جمعه 17th آوریل 2020 , ساعت: 09:04کد مطلب : 116740 نسخه قابل چاپ
گفتگو با دکتر سبحانی

پیام من، پیام فروتنی است

طاهره بارئی: آقای دکتردر صحبتی که پیش ازین گفتگو با شما داشتم گفتید اگر پیامی برای مردم در شرایط بحران کنونی داشته باشید،”تواضع است”. سوال میکنم تواضع نسبت
به چه ؟
نسبت به که ؟ و تجربۀ چه شرایطی باعث شده که این دغدغۀ خاطر بعنوان یک فوریت از سوی شما مطرح بشود.

ایرج سبحانی:
 فاجعه پاندمی کوروناویروس ابعاد وسیعی دارد. بی شک در دوران بعد از فاجعه شاهد تغییراتی در زمینه بهداشت و درمان، مدیریت، اقتصاد، و شرایط اقلیمی در دنیا خواهیم شد. تصور اینکه این تغییرات در جهات متفاوت و در موارد متناقض شکل خواهند گرفت دشوار نیست. لذا تلا ش برای همگون تر کردن این تحوالات بی فایده نیست. اگر برای به راه انداختن چرخ پویا ی اقتصاد باز روند “تولید بیشتر برای رشد بیشتر”، یعنی مصرف بیشتردر پیش گرفته شود بی شک حامیان محیط زیست در خط اول جبهه مقاومت قد علم خواهند کرد.

مدیران و مدبران سیاسی که اصولا گرایش به متمرکز کردن هر چه بیشترتوانائی ها دارند، بی شک برای مقابله با بلیه های جمعی مشابه، در موضعی فرادست قرار خواهند گرفت. در حالیکه جانبداران تقسیم و توزیع وسیعتر قدرت، به منظور حمایت از بیمارانی که در چند ماه اخیر قربانی های جانبی مبارزه با ویروس کورونا بودند در صف مقاومت قرار خواهند گرفت.

سیاستمداران دوگروه شده، یکی جانبدار بازگشت به مرزهای ملی، نوستالژی ناسیونالیسم را فربه تر خواهد کرد;و دیگری با تاکید بر اهمیت همکاری میان دول در سطح جهان، هر چه بیشتر برای برداشتن مرزها مبارزه خواهند نمود.

در این ستون تمایل دارم به یکی از خصوصیت های انسان یعنی تقویت و ترویج فروتنی، که میبایست ویژه گی عمومی بعد از فاجعه کورونا باشد، تاکید کنم. آنچه که باید مدیران، سیاستمداران، متخصصین، محققیقین و بانیان ثروت را همگام کند، تن دادن به این ویژه گی است.

دنیا نیاز به دعوت به فروتنی دارد. همانا نبرد با منیت خویش. بگذارید آرزوی فروتنی کنیم.

آرزوی تواضع برای حکمرانان و فعالان سیاسی.

اولین کشوری که در سطح جهان با چالش کرونا روبروشد چین بود. داستان وقتی در سطح عموم جدی تلقی شد که چشم پزشکی اعلام خطر کرد. در ابتدا بی اعتنایی مسئولان نسبت به مرگ و میرهای مشکوک در بخش های ای سی یو بیمارستان های شهر ووهان، و سپس تعداد غیر عادی عفونت ملتحمه مسری یا کنژکتیویت و مرگ چند تن از همین بیماران به علت نارسایی تنفسی، این چشم پزشک را به شگفت انداخت.
داد که شکش نسبت به نوعی کنژنکتیویت مسری ویروسی اوج گرفت و بابت این رشد غیر عادی به مسئولان سازمان بهداشت استان هوبه هشدار داد. کمی بعد شیوع غیر عادی کرونا و رسانه ای شدن اخطار این پزشک وضعیت را بر او خطیر کرده و تحت تعقیبش قرار داد. لابد بی اطلاع نیستید که متاسفانه همین پزشک از نارسایی تنفسی جان سپرد.

