دوشنبه 11th می 2020 , ساعت: 06:05کد مطلب : 117067 نسخه قابل چاپ

سال۹۸ روزهای سخت حوزه های علمیه

مرجعیت آینده شیعی و انتشار رساله عملیه آیت الله علوی بروجردی، نامه نگاری آیت الله آملی لاریجانی با آیت الله محمد یزدی، مصوبه افزایش نرخ بنزین و تبعات آن بر دین داری مردم و بازتاب آن در حوزه علمیه، سوزاندن کتاب پزشکی هریسون توسط شیخ عباس تبریزیان، شیوع ویروس کرونا و مجادلات طب اسلامی و علم پزشکی مدرن از مهم ترین رویدادهای حوزه علمیه در سال ۹۸ است. اما برای معنا دار کردن این وقایع تلاش می کنم تاثیرات آنها بر تضیعف یا تقویت گفتمان های حوزوی را دنبال کنم.
بر اساس یک تقسیم بندی کلی می توان چهار گفتمان فکری در حوزه علمیه را مشاهده کرد:
گفتمان اسلام سنتی فرهنگی(حفظ و گسترش هویت شیعی در دوره غیبت)
اسلام سیاسی فقاهتی(اجرای برنامه های همه جانبه اسلام در دوره غیبت)
اسلام سیاسی نواندیش(زییست مومنانه در دنیای متجدد و اجرای دموکراتیک برنامه های اسلام در دوره غیبت)
گفتمان اسلام سکولار (زندگی اخلاقی و دولت بی طرف)
مناقشات انتشار یک رساله عملیه
مراجع تقلید فعلی از نمایندگان دو گفتمان اسلام سنتی فرهنگی و اسلام سیاسی فقاهتی هستند و در دهه های آینده نیز این دو گفتمان رقابت اصلی در کسب جایگاه مرجعیت دینی را دارند. مراجع مورد نظر اسلام سیاسی نواندیش پذیرش عمومی کمتری دارند و ممکن است در محافل خاصی مورد توجه باشند. گفتمان اسلام سکولار نماینده ای برای مرجعیت دینی ندارد و ممکن است تفسیرهای متفاوتی از مرجعیت داشته باشد از این رو در حاشیه این نزاع قرار دارد، اگر چه اسلام سیاسی سکولار با مرجعیت سنتی سازگاری بیشتری دارد چرا که ممکن است ادعاهای مراجع گفتمان اسلام سنتی در دوره غیبت کم باشد و این نگاه با اسلام سکولار سازگاری بیشتری دارد. اسلام سیاسی نواندیش به گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی نزدیک است گرچه از اقتدارگرایی آنها انتقاد می کند و طبعا از مراجعی که رویکردهای عقلانی و نواندیشنانه داشته باشند استقبال می کند.
بالا رفتن سن مراجع تقلید فعلی و دغدغه ادامه مرجعیت شیعی در آینده از جمله مسائلی است که در سال ۹۸ در حوزه علمیه محل بحث و گفتگو بوده است. علی اشرف فتحی، سردبیر نشریه حوزوی «تقریرات» در گزارشی ویژه که در شماره۶ این نشریه نوشته بود به برخی از اساتید حوزه علمیه اشاره کرده و شانس آنها را برای مرجعیت در آینده بیشتر دانسته بود: از نظر او در قم، احتمالا «حضرات آیات سید علی محقق داماد، شیخ علی کریمی جهرمی، سید محمدجواد علوی‌بروجردی، سید علی‌اصغر میلانی، سید احمد مددی، محمدتقی شهیدی‌زنجانی، شیخ صادق لاریجانی، شیخ مهدی شب‌زنده‌دار، شیخ مهدی گنجعلی (گنجی)، سید منیر خباز، شیخ ابوالقاسم علیدوست و علی‌اکبر سیفی مازندرانی به‌عنوان مراجع دهه‌های آینده مطرح شوند. در میان علمای حوزه نجف، حضرات آیات شیخ محمدباقر ایروانی، سید محمدرضا سیستانی (فرزند ارشد آیت‌الله سیستانی)، شیخ حسن جواهری، شیخ هادی آل‌راضی، سید حسین حکیم و شیخ محمد سند به‌عنوان علمای قریب‌المرجعیت محسوب می‌شوند که برای دهه آینده در مظان مرجعیت قرار دارند. از نظر فتحی همچنین پدیده دیگری که به‌وضوح در قم می‌توان دریافت و آن را در امتداد سنت دیرینه بیوت فقهای بزرگ تحلیل کرد، درخشش «آقازاده‌ها»ی نسبتا جوان مراجع است که می‌توانند به عنوان گزینه‌های بالقوه مرجعیت در دهه‌های آتی در نظر گرفته شوند. حضرات آقایان شیخ محسن وحید خراسانی، سید محمدجواد شبیری زنجانی و سید حسن خمینی و شیخ جواد فاضل‌ لنکرانی مهم‌ترین آیت‌الله‌زاده‌های مطرح قم هستند که طی سال‌های گذشته درس خارج فقه و اصول را آغاز کرده و شاگردان قابل توجهی داشته‌اند. مجله خیمه به مدیرمسئولی محمدرضا زائری روحانی نواندیش در شماره ۱۲۶ در خرداد ماه ۹۸ نیز مطلبی با عنوان «مراجع آینده را بهتر بشناسیم» منتشر کرد و به معرفی برخی از علما و اساتید که می توانند در آینده مرجع تقلید باشند پرداخت.
