پنج‌شنبه 11th ژوئن 2020 , ساعت: 09:06کد مطلب : 117467 نسخه قابل چاپ
لطف الله میثمی

با طرد تشکل های شناسنامه دار، باندبازی رونق پیدا می کند

امتداد، سعید گیتی آرا: پس از برگزاری اولین جلسه دادگاه اکبر طبری به جرم فساد گسترده اقتصادی، موضوع مبارزه با فساد بار دیگر مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها قرار گرفت. در همین رابطه، به سراغ یکی از باسابقه ترین فعالین سیاسی کشور رفتیم و علل و ریشه های فساد را از نظر او جویا شدیم.

لطف الله میثمی در گفت و گو با امتداد درباره نحوه مقابله با فساد و ریشه های آن در کشور گفت: اولا باید تایید کنم که محاکمه “اکبر طبری” کار خوبی بوده است و امیدوارم که این قبیل اقدامات ادامه پیدا کند و پرونده هایی نیز که پیشتر تشکیل شده و بازداشت هایی در خصوص آنها اتفاق افتاده، به جریان بیفتد. زیرا افکار عمومی سوالاتی دارد که باید به آنها پاسخ گفت.

به شخصه با فساد مخالف بودم ولی قدرتی نداشتم که بخواهم با آن مقابله کنم. از ابتدای انقلاب شعاری بود تحت این عنوان که «حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله» ما نیز می گفتیم انقلاب را قبول داریم و اینکه مرحوم امام هم علیه امپریالیسم و سلطنت مقابله می کند را، قبول داریم. اما این شعار را قبول نداریم که تشکل تنها یکی باشد. ولی علیرغم حرف هایی که امام زده بود و قانون اساسی ای که به امضای ایشان رسیده بود، عده ای بازهم شعار می دادند که کشور باید یک حزب داشته باشد و به احزاب و تشکل های مختلف لقب “گروهک” می دادند.

این عده به تمام تشکل های سیاسی که از ابتدا در ایران به صورت قانونی فعالیت می کردند، برچسب “گروهک” می زدند. متاسفانه فرهنگ کیهانی این گونه است. وقتی همه تشکل های سیاسی رسمی، نشان دار و باسابقه تحت عنوان “گروهک” طرد می شوند، تنها مقوله ای که رونق پیدا می کند، “باند” است. به نحوی که یک عده باهم دوست می شوند و روابطی پنهان پیدا می کنند و با پیدا کردن روزنه های نفوذ در نظام، دنبال رسیدن به قدرت مادی هستند.

من این مطلب را سال ۶۲ به آقای دعایی گفتم که خطری این نظام را تهدید می کند و از آنجا که هر تشکل سیاسی “گروهک” خوانده می شود، خطر باندبازی افزایش می یابد. گفتم یک روزی می رسد که آنقدر باندها زیاد می شوند که دیگر نمی شود با آنها مقابله کرد و معتقدم امروز “همان روز” است. آن زمان گروه های خودسری این شعار را علیرغم همه آموزه های امام و قانون اساسی سر می دادند.

این رویه هنوزهم ادامه دارد. در حالی که باید از بین رود. متاسفانه دستگاه های امنیتی ما به هر تشکل سیاسی لقب “گروهک التقاطی” می دهند و به نظر می رسد با ادامه این روند تنها راه فعالیت سیاسی تشکیل باندبازی باشد.

نکته دیگر اینکه اقتصاد ما نفتی است. دولت ما نیز از ابتدای انقلاب، مبتنی بر نفت بوده و نفت هم یعنی”نازکی کار و کلفتی پول” بدین معنا که زحمتی برای به دست آوردن پول ناشی از فروش آن کشیده نمی شود. معمولا هر چیزی که نازکی کار و کلفتی پول باشد، حالت ربوی دارد و از آنجا که برای درآمد ناشی از فروش نفت زحمتی چندان کشیده نمی‌شود، بی رویه مصرف می شود. آن زمان است که روزنه های دستیابی به پول نیز پیدا می شود و بی تردید یکی از زمینه های به وجودآمدن فساد، همین راه کسب درآمد از طریق فروش بشکه های نفت است.

اگر اقتصاد ما مبتنی بر تولید و اشتغال محور بود به هیچ وجه این فسادها به وجود نمی آمد. ولی چون درآمد مبتنی بر فروش نفت است و زحمتی برای آن کشیده نمی شود، این فسادها روی می دهد. متاسفانه آنهایی که به درآمدهای نفتی تکیه می کنند نمی دانند که این درآمد نیست، بلکه ثروتی است که از خاک ایران خارج می شود.

حالا که فروش نفت به شدت محدود شده و کشور ما با تحریم مواجه است و حتی اگر این تحریم ها برداشته شوند معادلات نفتی به گونه ای است که ما دیگر نمی توانیم نفتی صادر کنیم و آنقدر تولید نفت آمریکا و کشورهای دیگر بالا رفته که به ما اجازه نمی دهند در این عرصه تعیین کننده باشیم، این شرایط فرصت خوبی است تا اقتصاد ما متکی بر تولید اشتغال محور شود. بعد از خرداد ۷۶، درست چند ماه پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات، مقام رهبری اعلام کردند که باید با فقر و فساد و تبعیض مقابله شود و شعار اصلی ایشان مبارزه با فقر و فساد و تبعیض بود.

