چهارشنبه ۲۹ام خرداد ۱۳۹۸ , ساعت: ۰۴:۰۳کد مطلب : 113018 نسخه قابل چاپ

جنبش سبز دیروز، جنبش سبز فردا

کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری و زنده همچون جنبش سبز است که بنا به هرکدام از معانی اش در انتظار پاسخ هایی است: در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداده و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن می‌گویید و برای آن اهمیت قائلید، چه پاسخی داریم؟
کلمه مسئله فوق را در قالب یک اقتراح با مخاطبان خود در میان گذارده و پاسخ نویسندگان و فعالان و صاحبنظران را در روزهای آتی که جملگی ایام موسوم به شکل گیری و ریشه دوانی جنبش سبز ملت ایران است، منتشر می کند. همچنین این باب گشوده است تا تمامی نویسندگانی که خود را مخاطب این پرسش ها می یابند و برای آن دغدغه یا مسئله ای دارند پاسخ خود را برای ما ارسال کنند تا رنگین کمان ملت که در خرداد ۸۸ برآمد و آن جنبش بیافرید، سهم خود و حق خود را در نقش آفرینی در تولید متون و ادبیات دهمین سالگرد جنبش سبز ادا کند.
متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد. این مرام مهندس موسوی و مشی حیاتی و زندگی بخش حاکم بر جنبش سبز است که مبتنی بر فراهم آوردن امکان مشارکتی معنادار و واقعی می کوشد بخشی از تمامی آنچه نویسندگان وطن دوست ایرانی در ذهن می پرورند و بر قلم جاری می سازند را در صفحات خود منتشر کند و محملی باشد برای یافتن راه رهایی کشور و آزادای ملت و سعادت ایرانیان.
بدان امید

