همسر سیامک قادری در گفت و گو با سایت ملی - مذهبی:‬

از سکوت مراجع تعجب می‌کنیم

مراجع تقلید و علما جایگاه خاصی در میان مردم دارند و مصون تر هستند و هنوز حرفهای آنان در بین مردم قداست دارد و قطعا واکنش و اعتراض آنها به این شرایط تاثیرگذار خواهد بود. ما از سکوت مراجع تقلید با وجودی که شرایط دشوار زندانیان سیاسی و فشارهای “مضاعف” به خانواده های آنان را می بینند، تعجب می کنیم. متاسفانه هیچ اقدامی از سوی آنها نمی بینیم‬.

.

در حالیکه هر روز شاهد موج فشارهای تازه ای بر روی زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان هستیم اما تاکنون هیچ حرکت جدی جز همدلی از سوی علما و مراجع در مقابل این ظلمها صورت نگرفته است.

چندی پیش خانواده های زندانیان سیاسی در نامه ای سرگشاده به مراجع با گلایه از سکوت آنان نوشته اند: ” در همه روزهای تلخ و سیاهِ بندی شدن عزیزان‌مان در زندان جور بر اساس همین آموزه های اسلامی فریاد حق‌خواهی و عدالت‌طلبی برکشیدیم و بیرق آزادی‌خواهی و اقامه قسط برافراشتیم و در این راه رنج‌های بسیار بردیم و ستم های مضاعف را تجربه کردیم و دادخواهی مان را به مراجع رسمی و غیررسمی و به محضر شما بزرگواران عرضه کردیم، انگیزه اصلی‌مان از اصرار بر این مشی فاطمی، نهی از منکر بود و اینک سوالمان از شما بزرگواران این است که آیا منکر بزرگ زمانه که همانا عدول از عدالت و اعمال ستم به بندگان خداست، تنها باید توسط کسانی که مستقیماً در معرض ستم قرار گرفته اند نهی شود و دیگران هیچ گونه مسئولیتی در این باب ندارند؟!”

فرزانه میرزاوند همسر سیامک قادری خبرنگار سابق ایرنا که هم اکنون با محرومیت از حقوق اولیه خود در زندان بسر می برد، با اشاره به سکوت مراجع به سایت ملی مذهبی می گوید: “نه تنها مراجع تقلید بلکه تمام مراجعی که ظلم را می بینند و از شرایط ناعادلانه آگاه می شوند باید اعتراض خودشان را مطرح کنند. مراجع تقلید و علما جایگاه خاصی در میان مردم دارند و مصون تر هستند و هنوز حرفهای آنان در بین مردم قداست دارد و قطعا واکنش و اعتراض آنها به این شرایط تاثیرگذار خواهد بود. ما از سکوت مراجع تقلید با وجودی که شرایط دشوار زندانیان سیاسی و فشارهای “مضاعف” به خانواده های آنان را می بینند، تعجب می کنیم. متاسفانه هیچ اقدامی از سوی آنها نمی بینیم و می توانم بگویم خانواده های زندانیان سیاسی فراموش شده اند. البته بسیاری از دوستان با ما همدلی و همدردی می کنند اما انتظار ما از کسانی است که در راس امور هستند و می توانند با اعتراض خود به این وضعیت دشوار خاتمه دهند.”

سیامک قادری در تاريخ پنج مرداد 1389 به اتهام ايجاد وبلاگ ايرناي ما و انتشار گزارش‌هاي عيني خود از تظاهرات مردم در جنبش سبز و انعكاس اخبار و تحولات حركت اعتراضي مردم دستگير و به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردید.

همسر این روزنامه نگار دربند با بیان اینکه همسرش از حق ملاقات حضوری و مرخصی محروم است خاطرنشان می کند: “تا الان با مرخصی آقای قادری موافقت نشده است البته از آبان ماه سال گذشته ما از ملاقات حضوری هم “محروم” هستیم. این نکته را هم باید ذکر کنم که همسرم نیمی از دوران محکومیت خود را گذرانده است و طبق قانون جدید، ماه گذشته باید با حق استفاده از آزادی مشروط آزاد می شد، اما متاسفانه هیچکدام از این حقوق رعایت نمی شود. این روندی که ما خانواده ها می بینیم هیچ امیدی به آزادی پیش از موعد عزیزانمان نداریم. کمااینکه ماههاست که ما ملاقات حضوری نداریم و من بارها برای ملاقات حضوری به دادستانی مراجعه کرده ام و درخواست داده ام. حتی بار آخر به حدی از این وضعیت ناراحت بودم که پایین درخواست برای دادستانی نوشتم که “از خدا بترسید! اگر بخاطر فرزندم نبود هیچگاه برای حق خود درخواست نمی دادم. شما با لغو ملاقات حضوری یک بچه را از لمس و آغوش پدرش محروم می کنید و از ایجاد این محرومیت ها برای فرزندان بترسید.” بچه ها واقعا نیاز دارند که پدر خود را در آغوش بکشند و نیاز به مهر پدری دارند و می خواهند دست نوازش پدر را لمس و حس کنند، اما متاسفانه با کمال وقاحت و خباثت این حق از آنها گرفته می شود.”

