من به شخصه برای کسب اندکی آرامش فردی و اجتماعی برای خود و مردمان کشورم حاضرم در هر شرایطی حتی اگر سنگ ببارد در انتخابات شرکت کنم و نگذارم افراد و جریانات تندرو دوباره وارد سیستم اجرایی شوند.
اپوزیسیون خارج از کشور ، در بیشتر زمانها و انتخابات پس از انقلاب بدون توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی داخل کشور رای بر تحریم داده است و مردمان ایران را به دوری از انتخابات فرا خوانده است و فاکتورهای بسیاری را نادیده گرفته و مهم تر از همه با داوری های ارزشی گونه ، خود حق مطلق پنداری و چشم فرو بستن بر واقعیات داخل ایران ، احکام نادرستی تعیین و ارایه کرده است.
برخی از افراد و جریانات اپوزیسیون خارج از کشور سیاست ورزی را در جستجوی اخبار و اینترنت گردی و لایک کردن پست های فیس بوکی ! خلاصه کرده و با تحلیل های پیجیده و عدم توجه به روانشناسی اجتماعی و سیاسی ایرانیان به طور مداوم دور خود می گردند . گاه آن ها فرق بین تاکتیک و استراتژی را نمی دانند و تحلیل های خود و همفکرانشان را به عنوان تزهای بسیار تاثیرگذار بر خلق ایران می پندارند، بدین ترتیب هیچگاه در فعالیت هایشان به مقصود و نتایج نخواهند رسید در حالی که خود را موفق و پیشرو می دانند .
اما باید به این افراد گفت بسیاری از افراد داخل کشور هزاران بار بیشتر از شماها دغدغه ی آزادی و امنیت و حکومت قانون مدار را دارند ، اما فرق آنها با شما اینست که واقع بین اند و بر ای گذار مسالمت آمیز به دموکراسی از هر روزنه و فرصتی استفاده می کنند. معتقد به تغییر ذهنیت ها و افکار و عملکرد افراد هستند و به جای خاطره آوردن از سال های دهه 60 و 70 و زیر سوال بردن افراد و جریانات، حال فعلی افراد و گروهها را در نظر گرفته و از هر فردی که کوچکترین توجهی به آزادی و رفاه مردمان نشان دهد ، حمایت می کنند.
هاشمی و روحانی و عارف کنونی برای آنها مهم است و برآنند که افرادی همچون آنها می توانند یاریگر ایرانی آزاد و آباد باشند . فعالین داخل کشور به جای بحث های بی حاصل چندین ساله در مورد ساختار قانون اساسی ، می خواهند از ظرفیت های همین قانون برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند ، می خواهند فردی بیاید و با مهار تورم و گرانی سرسام آور ، با کنترل بی قانونی ها و ریخت و پاشهای اعجاب آور و حرکت آرام به سوی ایرانی بزرگ ، اندک امید و آرامش به میان مردمان برگردد و اوضاع عمومی کشور حتی به اندازه ذره ای به سوی عقلانیت و قانونمندی صعود کند .
چند شب پیش یکی از تحلیلگران صدای آمریکا ، با آوردن خاطره ای از دهه 60 می خواست این نکته را به سمع و نظر ! بینندگان برساند که موسوی و خاتمی و هاشمی با مصباح و جنتی و یزدی هیچ تفاوتی ندارند و همه تلاشها بی فایده است . در این حال به یاد حرف یکی از اساتیدم افتادم که تنها دردی که لاعلاج به نظر میرسد ذهن و مغز منجمد شده است !
ما داخل نشینان به دنبال اندکی آرامش و عقلانیت و منطق در اداره امور کشور و سپس حل کردن آرام آرام سایر مشکلات و دردهای پیش روی سرزمین بزرگ ایران هستیم ، حتی اگر این کار نیاز به شرکت مداوم در انتخابات و برگزیدن فردی اندکی عا قل تر و یا به قول شما بد نه بدتر ! داشته باشد ، وارد این پروسه می شویم . آقایان و خانم ها ما در داخل این مملکت زندگی می کنیم و نیازمند اندکی آرامش ایم . خواهش می کنم به خود بیایید و خیالات ناممکن خود را از طریق رسانه هایتان به عنوان واقعیات برای مردمان ایران واگویی نکنید ، اگر نمی خواهید به مردمان داخل یاری رسانید ، دست کم بر دردها ، زخمها و گرفتاری های آنان نمک نپاشید .
من به شخصه برای کسب اندکی آرامش فردی و اجتماعی برای خود و مردمان کشورم حاضرم در هر شرایطی حتی اگر سنگ ببارد در انتخابات شرکت کنم و نگذارم افراد و جریانات تندرو دوباره وارد سیستم اجرایی شوند؛ خاتمی نشد ، هاشمی ، هاشمی نشد ، روحانی و اگر او نشد عارف ، ما همه خسته ایم و نیاز به ذره ای آرامش داریم همین و بس … !
محمدآزاد جلالی زاده فعال اصلاح طلب
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.