دوشنبه 26th سپتامبر 2016 , ساعت: 01:09کد مطلب : 97862 نسخه قابل چاپ
برداشتی از سوره فصلت

روش برخورداصلاحی درجدالها

مقدمه:

در سوره مومن با بکارگیری واژه هایی که حالت استمرار را بافعل مضارع بیان می کرد با محوریت ” کتاب ” حول واژه های ” حکمت” و ” رحمت” پرداخت .در اثر زایش ، رویش افزایش جهان هستی در شرایط زیست محیط ممکنات و تعامل پدیده ها و انسانها کتاب (نظام متفن) خلق می شود که نیاز به دریافت و ترویج دارد( فرآیند ضروری ،حق ).

در قسمت مبانی مجادله به نحوه توسعه و خلق گفتمانها و نقش انسان اشاره شد. فرآیند شکل گیری گفتمان نیاز به گفتمان غیر دارد تا بوجود و توسعه یابد و لذا گفتمان توحید – شرک تولید می شود .

در فضای گفتمانها برخوردهای مختلفی صورت می گیرد که به مرور فرآیند رشد آنها عمیق می شود . بررسی تبار شناسانه سوره های حوامیم این فضاها ، شخصیت ها و کنش ها و واکنش ها را روایت می کند و به عنوان تجربه هر دوران روش آموزش و پرورش را به گفتمان توحیدی ارائه دهد .

در سوره فصلت این روند توسعه داده می شود و شخصیتها از گفتمان مومن – کافر به مومن – کافر و مشرک می رسد و روند مجادله ، علل و انگیزه های آنرا بیان می کند . نقش انسان درایجاد فضای گفتمانی ، دستاوردهای تجربی وشکل دادن به شخصیت آینده خود ( وعده ، قیامت ) بررسی شده وروش برخورد اصلاحی تبیین می شود .

نام سوره

واژه” فصلت ” گویای تفصیل ابعاد بحث مجادله درمبانی وروش برخورد است که به توسعه نقش شخصیتها و کنشهای آنها نیز می انجامد(۱). واژه “فصلت ” از ریشه ” فصل” به معنی جدایی و تباین بین دو چیز می باشد . ” فصلت ” در باب تفعیل به صورت ” تفصیل ” در می آید که به معنی استمرار در بیان تمایز بین تنوعات است . لذا به خوبی نشان می دهد که برای فهم پدیده ها و گفتمانها

باید گسست ها و تنوعات را به صورت تاریخی بررسی کرد تابهتر قابل فهم باشد  روش تبار شناسی قصد دارد همین نقش را انجام دهد .

این تفصیل در واژه ها و موضوعات مختلفی صورت می گیرد و قرآن به آن پرداخته است . در یک مورد به تمایز بین ” حرام و حلال ” اشاره کرده است  (۲) و در آیه دیگری تفاوت در اوقات و روز و شب را با حالات مختلفی که کره ماه می گیرد بیان کرده است (۳) و در بعضی آیات اشاره دارد که تفصیل روشی جهت بررسی بین پدیده ها و گفتمانهاست (۴) که به تناسب توسعه و پیچیدگی در جوامع باید بکار گرفته شود .

در آیه دیگری اشاره می کند که این تفصیل به کمک علم صورت می گیرد (۵) و اگر تفصیل به کمک علم باشد و روشنگری نمایداز شک جلو گیری می کند (۶) و به طور کلی انسان در کسب هر دستاوردی ابتدا چار چوب طرح را به صورت اجمالی و کلی بررسی می کند (احکمت) و سپس به بررسی تفضیلی آن ( فصلت ) می پردازد  (۷) .

این واژه و بررسی استمراری با واژه های دیگری نیز در قرآن آمده است و به طور کلی قصد دارد بگوید که در بررسی پدیده ها باید روش های دیرینه شناسی و تبار شناسی را مد نظر قرار داد(۸)

تفصیل مبانی شکل گیری مجادله

 در سوره مومن به مبانی ایجاد مجادله به صورت کلی پرداخته شد و در این سوره آنرا بسط می دهد .

