پایان تحریم: وظیفه دولت ، انتظار ملت

پایان یافتن مذاکرات دوازده ساله ایران و 5+1 و امضای سند برجام و متعاقب آن اجرای تعهدات طرفین برای آغاز رسمی مواد و مفاد سند مذکور تحلیلی تخصصی و ارزیابی دقیق و منصفانه ای می طلبد. تحلیل جامع از نکات مثبت و منفی توافق و قضاوت در مورد آن به دلیل پیچیدگی های خاص و فنی دشوار است و آنچه تحلیلگران ارائه می دهند قطعاً از دیدگاه شخصی و یا حزبی خواهد بود و ممکن است خطا و یا صواب باشد. اما می توان به قطع و یقین گفت که خلاصی از مذاکرات دشوار و خسته کننده و بازگرداندن قدرتهای جهانی به میز مذاکره و گفتگو و متقاعد کردن آنها فی نفسه پیروزی بزرگی است.

رهاندن ملت از یکی از دغدغه های ملی و اثبات راستی و صداقت نزد آنانکه سالیانی ایران را متهم می کردند و خارج نمودن ایران از فصل هفتم منشور سازمان ملل که سایه جنگ را بر کشور می گستراند و پایان دادن به تحریمهای ظالمانه و غیر انسانی دستاورد بزرگی است و هر چند افراد و گروههایی سعی می کنند این دستاورد را کوچک نشان دهند و یا با همه مانع تراشی هایی که نمودند اکنون خود را دخیل و تحمیل در این موفقیت می نمایند ولی در تاریخ ثبت شده است و مردم می دانند که این پیروزی نتیجه تلاش دولت یازدهم و رویکرد اصلاح طلبانه مبتنی برگفتگو بود.

در معاهداتی چون برجام اجرای توافقات دشواتر از تنظیم معاهده است و در نظر بگیرید که معاهده ای کاملاً فنی و تخصصی که مدتی طولانی وقت صرف آن شده است با طرفی چون آمریکا منعقد میشود که در بسیاری موارد به نقض عهد و پیمان شهره است و در کنار آمریکا دشمنی چون اسرائیل خط دهنده باشد و مشاورینی که منافع صهیونیزم برایشان ارجح است بخواهند دخالت کنند. اما این مهم با درایت و با تاکید بر منافع طرفین به سرانجام رسید و باید پس از این را با دقت و هشیاری بیشتر پیگیری کرد.

در توافق بدست آمده امور مهمی را واگذار کرده ایم که البته شاید برخی از آنها هم زیاد ضروری نبود و امتیازهایی هم توانستیم بدست آوریم و در هر حال در گفتگو و مذاکره قرار نیست که یک طرف ساقط شود بلکه نتیجه برد برد ملاک قرار می گیرد اما از منظر سیاسی خوش خیالی است که خود را در ماه عسل پایان تحریمها بدانیم و کار را تمام شده تلقی کنیم.

مسلماً آمریکا برای اوضاع و شرایط پس از توافق برنامه ریزی های خاصی کرده و نباید به این سادگی پنداشته شود که کار تمام شده است و آمریکا دست از سر انقلاب و ملت ایران بر خواهد داشت. آمریکا چنانکه نشان می دهد اهدافی را در رابطه با امنیت ملی و منطقه ای طراحی کرده است و تمرکز بیشتری بر سیاست داخلی ایران نموده و همچنین سرمایه گذاری های کلان در زمینه فرهنگی و نفوذ در ابعاد مختلف و در سطح خاصان و نخبگان سیاسی و متنفذین اجتماعی و جوانان و زنان دارد.

اهدافی که آمریکا تعقیب می کند ربطی به متن توافق ندارد و شاید یکی از دلایل امضای سند و معاهده هم همین باشد که می خواهد از طریق دیگری و در لوای توافق اهداف اصلی خود را دنبال کند. اینکه برخی تحلیل می کنند آمریکا چاره ای جز توافق با ایران نداشت و گزینه های روی میز ناکارآمد و در توان آمریکا نبود درست نیست. نباید خود را در هاله ای از تحلیلهای غیر منطقی قرار دهیم. آمریکا آنچه را می خواهد به پس از توافق ارجاع داده و سعی می کند شرایط منطقه ای را طوری طراحی نماید و با درگیر کردن دیگران در جنگ و نا امن کردن اطراف ایران به اهدافی برسد که کمترین هزینه را پرداخت کند و بهره بیشتر ببرد.

