همبستگی در امر اثباتی نشان از وحدت ملی دارد،نه در هنگام فاجعه. در هنگام فاجعه همه باهم دردی می کنند.حتی دشمن انسان هم از روی احساس کمی نرم می شود.
اما تلخ آن است که سال ها است که ایران در معرض طوفان های تفرفه افکنی قرار دارد.
این طوفان با موج های خود بحران ایجاد می کند اقشار جامعه را از هم بیگانه تر می کند. این بیگانه گی اقشاررا در روابط روز مره می توان دید. این دوری را در رابطه دولت-ملت می توان دید.
این گسست را به شکل بحرانی در میان نسلها هم می تواند. این پاره گی را در میان روشنفکران که با هم دعوامی کنند به جای بحث می توان مشاهده کرد.
این چپاول را در غارت ثروت ملی و هم در اختلاس ها باید دید. این بحران را در کلاه برداری های افراد از هم باید دید. اما فاجعه زلزله به ما می گوید که باید درد مشترک را با هم درمان کرد. این درست است. اما روش های رسیدگی به آسیب دیدگان نشان می دهد که همبستگی ما ضربه خورده است.وقتی مردم از ارتش تشکر می کنند سیما برای سردارسپاه فیلم ویژه تدارک می بیند که در حال رسیدگی است چرا برای ارتش نمی کند.
وقتی به جای نهادهای مدنی نام افراد در حساب های مردمی عمده می شود. این همبستگی آسیب دیده خود را نشان می دهد. آیا بعد از چند روز همه چیز فراموش می شود ؟
خرمشهر هنوز خرمشهر نیست فراموش نکنیم. شهری که نماد مقاومت بود نماد سازنندگی نشد.چرا؟ اما این واقعه تلخ نشان می دهد در ما تمایل به همبستگی وجود دارد اما راه ها را گم کرده ایم و برخی راه ها را کور کرده اند برای این درد باید چاره کرد. این زلزله های شاید ما را بلرزاند که چیزی را کم داریم. آن را بجوییم