جمعه 23rd آگوست 2013 , ساعت: 12:08کد مطلب : 49851 نسخه قابل چاپ
نقدی بر مقاله آقای آرش نراقی

موسی به دین خود، عیسی به دین خود

سخن آقای نراقی اینجا عجیب است که رفع تحریم ها را وظیفه ای مختص دولت ها می داند اما از جامعه مدنی می خواهد برای آزادی زندانیان سیاسی و حصر رهبران جنبش سبز وارد عمل شود. البته موضوع دوم غلط نیست اما بر مبنای کدام تقسیم بندی رفع تحریم ها بر عهده دولت است و آزادی زندانیان کارویژه جامعه مدنی ؟

در روزهای اخیر نقدهایی بر نامه ۴۶۵ فعال مدنی و سیاسی خطاب به اوباما در مورد تاثیر منفی تحریم ها بر معیشت مردم و روند دموکراسی خواهی در ایران نوشته شده است. این نامه در حمایت از نامه ۵۵ زندانی سیاسی به باراک اوباما نوشته شد که در آن خواستار رفع تحریم ها شدند. یکی از نقدها از سوی آقای آرش نراقی نوشته شد که بر دو محور چرخیده است. نخست اینکه امضا کنندگان چرا خود را در جایگاه دولت مردان قرار داده اند و اصولا این وظیفه دولت روحانی است که در مصالحه با غرب به فکر راه حلی برای رفع تحریم ها باشد. محور دوم نقد آقای نراقی بر این اساس استوار شده که اصولا چرا اولویت شعارهای امضا کنندگان نامه بر رفع حصر و آزادی های سیاسی قرار نگرفته است؟ به نوعی آقای نراقی پیش شرط هر گونه موفقیت در رفع تحریم ها و حل مسئله هسته ای ایران را آزادی رهبران در حصر ، زندانیان سیاسی و گشایش در فضای سیاسی ایران دانسته است.

در مقام نقد گزاره نخست ایشان، مبنی بر اینکه رفع تحریم ها بر عهده دولت روحانی است و نه فعالان مدنی باید گفت این سخن تا حدودی عجیب است. چون که اصولا امضا کنندگان نامه در هیچ کجای آن اشاره نکرده اند که حل مسئله هسته ای وظیفه آنهاست. این ۴۶۵ نفر از فعالان سیاسی و مدنی هستند که زیست آنها در جامعه مدنی ایران است. به نوعی حیات آنها نه در ساخت قدرت که در عرصه عمومی است و طبیعی است در عرصه عمومی نیز باید مسائلی که با معیشت و زندگی مردم سر و کار دارند مورد بررسی قرار گرفته و به عبارتی با آنها چالش شود. زمانی که سوءمدیریت در نظام اقتصادی و سیاسی کشور با همدستی تحریم های خرد کننده زندگی مردم را فلج می کنند و اقتصاد بیش از پیش پایه هایش لرزان می شود تبعات این بحران ها در مصداق ها بروز و ظهور می یابند و این مصداق ها خود به خود توجه جامعه ،روشنفکران ، رسانه ها و احزاب را به خود جلب می کنند.

به عنوان مثال وقتی در دزفول عده ای از بیماران هموفیلی به خاطر کمبود دارو به مواد مخدر پناه می برند، یا بیماران سرطانی در استان مرکزی درمان خود را به خاطر هزینه سنگین دارو رها می کنند یا برخی از بیماران به خاطر بحران دارو جان خود را از دست می دهند، یا اینکه کارخانه ها بر اثر فقدان مواد اولیه تولید ورشکسته می شوند و کارگران نخستین قربانی این بحران می شوند توجه روشنفکران ، فعالان مدنی و سیاسی که به خصوص خارج از دایره قدرت مسائل را زیر ذره بین قرار می دهند جلب شده و حساسیت آنها برانگیخته می شود.

