آقای روحانی در خرداد 92 با شعارها و وعده هایی که امیدواری برای تغییرات اساسی در کشور را می رساند و در شرایطی که دولتهای مورد حمایت اصولگرایان در 8 سال قبل از روحانی بحرانهای بزرگ و چالشهای جدی در داخل و در روابط بین الملل پدید آورده بود و جمهوری اسلامی را در موضع ضعف و در آستانه جنگ قرار داده و مردم به درستی خطر تهاجم را احساس می کردند و سفره ها هم هر روز تهی تر می شدند و نیز شرایطی که در عرصه سیاسی پدید آمد و حمایتهای اصلاح طلبان را در پی داشت توانست رای مردمی را بدست آورده و بعنوان رئیس جمهور مامور تعیین و تشکیل کابینه ای شود تا هم سایه شوم جنگ و تحریمهای ظالمانه را بر طرف نماید و هم در داخل بنا بر وعده های خود و در راستای رای مردمی که حاصل اعتماد جامعه به اصلاحات بود برای ایجاد تغییرات لازم اقدام نماید.
بدون تعارف! جناب روحانی در اولین اقدام خود یعنی معرفی کابینه به مجلس خطا کرد و این خطای فاحش آنقدر بزرگ بود که از اول کار، عدم تدبیر در ایجاد تغییرات لازم و فرصتهایی که پدید آمده بود و ظرفیتهایی که می شد ایجاد کرد در امور داخله کشور بخوبی قابل مشاهده بود و ناامیدیهایی را هم در پی داشت.
گرچه مجلسی که می بایست به هیئت دولت رای می داد همسو نبود و کارشکنی و مانع تراشی برای رای مردم را در دستور کار داشت اما معرفی بعضی از افراد در وزارتخانه های حساس دولت را در مسیری بدور از تصور رای دهندگان قرار داد.
آقای روحانی در وزارت خارجه با معرفی آقای ظریف و تواناییهایی که وی از خود نشان داد بسیار موفق بود و دکتر ظریف توانست با تدبیر خود و بر اساس گفتگو و تعامل، عمده مشکلات و بالاتر و مهمتر از هر چیز خطر جنگ را منتفی و برجام را سند و افتخاری برای ماندگاری در تاریخ این سرزمین به ثبت رسانده و از دغدغه ها و نگرانیهای عمده مردم بکاهد. مغرضین، برجام را کم اهمیت جلوه می دهند و می خواهند با بی اثر کردن و یا بد نشان دادن آن مردم را از رایی که داده اند نا امید نمایند اما واقعیت آن است که برجام توانسته بسیاری از مشکلات و معضلات را مرتفع و یا کاهش دهد و امنیتی را در بخشهای گوناگون جامعه اعم از اقتصادی و سیاسی ایجاد نماید و این از افتخارات بزرگ این دولت است. در سایه برجام در اقتصاد و رکودی که بر آن حاکم بود تحول ایجاد شد و تورم لجام گسیخته بجا مانده از لا ابالی گریهای دولتهای نهم و دهم کنترل شد.
هر کس و مقامی و گروه و دسته ای که برجام را مورد حمله و انتقاد غیرمنصفانه قرار می دهد منویات درونی خود را که حاصل از عقده های سرکوب شده و حقارتهای درونی و کج فکری و عصبیتهای کور و ارتجاع فکری و حسد و کینه ورزی است نمایان می سازد، برجام ممکن است نواقصی هم داشته باشد اما راه پیشرفت را هموار ساخته و برای رسیدن به نقطه مطلوب هم زمان لازم است و هم درایت و تدبیر و باید بدون توجه به عقده گشایی ها و دلواپسی های دروغین آنان که برجام راه اختلاس و دزدیهایشان را مسدود و مانع شده است مسیر را بدرستی پیمود تا نتیجه مطلوب حاصل آید.
وزارت خارجه و تا اندازه ای هم وزیر اقتصاد توانسته اند موفقیت آمیز عمل نمایند اما دیگر بخشهای دولت با مشکل اساسی که همانا عدم مدیریت و ناهماهنگی درونی و ناهماهنگی با آرای ملت است روبرو هستند.
بطور مشخص وزارت کشور به هیچ وجه مورد انتظار حمایت کنندگان از آقای روحانی نبود؛ وزارتخانه ای که به سبب ماهیت و مسئولیت در همه جای کشور از مرکز گرفته تا دور افتاده ترین نقاط را در حوزه مسئولیت خود دارد. هرچند وزارتخانه های دیگر نقش تعیین کننده و مهمی را در پیشبرد امور و رضایت مردم ایفا می کنند اما وزارت کشور مخصوصاً در استانها و شهرستانها بیشتر تاثیر گذار و به نوعی نقش هماهنگ کننده و تاثیر گذاری را بر دیگر بخشهای دولت و همچنین مردم دارد که متاسفانه خوب عمل ننموده و فرصتهای بسیاری را در این سه سال که از عمر دولت اعتدالی می گذرد از دست داده و نارضایتی هم بوجود آورده است.
مدیریتهایی که از سوی وزارت کشور در استانها و شهرستانها گمارده شده اند در برخی حوزه ها ضعیف و نا کارآمد و غیرهمسو با دولت است و بیشتر نگاه امنیتی داشته و در بعضی جاها مشاهده شده که علناً علیه دولت موضعگیری کرده و از حضور مردم برای حمایت از حامیان دولت ممانعت کرده اند.