چند روز پیش حکومت چین به طور رسمی از او قدردانی کرد. و او را در رده قهرمانان جان باخته وطن قرار داد. مفسرین چینی بر این عقیده اند که ساختار دیوان سالاری چین از طرفی، و نگرانی دولت از ایجاد ترس و همچنین برای اجتناب از عواقب ناگوار اقتصادی، از طرف دیگر، مانع اطلاع رسانی به هنگام این فاجعه شد. نهایتا تصمیم حکومت براین شد که با قرنطینه سخت استان هوبه از تعداد سرسام آور مرگ و میر پیشگیری کند.

ستایش از چشم پزشک چینی را میتوان نماد قبول تواضع از جانب حکومت چین دانست؟

نگاه گذرایی به نطق مسئولان عالی مقام در ایران که دومین کانون شیوع ویروس بود نشان میدهد تا چه اندازه ایشان نیز نسبت به این فاجعه سهل انگار بودند. از چند روز قبل از انتخابات مجلس مسئولین متوجه ابعاد پدیده و مرکز شیوع آن یعنی شهر قم شده بودند. لابد ملاحظات سیاسی مانع رسانه ای کردن این واقعیت میشد. در اروپا نیز موارد مشابهی چون عدم لغو مسابقه فوتبال در ایتالیا و یا انتخابات شهرداری در فرانسه نطفه های شروع این بیماری همه گیر تلقی میشود. وزیر بهداشت در فرانسه از استعفای بی موقع اش فرصتی برای سرمایه گذاری آینده سیاسی فراهم آورد تا خودش نامزد انتخابات شهرداری پاریس شود. اما به منظور دفاع از موضع خویش اعلام داشت که هشدار تعطیل انتخابات شهرداری را از ماه ژانویه به رئیس جمهور و رئیس دولت داده بود. اما کسی باور نمیکند که او خود این هشدار را جدی گرفته باشد زیرا اگر نگران ابعاد شیوع بیماری بود خود در انتخاباتی که تقاضای تعطیلش را کرده بود نامزد نمیشد.

بیمارستان های فرانسه درست دو هفته پس از انتخابات با بحران تصاعدی تقاضای تخت در بخش ای سی یو مواجه شدند. رئیس دولت برای تبرئه خود اظهار کرد که با متخصصین شور کرده و به علت نبود اجماع در نظراتشان، تصمیم بر عدم لغو انتخابات اخذ نشد.

آیا این نطق پس از وقوع وزیر سابق بهداشت و توجیه دیرهنگام رئیس دولت را باید به معنای قبول فروتنی دانست؟

در ایالات متحده نیز نطق های نسنجیده رئیس جمهور در مقابله با هشدارها و اصرارش بر تعطیل نکردن کار در شرکت ها و ساختارهای اقتصادی چنان صحنه سوررئالیستی را بوجود آورد که فقط اقدام بی سابقه اش برای کمک مالی به شرکت ها از بی اعتباری بیشتر سیاسی اش جلوگیری کرد. در کمتر از دوهفته همین رئیس جمهور اعلام کرد که در آینده نزدیک کشور شاهد تعداد بیش از ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار مرگ خواهد شد. در انگلستان نیز نخست وزیر با اعتماد به نفسی غیر عادی از بیمارستانی بازدید و دست بیماران را فشرد با اعلام اینکه به هر رو ویروس همه گیر وبی خطر است. اما خود او دو هفته بعد راهی بخش ای سی یو بیمارستانی در مرکز لندن شد.

آیا میتوان ابراز تشکر نخست وزیر از کادر درمانی کشورش را که همانند همه شهروندان ساعت ۸ بعد از ظهر از جلوی درب خانه اش انجام داد نوعی قبول فروتنی تصور کرد؟

اگر این عقب نشینی ها همه بالاجبار رخ داده اند باشد تا این عقب نشینی اجباری پس از بحران جای خود را به تواضع دولتمردان دهد.

