سه‌شنبه 2nd اکتبر 2012 , ساعت: 12:10کد مطلب : 25163 نسخه قابل چاپ

چرا دلار مهار نمی‌شود؟

تمایل مردم به تبدیل اندوخته های خود به دلار ،به افزایش تقاضا دامن زده است. دولت نیز از این رهگذر به دنبال کسب درآمد برای پر کردن خزانه است.چنانچه حلقه تحریم‌ها تنگ‌تر شود، دولت برای واردکردن کالاهای اساسی  نیز با مشکل روبرو خواهد شد.

بازار ارز تهران سر آرام شدن ندارد. ریال ارزش برابری خود را از دست داده است و مسئولان حکومتی همچنان از شناسایی اخلال گران و دست‌های پشت پرده خبر می‌دهند و وعده می‌کنند که آرامش را به بازار باز می‌گردانند. اما آیا اینان این توفیق را خواهند داشت تا ارزش از دست رفته ریال را به آن بازگردانند و بازار ارز ایران یک بار دیگر روی آرامش را ببیند؟ در این میان سوال این است که آیا آن گونه که نمایندگان مجلس می‌گویند؛ دولت تعمدا بازار ارز را نشانه گرفته و از توزیع دلار در بازار خودداری می‌کند و یا توان کنترل آن را ندارد؟ شواهد حاکم بر فضای اقتصادی ایران نشان می‌دهد که دولت نه اراده‌ای برای کنترل بازار ارز دارد و نه توانی که ارزش از دست رفته پول ملی را بازگرداند.

تنها منبع تغذیه اقتصاد وابسته به نفت و تحت تملک دولت و نهادهای نظامی، درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت است. هنگام بررسی قانون بودجه در مجلس، نمایندگان نسبت به افزایش وابستگی نفتی بودجه هشدار دادند. دولت پیش بینی کرده بود که صادرات نفت ایران به دو میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه در روز برسد و صادرات غیر نفتی هم از مرز ۷۰ هزار میلیارد دلار عبور کند. حال اما به روایت موسسه‌های مستقل بین المللی، صادرات نفت ایران بیش از چهل درصد کاهش یافته است. آن گونه که محمد رضا باهنر روایت کرده، فروش نفت ایران در تابستان امسال به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسیده است. همچنین، هند و چین به عنوان دو مشتری اصلی نفت، در برابر نفت خریداری شده، کالا و خدمات به ایران صادر می‌کنند. کافی است آمارهای گمرک ایران از واردات و صادرات در شش ماهه نخست امسال را بررسی کنیم. افزایش سهم هند و چین در صادرات کالا به ایران چشمگیر است. در حالی که مسوولان دولتی از کاهش چهار درصدی واردات قطعی به کشور خبر می‌دهند، گزارش گمرک نشان می‌دهد که ارزش کالاهای وارداتی کاهش یافته و از نظر وزنی میزان واردات کالا، هفت درصد افزایش داشته است.

همچنین صادرات غیر نفتی کشور هم در ماه‌های گذشته کاهش یافته است. پتروشیمی به عنوان اصلی ترین صادرات غیرنفتی ایران با کاهش سی درصدی صادرات روبرو بوده است. به روایت گمرک ایران، صادرات غیر نفتی ایران در شش ماه نخست، بیش از ده درصد کاهش یافته است.

در همین حال دولت، پیش بینی کرده بود که از محل هدفمندی یارانه‌ها، ۱۳۵ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کند اما نمایندگان مجلس، اعتبار هدفمندی یارانه‌ها را به ۶۶ هزار میلیارد تومان کاهش داده و دولت نیز از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها سر باز زده است.

دولت در سال‌های گذشته، موجودی صندوق ذخیره ارزی را برای امور جاری هزینه کرده و هم اکنون به گفته محمود احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس، این صندوق خالی است. علیرغم اینکه دولت در سال‌های گذشته از مازاد درآمدهای نفتی برخوردار بوده، ۹۰ درصد از درآمدهای نفتی هزینه واردات کالا به کشور شده است.

دولت برای جبران کسری درآمدهای ارزی و در پی آن کسری بودجه، از نیمه دوم سال گذشته به فروش سکه و ارز در بازار روی آورد. آن گونه که رئیس کل بانک مرکزی یک ماه پیش اعلام کرد؛ دولت پیش فروش سکه در بازار را به منظور جمع آوری نقدینگی پیشه کرده است. نقدینگی موجود در بازار ایران بیش از ۳۸۷ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. اما این تنها یک روی سکه تصمیم دولت برای پیش فروش سکه و توزیع دلار در بازار است. چرا که دولت از محل اختلاف قیمت دلار و سکه در بازار رسمی و غیر رسمی، سود بسیاری به دست آورد. هم اکنون اختلاف قیمت، دلار در بازار رسمی و غیر رسمی به بیش از ۲۲۰۰ تومان رسیده است.

