پنج شنبه ۵ام بهمن ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۲:۱۱کد مطلب : 106679 نسخه قابل چاپ

  سرانجام مجادله و جدائی گفتمانها

                                                       

چکیده

همانطور که در مقاله “دیرینه شناسی و تبارشناسی سوره های حوامیم” (۱) آمد سوره های حوامیم دارای مشترکاتی هستند ولی این مشترکات در دورانها و شرایط مختلف به نحوه های مختلف تجلی پیدا می کنند. ضرورت روش تبارشناسی بررسی تاریخی این حالات را بیان می کند و عدم در نظر گیری این نکته باعث می شود متون را به دور از این شرایط تنزل و تقلیل داده و قرائت کرد و از مفاهیم تنها یک معنی و یک حالت را برداشت کرد. حالات استمرار در سوره های حوامیم که باواژه های متفاوتی در قالب فعل مضارع آورده شده است گویای در نظر گیری این ضرورت است.

در سوره مومن به مبانی “مجادله”، در سوره فصلت به تفصیل و توسعه سوره مؤمن، در سوره شوری که بسط و توسعه سوره فصلت بود و شرایط از دوران نهضت به نظام تبدیل  می شد و فضا و نیازها تغییر می کرد و مجادلات بروز بیشتری پیدا می کرد و امکان گرایش نیروهای مؤمن به امور دنیایی و خودی – غیرخودی کردن و گرایش به فساد زیاد بود، در سوره زخرف به تبارشناسی زیاده روی و فساد و نقش آن در مجادله و نحوه تنظیم رابطه با “زخرف” در دوران توسعه و علل انحراف از جامعه متعادل و دوری از زندگی سالم و نقطه اوج سلطه بر ثروت عمومی، در سوره دخان به اوج گیری روند مجادله و طرح مجدد مبانی، در سوره جاثیه به ابعاد و سطوح نگرش انسانها به نعمت های جهان و شکل گیری سطوح متفاوت گفتمانها و تفضیل سوره دخان می پردازد و در نهایت به سوره آخر مجموعه حوامیم که “احقاف” می باشد می رسد.

مقدمه

در سوره احقاف پس از اوج گیری روند مجادله در سوره دخان و بسط آن در سوره جاثیه – مجادله به سمت تفکیک جریانات به سمت دو سر طیف میل می کند و طرح مبانی گفتمان توحید – شرک به صورت کلی در واژه های حق، انذار تمرکز پیدا می کند ولی گفتمان شرک بعلت عدم باور به اتصال یگانگی جهان و پرسش من دون الله که نمایانگر اتصال به واسطه ها است همواره در برابر استمرار کتاب اعراض می کند. در این سوره به دلایل انحراف از یگانگی به رفتار متناسب با آن می پردازد و صفات و رفتار  اقشار متفاوت در دو گفتمان را لیست می کند. تعامل و مجادله که بین دو قشر مؤمن – کافر شروع شد و بسط پیدا کرد و به تدریج در اقشار و صفات متفاوتی بروز پیدا کرد در نهایت به لیستی از این اقشار و صفات می رسد.

بارز شدن جریانات در روند اوج گیری مجادله و تفکیک تاریخی هر چه بیشتر آنها زمینه را برای برخورد فیزیکی آماده می کند زیرا جریانات جهت تحقق یا تسلط باورهای خود مبادرت به برخورد فیزیکی خواهند کرد و فضای گفتمانی (۲) باورها به دوران جنگی میل خواهد کرد و لذا سه سوره بعدی که محمد، فتح و حجرات می باشد به برخوردهای فیزیکی در شرایط بیرونی و داخلی جریانات می پردازد.

طرح مبانی

تاکنون در تبارشناسی مبانی سوره های حوامیم به طور خلاصه محورهای زیربحث شده است.

۱- جهان دائماً در حال زایش و افزایش رحمت و نعمت می باشد و تمام پدیده ها و انسانها به تناسب ظرفیت خود و در تعامل با این بارش رحمتها آنرا جذب می کنند.