آرزوی تواضع برای مخالفین دولت ها

در فاجعه ای که نه مرز سیاسی و نه مرز عقیدتی میشناسد تلاش برای بی اعتبار کردن بیشتر دولت ها هیچ جا جز کم رنگ تر کردن پیام متخصصین بهداشت چیزی به ارمغان نیاورد. مثلا در ایران روزی نبود که شاهد رژه فعالین سیاسی برون مرزی نباشیم. رسانه های خارج از کشور بلیه کرونا را تمام و کمال بر آمده از بی کفایتی دولت مرکزی نشان دادند. گرچه عدم اقتدار حکومت در دعوت به (و در صورت لزوم تحمیل) قرنطینه شهر قم نقطه شروع فاجعه ملی است، اما انتظار می رفت که اپوزیسیون، جانبدار رهنمود های همین دولت مبنی بر رعایت فاصله گیری اجتماعی، همکاری با مسئولین و کمک به نهاد های غیر دولتی برای حمایت مادی و معنوی از پایین دست های کشور باشد.

بدترازاین، برخی با تقاضای مسئولین و شخصیت های بین المللی برای برداشتن محاصره اقتصادی تحمیلی آمریکا مخالفت ورزیدند.
در فرانسه نیز رهبر احزاب راست افراطی و چپ افراطی فرصتی یافتند تا با اقداماتی پوپولیستی از این بلیه هر کدام به نفع خود بهره برداری کند.

آرزوی تواضع برای روحانیت

در ایران و در فرانسه برخی تجمعات مذهبی، مراکز شناخته شده ی شیوع بیماری تشخیص داده شدند. روحانیان با وجود تذکرهای پی درپی دولت ها، تمکین به بستن اماکن مذهبی نکردند. گویی عقل گرایی الزاما مانع گسترش انتشار معنویت است.

در شهر استراسبورگ تجمع ارتدوکس های مذهبی کاتولیک (ژیزیوت) اولین مرکز کلان شیوع بیماری در فرانسه ، و در استان پاریس تجمعات مذهبی یهودیان مراکز مشابهی برای نسج بیماری شناسایی شدند. تا به حال قبل از برگزاری مراسم و اعیادی مذهبی نه در ایران و نه در فرانسه هیچ مقام عالی رتبه مذهبی گزارشی از لزوم هماهنگی با مشاورین پزشک و متخصصین شیوع بیماری، نداده اند. این در حالیست که مدیریت این عبادات در دست انحصاری ایشان است. حتی در ایران نهایتا اقتدار ضعیف دولت و چیرگی اش بر اوج خرافات منجر به تعطیل زیارتگاه ها شد.

آیا نطق پاپ بزرگ در رم و یا قبول آزاد کردن یک میلیارد یورو پشتوانه برای مبارزه با عواقب کرونا توسط رهبر ایران را باید نشانه هایی از فروتنی ایشان دانست؟ باشد که ایشان نیز رعایت مقررات عمومی را تکلیفی بر خودشان دانسته و جداً مسیر فروتنی را پیشه گیرند.

تواضع برای سرمایه داران و مجریان دولتی

جنرال موتورز از ترس عقب افتادگی از انباشت هر چه بیشتر ثروت در ایالات متحده حاضر نشد دستگاه های تنفسی که با شهردار نیویورک به قیمت ۲۵۰۰۰ دلار معامله کرده و سفارش پذیرفته بود را تحویل دهد زیرا مشتری کالیفرنیایی او بابت هر واحد۴۰۰۰۰ دلار میپرداخت. برای جنرال موتورز حتی با قبول جریمه فسخ قرارداد اوّل با نیویورک، سود نهایی حاصل از مشتری جدید مقرون به صرفه تر بود.

یا چینی هایی که ماسک ها را در بازاری که تقاضایش سر به فلک کشیده با قیمت شناور روبه رشد به مزایده گذاشته، و شرکتی که به دولت مجارستان اجازه میدهد ماسک و لوازمی که سفارش ایتالیا بودند توقیف کند تا شاید با سود بیشتری برای چین، و تهیه سریعتر ماسک برای مجارستان، به توافق برسند.

به همین منوال، فرانسه ماسک های سوئیس را به نفع خود برداشت و آمریکا ماسکهایی که باید به آلمان و کانادا میرفت به نفع خود ضبط کرد.

آیا تاکید فدریکا موگرینی ایتالیایی، وزیر سابق امور خارجه اروپا، بر پایبند بودن به حداقل اصول همبستگی و برادری در اروپا را میتوان نمادی از دعوت به فروتنی دانست؟
باشد تا فروتنی ایشان را متوجه اهمیت قبول همبستگی اعضای بشر کند.