زایش ، رویش و ریزش تدریجی ( تنزیل ) دائماً در حال توسعه است ( رحمت ) و انسان بر اساس سامانه دانایی و میزان پاکی (طیب ) و بر اساس توانایی و ظرفیت خود به جذب این نعمات و رحمتها می پردازد ( رحیم ) (۹) .

توسعه و فرآیند فهم و دریافت آن ( رحمان و رحیم ) به صورت ضروری و دائمی ادامه دارد که در سوره مومن به آن “حق” می گفت و دراین سوره به آن ” عزیز” می گوید که گفتمان غالب است و دارای ویژگی ” حکیم و حمید ” است یعنی توسعه و گسترش دارای حکمت است و لذا امری پسندیده و قابل ستایش است (۱۰) .

مجموعه دریافتها در نحوه برخورد با توسعه به صورت دستاوردهای تجربی انسان ها در می آید و به نسلهای بعدی منتقل می شود و این دستاوردها متناسب شرایط به صورت ” گفتاری” یا ” نوشتاری”در می آید و قرآن به آن ” کتاب ” می گوید . پس با نگاه تبار شناسانه به واژه کتاب مجموعه دستاوردهای بشری در دورانهای مختلف است (۱۰) .

برای کتاب در این سوره از واژه های ” قرآن ” (۱۱) و ” ذکر ” (۱۲) نیز استفاده شده است . دریافت پیامبر در دوره خود به صورت کتابی خواندنی (قرآن ) و روشن و واضح (عریباً )بیان شده (۱۳) و دارای ویژگیهای بشارت و انذار (۱۴) ، هدایت و درمان (۱۵) گفتمان غالب در زمان خود (۱۶) ، ضروری و حق (۱۷) و به صورت تدریجی (۱۸) می باشد .

گفتمانهای دیگر فرآیند برخوردی متفاوتی متناسب شرایط مختلف بروز می دهند که در بررسی آن به کنش ها و شخصیتها ی آن می پردازد .

تفصیل روش برخوردها

الف- کافران و مشرکان

گفتمان مخالف با گفتمان توحید روال مخالف خود را به شرح زیر نشان میدهد :

۱- اختلاف

به محض فهم و دریافت و اعلام کتاب عده ای به دلایل مختلف شروع به مخالفت می کنند (۱۹)و آنرا روشن نمی دانند (شک دارند) و در حالت بعدی به شک خود پای بند می شوند ( مریب ، شک منفی )

۲- اعراض

در آیات مختلفی اعراض اکثر مردم را در مقابل کتاب ( به معنای بیان شده) بیان می کند (۲۰) . حالت اعراض در یک آیه با عدم گوش دادن به کتاب است (۲۱) و در آیه دیگر همراه با عواقب اعراض (۱۲) و در آیه سوم (۲۳) به رویگردانی انسانها در برابر ریزش نعمات اشاره می کند .

۳- تشویق به اعراض سایرین

گفتمان کفر به تبلیغ اعراض می پردازند (۲۴) و به سایرین می گویند به این کتاب گوش ندهید(لاتسمعوا) و جلوی گفتمان و پیام را گرفته و مبادرت به بهم ریزی شرایط می زند (و اللغوفیه ) تا شاید گفتمان مسلط شوند .

۴- تفکیک جهت و راه

در فرآیند مخالفت و مجادله به تفکیک گفتمان و جهت گیری انحرافی از گفتمان حق مبادرت می ورزند لذا مرزهای گفتمان توحید – شرک و یا مومن –کفر واضح تر می شود. و جهت گیری به سمت شرک (انداد) خواهند کرد(۲۶)

۵-در فکر غلبه دادن گفتمان خود

کسانیکه دریافتهای پیامبر و دستاوردهای بشری را که به صورت گفتار و یا نوشتار منتقل می شود را سد می کنند در نهایت به فکر غلبه گفتمان خود (تغلمون) در جامعه هستند (۲۷) .

