سه شنبه ۱۴ام آذر ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۵:۰۹کد مطلب : 106189 نسخه قابل چاپ

خدا ، زلزله لیسبون و زلزله تهران

✅دیروز کرمان زلزله آمد، بعد بلافاصله کرمانشاهان و ایلام و امروز هم آذربایجان . مثل ژاپنی ها بپذیریم که با زلزله باید زندگی کنیم. خطر زلزله در بسیاری از شهرهای ما یا از درجه “خیلی زیاد” یا “زیاد” برخودار است.
✅دیر یا زود زلزله تهران رخ خواهد داد. آیا کسی هست تصور کند در زلزله احتمالی تهران کمتر از یک میلیون کشته شود؟
قربانیان، تاوان شهرسازی بی ضابطه ای را خواهند داد که به قواعد ساخت و ساز بی توجه بوده ، برای پول بیشتر تراکم بیش حد و اندازه ای فروخته، به مناطق فرسوده کمتر رسیدگی کرده و متناسب با رشد جمعیت زیر ساخت ها را فراهم نکرده است.
✅تصور زلزله تهران وحشتناک است. این زلزله امنیت ملی ما را در معرض خطر جدی قرار می دهد و در حد و اندازه ای یک بحران جهانی ظاهر خواهد شد. آیا واقعا به صورت جدی به این بحران فکر کرده ایم؟
✅در مورد قرآن و اخطارش درباره بلایای طبیعی و مجازات انسان برداشت اشتباهی وجود دارد. در سطحی ترین برداشت نزول بلایای طبیعی به مسائلی مانند پوشش ربط داده می شود. اما آنچه که قرآن هشدار می دهدد بسیار جدی تر از این برداشت های سطحی است. بر مبنای آیه ای که مقرر می دارد هیچ قومی طعم تغییر را نخواهد چشید مگر خود را تغییر دهدکاهش تبعات زلزله و سایر بلایای طبیعی هم محصول دوراندیشی انسان هاست.
✅وقتی زلزله لیسبون در سال ۱۷۵۵ رخ داد از دل این فاجعه، بزرگترین خیزش فکری اروپا رخ داد. ولتر و بسیاری از روشنفکران آن عصر اعتراض کردند این چه خدایی است که ناتوان از نجات بندگان بی گناهی است که قربانی بلایای طبیعی شده اند. زلزله لیسبون پایه های برداشت نهادمند از مذهب را لزران کرد. خدای کلیسا با پرسشی جدی مواجه شده بود.در واقع پرسش روشنفکران آن عصر نه در ضدیت با خدا که به نظر من در راستای تبرئه خدایی بود که در نهایت ظالم نشان داده می شد چرا که اگر بلای دسته جمعی نازل می شود گناه بی گناهانی مانند کودکان چیست؟
✅زلزله لیسبون هشداری بود که بی خود بی مسولیتیمان را به خدا نسبت ندهیم. این زلزله نه تنها جدال فکری فلسفی مهمی را باعث شد بلکه باعث پژوهش های گسترده در مورد علت زلزله شد و تبعات خاص سیاسی اجتماعی اش را هم به بار آورد.
اینکه در قرآن به انسان در مورد عذاب های دسته جمعی هشدار داده شده نه به خاطر موی دختران بلکه به خاطر بی توجهی حاکمیت و جامعه به خطری است که بارها تکرار شده اما برای آن راه حلی ریشه ای تدارک دیده نشده است. بدترین مشکل یک جامعه و حکومت این است که سطح” مسائل عمومی اش” تنزل پیدا کند. یعنی به جای اندیشیدن به حل ریشه ای زلزله و هماهنگی زندگی ساکنان ایران با این واقعیت تلخ، در گیر ودار ورود یا ممنوعیت زنان به ورزشگاه، حلال یا حرام بودن کنسرت ها ، مشروع یا نامشروع بودن شکل مانتو باشد.
✅و البته عذاب دسته جمعی زمانی رخ می دهد که به مسئله اصلی که می تواند بنیان یک کشور را در معرض خطر قرار دهد توجهی نشود: مسئله فساد. گسترش فساد سطح مسئولیت پذیری انسان ها را کاهش می دهد. حساسیت نسبت به بروز زشتی ها را با چالش مواجه می کند و آن موقع نه ناظر، نظارت درست بر ساخت و ساز دارد نه پیمانکار دلسوز سرنوشت هموطنش هست و نه مسئول حوصله ای برای اندیشیدن به راه حل بحران دارد. به قول “گلرخ کمالی” شخصیت اصلی فیلم سگ کشی بهرام بیضایی” چه بلبشویی شود وقتی همه از هم بدزدن”
✅باید زلزله های متعددمان مثل زلزله لیسبون به تغییرات عمیقی در نگاهمان به مقوله امنیت منتهی شود ، در مورد ساختار دولت و جامعه درست تر بیندیشیم و الا می شود تکرار “فاجعه” و “همبستگی” های گذرا. چرا که زلزله های بعدی هم در راه هستند چه بخواهیم چه نخواهیم . باید با فاجعه کنار بیاییم تا قربانی کمتری بدهیم. به فاجعه زلزله تهران جدی تر بیندیشیم.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.