۲- در این سوره این توسعه جهان را در واژه های تنزیل کتاب در قالب رحمت و نعمت بسط داده است. بکارگیری واژه های تلاوت، تفضیل، تفریق، وحی و شورا، حدیث ، مبین ، قرآن عربی، و یبث به صورت مضارع حاکی از استمرار تولید رحمت است که “دستآوردهای انسانی را به صورت کتاب” شکل می دهد و این کتاب به صورت همیشه جاودان ادامه دارد. به این کتاب صفات عزیز علیم، رحمان رحیم، عزیز حکیم و علی حکیم داده است.

۳- انسان با توجه به شرایط زیست – محیط ممکنات دائماً در حال تعامل با جهان است و نعمات و رحمتها را در قالب گفتمانها تولید کرده و توسعه می دهد و به دستآوردهایی می رسد. این تعامل بر پایه میزان سامانه دانایی او و پاکی صورت می گیرد.

۴- نحوه تنظیم رابطه انسان با رحمت ها به تولید دو گفتمان توحید و شرک می انجامد یک گفتمان به تنظیم رابطه متعادل براساس عقل و کار در راستای منافع عمومی می پردازد و دستآوردها را توزیع می کند و یک گفتمان به دور از کار در صدد تمرکز و سلطه بر منابع ثروت به کمک قدرت و در صورت لزوم بهره برداری از معرفت به دور از توزیع برابر فرصت ها و خودی – غیرخودی کردن مردم به صورت بی رویه به رحمت و نعمت ها هجوم می برند و جامعه را نامتعادل می سازند. نهایتاً بروز زیاده روی، اوج گیری مجادله در گفتمانها و تولید شبکه بهم تنیده فساد و رواج و توسعه آن یک جامعه ناسالم را ایجاد خواهد کرد.

تنظیم رابطه درست با “مشی، رزق و قدر” در قالب “رحمانیت – عبادت” منجر به ایجاد یک زندگی سالم خواهد شد.

۵ – نحوه نگرش انسانها به تعاملات فوق الذکر به تولید گفتمانهای توحید و شرک می انجامد وجود این گفتمانها برای رشد و توسعه و تعمیق کمی و کیفی آن ضرورت دارد و هیچ گفتمانی به تنهایی شکل نمی گیرد. این ضرورت که با توجه به شرایط زیست – محیط ممکنات شکل می گیرد را قرآن “حق” تلقی می کند. بنابراین “ضرورت” یک امر جبری، مجرد و مطلق نیست بلکه براساس توانایی و ظرفیت انسانها در مجموعه شرایط هر دوره شکل می گیرد و ضرورت می یابد.

در سوره احقاف به تناسب نوع و حالت مجادله به نحوه دیگری اصول و مبانی را طرح کرده است.

تاکید روی حق بودن کتاب (۳) در این سوره با جدیت بیشتری صورت گرفته است و بکارگیری واژه “اجل مسمی”(۴) این حق را هدف دار می کند. اجل مسمی به معنای نقطه انتهای هر چیزی است و منظور از خلقت حق و اجل مسمی بیان ضروری بودن ایجاد خلقت و هدفداری آن است.

تنزیل کتاب به صورت عزیز حکیم که نمایانگر شکل گیری و استمرار با قدرت و حکمت کتاب است گویای حق و ضروری بودن است(۵) بکارگیری زیاد واژه های “الله” ،”رب” و “اسماءالحسنی” گویای یگانگی و اتصال به این جریان حق می باشد(۶).

از طرف دیگر بکار رفتن نسبتاً زیاد واژه “من دون الله” (۷) در برابر “الله” گویای عدم اتصال گفتمان شرک به یگانگی و توحید و ایجاد واسطه و پرستش آنهاست. گفتمان شرک با اتصال به واسطه ها، الهه و دعا در آیات مختلف آمده است(۸) . واژه “دعا” به معنای خواندن کسی یا چیزی و ایجاد رابطه با او می باشد که توسط گفتمان شرک در چند آیه آمده است(۹) ولی واژه “داعی الله” برای گفتمان توحید آمده است(۱۰).

بکارگیری واژه های متفاوت نظیر قرآن، کتاب، وحی، آیات الله، آیات بینات، حق و پیام رسانی نیز گویای طرح گفتمان توحید است که در بعضی آیات به نقش پیامبر نیز اشاره شده است(۱۱) که فقط نقش رسالت را دارد و با واژه “داعی الله”(۱۲) آمده است.