آرزوی تواضع برای پزشکان

با آنهایی که در خط اول مبارزه با بلیه ویروس جان بر کف‌اند و مفتخر از حق شناسی مردم.

به آنهایی که به نیت دسترسی هر چه سریعتر به درمان، عجولانه روش های درمانی که هنوز فرصت ارزیابی کافی نیافته اند را (به علل شخصی و گروهی) قطعی اعلام میکنند.

به استاد بیماری های عفونی در شهر جنوب فرانسه که تا دو هفته قبل از شیوع بیماری در فرانسه مدعی شد بیماری کرونا نوعی گریپ ساده ای بیش نیست و دارویش در دست اوست. اوئی که میدانست اسلوب اثبات برتری دارو برای درمان بیماری مستلزم مقایسه میدانی با گروه شاهد است. او بیشتر از هر پزشک دیگری فرصت داشت این مقایسه را انجام دهد و درزمان کوتاه تری عموم جامعه پزشکی را به نتیجه قطعی نسبت به مزایا و مضار داروی ضد مالاریا برساند. امروز به ناچار این دارو بدون ارزیابی همه جانبه به بیماران تجویز میشود.امید که به همان اندازه که تصور میکنیم کار آمد باشد.

آیا قبول همکاری وی در شرکت در مطالعه ای میدانی و مقایسه ی میدانی تاثیرات این دارو با داروهای دیگررا میتوان نشانه ای از فروتنی تلقی کرد؟

اگر چنانچه هیچیک از این داروها کارگر نباشند، اگر مشخص شود که ویروس مختل کننده انتقال اکسیژن از گلوبول قرمز به مویرگ تنفسی است و کاری به سلول های تنفسی ندارد علت ضایعه های سلولی تنفسی را چه باید بدانیم؟ استفاده از دستگاه های تنفسی؟ چون تعداد” اگر”ها بیشتر از پاسخ هاست، باشد که فروتنی فرصت مشاهده را مستقل از تصورات و تعلقات فردی و گروهی فراهم آورد.

آرزوی تواضع برای شهروندان

به شهروندانی که در زیاده روی در مصرف چنان همدست شرکت ها و ساختارهای صنعتی و مالی شده بودند که ناگهان اجبار به خانه نشینی از یک سو و ترس از خطر مرگ خود، از سوی دیگر چاره را در هجوم به فروشگاه های غذا دیده تا مایحتاج چند هفته را جمع آوری کنند.

صحنه های مشاجره برای تهیه هر چه بیشتر مایحتاج اولیه بهداشتی گویی سکانس های فیلم های هالیوودی را به اکران کشیده است. شهروندانی که حتی از دزدیدن ماسک های بیمارستان در روزهای اولیه قرنطینه إحساس گناه نکردند. به شهروندانی که به دیگران تحمیل آسیب میکنند و رعایت خانه نشینی را نمی کنند و یا باید همانند سابق همه مایحتاجشان تهیه شود…..

آیا میتوان قدردانی روزانه از کارورزان پزشکی و درمانی را نشانه ای از فروتنی شهروندان دانست؟ آیا تمایل به مصرف کمتر و استفاده از محیط سالمتر دعوتی به تامل نیست؟ خبر میرسد که چند دهه ایست که ابرِ آلودگی هوا، امکان دیدن قله های دماوند را از مرکز تهران و هیمالایا از مرکز دهلی نو را نمیداده است. این فرصت دوبار ه فراهم شده و به جای صدای بوق اتومبیل ها و موتورسیکلت ها آوای پرندگان به گوش میرسد. باشد تا ارمغانی برای مبارزه با خود محوری شهروند شود.