سیامک قادری از خبرنگاران ایرنا که به دلیل رویکرد انتقادی به انتخابات ریاست جمهوری از سوی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای احمدی نژاد از ایرنا اخراج شد. این اقدام درپی صدور رای شماره 101 هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به ریاست غلامحسین اسلامی فرد صورت گرفت. بر اساس رای صادره این روزنامه نگار متهم به تحریک و اغتشاش ، اعتصاب، ایراد تهمت به دولت احمدی نژاد ،اعتراض علیه دولت کودتا و نوشتن سلسله مقالاتی در باب خشونت علیه معترضان به انتخابات ریاست جمهوری شده است و به همین دلیل مستحق اخراج از ایرنا تشخیص داده شده است. این اقدام هیات رسیدگی به تخلفات اداری که برای رسیدگی به تخلف های اداری کارکنان است در حالی صورت می گیرد که قادری پیش تر از سوی شعبه ی 28 دادگاه انقلاب به 4 سال حبس به اتهام همین موارد محکوم شده بود. سیامک قادری که هیجده سال سابقه کار در ایرنا داشت پس از اخراج، به دادگاه اداری شکایت برد و دوباره به ایرنا برگشت اما تا زمان بازداشت، در بخش های غیر خبری و امور اداری به کار مشغول بود.

او نویسنده و صاحب وبلاگ “ایرنای ما” بود که وی در آن به برخی عملکردها و اقدامات مسئولان خبرگزاری دولتی ایرنا انتقاد کرده و همچنین درباره جنبش سبز و رهبرانش مطالبی را در این وبلاگ نوشته است. این وبلاگ چندی بار فیلترینگ شد. ماموران امنیتی شرط آزادی وی را انتشار مقالاتی به نفع رهبری و حاکمیت بر روی وبلاگ خود (ایرنای ما) اعلام کرده بودند، که بدلیل عدم پذیرش این شرط، این خبرنگار به چهار سال زندان و پرداخت جریمه نقدی محکوم شد.

فرزانه میرزاوند می افزاید: “خیلی به آقای قادری اصرار کردند که درخواست عفو بنویسد اما همسرم به هیچ وجه موافقت نکرد و گفت که من جرمی مرتکب نشده ام که بخواهم درخواست عفو کنم و اگر خودتان می خواهید عفو کنید دیگری نیازی به نوشتن من ندارید.”

وی در پاسخ به این سوال که در روز جهانی مطبوعات آیا از آقای قادری قدردانی بعمل آمد بیان می کند: “نخیر، متاسفانه روز جهانی مطبوعات را در سکوت گذراندیم و کسی به ما سر نزند و قدردانی از یک روزنامه نگار در بند نشد. حتی خود من به آقای قادری هم دسترسی نداشتم و از حق تلفن هم محروم هستیم و نتوانستم این روز را به او تبریک بگویم. متاسفانه شرایط سخت و بازداشت ها همچنان ادامه دارد، فیلترینگ انجام می شود، برخی از ناشران حتی اجازه شرکت در نمایشگاه را ندارند و… اینها هیچ نشانه ای از بهبود شرایط ندارد. اما علی رغم اینها ما هر لحظه از زندگیمان را به این امید می گذرانیم که این شرایط تغییر کند و کسانی که در راس قدرت هستند متوجه شوند که انتقاد بمعنای خدشه وارد کردن به نظام و مبارزه با نظام نیست. بسیاری از این زندانیان سیاسی بخاطر عشق به وطن و مردم و اینکه می خواهند در کشور خود زندگی کنند و فرار مغزها و مهاجرت نباشد، انتقاد می کنند و خیرخواه نظام هستند. خیلی از زندانیان تاوان توهین به مقامات را پس می دهند درصورتیکه آنها انتقاد کرده اند و هیچ توهینی نکرده اند. اما متاسفانه بدون توجه به این انتقادات و اینکه ببینند مشکل کجاست؟ فقط اتهام می زنند و حکم زندان صادر می کنند!”

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

Fariborz Yousefi.

⁨ سوزان ساراندون، بازیگر برنده اسکار، در جریان تجمع اعتراضی مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک بازداشت شد.
او در این تجمع در حمایت از مردم فلسطین و اعتراض به جنگ علیه ایران حضور داشت.