گفتمان غالب مبادرت به تسلط معرفت و قدرت خود خواهد کرد و یک شبکه ارتباطی بهم تنیده در همه ابعاد برای تسری غالبیت گفتمان خود شکل خواهد داد .

علل و اعراض گفتمان شرک

۱- علل معرفتی

مجموعه ای از عوامل معرفتی در قالب واژه های متفاوت بشرح زیر در این سوره لیست شده است :

-ابزارشناخت

بکار گیری واژه های علم ، سمع ، پوشیدگی و پرده جلوی قلب ( قلوبنافی اکنه) ، سنگینی گوش (فی اذانناوتر) ، موانع فردی و اجتماعی ( بیننا و بینک حجاب ) ، کوری ( عمی ) ، بصرو حدود نشانه عدم بکار گیری یا استفاده درست از عوامل شناختی دارد .

-عوامل فهم و دریافت

یکی از ویژگیهای گفتمان شرک از نظر معرفتی ذهنی بودن است . گرفتاری تصورات ذهنی را قرآن با واژه ” ظن ” به دفعات در این سوره ذکر کرده است (۲۹) .

تجلی ظن و ذهنی بودن حالات مختلفی دارد . فکر می کنند دیگران به عملکرد آنها آگاه نیستند و یا به کتاب و دستاوردهای بشری ظن دارند و یا به عواقب ظن خود آگاه نیستند .

-رسوبات ارتجاعی

یکی از علل نفی کتاب و دستاوردها برای گفتمان شرک این است که مانند گذشتگان انتظار دارند پیامبران باید جنس غیر بشری داشته باشند و اساسا به دریافتهای همگانی انسانی اعتقادی ندارند . لذا پیامبر می گوید من نیز مانند شما بشر و از جنس شما هستم ولی بعللی توانایی و ظرفیت و دریافت پیدا کرده ام و راه و جهت را نشان می دهد  (۳۰) .

-علل شخصیتی۲

سوره فصلت در باز کردن نقش شخصیت و کنش جناحهای مجادله بیشتر به تفضیل پرداخته است و علل و انگیزه های مخالفت گفتمان کفر – شرک با توحید را بشرح زیر بشرح زیر لیست می کند :

-دنیا و مال پرستی

بلافاصله پس از آیات اولیه می گوید گفتمان شرک زکات نمی دهد و به عاقبت اعمال خویش بی اعتناست  (۳۱) ندادن زکات حاکی از مال پرستی و به فکر خود بودن و عدم توجه به دیگران است .

– استکبار

گفتمان شرک مخالفت با گفتمان حق را از موضع قدرت انجام می دادند(۳۲)

-لجبازی

عدم پذیرش گفتمان حق بیشتر به علت دنیا پرستی و شخصیت لجبازانه کفر- شرک است (۳۳) .

این عوامل را با مثالها و مصداقهای تاریخی آورده است تا ملموس و موثر باشد.

شخصیت گفتمان غیر توحیدی

در سوره مومن فقط به گفتمان مومن – کافر پرداخت ولی در این سوره به گفتمان مومن –کافرو شرک می پردازد زیرا انگیزه گفتمان مخالف یا در اثر نفهمیدن و پیروی از رهبران خود است و حقایق را می پوشانند (کفر) و یا بعلت منافع خود است ( شرک).

آیات زیادی این سوره این شخصیت را وصف کرده است(۳۴) .

نتایج عملکرد گفتمان کفر –شرک

در این سوره نتایج عملکرد گفتمان کفر – شرک را با ترکیب واژه عذاب با سایر واژه ها آورده است . عذاب محصول اکتساب عمل خود افراد است که با زبان تمثیل انواع آنرا متناسب شرایط دوران و میزان فهم و جایگاه اندیشه لیست کرده است .

