یکشنبه 17th مارس 2013 , ساعت: 01:03کد مطلب : 39544 نسخه قابل چاپ
دو تحلیل فرانسوی از علل بقای رژیم بعثی در سوریه

چرا اسد نیفتاد؟

کریستوف ایاد در روزنامه لوموند این پرسش را مطرح کرده چرا رژیم سوریه به رغم شورش مسلحانه گسترده و حمایت کشورهای غربی و عربی و ترکیه همچنان به حیات خود ادامه داده است؟ این در حالی است که این رژیم شرکای اصلی تجاری خود را از دست داده و اکنون محروم از درآمدهای صادراتی خود از جمله نفت و کتان وفسفات است. خزانه خالی شده ، قیمت ها سرسام آور شده و نبرد به حلب و دمشق کشیده شده است.

با این وجود چرا این رژیم به حیاتش ادامه می دهد و بشار اسد با اطمینان و اعتماد به نفس در یکی از معدود مصاحبه هایش با ساندی تایمز  از پیروزی خود سخن می گوید؟  در حالی که کاخش مورد هدف گلوله های خمپاره قرار گرفته است و سیستم قدرت در سور یه از این وضعیت چندان شوکه نشده است. نویسنده بعد از این توضیحات از قول فابریس بلانش استاد دانشگاه لیون ۲ می نویسد:«برای کسانی که این رژیم را می شناسند این موضوع چندان تعجب آور نیست. این رژیم محکم تر از رژیم بن علی در تونس مبارک در مصر  و صالح در یمن است. رژیم اسد متقاعد شده که در نبود صلح جنگ را می برد.»

نویسنده سپس به تاثیر جامعه علوی ها در ساختار رژیم اشاره کرده و معتقد است رژیم اسد که در فضایی از وحشت استقرار یافته بیشتر از این که بر اصل کامیابی استوار شده باشد بر مبنای مبارزه پی ریزی شده است. در رقابت است که حداکثر هنرورزی این رژیم و توانایی اش در ریشه کردن مشکلات داخلی و  بسیج حمایت های خارجی برای حل آنها  استقرار یافته است. رژیم اسد بیشتر از اینکه به حمایت های نظامی و مالی روسیه و ایران تکیه کرده باشد  بنیان خود را بر محور اقلیت علوی گذاشته است. فابریس بلانش در این مورد می گوید«این اقلیت فقط ده درصد از جمعیت سوریه را تشکیل داده است اما هسته اصلی ارتش و سرویس های اطلاعاتی را علوی ها شکل داده اند.»

بلانش  بعد از مولفه قومیتی رژیم اسد بر ساختار حزب بعث تکیه کرده که از سال ۱۹۶۳ قدرت را در سوریه به دست گرفته است. این حزب از عصاره ایدئولوژیک تهی است اما شبکه های حامی لازم را در زمان های دشوار و حساس بسیج می کند. فابریس بلانش ادامه می دهد مسئولیت های دولتی اخیر به دلیل نبود وفاداری میان کارمندان به فرزندان نظامیان بعثی سپرده شده است. مسئولیت دولتی ابزار قدرتمند انسجام سیستم به شمار می رود. این مسئولیت به یک سوم از جمعیت فعال تمرکز می کند. دادن حقوق به این کارمندان رضایت آنها را برای رژیم جلب می کند.

اما فابریس بلانش در عین حال تاکید می کند در ساختار حکومت سوریه توهم عادی بودن امور وجود دارد و این ساختار ناکارآمد شده است . اگر دولت سوریه همچنان به کارمندانش حقوق می دهد با کمک ایران است که با تحویل سوخت و برق دمشق را از لحاظ مالی تامین می کند و البته روسیه که سلاح سوریه را به صورت رایگان  تامین می کند.

از سوی دیگر رژیم اسد با ترس به بقای خود ادامه می دهد. می توان گفت خانواده های وزرا، سفرا  و مقامات بلند پایه گروگان رژیم به حساب می آیند. سربازان درجه پایین ارتش سوریه اکثرا سنی  و بالادستی ها علوی هستند. فابریس بلانش می گوید به موازات این امور رژیم شبه نظامیانش را از بین اقلیت های دروزی مسیحی و کرد چند برابر کرده است.این اقلیت ها حداقل صدهزار  شبه نظامی  را بسیج می کنند. رژیم با اهدای یک کلاشینکف، حقوقی اندک  و حق اختیاری غارت خدماتی رابه جوانانی محروم می دهد که می توانند جذب شورش شوند. »

در نظر نویسنده این گزارش آخرین فاکتور انسجام فعلی این رژیم اختلافات موجود در اپوزیسیون میان اعراب و کردها ، لائیک ها و اسلامگرایان  اخوانی ها و مارکسیست ها است.

این استدلال ها از سوی نویسنده این گزارش و فابریس بلانش به همراه مقاله ای دیگر از ژنرال ژان فلوری رئیس سابق ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش فرانسه که در همین سایت منتشر شد نشان می دهد که چگونه ساختار محکم حزب بعث و قدرت سرکوب باعث شده به رغم سماجت سوری ها و حمایت های بین المللی رژیم اسد به بقای خود  ادامه دهد. فلوری در مقاله خود استدلال کرده بود کشورهای غربی از جمله فرانسه این توانایی را ندارند به راحتی بر آسمان سوریه تسلط یابند.  چرا که «نیروی هوایی ارتش سوریه حدود ۵۰۰ هواپیمای جنگی دارد که دو برابر تعداد هواپیماهای فرانسه است. حتی اگر بخشی از این هواپیماها هم مدرن باشند تعداد آنها و تداوم روند آماده سازی برای جنگ احتمالی با اسرائیل از نیروی هوایی سوریه رقیبی جدی ساخته است. در نتیجه ما در اندازه ای نیستیم که با این نیروی هوایی رویارویی کنیم.»