لذا در این سوره هدف طرح کلی مبانی بکارگیری واژه های متعدد جهت تاکید مدنظر به عنوان جمع بندی بوده است و تاکید روی حق بودن شده است. به موازات آن واژه انذار نیزشده است که ازنظر تعداد به اندازه مجموع سوره های حوامیم می باشد(۱۳).

نقش عمل انسان

در این سوره مجدداً تاکید روی عمل و رفتار انسان دارد و اکتسابات انسان را به عنوان تنها معیاری که نقش در ساختن شخصیت او دارد مطرح می کند(۱۴) و دوباره به نقش اکتسابات و شکل گیری حال و آینده او می کند که نه تنها در خود انسان بلکه به سایرین نیز ارتباط پیدا خواهد کرد. بکارگیری واژه های یوم القیمه، حشر، خروج، اجل و وعده به نتایج اثر گذار عمل و رفتار انسان می پردازد(۱۵).

نتیجه عملکرد انسان در مورد عذاب و کابرد آن در دو سوره قبلی آمد. در این سوره نیز ماحصل عملکرد انسان را که باعث بروز حالاتی برای او می شود را با انواع عذاب به صورت تمثیل آورده است.

واژه های عذاب الیم، عذاب یوم العظیم و عذاب الهون (خواری و پستی) از نمونه های آن است(۱۶).

ویژگیهای گفتمان شرک

در این سوره به کسانیکه پیام حق توحید را اجابت نمی کنند به صورت کلی کافر نامیده است. کافر کسی است که فرآیند نعمت ها و رحمت ها را یا در نظر نمی گیرد و یا آنرا انکار می کند(۱۷). و ویژگیهای آنها را به شرح زیر لیست می کند:

۱- انکار و سحر نامیدن آیات(۱۸)

۲- افک (دروغ) نامیدن آیات(۱۹)

۳- داستان و افسانه پیشینیان (۲۰)

۴- جمود (افکار و لجبازی استهزا) (۲۱)

۵- استکبار(۲۲)

۶- واسطه پرستی و الهه پرستی(۲۳)

۷- فسق (۲۴)

در این سوره با بکارگیری واژه فسق به تفکیک طیف جریانات می پردازد زیرا فاسق تمام قوانین وعرف را زیر پا می گذارد و پایان سوره نیز با جمله هلاکت قوم فاسق آمده است.

بازیگران سوره و ویژگیهای آنها

در سوره های قبلی بازیگران و شخصیتهابا مومن – کافر شروع شد و بتدریج با توسعه شرایط افزایش یافت و صفات متفاوتی را کسب کرد.

در این سوره شخصیتهای گفتمان توحید- شرک را محسن و ظالم نامیده است(۲۵). ظالم کسی است که کلیه حدود، قوانین و عرف جامعه را رعایت نمی کند و به منافع عمومی یا ضرر می رساند و یا به سلطه خود در می آورد. محسن کسی است که به مردم کمک و احسان می کند. این دو واژه جنبه فردی و عملکرد اجتماعی دارد و قطعاً ظالم سعی می کند به هر نحو به منافع عمومی تعرض کند که زمینه های تعدی و بغی و برخوردهای فیزیکی است.

البته این بازیگران را مومن – کافر و مسلم و مستکبر نیز نامیده است ولی حالت نهایی بیانگر عملکرد آنها محسن – ظالم است.

صفاتی را که برای محسن آورده است شامل محسنین، صادقین، مسلمین، منذرین مؤمنین و صفاتی را که برای ظالمین آورده است شامل: ظالمون، غافلون، کافرین، ظالمین، محرمین، مستکبرین، خاسرین، تفترون، تکفرون و فاسقون می باشد.

بارزترین ویژگی گفتمان شرک “فسق” است. فسق خروج از همه قوانین، عرف، استانداردها و ضروریات عمومی جامعه به منظور سلطه بر منافع عمومی به دلیل کبر، غرور و خود پرستی می باشد و برای آنها عذاب الهون(خواری و پستی) و در پایان سوره هلاکت آنها آورده است.  ملاحظه می شود که در پایان سوره های حوامیم ویژگیها و نامهای بازیگران سوره حاکی از تفکیک و جدائی می کند که زمینه را برای برخورد فیزیکی در آینده امکان پذیر میکند.

