وقت اقدام عملی رئیس جمهور است

ابتدای معرفی کابینه روحانی بود که آقای بزرگواری یکی از راه یافتگان مجلس در مخالفت گقت : ” من لر هستم ، با چماق لری با وزیر متخلف برخورد می کنم . “

نطق این روحانی مجلس نشین علیه روحانی رئیس جمهور با مخالفتهایی از سوی سیاسیون روبرو شد و تنشی ایجاد کرد . بگذریم از اینکه تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد . اما آنچه را که در این مدت از روی کار آمدن دولت یازدهم تا کنون مشاهده می کنیم به نوعی رنگ و بویی از همان چماق دارد .

امروز اما جو غالب بر جامعه حکایت از چماقهای بزرگی بر سر آزاد اندیشان و تحول خواهان و اصلاح طلبان دارد که در برخی موارد تقدیس هم میشوند و البته گاهی کار از چماق هم گذشته به طناب دار و قطع دست و پا هم می رسد . چماقی که آن بنده خدا گفت حاصل تفکری است که سالها در اندیشه تندروها وجود دارد .

تفکر و برخورد چماقی را می توان به راحتی در اندیشه و عمل تندروهای اصولگرا دید ، ، به یاد آوریم زمانی آقای حسنی امام جمعه ارومیه فتوای قطع دست و پای خاتمی را صادر می کرد ، ترور حجاریان ، فاجعه کوی دانشگاه ، حمله به بیت امام ، اخلال در سخنرانی های سید حسن نوه امام و آیت الله هاشمی و بسیار موارد دیگر . این رفتارهای از نوع چماق آنقدر گسترش یافتند و فاعلین آنقدر در حاشیه امنیت بودند که کم کم به یک رویه عادی برای تندروها تبدیل شد و کمتر دیده شد که با آنها برخوردی صورت پذیرد الا اینکه خودشان و یا از جنس خودشان مورد تعرض قرار گرفته باشد مانند لاریجانی مجلسی در قم که به سرعت پرونده تشکیل و قضیه پیگیری شد .

آنچه که در همه این برخوردهای تروریستی مشترک بود هدف آن بود . هدف تمام این چماقها ، دوم خردادی ها و اصلاح طلبان بودند و به تدریج هر صدای منتقدی را نشانه رفتند . در واقع به این نتیجه رسیدند که هر کس بامن نیست ، علیه من است و چون منطقی در گفتمان نداشته و ندارند تنها راه را در چماق و کفن و تیر و گلوله جستجو می کنند .

سال 88 در مقاطعی رفتارهایی از این دست صورت گرفت که دیده نشد برخورد قاطعی با آنها شود و متعاقب آن در سال 89  یاران امام ( موسوی و کروبی ) را در مجلس با یک گزارش یکطرفه و بدور از واقعیت ضد انقلاب و خائن به ملت دانستند که هیچگاه اجازه دفاع از خود را به آنها ندادند و خود یکطرفه به قاضی رفتند و پس از خروش ملت در 25 بهمن 89 این دو عزیز را پس از تئوری پردازی و شانتاژهای حسین شریعتمداری در کیهان و امر محافل معلوم الحال چماقی و درخواست احمد حنتی در نماز جمعه مبنی بر محصور کردن آنها ، به حصر در آوردند . حصری که ملت نپذیرفته و نخواهد پذیرفت زیرا مهندس موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی و دکتر زهرا رهنورد را به صداقت و پاکی ، راستی و درستی ، لیاقت و شایستگی ، انقلابی و پیرو و یار امام بودن می شناسند و چگونه باور کنند وقتی از آنسوی بجز دزدی و اختلاس ، دروغ و دغا ، ذلت و زبونی و خشونت و چماق و ترور نمی بینند .

رفتار ضد بشری از این دست به دلیل وفور ، عادی شده است و اصلاح طلبان هم عادت کرده اند و می دانند حتی در کوچکترین میزگرد و یا سخنرانی باید منتظر اقدامی نابخردانه و چماقی از سوی آنها باشند و این را کمترین هزینه پیشبرد اندیشه اصلاحات می دانند و حاضرند این هزینه را بدهند اما تاسف بیشتر آنجاست که این کم عقلان رفتارهای خشن و دور از منطق و تروریستی اشان را تقدیس می کنند و تاسف بزرگتر آنکه رجال مذهبی اشان حامی آنها میشوند و حتی فتوا بر عملکرد زشت و غیر انسانی و بی رحمانه آنها صادر می کنند .