از سوی دیگر، پافشاری بخش نظامی حکومت بر پیگیری غنی سازی اورانیوم و عدم تن دادن به تنش زدایی از روابط خارجی، سبب شده است که دایره تحریم‌ها تنگ‌تر شود. افزایش فشار تحریم‌ها بر اقتصاد ایران، همراه با سیاستگذاری‌های نادرست دولت، زمینه را برای بی‌اعتمادی بیشتر مردم به وضعیت اقتصادی فراهم کرده است.

به گونه‌ای که اقتصاددانان کشور از پدیدار شدن بیماری دلاری در اقتصاد ایران سخن می‌گویند. به باور این گروه از اقتصاددان‌ها، هم اکنون مبنای ارزیابی سرمایه و دارایی افراد، دلار است و شهروندان عادی نیز تمایل دارند که سرمایه‌های اندوخته خود را به دلار تبدیل کنند. این رفتار شهروندان که پیامد بی‌اعتمادی آنان به وضعیت آینده اقتصادی کشور است، به افزایش تقاضا دامن زده است.

دولت نیز از این رهگذر به دنبال کسب درآمد برای پر کردن خزانه است. برداشت دولت از حساب بانک‌های دولتی و خصوصی در اسفند ماه که به استعفای پذیرفته نشده محمود بهمنی از ریاست بانک مرکزی انجامید، به خوبی نشان داد که دولت، برای جبران کسری بودجه، ساده‌ترین راهکار ممکن را در پیش گرفته است.

حال نیز نمایندگان مجلس از طرح تازه دولت برای توزیع یارانه ارزی در میان شهروندان خبر داده‌اند. بر اساس این طرح، دولت اعلام کرده است که دلار را در بازار آزاد به فروش می‌رساند و درآمد ناشی از تفاوت قیمت آن با قیمت مرجع ارز را به عنوان یارانه نقدی به شهروندان می‌پردازد. آن گونه که مقام‌های دولتی اعلام کرده‌اند، بر اساس این طرح، دولت ماهیانه ۹۰ هزار تومان به شهروندان پرداخت خواهد کرد.

همچنین دولت، اقدام به اولویت بندی ارز دولتی کرده است. تصمیمی که علاوه بر فراهم کردن زمینه برای رانت خواری افراد نزدیک به دولت، تهیه ارز مورد نیاز برای تولیدگران و واردکنندگان کالاهای واسطه‌ای را دشوار می‌کند. مقام‌های دولتی اعلام کرده‌اند که این تصمیم به خاطر کنترل و کاهش واردات کالاهای غیر ضروری به کشور است. اما در اولویت بندی‌های ده گانه‌ای که از سوی دولت اعلام شده است، کمتر می‌توان نشانی از کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای یافت.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد چنانچه حلقه تحریم‌ها تنگ‌تر شود، دولت برای واردکردن کالاهای اساسی نیز با مشکل روبرو خواهد شد. استوار شدن سیاست‌های دولت بر واردات در هفت سال گذشته و بی‌توجهی به تولید داخلی همزمان با افزایش هزینه‌های تولید، بسیاری از واحدهای تولیدی در کشور را با بحران روبرو کرده و علیرغم افزایش نقدینگی، نقدینگی موجود به سمت واحدهای تولیدی هدایت نشده است. به گونه‌ای که تولیدکنندگان کمبود نقدینگی را مشکل اساسی واحدهای خود عنوان می‌کنند. از همین رو به نظر می‌رسد که در نیمه دوم سال، پیامدهای افزایش قیمت دلار، بیش از گذشته مردم را تحت فشار قرار دهد.

رویدادی که نتیجه همزمان سیاست گذاری‌ها نادرست اقتصادی دولت و تحریم‌های اقتصادی است و آن گونه که پیداست دولت نیز نه اراده‌ای برای کنترل قیمت ارز دارد، چرا که شیوه‌ای برای جبران کسری بودجه دولت به شمار می‌آید، و نه توانی دارد که بتواند درآمدهای ارزی را افزایش دهد.