 ۱-عذاب خزی

بعلت عملکرد غیر توحیدی تمثیل ” ریح صرصراً” به معنای لغوی باد سخت و ” عذاب خزی” یعنی عذاب خوار کننده آورده است (۳۵) که می توان گفت عملکرد آنها شبیه با بادی است که خود آنها را سرافکنده و خوار خواهد کرد .

۲-عذاب هون

هون به معنای اهانت و توهین است . بعلت کوری (عدم توجه و شناخت ) عذاب صاعقه هون را کسب کردند (۳۶) یعنی در نتیجه اکتسابات خود که به دلیل کوری ( عمی، شناخت) بوده است شبیه صاعقه خوار کننده دریافت خواهند کرد .

۳-عذاب شدید

در شرایطی که گفتمان غیر توحیدی دیگران را تشویق به دوری از گفتمان توحیدی و تشویق به بهم ریزی گفتمان (لغوافیه) آنها می کردند و سعی در غلبه گفتمان خود با روش منفی و حذفی داشتند قرآن نتیجه عمل آنها را شبیه عذاب شدید کرده است .(۳۷)

۴-عذاب غلیظ

در روند گفتمان جریان کفر – شرک وقتی به دستاوردهایی می رسد آنرا محصول خودبینی می پندارد و نقش سایرعوامل را فراموش می کند و لذا در اثر این تلقی اکتسابات غیر رشد یابنده دریافت می کند که به عذاب غلیظ تشبیه شده است .

عذاب در زبان عرب از ریشه ” عذب” به معنی آب گوارا می باشد . عذب در باب تفعیل تبدیل به عذاب می شود که به معنای از دست رفتن گوارایی و مکدر شدن زندگی است . لذا هر عملی که باعث شود آرامش و تعادل و شاکله زندگی فرد و جامعه بهم ریزد عذاب نامیده می شود .

متاسفانه در گفتمان مصطلح عذاب را تنبیه خدا می دانند در صورتیکه عذاب رنج و دستاورهای است که هر فرد به تناسب اعمالش بدست می آورد . قرآن عذاب ها را در سوره های مختلف طبقه بندی متفاوتی کرده است که به طور اجمال ماحصل عمل فرد یا جمع منجر به بروز انواع اختلالات و آسیب ها خواهد شد . وقتی انسان تنظیم رابطه درست با نعمات و رحمتهای جهان هستی نمی کند به جای دریافت نعمت به دریافت عذاب نائل می شود که ماحصل عمل خود اوست و در مجموع عذابها می توانند پایه های بررسی اعمال و اصلاح باشند .

ب- مومنان

در سوره مومن روش برخورد مومنان را اساساً به واگذاری طرف مقابل به حال خود و برخورد اصلاحی بیان کرده بود ولی در سوره فصلت تفصیل بیشتری داده است .

۱-واگذاری به حال خود

پس از بیان اجمالی مبانی گفتمان توحید – شرک در برخوردها بلافاصله می گوید هر کس به کار خود بپردازد (۳۹) .

۲-تشویق به عمل صالح

در مقابل دنیا پرستی و به خودبین بودن کافران به مومنان می گوید به اعمال صالح که باعث هم افزایی می شود مبادرت ورزند(۴۰) .

۳-جهت گیری ، استقامت و افزایش روحیه

مومنان تشویق به جهت گیری به سمت هماهنگی با جهان هستی می شوند که باید در این راه استقامت بورزند و دائماًروحیه خود را افزایش دهند (۴۱).

۴-تسلیم به قول احسن

در برخوردها گفتمان توحید باید به قول احسن که هماهنگی با جهان هستی یگانگی است بپردازد و همواره تسلیم این راه و روش باشد (۴۲) .

۵-عمل برتر

یکی از مهمترین نگرش ها در مقابل برخوردهای منفی برخورد خوب وبرتر به بهترین شیوه است تا امکان اصلاح فراهم گردد (۴۳) .