بارزترین ویژگی گفتمان توحید “محسن” است که مردم را همواره در نظر می گیرد. قرآن ویژگیهای محسن را بشرح زیر آورده است(۲۶).

۱– باور به “ربنالله”

انحصار ربوبیت و الوهیت به مفهوم در نظرگیری مجموعه هستی به صورت متصل و پیوسته در جهت توسعه و رشد است و از واسطه گیری و پرستش آنها پرهیز می کنند. گفتمان توحید در نقش “محسن” به مجموعه روابط عمومی با احسان تعامل می کند و یک رابطه متعادل شونده و سالم برقرار می کند.

۲- استقامت فرد “محسن” وقتی به باور توحید می رسد (ربنالله) تمام سعی و تلاش خود را به عمل و رفتار در راستای اتصال و یگانگی و ماندن همیشه جاودان در این راه مبذول می نماید. این راه همان ویژگی “صراط المستقیم” را دارد که خاصیت بازگشت پذیری  و اصلاح مستمر را دارد اگر خطایی از فرد سر بزند بعلت اینکه در راه و جزئی از راه است به راحتی آنرا فهم، درک و پاک می سازد زیرا “حسنات” همواره پاک کننده “السیئات” است(۲۷) و حضور و جهت گیری در راه اصلی خاصیت پاکسازی و فهم را در خود دارد.

۳– فلا خوف علیهم و لایحزنون

حذف  و ترس وقتی عارض میشود که فرد احتمال خطر یا ترس از حرکت نامناسبی داشته باشد که قادر به برطرف کردن آن نیست. وقتی فرد محسن توانایی درک و پاک کردن آنرا دارد لذا ترسی از نتیجه آن ندارد و احساس عذاب نمی کند و اندوهی به دل راه نمی دهد.

واژه “ثم” استفاعوا” نمایانگر این است که انحصار ربوبیت و الوهیت (ربناالله) را خوب فهمیده لذا در راه حفظ آنها استقامت می ورزد و بنابراین ترس و اندوهی از هیچ چیز نخواهد داشت. همین مسئله در “فاء” وردخوف نیز مستتر است.

مصادیق دو قشر بازیگر

مصادیق ذکر شده در سوره نیز حاکی از تفکیک دو قشر دارد. دوگانگی و حالات متضاد در جامعه ناشی از ساختار وجودی انسان است که این حالات به صورت متضاد و طیف حق – باطل در جامعه تجلی می یابد. ساختار انسان دارای دو وجه عالی – دنی و دو بعد ذهن – روان است. انسان در فرآیند شناخت به کمک انگیزه ها و عملیاتی که در ذهن صورت می گیرد به یک باور می رسد که جهت گیری عالی و رشد یاینده و یا ئنی و تخریب کننده دارد. تجلی این حالات در بعد بیرونی به صورت طیفی از حالات عالی- دنی، تقوی – فسق، محسن – ظالم ، مؤمن – کافر و مسلم – مستکبر تبلور می یابد. گفتمان توحید (محسنین) با درک نعمات و رحمتها و تنظیم رابطه متعادل و سالم عمواره سعی دارد که اتصال همیشه جاویدان خود را جهان حفظ کند و دائماً با فرآیند (توبه،اواب، منیب و انابه) خود را خالص و پاک نماید. گفتمان شرک (فاسقین) به ایجاد روابط سلطه با نعمات و رحمتها مبادرت می ورزد و دائماً به دور خود یک شبکه فراگیر مانند دخان می تند و از زندگی متعادل سالم دور می شود. جهت گیری دو گفتمان به سوی احسان و ظلم است. لذا گفتمان ها از حالت باورها به تدریج خارج میشود و معمولاً گفتمان شرک به لحاظ باور سلطه و تسخیر منابع عمومی بدون کار و توانایی انسانی و همچنین بعلت برنتابیدن گفتمان توحید که باعث افشاء عملکرد خود می شود، مبادرت به تعرض فیزیکی جهت محدود کردن و در نهایت حذف گفتمان اصلاحی توحید می نماید.