ولی متاسفانه در مملکتی که فقر و فساد و تبعیض وجود دارد، اصل ۴۴ قانون اساسی را به خصوصی سازی تعبیر کردند و این مسیر را ادامه دادند. درحالی که مشخص بود وقتی این سه عامل در کشور باشد، خصوصی سازی تبدیل به “خصولتی سازی” می شود و فسادها از این طریق سربرمی آورد. سیری که اصل ۴۴ قانون اساسی طی کرد، مبتنی بر قانون اساسی نبود که برمبنایش مجلس بازنگری قانون اساسی تشکیل شده باشد.

در مملکتی که سه عامل فقر و فساد و تبعیض وجود دارد معلوم است نتیجه خصوصی سازی در آن چه خواهد شد. نمونه بارز این روند به سرنوشت کارخانه هایی نظیر نیشکر هفت تپه، هپکو و … منجر شد.

آموزش های فقهی ما نیز برای دولت اصالتی قائل نیست و می گوید دولت مقوله ای مجازی است. بنابراین نه می تواند مالک شود و نه می تواند کاری انجام دهد. در حالی که باید در یکسری از این موارد تجدید نظر صورت گیرد و لااقل مالکیت دولت پذیرفته شود. اعتقادی وجود دارد که باید همه صنایع دولتی خصوصی شوند چون دولت نمی تواند مالک باشد یا اینکه تاجر خوبی نیست. این نوع مسائل جنبه ای ایدئولوژیک دارد.

تا این مسائل حل نشود، فساد ادامه دارد. یکبار روزنامه مشارکت اصلاح طلبان در دولت آقای خاتمی، مقاله ای تحت عنوان “راست وحشی” نوشت. همان روز آقای مرتضوی آن روزنامه و روزنامه صبح امروز را با یک میلیون خواننده تعطیل کرد و تعطیلی های فله ای مطبوعات ادامه یافت. ولی بعدها آقای احمدی نژاد این شعار را مصادره کرد و گفت عده ای از نردبان قدرت به ثروت رسیده اند و توانست با وعده آوردن پول نفت بر سر سفره ها رای بیاورد.

همان زمان آقای دانش جعفری، وزیر اقتصاد احمدی نژاد گفت:« کابینه متوجه نیست که ۶۰ میلیارد دلار درآمد نفتی اگر بخواهد به ریال تبدیل و هزینه شود، یعنی تورم، اختلاف طبقاتی و فقیر شدن مردم.» این حرف درستی بود. وقتی این میزان درآمد تبدیل به ریال شود، یک نوع دزدی صورت می گیرد که خود ما تاییدش می کنیم. وقتی ارز چند نرخی می شود، یک عده ارز ارزان دریافت می کنند و شکر وارد کرده و آن را تبدیل به شکلات می کنند و به چند برابر قیمت می فروشند. خب این خود یک نوع دزدی و فسادی است که خودمان ناخواسته تاییدش می کنیم.

همانطور که نام رسانه شما امتداد است، معتقدم مبارزه با فساد نیز باید تداوم پیدا کند. اگر امتداد پیدا نکند، شائبه تسویه حساب های سیاسی به اذهان متبادر می شود. همین الان هم عده ای می گویند مگر محمود صادقی پیشتر افشاگری نکرده بود؟ پس چرا همان موقع رسیدگی نشد؟ و سوالات بی پاسخ دیگر.

اقتصاد ما دیگر نه صنعتی و تجاری مالی، بلکه پولی است. به عنوان مثال آقای احمد توکلی در سایت «الف» اعلام کرده که ۴دهم درصد از مردم ما، ۵۲ درصد سپرده های بانکی را در اختیار دارند. یعنی کمتر از نیم درصد جمعیت ایران، ۵۲ درصد سپرده ها را دارا هستند و ۹۹ درصد و نیم از مردم تنها ۴۸ درصد سپرده ها را صاحب هستند. این یعنی همان معضلاتی مانند فق، فساد، تبعیض و موارد دیگر.

همین موسسات مالی و اعتباری که آقای روحانی با آنها برخورد کرد و هزینه سنگینی هم بابت اعتراضات مشهد پرداخت، نمونه ای از فساد بود که هنوز هم معلوم نشده معترضین مشهد چه کسانی بودند؟ رئیس جمهور گفت اگر اسامی آنها گفته شود، سر از جاهای بالایی درمی آوریم. او به مجلس گزارش داد و گفت که برای مقابله با آن افراد از رهبری استمداد طلبیده است. باید معلوم شود این افراد چه کسانی بودند؟ کسانی که یکی از آنها با اسلحه وارد بانک شده بود تا رئیس بانک مرکزی را ببیند.

همین ۱۲ پرونده ای که آقای نجفی، شهردار سابق به قوه قضاییه داده بود تا رسیدگی شود، چه شد؟ باید اعلام کنند که این پرونده ها درباره چه افراد یا مراکزی بود؟ اگر این مسائل را بازگو کنند، افکار عمومی آرامش پیدا می کند. می گویند چرچیل در جنگ دوم جهانی احساس کرد که جبهه های جنگ دیگر کارایی سابق را ندارند. پس از ریشه یابی متوجه شد که مردم انگلستان ناراضی هستند. عدلیه یا همان “قوه قضاییه” را اصلاح کرد و مردم وقتی دیدند که داوری منصفانه وجود دارد، بیشتر به جبهه ها رفتند و انگیزه بیشتری ایجاد شد و همین منجر به پیروزی های بیشتر برای انگلستان شد. از این رو، قضاوت و داوری بسیار مهم است. اگر داوری منصفانه ای شکل بگیرد، تولید اشتغال محور نیز شکل می گیرد.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.