در مرداد ماه بحث هایی بر سر انتشار نسخه چاپ شده رساله عملیه آیت الله سیدمحمدجواد علوی بروجردی مطرح است. او نوه آیت الله العظمی سیدحسین بروجردی و متولی فعلی مسجد اعظم قم است و درس خارج فقه و اصول او از سال ۱۳۷۵ برگزار می شود. آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیداری که با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم برگزار شده بود انتقادات تندی علیه علوی بروجردی مطرح کرد «بعضی اگر یک روزی رسما اعلام مرجعیت کنند، اگر زنده باشم، رسماً جلویشان را می‌گیرم و اعلام رسمی هم می‌کنم؛ واقعا در حوزه چه کسی باید با این مساله برخورد کند؟! نوه مرجع بودن که دلیل شرعی برای مرجعیت نیست؛ کسی نگفته هرجا فلانی نوه مرجع شد، می‌تواند مرجع باشد. اگر توان علمی کسی محرز نشود و وارد این عرصه شود، مجبور می‌شوم رسما اعلام کنم که ایشان حق ادعای مرجعیت ندارند؛ چون هیچ جایی توان علمی او را تایید نمی‌کند.». سخنان یزدی بازتاب گسترده ای در میان حوزویان داشت آیت‌الله مرتضی مقتدایی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گفته بود «آقای یزدی این گونه مطالب را که در ذهنشان بود گاهی در جلسات جامعه مدرسین مطرح می‌کردند و حالا علنی آن را بیان کرده‌اند. اگر با من مشورت می‌شد می‌گفتم طرح علنی این مسائل به مصلحت نیست».
آیت‌الله سیدهاشم بطحایی، عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ آیت الله یزدی گفته بود: «جامعه مدرسین هم به‌عنوان کارشناس، نظرشان قابل توجه است و به‌عنوان خبره می‌توانند نظر بدهند و تشخیص خودشان را بیان کنند، ولی نفی دیگران نمی‌توانند بکنند. مرجعیت دکان و کاسبی نیست و غیر از انتخابات است که چه کسی رأی بیاورد و چه کسی رأی نیاورد؛ معیار علمیت است و بی‌هوایی، کسی حق ندارد تابلوی کسی را پایین بکشد، این می‌شود استبداد. یک وقتی کسی می‌خواهد مکتب جدیدی را به‌وجود آورد، یا انحرافی ایجاد کند، بله! باید با او مقابله کرد، ولی اگر کسی می‌خواهد در چارچوب کتاب و سنت حرکت کند، حق نداریم مانع شویم». محمدرضا زائری در واکنش به سخنان یزدی نوشته بود: «تاکنون فکر می‌کردیم آقایان از جامعه بی‌خبرند و میزان محبوبیت و جایگاه اجتماعی خود در افکار عمومی اطلاعی ندارند» مرتضی جوادی، مدرس حوزه علمیه قم و فرزند آیت الله جوادی آملی هم اظهارات آیت‌الله محمد یزدی را «صرفا سیاسی» و «غیرمفید» دانست. آیت‌الله علوی بروجردی پاسخ کوتاهی دارد« مرجعیت در شیعه دستوری نیست که کسی بخواهد مرجعیت تعیین کند. مرجعیت در شیعه آزاد است و هرکسی که دارای صلاحیت باشد و اظهار تکلیف کند می‌تواند در این مساله ورود کند.»
نگرانی آیت الله یزدی این بود که تشخیص و معرفی مرجعیت آینده از انحصار جامعه مدرسین حوزه علمیه قم(نماینده گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی) خارج شود و رقبای گفتمانی آنها بتوانند هم مراجع تقلید را معرفی کنند و هم از نمایندگان آنها مراجع آینده معرفی شود. بزرگان حوزه در قبال سخنان تند یزدی واکنشی نشان ندادند دوستان و همفکران او شاید با او موافق بودند اما طرح این مباحث آن هم با ادبیات آیت الله یزدی را به صلاح نمی دانستند. این سکوت و عدم حمایت از سخنان یزدی در عمل به نفع علوی بروجردی بود. چه آنکه بیشتر اساتید حوزه از سنتی که جامعه مدرسین خود را مرجع تشخیص مراجع تقلید معرفی کنند چندان راضی نیستند. طلاب جوان البته با آیت الله یزدی همراه بودند و تا مدت ها علیه علوی بروجردی در کانال های شخصی مطلب می نوشتند و حتی به تشکیلات حامی علوی یعنی نشست دوره ای اساتید حمله می کردند. نشست دوره ای اساتید که تشکلی صنفی از اساتید حوزه علمیه است ترجیح داد سکوت کند. در حال حاضر رساله عملیه علوی بروجردی منتشر شده است و دفتر مرجعیت او به کار خود ادامه می دهد. این واقعه نشان از افول قدرت اجتماعی گفتمان اسلام سیاسی و رشد گفتمان اسلام سنتی فرهنگی در حوزه علمیه دارد.

منبع دین آنلاین

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.