وی با اشاره به تفاوت پرونده های لیبی  و  سوریه خاطرنشان کرده بود:«برای نابودی نیروی هوایی بشار اسد، باید از همه توان ماشین جنگی آمریکا استفاده کرد و از فرودگاه های قبرس ، یونان و حتی خاورمیانه نیز استفاده کرد. در مورد لیبی این نیروی هوایی ما بود که نخستین حمله آزاد سازی بن غازی را انجام داد و فرانسه را در ردیف نخستین کشورهای حمله کننده قرار داد.اما در مورد سوریه ما تنها در نقش یک نیروی کمکی تحت فرماندهی واشنگتن قرار خواهیم گرفت و این موضوع چندان افتخار آمیز نیست.»

وی مشکل اصلی عدم اجرای سیاست پرواز ممنوع را ناتوانی کشورهای غربی در تسلط بر آسمان سوریه دانسته بود .

این اظهارت فابریس بلانش و ژنرال فلوری نشان می دهد چگونه هسته سخت ساختار سیاسی حزب بعث در سوریه توانسته است به مدت دو سال در برابر هجوم سخت مخالفان ایستادگی کند. این در حالی است که اکنون ما وارد سومین سال شورش سوری ها شده ایم و وضعیت سوریه مبهم تر از گذشته شده است. وضعیتی که این کشور را در حالت تعلیق قرار داده و نه  نیروهای دولتی و نه نیروهای اپوزیسیون توان غلبه بر یکدیگر را ندارند. حتی اگر اسد در ماه های آینده سقوط کند این موضوع نشان می دهد که تحلیل شرایط هر کشور مطالعه بیشتری را می طلبد. سوریه موردی است که نشان داد تحلیل گران سیاسی به راحتی با ساده انگاری  به دام پیش بینی های غلط می افتند. کسی گمان نمی کرد این حجم اعتراض در این کشور با این  ساختار سرکوب رخ دهد هم چنانکه کمتر کسی گمان می کرد بحران سوریه این چنین طولانی شود.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.


  1. حکم

    کی بود کی بود من نبودم!

  2. ahmad

    اگر اپوزیسیون سوریه تشکیلات منسجمی همچون مقاومت ایران داشتند به راحتی کشورهای غربی را همسو با خودشون میکردند

    • محمدرضا

      نه اینکه مقاومت ایران الان رژیم رو نابود کرده.شماها که بغیر از مردم عادی هیچکار مثبتی نکردید…باضافه نفت تو آتیش رژم ریختن
      مقاومت کشک چی دوغ چی

  3. vahid

    المان پشتیبان رژیم سوریه است

  4. حکم

    غرب هرگز با اپوزیسیون مردمی و مترقی هیچ کشوری هماهنگ نشده است و نمی شود، آقای احمد اشتباه نفرمایید. عربیان همواره با آن اپوزسیونی همکاری کرده اند، که سناریوی ایشان را پذیرفته است. سناریوهای ایشان هم نامهای زیبا دارد و محتوای بشدت کثیف. اینها در ویتنام با نام دفاع از آزادی دهها سال صد برابر وحشیانه تر از مغول کشتند و ویران کردندو سوزاندند. هم فرانسه هم آمریکا. برید تاریخ را بخوانید ببینید همین فرانسویان در الجزایر چه جنایاتی کردند. ببینید آن تستعمار پیر در هر ۵ قاره چه جنایاتی مرتکب شده است. اپزسیون ایران آنهایی نیستند که برای همسویی با غرب موس موس می کنند. رضا پهلوی و رجوی را شما اپوزیسیون بشمار نیار. اینها و دارودسته شان جز مشتی میهن فروش {…} نیستند. خوشبختانه اپوزسیون ایران تجربه خوبی دارد و از واقعیات روابط بین المللی خوب اطلاع دارد و این عربیان مورد علاقه شما را خوب می شناسند. اتفاقا نشانه بلوغ اپوزسیون ایران همین بود، که چون خائنین سوریه در دام خطرناک این جنایتکاران غربی نافتاد و گرنه مانند سوریه جز ویرانه چیزی از کشور باقی نمی ماند. انسان فقط گوش نیست خرد هم دارد باید به خرد و وجدان هم گاه مراجعه کرد. یک ایرانی میهن پرست آن نیست که فقط شعارهای ضد حکومتی می دهد کسی است که ابتدا منافع کشور و مردمش را خوب می شناسد و خطرهایی که میهنش را تهدید می کند به دقت می بیند با شناخت اینها آنوقت معیاری در دست دارد، تا در باره امور کشورش قضاوت کند. وقتی کسی برای تغییر در میهن خود همسویی با خارجی را پیشنهاد می کند می شود با خوشبینی گفت که از این مسایل بویی نبرده است

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.