۶-صبر

تعامل و گفتمان برتر و تسلیم و تداوم به آن نیاز به پرورش دارد و یک درمان است و در این مدل صبر حافظ آن خواهد بود (۴۴) .

هدف از گفتمان توحیدی

توصیه هایی که به مومنان در تعامل با سایرین ارائه شده است بر مبنای پاکسازی انسانی و اثر گذاری اجتماعی است .

ملاک اعمال و اکتسابات انسان

مانند سوره مومن اساس تعاملات مومنان- کافران را فهم، دریافت و عملکرد انسانها می داند که تا چه حدبه سمت یگانگی و توحید جهت گیری کرده اند . توصیه هایی که به مومنان میشود در این راستاست و مواردیکه در رابطه با رفتار کافران و مشرکان ارائه می دهد قابل پرهیز برای مومنان است .

در این سوره نیز مشخصاً می گوید عمل شایسته به سود فرد است و اگر عمل بد انجام دهد به زیان اوست (۴۵) و تشویق جهت تمرین عمل صالح می دهد (۴۶) .

اکتسابات و آینده

در این سوره حجم زیادی را به نتایج اعمال انسانها و رابطه با آینده آنها و واژه هایی نظیر آخرت ، عقاب ، ساعت و لقاءآورده است (۴۷) .

در قرآن واژه ” معاد” که حاکی از محل یا مکان است نیامده است ولی ترکیبات آن مانند وعید ، وعده ، توعدون ……… زیاد آمده است که به منزله یک فرآیند است که انسان پس از انجام عمل به بازنگری و بازگشت به آن مبادرت میورزد و با اصلاح مستمر آنرا در آینده و در راستای جهان هستی بکار می گیرد . این فرآیند قبلاً در قالب ” توبه، اواب و منیب ” و صیرورت توضیح داده شده بود .

قیامت ماحصل تداوم نظام متقین هستی این جهان می باشد و در آینده اتفاق می افتد و از قبل تنظیم نشده است (۴۸) .

واژه ” معاد ” به معنای حرکت به عقب و گذشته مورد استفاده قرآن قرار نگرفته است بلکه ” توعدون ” به معنای حرکت به جلو و آینده و تجسم اعمال انسان بکار برده شده است .

قرآن با رجوع به جهان و طبیعت و بدون طرح بحثهای کلامی و ذهنی با تشریح اصل شوندگی در حوزه های طبیعت ، انسان و جهان می پردازد و به هدفداری بر اساس توسعه انسانی تاکید دارد (۴۹)

بنابراین قیامت از نظر ساختاری محصول تداوم شوندگی این جهان است . تجسم مکان مستقل از اعمال انسان از پیش به منزله نفی انسان و ویژگیهای اوست و نفی مسئولیت پذیری از انسان است (۵۰) .

تبیین قیامت در سالهای بعثت متناسب شرایط مخاطبان همان دوران بوده است و قرآن مجبور بوده است از زبان تمثیل و تشبیه و بکار گیری واژه ها و فرهنگ موجود مخاطبان استفاده کند . چون اعراب به شراب ، زن ، انواع خوراکی ها ، سایه ، آب خنک ، رود خانه و باغ آشنایی داشته و مورد خواست آنها بوده است قرآن از واژه های کاس ، باریق ، اکواب ، شراب ، کافور ، زنجبیل ، ساقی ، حورعین ، رحیق ، مختوم ، برد ، حمیم ، غساق ، مغازه ، حدائق ، اعناب ، کواعب اترابا ، کاسا دهاتا ، لحیم طیر ، سرو موضوعه ، طلح منضود ، ظل ممدود ، فرش مرفوعه ،….. استفاده کرده است .