در نتیجه این توجهات و حساسیت هاست که روشنفکران ، فعالان مدنی، احزاب سیاسی، رسانه ها در عرصه عمومی به عنوان بازیگر وارد عمل می شوند و تحریم ها را به عنوان یک مسئله مطرح می کنند. یعنی  اگر رفع تحریم ها به دغدغه بیش از ۴۶۵ فعال مدنی و سیاسی در داخل و خارج از کشور تبدیل شده و باعث شده آنها به نامه نگاری به مقامات کشورهای درگیر در پرونده هسته ای ایران اقدام کنند و دولت ها را به خاطر این موضوع مورد خطاب قرار دهند حاصل فرآیندی است که موضوع تحریم ها را به یک مسئله تبدیل کرده است. طبیعی است زمانی که مسئله ای مطرح می شود جامعه مدنی وارد عمل می شود و این ورود به مسئله کارکرد اجتناب ناپذیر جامعه مدنی است. در عرصه عمومی نیز ورود به مسئله اصل موضوع است و نتیجه گرفتن از این ورود فرع برآن است. یعنی پیشاپیش نمی توان با استدلال به عدم نتیجه گیری، مسئله ای را به حال خود رها کرد. این ضرورت مسئله است که فعالان مدنی را در عرصه عمومی مجبور به واکنش می کند و نتیجه گیری نیز به جز اراده دولت ها به توان جامعه مدنی و هنرمندی فعالان مدنی از ابزارهای ارتباطی و امکانات موجود در عرصه عمومی برای تاثیرگذاری بر قدرت بستگی دارد.

در نتیجه این استدلال آقای نراقی که فعالان مدنی به خاطر احتمال عدم نتیجه دهی  نامه نگاری ها و دیگر اقدامات خود بهتر است از این اقدامات اجتناب کنند به خاطر کارکرد عرصه عمومی و کنش فعالان مدنی چندان موجه به نظر نمی رسد.

دولت روحانی موظف است بر اساس وعده خود، توافق هسته ای با غرب و رفع تحریم ها را مد نظر قرار دهد و فعالان مدنی هم بر اساس ضرورت های برخاسته از عرصه عمومی می توانند قدرت را مورد خطاب خود قرار دهند.

دوگانه سازی از کارکرد جامعه مدنی

سخن آقای نراقی اینجا عجیب است که رفع تحریم ها را وظیفه ای مختص دولت ها می داند اما از جامعه مدنی می خواهد برای آزادی زندانیان سیاسی و حصر رهبران جنبش سبز وارد عمل شود. البته موضوع دوم غلط نیست اما بر مبنای کدام تقسیم بندی رفع تحریم ها بر عهده دولت است و آزادی زندانیان کارویژه جامعه مدنی ؟ با منطق آقای نراقی می توان گفت آزادی زندانیان نیز کارکرد دولت و تعامل قوه مجریه با قوه قضائیه است و مطالبه فعالان مدنی و سیاسی خارج از قدرت تاثیر چندانی ندارد و جامعه مدنی بهتر است دخالت نکند. به عبارتی منطق آقای نراقی در مقاله خود دچار نوعی دوگانه سازی از کارکرد جامعه مدنی است. یعنی یک جا جواز ورود جامعه مدنی و فعالان مدنی و سیاسی را صادر می کند و جای دیگر جامعه مدنی را به نوعی در دخالت در کار دولت نهی می کند.

با این منطق، جامعه مدنی اصولا در برخی از مسائل باید به محاق رود و مسائل ما بین دولت ها یا قوای سه گانه حل شود. هیچ گونه معیاری برای اثبات این دو گانه سازی از کارکرد جامعه مدنی وجود ندارد، یعنی آقای نراقی بعید است بتواند اثبات کند نامه برای رفع تحریم ها بی اثر است اما نامه برای آزادی زندانیان سیاسی اثرگذار است. واقعیت این است که دولت کار خود را می کند و جامعه مدنی هم کارکرد خاص خود را دارد. فعالان مدنی هر جا که جامعه مسائلش را به عنوان ضرورت بر آنها تحمیل می کند وارد عمل می شوند، حال زمانی این مسئله رفع تحریم هاست و زمانی دیگر مسئله آزادی زندانیان سیاسی است.