0

حوزه :
  1. یک توصیه به شبکه های اجتماعی و جنبش سبز: لطفاً زیر بهمن سقوط “اقتصادی” کودتا نباشید! “نقدی” بر یادداشت: کودتا مرده است، زنده بادآزادی
    http://iranabadec.blogspot.com/2012/10/blog-post_1.html

    در هفته ای که هنوز در داخل آن قرار داریم. یادداشتی در ایران آباد منتشر شد تحت عنوان « نقدی بر مواضع علی شکوری راد، فرخ نگهدارو ضرورت نوآوری در نقش هاشمی رفسنجانی…» (اینجا) در این یادداشت:
    ۱- تحلیل های سه وجهی نگرانهء « راست، چپ و میانه »،
    ۲- سیاستمداری با راهکار های «فشار از پایین و جانه زنی در بالاو… حالا برعکس»،
    مورد نقد قرار گرفته و مردود بودن هر دو روش تحلیلی فوق در سیاست ورزی پیشنهاد شده است.
    نوشته ای که هم اکنون پیش روی شما هست. برآن است. تحلیلی برای امروز اوضاع سیاست ورزی در ایران و شرایط اقتصادی بحرانی منطبق بر شرایط حال باشد. لیکن سعی خواهد داشت به روشهای تحلیل “علیل” معرفی شده در فوق تکیه نداشته باشد.

    اول چرا می گوییم کودتا مرده است؟(+)

    اگر بپذیریم که پایه های کودتای سال ۸۸ بر:
    – جهل و خرافات،
    – سرکوب و ایجاد فضای امنیتی،
    – هزینه کرد دلارهای افسانه ای نفتی،
    – و ایجاد نا امنی در منطقه و تهدید و تحدید خطر دشمن خارجی،
    بنا گذاشته شده است. با نگاهی به تحولات ۳ سال اخیر متوجه می شویم که هر چهار ستون کودتا بر هوا است!

    دوم چرا می گوییم زنده باد آزادی؟

    اگر به پذیریم که آزادی “حق مطالبهء انسان ها” است و نمی توان آنرا در پشت هیچ میله های “هیچ” زندانی به اسارت گرفت، حداقل های وزیدن نسیم آزادی را می توان در مولفه های ذیل:
    – احترام به علم و دانائی،
    – آگاهی و اعلام آشکار مطالبات مورد درخواست آزادیخواهی،
    – تعیین آگاهانهء راه های رسیدن به مطالبات،
    – …
    جستجو کرد و یافت. با نگاهی به تحولات ۳ سال اخیر متوجه می شویم که هر سه ستون آزادی هر روز قوامی بیشتر از دیروز یافته اند!

    در فصلی از مبارزات جنبش آزادی خواهی به سر می بریم که:
    ۱- بهمن احمدی اموئی پشت میله های زندان با سربلنذی شاهد اتفاق افتادن تمام پیش بینی های علمی ۶ سال پیشِ خودش، اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی در فروپاشی اقتصادی است. و “عاشقانه هایش” با محبوب در پشت میله های “زندانی دیگر” زبان زد خاص و عام!
    ۲- میرحسین موسوی حیات سیاسی کشور را از حصر با دو کلمهء “امید سبز” در مدیریت خود دارد.(چه حقیر است حصار اندیشه!)
    ۳- احمد زیدآبادی در تبریک تولد فرزندش می نویسد: صبر، صبر و صبر!
    ۴- محمد علی دادخواه برای اجرای حکم « برای ندادن شهادت دروغ و مطالبهء زندگی در ایران » چمدان بسته به زندان اوین می رود. کاری که “ژیلایِ” احمدی اموئی و دیگر محکومین به “آزادیخواهی” باصبوری انجام می دهند!(جای ویژه دارند، فائزه هاشمی، علیرضا رجائی و مصطفی تاجزاده در این میان!)
    ۵- بانوان سبز به ملاقات مادر و پدر “فائزهء هاشمی” شتافته اند و اعلام می کنند فائزه “عزیز” آنان است.(گزارش کلمه اینجا)
    ۶- …

    می توان بر لیست پیروزی ها و تواتمندی ” جنبش سبز” ده ها برگ مستندِ بیشتر اضافه کرد. اما در این مقال و برای امروز و صرفاً برای اینکه توضیحی بر توصیهء داده شده مبنی بر « لطفاً زیر بهمن سقوط “اقتصادی” کودتا نباشید!» قید همین مقدار کافی است.