آرزوی تواضع برای محققین

ویروس سارس و ویروس مرس دو ویروس از تبار کورونا هستند که به تر تیب در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۱۲ با تعداد مطلق بیشتری مرگ و میرنسبت به کورونا ی امروز، موضوع تحقیقات علمی و پزشکی و اپیدمی شده ا ند. اما ویروس کورونا یا کوید ۱۹ موضوعیتی در دنیای تحقیقات یافته که بی سابقه است. هر خواننده ای میتواند خود به آسانی و ظرف چند ثانیه از طریق استفاده از موتور سرچ انتر نتی “پاب مد” [۱]

متوجه شود که تعداد مقالات منتشر شده بر روی دو ویروس اول سالانه از مرز ۸۰۰ تجاوز نمیکرد. در صورتیکه از اولین روز ژانویه تا به امروز یعنی در کمتر از چهار ماه بیش از ۲۸۰۰ مقاله در مجله های علمی و پزشکی پیرامون کورونا نشر پیدا کرده است. این بزرگترین رشد انتشارات علمی در تاریخ علوم پزشکی بروی یک موضوعی واحد است. اهمیت این اعداد در این است که نشان میدهند در مقابل خطری آنی و همه گیر نیروی عظیمی از کاوشگران قا درند بر سر یک موضوع بسیج شوند. البته، طبیعی است که برای بسیاری، اجبار بر ماندن در قرنطینه همزمان با دوری از لابراتورها، تولید علمی در این زمینه و در این مدت کوتاه را فقط در سطح نشر فرضیه یا نظریه باقی بماند. بی گمان آینده نشان خواهد داد چه اندازه این انتشارات محصول خلق دستاوردهایی است که زمان کافی برای مطالعه و کند و کاو دقیق نیافته اند. چه بسا برای بسیاری حتی نطفه ای در لابراتورها بسته نشودو تعدادی از مقالات در سطح توهمات و یا فرضیه تحقیقاتی و پزشکی در تاریخ ثبت بمانند. آیا فربه شدن این تلاش عموم محققین را میتوان نشانه ای بر فروتنی و پرداختن به اولویت ها دانست؟
باشد تا نیت کشف ناشناخته و نیاز شناختن پدیده، انگیزه تحقیقات شود و نه شناساندن خود.

آرزوی تواضع برای نظریه پردازان

مشکلی که با نظریه پردازان داشته و داریم افراط گری یا تمامیت گرایی ایشان در توزیع نظریه هاست. با خداپرستان مشکل این است که پس از تلاش بر اثبات وجود مطلق از حق انحصار ی خود به عنوان نماینده مطلق دست برنداشته واین حق را برای دیگران هم، حتی خدا ناباوران، محترم شمرند. با خدا ستیزان مشکل این است که چگونه برای قبول نظریات نسبی گرایشان، بی نیاز به مطلق هستند. و یا اگر از لحاظ فلسفی قبول مطلق را می پذیرند چگونه ازتبدیل نسبی گرایی به مطلق یا جایگزینی خدایی نوین به جای خدای سنتی خود را مصون میکنند. چگونه میتوان فردای این از هم گسیختگی جهان را متواضع تر تصور کرد؟ یعنی چگونه به باور گروه اول (خدا باوران) انسان به “نسبی بودن” خود اشعار یابد و به باور گروه دوم (صددرصد سکولار) چگونه خط ارتباطی میان انسانها مسیر “واحدی” جز قصه نسبیت نداشته باشد؟

اگر فرض کنیم که پس از پایان بحران حس لزوم طرحی نو بر سایر احساسات چیره گردد و اکثریتی از شهروندان با تمسک به امید و تسکین خاطر تن به تغییرات دهند، چه نیرویی این تغییرات را پیش آهنگی خواهد کرد؟

بی شک سیاست مداران، صاحبان ثروت، بانیان مذهب و نظریه پردازان و متخصصین!

چه تضمینی وجود دارد تا بازسازی طرح نو متاثر از همان مکانیسم های سنتی نشود؟

انسان مدرن و انسان پسا مدرن بیشتر با بحران اخلاق در گیر بوده و هست تا با بحران ثروت و دانش. پله های اولیه این روند، قبول نسبیت یعنی مبارزه با منیت هاست.