بنابراین قیامت :

-محصول همین جهان است (الدنیا مزرعه الاخره)

-از قبل ایجاد نشده است و مکانی تنظیم شده نیست بلکه در آینده محقق می شود

-محصول عمل انسان است و لذا شفاعت نیز معنی ندارد

– قیامت هر کس متناسب خود اوست

– تشبیه بهشت و جهنم و حالات آن معلول احساس عملکرد خود انسانها در دنیاست .

– بهشت و جهنم حالتی است که تجلی عمل فرد است . (۵۱)

پاورقی و منابع

۱-سوره فصلت آیات ۳و ۴۴

۲-سوره انعام آیه ۱۱۹

۳-سوره اسراء آیه ۱۲

۴-سوره اسراءآیه ۱۲ سوره یوسف آیه ۱۱۱، سوره انعام آیه ۱۱۴، سوره اعراف آیه ۱۴۵

۵-سوره اعراف آیه ۵۲

۶-سوره یونس آیه ۳۷

۷-سوره هود آیه ۷

۸-واژه های ” رتق و فتق ” و یا ” شفع و وتر “

۹-سوره فصلت آیه ۲

۱۰-سوره فصلت آیات ۳ و ۴۱

۱۱-سوره فصلت آیات ۳ و ۴۴

۱۲-سوره فصلت آیه ۴۱

۱۳-سوره فصلت آیات ۳ و ۲۶

۱۴-سوره فصلت آیه ۴

۱۵-سوره فصلت آیه ۴۴

۱۶-سوره فصلت آیه ۴۱

۱۷-سوره فصلت ، آیه ۵۳

۱۸-سوره فصلت ، آیات ۲ و ۴۲

۱۹-سوره فصلت ، آیه ۴۵

۲۰-سوره فصلت ، آیات ۳ ، ۱۳ ، ۵۱

۲۱- سوره فصلت ، آیه ۳

۲۲-سوره فصلت ، آیه ۱۳

۲۳-سوره فصلت ، آیه ۵۱

۲۴-سوره فصلت ، آیه ۲۶

۲۵-سوره فصلت ، آیه ۴۰

۲۶-سوره فصلت ، آیه ۹

۲۷-سوره فصلت ، آیه ۲۶

۲۸-سوره فصلت ، آیات ۳، ۴ ، ۵، ۱۷ ، ۲۰ ، ۲۱ ، ۲۲ ، ۳۸ ، ۴۴

۲۹-سوره فصلت ، آیات ۲۲ ، ۲۳ ، ۴۸ ، ۵۰

۳۰-سوره فصلت ، آیه ۶

۳۱-سوره فصلت ، آیه ۷

۳۲- سوره فصلت ، آیات ۱۵ ، ۳۷ ، ۳۸

۳۳- سوره فصلت ، ایات ۱۵، ۲۸

۳۴- سوره فصلت ، آیات ۵ ، ۶ ، ۱۴ ، ۲۶ ، ۲۷ ، ۲۹ ، ۴۱ ، ۴۷ ، ۵۰ ، ۵۲

۳۵- سوره فصلت آیه ۱۶

۳۶- سوره فصلت ، آیه ۱۷

۳۷- سوره فصلت ، آیات ۲۶ ، ۲۷

۳۸- سوره فصلت ، آیه ۵۰

۳۹- سوره فصلت ، آیه ۵

۴۰- سوره فصلت ، آیه ۸

۴۱- سوره فصلت ، آیه

۴۲-سوره فصلت ، آیه ۳۳

۴۳-سوره فصلت  آیه ۳۴

۴۴-سوره فصلت آیه ۳۵

۴۵- سوره فصلت آیه ۴۶

۴۶- سوره فصلت آیه ۸، ۳۳، ۴۶

۴۷- سوره فصلت آیات  ۷، ۱۶ ، ۴۰، ۴۲ ، ۴۷ ، ۴۸ ، ۵۰ ، ۵۴

۴۸- سوره تکویر آیات ۱ تا ۶

۴۹- سوره مومنون آیه ۱۱۵


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.