در این سوره از تمثیل آوردن دو قشر با خصوصیات فردی گذر کرده و به دو نمونه از ابعاد بیرونی به صورت ملموس، ساده و واضح می پردازد:

۱– مصداق دو فرزند با سپاس و ناسپاس

در فرازی (۲۸) به بیان دو فرزند با سپاس و ناسپاس می پردازد. مثال را از خانواده بر می گزیند زیرا بسیار ساده واضح و محکم است و اشاره به دوران بارداری، زایمان، شیرخوارگی و سپس بلوغ و کمال می نماید و زحماتی که والدین در این فرآیند متحمل می شوند که به معنای رحمت و نعمت برای فرزند است. اگر فرزند این نعمت را مستقل از نحوه فکر پدر و مادر درک کند آنرا شکرگذار خواهد بود و سعی در اصلاح خود به منزله سپاس و شکر از این نعمات خواهد کرد و آنرا برای فرزند خود نیز آرزو می کند. این افراد به وسیله اعمال احسن خود خطاهای خود را دائماً پاک می سازند زیرا به فرآیند توبه عمل می کنند و زندگی سالمی دارند که نتیجه اعمال و رفتار خود آنهاست.

در مقابل فرزند ناسپاس است که به والدین خود “اف” می گوید یعنی با حالت خشم برخورد می کند. او نتایج اعمال خود را قبول ندارد و اثرگذاری برای آن متصور نیست لذا به والدین خود به خشم می گوید مر اتهدید می کنید که در آینده دچار عملکرد خود خواهم شد؟ والدین آنها به حق بودن توحید و دعوت به آن می کنند ولی فرزند ناسپاس آنرا افسانه و داستان پیشینیان می داند.

۲– مصداق اعراب جاهل و افراد ناشناس

در فرازی دیگر(۲۹) اشاره به اعراب جاهل، غافل و ناسپاسی می کند که علیرغم بیان شواهد تاریخی از علل نابودی قوم عاد در سرزمین احقاف که در جنوب عربستان بوده و ریگزار شده است؛ درس نمی گیرند و میگویند قصد داری (هود پیامبر) با این دروغها و افتراء ها ما را از گفتمان شرک بازداری و برگردانی و همواره در قدیم و حال از عذاب برای ما صحبت شده است و اگر راست می گویی عذاب را برایمان بیاور! ولی هود در پاسخ می گوید وظیفه من فقط ابلاغ است و هر کس مسئول اعمال و رفتار خود است. آنقدر در تصورات خود غرق بودند که در بیابان هر ابری را می دیدند فوراً تصور باران می کردند در صورتیکه باد باران زا نبوده لذا مانند عذاب بوده است. مثال این تشبیه این است که خود به دور خود شرایط ناگوار (عذاب) را تنیده اند.

علیرغم آنان دارای ابزار شناخت بودند ولی بر ایشان فایده نداشت زیرا باور به شرک داشتند و به لجبازی و استهزا مبادرت می کردند لذا با عملکرد خود خودشان را دچار عذاب کردند.

در طرف مقابل افرادی ناشناس آمدند و صدای گفتمان توحید(قرآن) را شنیدند و سپس به قوم خود گفتند پس از کتاب موسی کتابی جدید را شنیدیم که گفتمان آن ضروری و حق بود و توصیه  کردند که به پیام دعوت پیامبر ایمان بیاورید وگرنه دچار ضلالت خواهید شد.

اگر به ماهیت و معنای دو داستان تمثیلی توجه شود ملاحظه خواهد شد که به نگرش دو گفتمان توحید و شرک به مبانی نعمت ها و رحمتها و نحوه درک و تنظیم ربطه متعادل و سالم آن می پردازد.

نام سوره

نام سوره از سرزمین ریگزار احقاف که در جنوب عربستان قرار دارد گرفته شده است.

قوم عاد دارای پیامبری به نام هود بوده و در سرزمین احقاف ساکن بودند. این قوم دارای جمعیت زیاد ، امکانات، قدرت و ثروت بودند و مبادرت به ساخت ساختمانهای تشریفاتی می کردند و قومی سلطه گر، لجباز بوده و زود عصبانی می شوند و در نهایت دچار شرایط ناگواری که خود ساخته بودند شدند(۳۵). نابودی برج و باور و قوم و وجود یک سرزمین ریگزار (احقاف) نشانگر درگیر شدن در شرایطی است که خود بر اثر اعمال و رفتار خودشان تولید کرده اند.