چگونه می شود دولت و شخص رئیس جمهور مدار سیاسی خاصی را که برای خود تعریف نموده و می خواهد بر آن مدار گردش نماید تا امور را به سامان رساند ولی عملاً از درون همان دولت کارگزارانی کارشکنی می کنند و حضور مردمی را بر نمی تابند؟
این نا همگونی درونی موجب فشل شدن و سست کردن بنیادها و بنیانهایی است که ایجاد شده و یا باید برای ادامه راه ایجاد گردد. عامل اصلی فرصت سوزیهای این چند سال را باید در درون دولت جستجو نمود و از درون دولت باید بخشهای ناهماهنگ و ناهمگون را تغییر داد.
مشارکت سیاسی در دولت آقای روحانی با توجه به وعده هایی که داده شد در حد معقولی نیست و احزاب و مخالفین جایگاه استواری ندارند، فضای کسب و کار و معیشت مردم با کاستی های فراوانی همراه است، در حوزه ارتباطات نا امنی وجود دارد، مشکلات اجتماعی از لایه های زیرین جامعه سر برآورده و به تدریج خود را نمایان و فربه تر می شوند، دولت نتوانسته انسجام اجتماعی را در سطوح مختلف جامعه ایجاد نماید و موارد بسیار دیگر را می توان برشمرد که در سال پایانی ممکن است به اعتماد عمومی صدمه وارد کند و جناح رقیب که اینک نه بعنوان رقیب بلکه بالعیان در قامت دشمن مردم ظاهر شده است و در اطاقهای توطئه به دسیسه چینی و برنامه ریزی بر علیه دولت و مردم مشغول است حتماً از هر فرصت و ظرفیتی ناجوانمردانه استفاده می برد تا دولت را منکوب و مردم را رویگردان نماید.
مشکلاتی که اینک دولت با آن دست به گریبان است ریشه در آن 8 سال دولتهای اصولگرایان دارد و پاره ای از مصیبتها بسیار عمیق و ویرانگر و نگران کننده اند اما مردم می دانند و یار و یاور خواهند بود. آنچه را مردم نمی توانند باور کنند و نمی پذیرند حضور افرادی در بدنه دولت است که از ابتدای معرفی کابینه تا کنون سمت و سویی دیگر داشته و بر آن مصائب و مشکلات بجامانده افزوده اند.
غیر همسویی با رای مردمی و ناهمگونی درونی دولت می تواند بزرگترین عامل نارضایتی مردم شود و در انتخابات آتی ریاست جمهوری تاثیر گذار باشد لذا انتظار می رود رئیس جمهور در این فرصت باقیمانده تعامل سازنده و بهتری با اصلاح طلبان و جریانهای همسو داشته باشد و به ترمیم کابینه همت گمارد.
بطور اخص آقای روحانی وظیفه دارد در وزارت کشور تغییراتی را در راستای حمایتی که از وی صورت پذیرفته انجام دهد و تیم اقتصادی را بجز آقای طیب نیا که واقعاً کارآمد و با تجربه و علمی خود را نشان داده است جابجا نموده و مدیریت قویتر و علمی تری را جایگزین نماید و همچنین برجام را در سایر بخشها و در داخل اعمال کرده و به وعده هایی که داده است و مردم منتظر تحقق آنها هستند عمل کند و اگر مانعی پیش روی تحقق وعده ها وجود دارد صریح و شفاف با مردم در میان گذارد که متاسفانه گفتگوی تلویزیونی 12 مرداد رئیس جمهور بیشتر تلویزیون پسند بود تا مردم پسند و آنچه که مردم و سیاسیون تصور می کردند که رئیس جمهور به آنها خواهد پرداخت و بارقه امیدی در دلها روشن کند نبود؛ قطع و یقین آقای روحانی در مورد اختلاسها و غارتهای گذشته و فیشهای نجومی و تهدید و توهین ها و ضایع شدن حق ملت رازهایی را می داند و حوصله بخرج می دهد اما باید زودتر مردم را از پشت پرده آگاه سازد ضمن اینکه باید دولت را اصلاح و در مسیر قرار دهد.
آقای روحانی علاوه بر برخورد بر پرداختها و دریافتهای نامتعارف باید افرادی را که املاک نامتعارف هم بدست آورده اند زیر ذره بین قرار داده و برخورد نماید. املاک نامتعارف و زمین خواری و دریا خواری و کوه خواری بیشتر از پرداختهای نامتعارف سرمایه کشور و مردم را تهدید می کند و یغماگران و چپاولگران از هر دستگاه و قوه ای با رانتهایی که برای خود ایجاد کرده اند و بده و بستانهایی که دارند جلوی چشم مردم و مسئولین املاکی را تصرف کرده اند که چند تا فیش حقوقی نامتعارف در برابر آنها عدد و رقمی بحساب نمی آیند. آنان اختلاسهای میلیاردی و غارت بیت المال مسلمین را فراموش می کنند و دلواپس نمی شوند اما برای چند فیش با هیاهو آبروی نظام را مورد تعرض و تهاجم قرار می دهند و با تمام توان و تمام قوا وارد میدان شده و خواستار محاکمه و عزل و …. هستند که انگار در جمهوری اسلامی دزد بازار راه افتاده است! در حالی که آن جنایتها را لاپوشانی می کردند و بعضی را هم حمایت کرده و می کنند. معلوم نیست سبب چیست که آقای روحانی در این گفتگو مسائل را برملا نکرد اما انتظار و امید جامعه به این است که هر چه زودتر افشاگری شود.
در هر حال مشکل اصلی آقای روحانی مدیرانی است که خود انتخاب کرده و یا به تحمیل پذیرفته و امروز تار و پود دولت را از هم گسیخته اند که لازم و حیاتی است با آنها برخورد قاطع شود و تعویض و تغییر یابند تا دولت از ناهمگونی درونی که باعث سردرگمی و نارضایتی است نجات یابد.