های ضدامپریالیستی-ضددیکتاتوری، مانند رژیم گذشته، و ایدئولوژی‌های مدعی رهایی‌بخشی، دوران صورتبندی معرفتی و علمی (اپیستمه)، مبتنی بر دستآوردهای علوم انسانی و اجتماعی؛ با دوران ما که از سویی دوران موسوم به «پایان‌ها و پساها» است، و از دیگر سو، برآمدنِ انواع بنیادگرایی‌های دینی و قومی.

در چنان شرایطی، اندیشه و راه یا طرح و راه‌کار دکتر شریعتی، اتخاذ پروژهٔ رنسانس فرهنگی و رفرماسیون مذهبی بود. و او از سویی، بیشترین توفیق را در تأثیرگذاری وسیع بر اقشار گوناگون جامعه و جوانان یافت؛ و از سویی دیگر کلام ومراد او با سوءفهم‌های بزرگی نیز در نزد مخاطبان متنوع مواجه شد.
آنچه امروز از میراث او به کار امروز ما می‌آید و درد امروزمان را مرهم تواند بود، نخست، کویریات اوست که نوعی تلاش فکری و معنوی برای «خودیابی» وجودی است در دیالوگ با «دیگریِ» هر هویتی؛ و مصون‌سازی در برابر انواع باخودبیگانگی (الیناسیون). «کویریات» همان بُعد خودویژه و وجه ممیزه‌ی کار شریعتی است.

سپس، در اسلامشناسی او که سنّت را نقدِ ایدئولوژیک می‌کند، بدیل و پادزهری می‌توان استخراج کرد که جوامع مسلمان را در برابر خطر «بنیادگرایی» (رجعت به شریعت و خلافت)، ایمن می‌سازد.
آنگاه، در جامعه‌شناسیِ تاریخی شریعتی، «معنویت» عرفانی (دینی به‌معنای حقیقی یا باطنی مفهوم) با نوعی «عقلانیّتِ» انتقادی-اجتماعی، در چنان نسبتِ همآهنگ و همسویی قرار می‌گیرند که در نزد کمتر متفکر مذهبی و یا مصلح اجتماعی چنین تناسبی میان آن درون‌گرایی و این برون‌گرایی، به روشنی بیان شده باشد.

بر این سه دستآورد، وارد ساختن دو عنصر را بويژه در حوزهٔ فرهنگ مذهبی باید افزود: یکی عنصر «تاریخ»، که مقولات دینی را از انتزاع کلامی و تئولوژیک رها و به‌لحاظ علمی فهم‌پذیرتر می‌سازد؛ و دیگر عنصر «هنر» که در برابر فضای مغموم و افسرده و منفی در فرهنگ و آيبن و آداب و مناسک سنتی، انقلابی زیباشناختی را به راه می‌اندازد.
اینها، از جمله مهم‌ترین عناصر میراث آموزگار مردمی دکتر علی شریعتی اند که بويژه برای مسايل مبتلابه امروز ما هنوز و همچنان زنده و درس‌آموز اند.

و ما این عناصر را با افزودن عناصر دیگری که از تجربهٔ عملی و تمرین نظری خود که طیِ بیش از چهار دهه که از هجرت او می‌گذرد، آموخته‌ایم و با زدودن کلیهٔ سوءتفاهماتی که پیرامون اندیشهٔ او پدیدار گشته است و الزاما پیآمد فراخوان و نظریه‌های وی نبوده‌اند، اما در زمینهٔ تضمّن و تأثیر شناسی (impact study) می‌بایست مورد نقد و سنجش دقیق و عمیق قرار گیرند، برای نمونه سوءبرداشت‌های «هویت‌گرایانهٔ» مذهبی-قومی از تز «بازگشت به خویش»، و یا درک منفی از نقد «ایدئولوژیک» سنّت و دین، و یا برداشت اقتدارگرا و غیردموکراتیک از نظریهٔ «امت-و-امامت» (و دموکراسی متعهد و مهتدی)، جملگی نیازمند بازبینی و بازتعریف اند. مسئولیت خطیری که امروز چشم‌انداز و کلام «نوشریعتی» داعیهٔ آنرا خطاب به جامعه و نسل جوان آگاه، آزادیخواه، و عدالت‌طلب، با ارایهٔ راه رشد و توسعه‌ای دیگر، اعلام کرده است.

۲ آذر ۱۳۹۷

ماهنامه «شهر»، ضمیمه روزنامه «شهرآرا» (مشهد، بمناسبت ۸۵مین یادمان زادروز«شمع»: شریعتی-مزینانی-علی)

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.