اولویت بندی مسائل بر اساس کدام معیار؟

اکثر امضا کنندگان نامه در انتخابات ۹۲ از حسن روحانی خواستند رفع تحریم ها و حل مسئله هسته ای ایران را با توجه به حوزه مانور دولت در ساختار جمهوری اسلامی مورد توجه قرار دهد . بسیاری از آنها از مناصب دولتی بی بهره هستند. آنها در انتخابات شرکت کردند تا دولتی سرکار بیاید که به نوعی ضمن توقف روند تخریبی که در هشت سال دولت احمدی نژاد، ایران را در پرتگاه نابودی قرار داد عقلانیت را به امور برگرداند و ضمن حل مسئله هسته ای و رفع تحریم ها برای مدیریت صحیح اقتصاد کشور تلاش کند و از سویی فضای امنیتی که بعد از انتخابات ۱۳۸۸ جامعه ایران را تحت تاثیر خود قرار داد بشکند. جناب نراقی به نوعی در نوشته خود رفع حصر ، آزادی زندانیان و شکستن فضای امنیتی را پیش شرط موفقیت جامعه مدنی در طرح مطالبات خود دانسته  و حتی گشایش در فضای سیاسی را تضمین کننده موفقیت دولت در حل مسئله تحریم ها معرفی کرده اند.

اما دلیلی برای این اولویت بندی وجود ندارد. همچنانکه برخی از فعالان مدنی معتقد هستند رفع تحریم ها، رونق اقتصاد ملی ، جان گرفتن طبقه متوسط و نفس کشیدن جامعه مدنی خود به خود به شکسته شدن فضای امنیتی کشور منجر خواهد شد و برخی هم موفقیت هر یک را محرکی برای موفقیت مطالبه دوم می دانند. امضا کنندکان نامه چه بسا کسانی باشند که قائل به اولویت مطالبه آزادی زندانیان سیاسی باشند و چه بسا کسانی که برای رفع تحریم ها و حل مسئله هسته ای ایران ارجحیت قائل هستند و شاید هم در میان آنها کسانی باشند که میان این دو مطالبه اولویتی قائل نیستند و برای هر دو تلاش می کنند . در نتیجه پیش شرط آقای نراقی چندان نمی تواند اقدام امضا کنندگان را فاقد اعتبار کند یا آن را در مقام عملی بیهوده قرار دهد. جامعه مدنی ایران می تواند با همین امکان محدود ضمن درخواست از دولت برای حل مسئله هسته ای و گوشزد کردن بحران هایی که جامعه  به خاطر پرونده هسته ای دچار آنها شده از عرصه عمومی در غرب نیز برای توجه حداقل بخشی از افکار عمومی این کشورها به فاجعه انسانی که در ایران در حال رخ دادن است استفاده کند. به این معنی که این نامه نگاری ها به مقامات دولت هایی که درگیر این پرونده هستند بی فایده نیست بلکه عدم استفاده از امکانات موجود در عرصه عمومی غرب از سوی ایرانی ها و فقدان لابی های تاثیرگذاری که بتواند رنج مردم ایران را به عنوان یک مسئله در افکار عمومی غرب طرح کند مورد مناقشه است.

واقعیت این است غرب نیز بهتر است صدایی از جامعه مدنی ایران را بشنود که نه بر مبنای محاسبات صرف سیاسی که بر اساس منطق جامعه مدنی نه تنها با حکومت ایران بلکه با دولت های غربی سخن می گوید. جایی که جامعه مدنی ایران با زبان خود به له شدن زیر بازی سیاسی دولت ها و نحیف شدن زیر ارابه های سهمگین قدرت اعتراض می کند. جامعه مدنی چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان زبان خاص خود را نسبت به قدرت دارد و در عرصه عمومی تلاش می کند و با امکانات خود قدرت ها را مورد خطاب قرار دهد. مخاطب این جامعه مدنی می تواند حکومت ایران  و یا می تواند دولت های غربی باشند. در نتیجه دولت روحانی برای رفع تحریم ها کار خود را می کند و جامعه مدنی هم برای رفع تحریم ها از ابرازهای خاص خود استفاده می کند.