روش برخورد

در آیه آخر سوره(۳۶) به پیامبر روش برخورد گفتمان توحید را توصیه می کند.

۱– فاصبر

“فا” تفریع نشانگر نتیجه حق بودن نظام توحید است که اگر به آن اتصال نیابید برای خود شرایط ناگوار ایجاد خواهید کرد.

۲– اراده

تو باید در راه خود، دارای اراده (عزم) باشی و به این باور وفادار باشی.

۳– عدم عجله

وظیفه تو رساندن پیام و طرح گفتمان توحید است و به گفتمان شرک و نابودی آن فکر نکن زیرا آنها خود با باور خود با اعمال ناگوار خود را نابود خواهند کرد. زیرا این فرآیند انسانی است و زمان می برد. البته اگر در شرایط حاد مبادرت به برخورد فیزیکی نمایند شرایط جدیدی بوجود خواهد آمد که در سوره های محمد، فتح و حجرات خواهد آمد.

۴– ابلاغ

وظیفه تو در این شرایط ابلاغ است و عجله نباید کرد.

۵– هلاکت فاسقین

به منظور دلداری به پیامبر و به ذکر آینده و جهت گیری گفتمان شرک قصد دارد او را ناامید نکند و می گوید آنها دچار “فسق” شده اند و (مانند قوم عاد در سرزمین احقاف) نابود خواهند شد.

 

 

پاورقی و منابع

۱- سایت ملی – مذهبی، قسمت اندیشه، “دیرینه شناسی سوره های حوامیم ” (حسن پویا)

۲- سایت ملی – مذهبی، قسمت اندیشه، سوره های مؤمن، فصلت، شوری، زخرف، دخان و جاثیه (حسن پویا)

۳- سوره احقاف آیات ۳۴،۳۰،۲۰،۱۸،۱۷،۷،۳

۴- سوره احقاف آیه ۳

۵- سوره احقاف آیه ۲

۶- سوره احقاف آیات ۳۳،۳۲،۳۱،۱۵،۸،۳،۲

۷- سوره احقاف آیات ۳۲،۲۷،۵،۴

۸- سوره احقاف آیات ۳۲،۲۷،۲۲،۲۱،۱۳،۶،۵،۴

۹- سوره احقاف آیات ۵،۴

۱۰- سوره احقاف آیات ۳۱،۳۰

۱۱- سوره احقاف آیات ۲۳،۹

۱۲- سوره احقاف آیات ۳۲،۳۱

۱۳- سوره احقاف آیات ۲۹،۲۱،۱۲،۸،۲

۱۴- سوره احقاف آیات ۱۹،۱۶،۱۵،۱۴

۱۵- سوره احقاف آیات ۳۵،۳۴،۳۲،۲۰،۱۹،۱۸،۱۷،۱۶،۶،۵،۳

۱۶- سوره احقاف آیات ۳۴،۳۱،۲۴،۲۱،۲۰

۱۷- سوره احقاف آیات ۳۴،۲۰،۱۱،۱۰،۷،۶،۳

۱۸- سوره احقاف آیات ۱۰،۷

۱۹- سوره احقاف آیات ۲۲،۱۱

۲۰ – سوره احقاف آیه ۱۷

۲۱- سوره احقاف آیه ۲۶

۲۲- سوره احقاف آیات ۲۰،۱۰

۲۳- سوره احقاف آیات ۲۸،۲۲

۲۴- سوره احقاف آیات ۳۵،۲۰

۲۵- سوره احقاف آیه ۱۲

۲۶ – سوره احقاف آیه ۱۳

۲۷ سوره احقاف آیه ان الحسنات مذهبین السیئات ذلک ذکری العالمین

۲۸- سوره احقاف آیات ۱۵ تا ۱۷

۲۹ – سوره احقاف آیات ۲۱ تا ۳۳

۳۰ – به سوره های قمر، حاقه و فجر مراجعه شود.

۳۱- سوره احقاف آیه ۲۵

 

 

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.