مجتبی نجفی

اتخاذ مواضع از سوی رهبران جنبش سبز به خصوص در مواقع خطیر و حساس، با توجه به گشایش های صورت گرفته در حصر، لازم و ضروری است چرا که این مواضع می تواند اعلان این نکته مهم باشد که رهبران جنبش سبز از حقوق شهروندی خود حتی در حصر مبنی بر انتقاد از حاکمیت و اصلاح روندهای تخریبگر کوتاه نیامده اند
در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداد و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن می‌گویید؟ ابتدا باید صورت مساله و پیش فرضها را به درستی درک کرد تا به پاسخی مناسب رسید.
پرسش اول در مورد ماهیت جنبش سبز است؟ چه بود و چه شد؟ پاسخ به این پرسش می تواند سیر استدلالهای ما را مشخص کند. جنبش سبز، بیشتر از هر چیز جنبشی مدنی بود که مطالبات سیاسی مهمی را هم نمایندگی می کرد، این جنبش ابتدا به دنبال تمکین حاکمیت به نظر معترضین و لغو انتخابات بود ،هدفی که محقق نشد. به فراخور زمان مطالبه دموکراتیک کردن نهادهای قدرت، به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض و تجمع ، آزادی رسانه ها ،….مطرح شد که این اهداف نیز هر یک به نوعی شکست خوردند. یکی از استناد ها به این شکست، حصر غیر قانونی رهبران جنبش سبز است که بدون برگزاری دادگاه و محاکمه، بدون مشخص شدن اتهامات، در حال چشیدن مجازات هستند. طبیعی است این رویکرد، نشان از سیاسی بودن قوه قضاییه دارد و اینکه قدرت مطلقه مهار نشده و حاکمیت قانون به عنوان دو مطالبه عمده از زمان مشروطه تحقق نیافته اند . سوای شکست در تحقق برخی اهداف سیاسی ، جنبش سبز تاثیرات نسبی در فرآیند انتخابات داشت. هزینه تحمیل شده به حاکمیت پس از انتخابات هشتاد و هشت می تواند در خوانده شدن آرای مردم در انتخابات نود دو موثر بوده باشد. یعنی اگر چه این جنبش نتیجه مستقیمی در پی نداشت اما در نرمش حاکمیت در قبال خوانده شدن آرا بی تاثیر نبود هر چند که این نرمش عوامل دیگری هم داشت. اما جنبش سبز را صرفا از منظر دستیابی به اهداف سیاسی نمی توان بررسی کرد. این جنش بیشتر از هر چیز، سویه های مدنی داشت در این معنا که در پی تحقق به رسمیت شناخته شدن حقوق شهروندی، آزادی نهادهای مدنی و جمعیت های مستقل از حاکمیت، توسعه اصل نظارت بر تاریکخانه قدرت و البته تقویت همبستگی در عین حفظ تکثر، تشویق به انجام وظایف شهروندی …بود. پس جنبش سبز می تواند گستره ای از مسایل عمومی حاکم بر جامعه را با تکیه بر “اصل حکمرانی خوب برای شهروندِ محقّ و مسوول ” نمایند گی کند.
بر اساس این اصل، نه تنها دموکراتیک کردن نهادهای قدرت که هر مساله عمومی که باعث افزایش یا کاهش رنج شهروندان ایرانی شود، می تواند مساله جنبش سبز باشد. به خصوص اینکه در حال حاضر جامعه ایران با انباشت مسایل عمومی حل نشده روبروست و انباشت این مسایل، کشور را در معرض خطرات جدی قرار میدهد. به نظر میرسد، در حال حاضر جنبش سبز در دوران فترت به سر می برد، به خصوص اینکه در کشور بن بست سیاسی حاکم است که از شاخصه های این بن بست، می شود به انفعال دولت روحانی اشاره کرد که نه از سبزها بلکه مورد حمایت سلبی آنها بود و در وهله دوم می توان به بازگشت تحریم ها در دولت ترامپ و به خطر افتادن برجام اشاره کرد. بالطبع در چنین شرایطی، جامعه مدنی ایران تضعیف و نظامیان دخالت خود را در حوزه های مختلف گسترش خواهند داد. به خصوص اینکه جلوگیری از دخالت نظامیان در سیاست و اقتصاد، یکی از اهداف اصلی جنبش سبز بود و پیش از انتخابات نیز در مواضع رهبران جنبش سبز به صراحت عنوان شده بود.
اکنون با توجه به وضعیتی که بر فضای سیاسی ایران حاکم است، انسداد اصلاحات توسط جریان محافظه کار،آغشته بودن بخشی از دولت به مساله فساد، بی برنامگی اصلاح طلبان، ناامیدی روزافزون در جامعه، باعث شده در کوتاه مدت امکان گشایش سیاسی وجود نداشته باشد، به ویژه اینکه انتظار می رود در پی گسترش فضای یاس و ناامیدی و عملکرد نه چندان مناسب نمایندگان لیست امید و سرخوردگی حامیان روحانی از وعده هایی که محقق نشدند، انتخابات های بعدی با استقبال کم شهروندان و در نتیجه پیروزی محافظه کاران مجهز به رانتِ رد صلاحیت شورای نگهبان منجر شود، هر چند که در این باره هنوز قضاوت زود است و عوامل پیش بینی نشده می توانند تاثیرگذار باشند.
سخن اصلی این است: جنبش سبز به رغم دوران فطرت و بن بست سیاسی فعلی، میتواند در میان مدت و بلند مدت به احیای خود بیندیشد. در این حوزه جنبش سبز همه فعالانی را در بر می گیرد که در راستای حفظ تمامیت ارضی ، در مخالفت با تحریم و جنگ به جنبش های درونزا متکی هستند؛ جنبش هایی که از حق حضور مردم در تمام مظاهر عرصه عمومی دفاع می کنند، برای حل مساله های عمومی متناسب با امکانات خود تلاش می کنند و از سویی برای اعاده حق حیات خود، دیده شدن در عرصه عمومی مساعی خود را به کار میگیرند.
در این راستا اتخاذ مواضع از سوی رهبران جنبش سبز به خصوص در مواقع خطیر و حساس، با توجه به گشایش های صورت گرفته در حصر، لازم و ضروری است چرا که این مواضع می تواند اعلان این نکته مهم باشد که رهبران جنبش سبز از حقوق شهروندی خود حتی در حصر مبنی بر انتقاد از حاکمیت و اصلاح روندهای تخریبگر کوتاه نیامده اند. از طریقی، اعلان این مواضع حصر را به عنوان اقدامی غیر قانونی و از مصادیق زور گویی بی اعتبار میکند و در نتیجه در زمانه جولان ارتش های سایبری داخلی و خارجی، به هواداران خود روحیه می دهد. مقاومت رهبران جنبش سبز جزیی از سرمایه اجتماعی مدافعان دولت مدنی در برابر دولت نظامی است و این سرمایه می تواند متناسب با وخیم شدن شرایط خرج شود.
به نظر می رسد آینده ایران با توجه به مولفه هایی که در بالا مورد اشاره قرار گرفت دستخوش تحولات زیادی شود. فضای انسداد و بن بست شکسته خواهد شد و این شکستن، جبرگرایانه نیست: بسط عرصه عمومی به خاطر توسعه شبکه های اجتماعی، امکان دیده شدن بازیگران متنوع در جامعه مدنی در گستره وسیع و در نتیجه پیدا کردن همدیگر، توسعه گفتگوهای عمومی به خاطر ماهیت “بین کنشی” این شبکه ها، بروز جنبش های اجتماعی که در دوران حاضر از شاخصه های نوینی برخودار شده اند را اجتناب ناپذیر می کند.

برای جمع بندی می توان گفت سبزها نباید کنش های خود را تنها به رفع حصر منوط کنند. ایران، میدانی از مسایل عمومی است که نیاز به حساس شدن افکار عمومی، کاهش نسبی تبعات آنها با استفاده از امکانات موجود است و در این میدان، جنبش سبز این توانایی را دارد با اتکا به قدرت شهروندان در عرصه عمومی به خصوص شبکه های اجتماعی، افکار عمومی را حول مسایل عمومی بسیج کند.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.