مهمترین سئوال این است که چگونه سیاستمدار فقط هنگام انتخابات به یاد رای دهنده نباشد، صاحب سرمایه فقط به دنبال سود نباشد، روحانی تصور نکند به علت تصدی به روح، دانش و فناوری میداند و نیازی به توضیح دادن و یا حساب پس دادن ندارد. پزشک تصور نکند نماینده مطلق بروی زمین است و بابت درمان مریضان حق تصدی بر مال ایشان هم دارد، محقق تصور نکند تا کسی بخواهد نتیجه تحقیقش را ارزیابی کند سالها طول خواهد کشید پس هر قصه ای را که در ذهن پرورش داده است تا جایی که جذابیت دارد به مجلات علمی بفروشد. خبرنگار تصور نکند که بدون اطمینان از خبر و تاثراتش میتواند تریبون را تا جایی که مخاطب دارد درد ست خود حفظ کند. شهروند تصور نکند که همه در فعالیتند تا او را سرگرم کنند و پیوسته باید تامین باشد و…

طاهره بارئی، سوال:

اینطور که می فهمم به فروتنی ِ نمایشی، آئین نامه ای و آئینی انتقاد دارید. ودر ضمن سه کلید واژه ی تواضع، عدم منیت، عدم افراط و تفریط رادر ارتباط با هم به کار می گیرید. هر سه اینها به جهان اخلاق و اتیک éthique متعلقند. پس میتوانم سوال کنم چه چیز جهان را اخلاق زدائی یا تواضع زدائی کرده است؟ بعلاوه به انسان امروز آموخته اند که برای پیدا کردن شغل باید رزومه ای ارائه دهد که بسته بندی آن بیشتر تحت توجه قرار میگیرد تا کیفیت درونی آن. به قول معروف از دهها دریچه به او گفته اند تو باید بدانی چطور خودت را به بازار کار بفروشی. در چنین فضائی حضور تواضع و عدم منیت همان، و بسیاری محرومیت ها همان! چطور میتوان از مردم توقع داشت آنقدر صاحب اندیشه و وارسته باشند که خلاف جریان صیانت ذات حرکت کنند؟ در سیستم فعلی و در تابلو های انتقاد اجتماعی که شما در جواب سوال اول بر افراشتید، عدم تواضع نوعی پیروزی محسوب میشود و تواضع راستین نوعی اعتراف به شکست.شما خودتان در گفتگوئی که قبل از ین مصاحبه داشتیم علت عدم شرکت فعال پزشکان برای ایجاد تشکلی که میتواند برای کل بشریت مفید باشد را، شرایط جهان مدرن دانستید. که اجازه ی اندیشیدن به فراتر از منافع فردی را نمیدهد. حتی اضافه کردید، پزشکی هم یک شغل است و مکتب وارستگی و انسان سازی نیست.

سوال اینست که جای آموزش تواضع و هر ارزش دیگری که مدرنیته مُبلّغ آن الزاماً نیست، در سیستمی که شما آرزومند آنید، کجاست و معلمین آن چه دسته ای هستند؟ آیا از بزرگداشت متواضعان و میدان دادن به آنها از جمع های کوچک باید شروع کرد؟ بنظرم آنچه شما تجویز می کنید نوعی بازگشت به تعقل است و پرهیز از هیجان زدگی و رفتار های عجولانه آنهم در پی نام وننگ. اینهم بیشتر به دنیای روانشناسی و روانکاوی فرصت فعال شدن میدهد.آیا آموزش فلسفی روانشناسی را باید فعال کرد؟

جواب

سئوال اول در رابطه با ویروس کرونا و جامعه پسا کرونایی طرح شده بود. پاسخ در عین حالی که جای در اخلاق دارد منعطف به سئوال دیگری است که جای در فلسفه دارد. از این لحاظ مقوله هم فلسفی است هم اخلاقی.

اولین جمله رمان بیگانه آلبر کامو را به خاطر بیاورید. “دیروز مادرم مرد”. به گمان من مهمترین سئوال مطرح برای همه ما پیرامون زندگی و مرگ است. خصوصا مرگ و از جمله جای خود کشی. یعنی انتخاب نفی زندگی به علت پوچی، قبول آن بدون اینکه پوچی مرگ تایید یا تکذیب شده باشد.