    مردم رنج کشیده ایران!
    ریزش نیروهای کودتا در حال تکمیل شدن است و فرماندهان کودتا، مورد این سئوال خود ساخته ولی تکراری: « واقعاً این دروغی که می گویید، راست هست؟»، قرار گرفته اند. اگر زمانی این سئوال، سئوال نخبگان فکری ایران بود. امروز سئوال فراگیری است که درب خانه های سران کودتا را هم می زند!
    طنز تلخی است ولی وقتی همهء اطرافیان کسی با نگاه استفهامی به آدم نگاه می کنند و این سئوال را دارند که چرا “استعفاء” نمی کنی؟! آیینه هم می تواند سربه سر آدم بگذارد!
    و قهراً جائی امن تر از “سوراخ موش” برای پنهان شدن باقی نمی ماند!

    در این سو اما! قوامِ استدلال است.
    «ما صبر می کنیم! چون می دانیم چه چیزی را می خواهیم و آنرا چگونه بدست خواهیم آورد!»
    ***

    گزاره هایی برای امروز!

    کودتا مرده است! اما:
    ۱- سقوط اقتصادی که شاهد آن هستیم. سقوط اقتصادی کودتا است. ارزش پول ملی ایران بعد از “گذار از کودتا” از نو تعریف خواهد شد.
    ۲- سران و عوامل “جهل و خرافه”، “علم ستیزی و توهم” و خود “خدا” انگاران هنوز فرصت دارند. به صفوف مردم رنج کشیدهء ایرانی برگردند. می توان و باید به تمامی آنها “امان نامه” داد، که به خاطر عملکردی که ناشی از «دستورات یک سیستم کودتائی و معیوب بوده و بر این قرار بر مردم “ظلم” کرده اند»، در فردای “سبز” بخشیده خواهندشد.(نه اینکه فراموش شود!)
    ۳- «هیچ کس بدون شاکی خصوصی در هیچ محکمه ای احضار نخواهدشد! و “کرامت انسانیِ” عوامل کودتا محترم خواهد بود!»

    زنده باد آزادی! اما:
    یک عالمه “کارِبر زمین” مانده، برای ساختن ایرانی که در جایگاه شایستهء تاریخی خود قرار داشته باشد، در پیش رو است!
    ۱- توجه داشته باشیم که دنیا و رهبران دنیا همیشه حساب مردم ایران را از حاکمان جدا نگه می دارند.
    ۲- توجه کنیم که روشنفکران دنیا “بهار عربی” را تحت رهبری “جنبش سبز” ایران می دانند.
    ۳- … زندگی ادامه خواهد داشت!

    0
    • حسین

      من هم همین عقیده را دارم. به امید روزی که ایران بزرگ با جهشی بزرگ حرف اول را در جهان خواهد زد. صبور باشید که خداوند با صابران هست

      0
  2. پیشنهاد می‌کنم از این به بعد به جای “جنبش سبز” بگوئید “جنبش ملت ایران”. سبز را رها کنید؛ سبز مرد. از دین {…} اسلام هم فاصله بگیرید، اگر واقعاً خواستار آزادی و موفقیت ملت ایران هستید.

    0
  3. مسعود

    سعود ارزش دولار کار کوسه است

    0
  4. مسعود

    بابا مذهبی که ملی نمی تنوه بشه.

    0
  5. امید

    ایران فقط زمانی‌ به جلو پیش خواهد رفت که از خرافات مذهب و دین فاصله بگیرد.

    0
  6. ardalan

    امیدواریم این بار ملت ما با تجربه تلاش های سال های گذشته ، از جنبش مشروطیت تا کنون ، نوزادرا “نه ماهه ” به دنیا آورد. .

    0
  7. ارش

    وقتی مذهبی هستید وخدایی ساختید که قوانین به اومتصل شده.وعقل مردم رابه اسارتش دراوردید وسرانجامش اطاعت کورازمفسرین کلام ساختگیش است یاهمان دیکتاتور فاشیست،چه ربطی به خردملی دارد .دوکلمه متضاد

    خرافات وخردیکجا نگنجد

    0
  8. ارش

    وقتی مذهبی هستید وخدایی ساختید که قوانین به اومتصل شده.وعقل مردم رابه اسارتش دراوردید
    وسرانجامش اطاعت کورازمفسرین کلام ساختگیش است یاهمان دیکتاتور فاشیست،چه ربطی به خردملی دارد .دوکلمه متضاد

    خرافات وخردیکجا نگنجد

    0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.