مقاله آقای آرش نراقی را در اینجا ببینید:http://www.rahesabz.net/story/74515/

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


حوزه :
  1. ناظر

    چرا ما به محض مطرح شدن ناممان در رسانه ها ، اصرار داریم در مورد همه چیز اظهار نظر کنیم . بر انهایی که سابقه روضه خوانی دارند حرجی نیست ، بقیه چرا ؟

  2. ali manly

    در تایید سخنان مجتبی اجازه دهید دو مطلب را اضافه کنم:
    ۱-آراء مردم اصلاح طلب٬ سبزها و عقلگرایان به روحانی به منظور توسعه سیاسی٬ حقوقی٬ اقتصادی٬ و بین المللی بوده است و این دسته رای دهندگان حق دارند که مطالبات ملی خود را مرتبا به هر وسیله ای بیان کنند و این امر هیچ نافی حقوق مدیریت روحانی در دولت نیست بلکه در ردیف و موازی اوست و صدای مقطعی و مشروط٬ کنشگران مدنی را به صدای کنشگران در خارج که ٬به روحانی بواسطه واریانس وی با تندروها٬ رای دادند وصل میکند و میتوانند اگر احساس اعتماد و صداقت کنند لابی هم ایجاد کنند و دور هم جمع شوند و کانون وحدتی را حول برخی اصول ملی (حمایت از مردم و نه ولایت غیر انتخابی) ایجاد کرده و خواستهای انسان دوستانه خود را مطرح کنند.
    ۲- اعتراض منطقی وظیفه هر پیشرو فکری است. اتفاقا بسیاری از پیشروان و عاشقان ایران در بندند و در محل مشترک و متحد خود بخوبی احساس فشارهای غیر منطقی غرب که محاصره دوا و درمان و غذا مردم عادی ایران (و نه ولایت فقیه) را نشانه رفته است و قصد دارد از ایران یک افغانستان و عراق دیگر بسازد بخوبی درک میکنند. محاصره های اخیر کنگره پیش زمینه ایجاد یک جنگ دیگر جنگ طلبان با کل
    ایران است و اگر فقر و یا جنگ در گیرد از همه مهمتر رشد دموکراسی در ایران و منطقه را مجددا دچار تخریب میکند.
    ۳- زمان انفعال نیست این جمله بنجامین فرانکلین شاید ما را هم محک میزند:اگر طراح برنامه نباشید آنوقت طراح شکست خواهید بود.
    بااحترام

  3. ش

    دوستان عزیز همه شما درست صحبت میکنید اما نمیدانم چرا فقط بخشی از واقعیت را بیان میکنید به نظر میرسد هوای آلوده و امواج پارازیت شما ها را هم دچار پراکندگی فکر و به نوعی الزایمر نموده است. این نامه ها خوب است بشرطی که از مفاد آن یک نوع پاچه خواری آن هم از نوع متدوال آن که این هشت ساله اخیر ببخشید، نه این ۳۴ سال اخیر انواع و اقسام آن در جامعه نهادینه شده چون اصولا از هر مقوله اجتماعی – سیاسی – اقتصادی …فقط بازی آن را یاد گرفتیم.
    جناب نجفی جای این همه دلیل و استدلال در محکومیت آقای نراقی بهتر نبود آنچه را که شما میگوئید را با آنچه را که او میگوید جمعبندی میکردید و یک نامه کامل که بوی پاچه خواری ندهد را ارائه میکردید.چگونه است که شما بچه خاطی را ول میکنید و به مبصر ایراد میگیرید که چرا بچه شیطون که حرف حساب سرش نمیشه را تنبیه میکنی!!
    مثل اینکه فراموش کردید که در این ایام سپری شده این خطاکار نا اهل با همین درآمد نفتی و دور زدنها خرخره همه را گرفته و بدون توجه به اصول اولیه استانداردهای بین المللی داره همه را از یاران همراه خود تا مردم بیچاره کوچه و بازار را خفه میکنه . حالا که مبصر کلاس خرخره اونو گرفته برده کنار دیوار که مجبورش کنه از این ماجراجوئی دست بکشه ما مردم در حال اهتزار بپریم وسط بگیم آقا تو رو خدا حالا ولش کن تا ببینیم چی میشه. حالا واقعا فکر میکنی این کار درسته که وساطت کنیم ؟ نه . دوست عزیز بهتر بود که در همین نامه ضمن برشمردن وضعیت واقعی مسببین اصلی این شرایط که همه میدانند کی هست ،راه کار مناسبی به اقای اوباما پیشنهاد میشد که از مفاد نامه این برداشت حاصل نشود که این آقایان برای اینکه خود را نزد رژیم لوس کنند تا امتیازی مبنی بر سهم خواهی از رژیم دریافت کنند . تا این استنباط بوجود نیاید که اول نامه به اوباما بعد تقلب و تخلف میشود تدلیس و حتما روزهای آتی تفاسیر دیگری هم خواهیم دید در باب تلطیف اوضاع داخلی.