پس ما ابتدا با چالشی مواجه هستیم که ما را بر زنده ماندن ترغیب کرده. حال آیا نوع این پذیرش زندگی بر کند و کاو فلسفی استوار است یا متاثر ازنکوهش خودکشی از جانب مذاهب، جای تامل دارد. اما پرداختن به این سئوال هم در حیطه روانشناسی و فلسفه است وهم در تکلیف آموزش و پرورش. درکی که از زنده بودن و مرگ داریم می بایست بیشتر شهروند را ترغیب به استفاده از ابزار اخلاق کند تا تمکین به کدهای تربیتی. توجه داشته باشید آموزش کد های تربیت شخصی و اجتماعی، ضروری اما کافی نیست. متاسفانه مذاهب خصوصا در کشور ما مجموعه اخلاقی را تهی کرده است. به شکلی که نه بانیان آن دیگر مشروعیتی دارند و نه شهر وند پاسخ سئوالات را در مکتب آنها جستجو میکنند. لذا، با وجود ضرورت رعایت أصول تنظیم کننده زندگی اجتماعی، انسان مدرن مانند گم شده ای در خلائ است. بیشتر مراکز قدرت (سیاسی، اقتصادی، امنیتی، علمی، تکنولوژی) هستند که این خلا را پر کرده اند. و باید اذعان کنیم که درمیان این مراکز قدرت، بانیان ثروت مهمترین تنظیم کننده أمور شده اند. مدیریت مدرن چونان روحانیت رانت خوار یا روشنفکر چاپلوس در رژیم های خود کامه، عمل کرده وقوای قضاییه به جای تمیزِ درست از نادرست، کما بیش در گیر مماشات یا حل مسالمت آمیز دعواها و تجاوزات و حق کشی ها شده اند. البته اگر در برخی موارد فساد بانیان همین قوای اصول عدالت خواهی و واقعیت گرایی را فدای سود شخصی نکرده باشند.

به عبارت دیگر ابزار تنظیم کننده یعنی مقررات و قواعد مدیریت چنان حائز قدرت ذاتی شده اند که قضاوت را هم در یوغ خود آورده اند.

بنابراین از طرفی همانطور که میگویید”من” (فرد) لازمه حفظ موجودیت است و از جانبی محدود کننده خودِ انسان پرسشگر (خوداندیش).

طبیعی است از کودکستان، دبستان، تا مدارس و دانشگاه ها میبایست فنون خود اندیشی و مزایای تدریس و پرورش آن را محور کار قرار دهند. گمان من اینست که زمان یعنی تاریخ اهمیت خاصی پیدا خواهد کرد. در گردش پویای مصرف و تولید، زمان میتواند هم عنصر مفید تلقی شود و هم فاکتور کاهنده.

در معادله ای که محیط تمام و کمال در تصرف این چرخ پویاست، زمان فقط نقش کرونومتر را دارد. در معادله ای که محیط ودیعه ایست که میبایست از آن محافظت کرد، زمان نمودار تعامل من با محیط میشود. یه عبارت دیگر، فرصت پرسشگری کاهنده ی پویایی نیست. بر عکس زمان آینه ی انعکاس معادله تولید، چرایی مصرف، فرایند آن با توجه به نیاز من و ما و محیط خواهد شد.

در دینامیک دوم نیاز به قبول نسبیت (من به جمع، من به طبیعت) اصلی و پایه ایست. کلمه ای که اینروزها در محافل اقتصادی به عنوان “رزیلیانس”(Résiliance ) از آن یاد میشود بیان همین تحول است. این تحولی است که اقتصاد قبول کند هژمونی کنونی را رها کرده و خود را به وضعیت موجود تطبیق دهد.

اما اگر کنجکاوی، درایت، عقل گرایی نزد شهروندان و فروتنی نزد نخبگان ترویج نیابد پس از چند صباحی همان جا خواهیم رسید که از آن جسته ایم.

طاهره بارئی:
 با تشکر از شما ازین پاسخ مبسوط که در خود سوالهای تازه ای را پیش میکشد. امیدوارم بتوانیم فرصت تازه ای را در نظر بگیریم. به خوانندگان توضیح میدهم که شما در دانشکده پزشکی عنوان پروفسور دارید، رئیس بخش در یکی از بیمارستانهای حومه پاریس و رئیس مرکز تحقیقات سرطان روده ، در زمره تجارب حرفه ای شماست.

ـــــــــــــــــــــــــ
[۱]یعنی منتشارات پزشکی PubMed

منبع:سایت عصرنو


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.