قرار نیست کشور در میان سر در گمی حوزه های علمیه در امور مستحدثه و وقایع اتفاقیه ، دچار سردرگمی شود . حوزه باید برای نسل جوان پاسخ مناسب در مسائل مختلف داشته باشد و اگر خطایی یا کژی در جایی از دولت و جامعه دید بدون آنکه تنش ایجاد کند محرمانه و یا با متانت تذکر دهد و ساختار حقوقی و قانونی نظام و نگاههای خارج و داخل و برداشتهای مردم بخصوص جوانان را در نظر بگیرد .

اگر در بحث موسیقی هر مرجعی نظر خاصی دارد دلیل نمی شود که بدون در نظر گرفتن شرایط ، بسرعت اظهار فضل نماید و باعث تداخل در امور جاریه کشور شود و یا از نظرات بنیانگذار کبیر انقلاب تخطی نماید و حال آنکه برخی با خواندن جامع المقدمات توهم مرجعیت پیدا می کنند و برخی طلبه ها ی جویای نام ، فقه جواهری را به خاطر مطامع سیاسی و دنیوی آلوده می سازند و موجبات وهن اسلام عزیز و انحراف و بدبینی مردم را فراهم می سازند.

در بسیاری از موارد مورد اختلاف مانند حجاب و پوشش اسلامی ، موسیقی ، فرهنگ و هنر و ….. دیدگاه علما و مراجع عظام شاید متفاوت باشد ولی نباید دلیلی شود برای ایجاد تشنج . از این موارد که بگذریم عده ایی که آشنایی چندانی با فقاهت ندارند از مراجع و امام  هم جلوتر افتاده اند و در مورد زندان و حبس و حصر و اعدام و …… نظر فقهی می دهند . قانون اساسی به کناری رفته و مردم در میان حجم فتاوا سر در گم شده اند . حوزه علمیه ابتدا تکلیف خودش را با خودش روشن کند و مبنای واحدی را در اینگونه موارد برگزیند و سپس تکلیف مسلمانان را روشن فرماید .

جای تاسف دارد که گفته آید این عملکردها را وقتی در کنار رفتارهای ناهنجار و خشن قرار می دهیم به نشانه هایی می رسیم که انگار رفتار چماقی دیروز و امروز و فردای بعضی قرار است تقدیس و توجیه شود .

اگر یکی از راه یافتگان بخت برگشته در آنروز نسنجیده سخنی بر زبان آورد امروز به این نتیجه می رسیم که مافی الضمیر تمامیت خواهان و انحصارطلبان اصولگرا همین چماق است که به شکلهای مختلف خود را در عمل و رفتارشان نشان می دهد و تقدیسش می کنند .

ریاست محترم جمهوری گرچه تا کنون در برابر اندیشه های فاسد اینان ایستادگی نموده ولی بحث نظری کافی نیست و اقدام عملی و همراهی دیگر ارکان نظام و البته سیاسیون معتدل و عقل گرای اصولگرا و اصلاح طلب و احزاب و گروهها را می طلبد . ضمن اینکه یادآوری این نکته ضرورت دارد که آقای روحانی باید به وعده های خود عمل نماید و روند کار نشان می دهد ایشان می خواهد به قولهایش وفادار باشد اما اصحاب چماق نمی گذارند .

آقای روحانی دلگرم باشد که مردم پشتیبان وی هستند و از برنامه هایش حمایت می کنند پس با قاطعیت وعده هایش را عملی سازد و در راس آنها رفع حصر که مطالبه عمومی است و بداند اتفاقی نخواهد افتاد بجز دلخوشی مردم و اعتماد بیشتر به او . رفع حصر گره گشای بسیاری از مشکلات و همار نمودن راه اعتماد ملی است .

یا ایهاالذین اصولگرا کمی عقل بجای چماق !

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.