«نجابت» آیت‌الله خامنه‌ای

کمتر از دو هفته پس از برگزاری دو انتخابات مجلس و خبرگان، با وجود اعلام مشارکت معنادار رهبران محبوس جنبش سبز در دو انتخابات، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با خبرگان رهبری از «رفتار نانجیبانه‌ی کسانی که در سال ۸۸ رأی نیاوردند» انتقاد کرده است.

سخنان خشم‌آلود و تند شخص اول نظام علیه رهبران محبوس جنبش سبز ـ که بازداشت خانگی و غیرقانونی آنان به ۱۸۵۰ روز رسیده – در شرایطی ابراز شده که طیفی از دغدغه‌داران منافع ملی به تحقق «مصالحه» و گشایش سیاسی و به‌سر عقل آمدن اقتدارگرایان حاکم، مبتنی بر انتخابات اخیر، امید بسته‌اند.
رأس هرم نظام سیاسی اما نشان می‌دهد که ضرورتی برای کنار گذاشتن رویکردهای تنگ‌نظرانه و کینه‌توزانه نمی‌بیند، و همچنان بر طبل خودکامگی می‌کوبد.
آیت‌الله خامنه‌ای ستایش از «رفتار کاملا نجیبانه»ی کسانی را که در انتخابات اخیر رأی نیاوردند (به‌طور مشخص محمد یزدی و مصباح یزدی) بهانه‌ای می‌کند برای تکرار ادعاهایش درباره انتخابات ۸۸ و حتی تاکید بر سلامت انتخابات ۸۴ ـ که مورد مناقشه و انتقاد شیخ مهدی کروبی بود.
رهبر جمهوری اسلامی درحالی از «رفتار نانجیبانه»ی رهبران جنبش سبز سخن می‌گوید که از یاد می‌برد میلیون‌ها شهروند «کودتای انتخاباتی» و «خیانت و تجاوز» به مشارکت انتخاباتی خود را «وجدان کردند»؛ و تحریف حقیقت و تکرار دروغ توسط وی و بازوهای تبلیغاتی حکومت، چیزی را در واقعیت عوض نمی‌کند.
او همچنین فراموش می‌کند که چگونه پیش از تأیید صحت و سلامت انتخابات توسط شورای نگهبان منصوب‌اش، شخصا تمام‌قد پا به میدان گذاشت و بر کودتای انتخاباتی مهر تاکید زد.
آیت‌الله خامنه‌ای رفتار دستگاه‌های امنیتی و قضایی و نظامی همسو با خود را در سرکوب خونین اعتراض مدنی میلیون‌ها شهروند، «نجیبانه» می‌داند، و اصرار موسوی و کروبی بر دفاع از حقوق شهروندان را نانجیبانه توصیف می‌‌کند.
«نجابت»ی که ولی فقیه از آن سخن می‌گوید، خود را در قتل مظلومانه‌ی ده‌ها شهروند ـ با شلیک مستقیم گلوله یا زیر چرخ خودروهای پلیس یا توسط اوباش اجیرشده به‌وسیله‌ی سردار همدانی یا زیر شکنجه در کهریزک ـ متبلور کرد؛ آنجا که این «نجابت»، حتی هاله سحابی را نیز در مراسم تشییع پیکر پدر وطن‌دوست‌اش (مهندس سحابی) قربانی ساخت.
«نجابت» مورد ادعای آیت‌الله خامنه‌ای یعنی بدرفتاری با هزاران شهروند بازداشت شده در سراسر کشور، و ازجمله ستاندن جان کارگری وبلاگ‌نویس زیر شکنجه، بدون عذرخواهی و دلجویی از مادر رنجدیده‌اش.
«نجابت» شخص اول نظام یعنی تکرار تهمت و افترا علیه مخالف محصور، بی‌آنکه فرصت دفاع از خود داشته باشد؛ یعنی محبوس ساختن معترض برای ۱۸۵۰ روز، و زیر ذره‌بین بردن زندگی شخصی وی توسط دوربین‌های نهادهای امنیتی (دختران موسوی و رهنورد همین هفته خبر دادند از: «تغییر موقعیت دوربین‌های موجود در محوطه حصر که لنز دوربین‌ها به سمت داخل اتاق‌های خانه جهت داده شده‌اند، برای ثبت بی‌شرمانه و غیرشرعی و غیر اخلاقی زندگی خصوصی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی»).
فاصله‌ی «نجابت» رهبران جنبش سبز (که از درون حبس ظالمانه، در انتخابات فیلترشده توسط شورای نگهبان اعلام مشارکت می‌کنند) با «نجابت» رهبر جمهوری اسلامی (که یک‌جانبه و بدون رعایت انصاف، اسیر و محبوس را مورد طعن و اتهام و توهین قرار می‌دهد)، فاصله‌ی میان دو روایت از انتخابات ۸۸ است.
سخن گفتن آیت‌الله خامنه‌ای از «نجابت» و متهم‌کردن موسوی و کروبی به رفتار نانجیبانه، به طنز تلخی می‌ماند، که بجای تکثیر لبخند، قهر می‌آفریند و بر شکاف میان هسته اصلی قدرت و جامعه می‌افزاید.
نکته‌ی مهم پنهان در سخنان جدید رهبری نظام اما شاید همین باشد که با وجود سپری شدن بیش از ۶ سال و نیم از کودتای انتخاباتی، و افزون بر ۵ سال حبس خانگی رهبران جنبش سبز، وی هنوز خود را ناگزیر از پرداختن به جنبش سبز ـ هرچند با نشر دروغ و تهمت و تحریف حقیقت ـ می‌بیند.
اظهارنظر اخیر رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر آشکار کرد که خودکامگی و تمامیت‌طلبی دلیلی نمی‌بیند که بدون حضور نیروی اجتماعی پیگیر حقوق بشر و دموکراسی، گامی پا پس گذارد.

منبع: زیتون

مطالب مرتبط

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.