    • مقداد

      متاسفانه طبق صحبت “ش”، تحمیل تحریم های گسترده و بی سابقه علیه مردم ایران که منجر به سختی ها برای مردم شده، به مثابه این است که آمریکا مبصر است، و یخه بچه شیطون رو گرفته

      “ش” همان حرف نراقی را می زند، با این تفاوت که نراقی بخاطر تحصیلاتش بسیار مودب تر است. با کمال بی انصافی و بی ادبی به خودش اجازه می ده که ۵۵ نفر کنشگر که در داخل ایران، زندانی سیاسی بودند رو، “لوس” بخواند، و بدون ارائه هیچ استناد و شواهدی آنها را متهم به “سهم خواهی از رژیم” کند

      بعضی اوقات نوشته هایی می بینم که از خودم و هم نوعم شرمنده می شم

      • ش

        از (ش ) به ( برادرمقداد)

        ۱- تا زمانی که شما و امثال شما بدنبال بت سازی از هر شخصیتی ولو زندانی سیاسی باشید وا مصیبتا که باید در همین شرایط دست و پا بزنیم.

        ۲-من به هیچکدام از بزرگواران بی ادبی نکردم بلکه از بین امضا کنندگان که بیشرین آنها از طیف اصلاح طلب میباشند با توجه به سیاستبازی های روزانه این استنباط کاملا طبیعیست که از هر راهی برای رسیدن به بخشی از قدرت از دست رفته تلاش وافر مینمایند ، فقط توصیه کردم.

        ۳- مستندات !!!؟ انتخابات مجلس را فراموش کردید؟ مصاحبه های رنگارنگ بعضی از اصلاحطلبان را که در گوشه و کنار چاپ میشود را ندیدهاید؟ شمامطلب آقای اردشیر امیر ارجمند را که سطح خطاکاران سال ۸۸ را به طائب و سپاه تقلیل داد را ندیدید؟
        وای به احوالمان که اینچنین خود را کنشگر و منادی ازادیخواهی در این مملکت بدانیم . وای بر ما.

        • مقداد

          از (برادر مقداد) به (رفیق ش)

          ۱- کسی بدنبال «بت سازی» نیست، این واژه و قضاوت شما است. در حقیقت بدنبال همبستگی در جامعه مدنی ، و محترم شمردن هم سنگران — و دیگران به طور کلی– در عرصه عمومی هستیم. گویا هر تحلیلی را که با آن مخالف باشید ، همواره آن را «شرایط دست و پا زدن» می نامید

          ۲- چرا این گونه برخورد می کنید؟ شما اول بطور کل، همه گروه ۵۵ نفر را متهم کردید، و حالا برای توجیه آن، می گویید که اکثریت آنها اصلاح طلب هستند. مثل اینکه شما با همه ما مخاطبین به این تواقق رسیده بودید که اصلاح طلبان منفور اند؟ در مورد «سیاست بازی های روزانه»، این، اتهام شما به آنها است که باز در نوشته خود تکرار کرده، و آن را “طبیعی” می خوانید !!

          ۳- ما با بعضی از مواضع اصلاح طلبان مخالفیم ، و با بعضی از آنها موافقیم، و سالها است که بیانیه مشترک با آنها امضا کرده ایم. منظورتون را از مصاحبه های «رنگارنگ» درک نکردم. از شما دعوت می کنم که از ادبیات تساهل و تسامح استفاده کنیم. و تیشه به ریشه فعالین که فداکاری کرده اند نزنیم. بیشتر در فکر همبستگی و اتحاد باشیم، تا اختلاف

          • ش

            آقای مقداد
            متاسفانه بت سازی در جامعه ما نهادینه شده و زخم مزمنی است که سالها داریم از اون زجر میکشیم بخصوص از روزی که حزب توده در ایران فعالیتش را آغاز کرد وبنظر من چون شروع فعالیتش همزمان با دوران کیش شخصیت استالین بود این امر را در ایران دامن زدند که به بقیه هم سرایت کرد و بت هائی مثا روزبه – جزنی – احمدزاده – رضائی ها – نواب صفوی – و غیره که البته بعضی از این شخصیت ها واقعا قابل احترام هم هستند. و امروز هم ناخودآگاه داریم این بیماری رو اشاعه میدهیم.
            به من حق بدهید که این گونه برخورد کنم زیرا آنچه را که بخصوص در این چهل سال اخیر دیدم جز جزمیت و تنگ نظری ، خیانت و ریابخصوص از انهائی که سالها در زندان بودند و ما بعنوان شاخص جامعه میشناختیم تا انها که در مهاجرت مشغول مبارزه بودنداز فرخ نگهدار تا ابراهیم یزدی و از کیانوری تا رجوی .
            دوست عزیز من در مطالب قبلی هیچگاه به کسی توهین نکردم اما از اتفاقی که در حال وقوع است این تصور را ایجاد کرده که به محض شروع جنبشهای واقعی در ایران بخشی از حاکمیت (اصلاح طلبان )که از بقیه حاکمیت زخم خورده خودش را به جنبش آزادیخواهی مردم گره زده تا شاید از این طریق بتواند در معادله قدرت نقش خویش را حفظ کند و در این راستا از هر روشی استفاده میکند ( ماکیاولیسم ناب).آنهم نه در جهت منافع مردم بلکه در جهت اهداف صرف خودشان.
            دوست عزیز جایگاه خود را حفظ کنید و عزت و شرف و غیرت انسانهائی مانند سحابی – صابر و سامی و پیمان را در حد حجاریان و عبدی و میردامادی و غیره نازل نکنید. قالی کرمان کجا و خرسک کجا.اینجاست تفاوت سیاستمدار و سیاست باز.
            دوست من یک خواهش از شما دارم فقط یک خواهش یکبار روزنامهها و مصاحبه ها ی همین طیف اصلاح طلبان را از سال ۱۳۷۶ به بعد مرور کنید ببینید چه میگفتند و کجا بودند و امروز چه میکنند من نمیخواهم تفرقه ایجاد کنم ولی بهتر است با این طیف حکومتی کاملا آگاهانه و دقیق برخورد شود تا سیاه لشکر آقایان نشویم که هر وقت خواستند شهروند درجه یک ودر مواقع دیگر اصلا به حساب نیائیم.
            اگر تساهل و تسامح خود فریبی نباشد موافقم و انتظار دارم شما که بدنبال همبستگی و اتحاد هستید بهتر است همه طیفهای مردم را به وحدت دعوت کنید از سلطنت طلبان تا انواع و اقسام گروه های سیاسی و نیروهای صادق مجاهد که حسابشان از ولایت رجوی جداست.
            امیدوارم شما در پیله تنگ خودخواهی اسیر نباشید و برای همه تفکرات و هوادارانشان حقی برای اتحاد قائل باشید. عزت زیاد.

  4. حجت

    شما سی سال با این موش وگربه بازی میخواهید توسعه پیدا کنید وافغانستان نشید نتیجه چی گرفتید؟ بس دیگه راهتنو تغییر بدید راه رو هدف نکنید برای رسیدن به هدف باید راه رو عوض کرد راهی که جز بدبختی جنایت وفساد چیزی نداره تغییر بکن اپوزیسون تا تغییر بدی بیایید با مردم باشید استبداد توانسته از شما یار دوازدهم بسازه

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.