شرایط پس از توافق بسیار سخت و زمان بهره برداری ایران از عائدات توافق و امتیازهایی که بر روی آن سرمایه گذاری شده طولانی خواهد بود و وقت دولت فعلی اندک. از همان ابتدا دولت و مذاکره کنندگان می دانستند که با این شرایط روبرو خواهند شد و حتماً تمهیداتی اندیشیده اند ولی از دو نکته نباید غفلت شود اول اینکه تندروهای داخلی یا متوجه نیستند با تشنجها و دلواپسی هایی که از خود به نمایش می گذارند دارند در میدان آمریکا و اسرائیل و در جهت ناامنی بیشتر هم در داخل و هم در منطقه بازی می کنند و نقش سرباز آمریکایی را بعهده گرفته اند و یا اگر وخامت اوضاع را درک می کنند در دام تعصبات حزبی و انتقام گیری از رای مردم به اصلاح طلبان هستند و به هر نحو ممکن می خواهند دولت را ناموفق و شکست خورده جلوه دهند و باید عقلای این قوم حساسیت موضوع را گوشزد و از انحراف این دسته و آب به آسیاب دشمن ریختن جلوگیری نمایند. دوم اینکه اعتماد صد در صد به طرف مقابل خطاست ضمن اینکه تندروهای آمریکا تلاش خواهند کرد توافق انجام شده را به شکست بکشانند و حرکات و واکنشهای آنها هم قابل پیش بینی بود.

توافق هسته ای یک رویداد تاریخی بود که به قول آقای ظریف “اکنون فصل جدیدی از امید را آغاز کرده ایم، اجازه دهید آن را بسازیم” اما مشخص است که توقعات مردم به شکلی غیر واقعی بالا رفته و جناح بد اندیش و بد اخلاق به غلط و به عمد توافق را متمرکز بر رفاه کرده است و مطمئناً این رفاه حاصل نخواهد شد زیرا مشکلات عدیده و مسائل و امور مقدماتی تا رسیدن به نقطه اطمینان بخش برای بهره بردن از فواید برجام زمان می طلبد و صبوری نیاز دارد.

لازم است دولت اولویت برنامه ریزی و فعالیتهای خود را بر امور اقتصادی متمرکز کند و از تصمیم های آنی و عجولانه برای دلخوش کردن جمع و یا گروه خاص پرهیز نماید فلذا هم به نیروهای توانمند و کاردان نیاز دارد و هم باید متوجه باشد که رونق اقتصادی وقتی میسر می شود که بخش خصصوصی به دولت اعتماد کند و فعال شود و البته شدنی نیست مگر اینکه دولت به این باور رسیده باشد که بر توسعه پایدار تاکید ورزد و مشخص است که توسعه سیاسی و تمرکز بر امنیت و آرامش و دوری از پوپولیسم قاعده هر تحول و پیشرفتی است.

آمریکا و متحدانش چه غربی و چه در منطقه و در همسایگی ایران علاقه ای ندارند پیشرفت و آرامش و امنیت را در ایران شاهد باشند و به روسیه هم نمی توان دل بست و باید اتکا به خود داشت و برجام را با درایت از میان تنگناها عبور داد و در میان مدت ثمره ای که تامین کننده منافع ملی و رفاه عمومی باشد از آن برداشت کرد. برگشت به پیش از برجام محال است اما آینده هم چندان روشن نیست و احتمال خطر وجود دارد. دولت برای موفقیت حتماً باید تغییراتی در وزارت کشور و زیر مجموعه های آن دهد و مردم را هر چند همراه بوده اند اما همراه تر کند و به نیازهای آنان پاسخ منطقی دهد و امکان ندارد مقبولیت عام را نتیجه گیرد جز اینکه در انتخابات پیش رو بتواند اکثریت مجلس را از آن خود کند و برای این مهم به اصلاح طلبان احتیاج خواهد داشت و جبهه اصلاحات دولت را مدد خواهد کرد ولی در این دوره بر خلاف 92 که سهمی مطالبه نمی کرد مسلماً حضور در دولت را بواسطه حضور و موفقیتی که در مجلس خواهد داشت طلب می کند. دولت و شخص رئیس جمهور باید به وعده ها عمل نمایند و در پی تغییر خصوصاً در وزارت کشور و استانداران و فرمانداران باشند.

موفقیت دولت به موفقیت اصلاح طلبان در مجلس گره خورده است و علائم سیاسی از بروز و ظهور چهره ای جدید در فضای سیاسی ایران حکایت دارد و کارگردان و هدایت کننده آینده سیاسی ایران و معرف این چهره جدید اصلاح طلبان خواهند بود. بر این اساس حتی اگر رد صلاحیتهای گسترده هم در کار باشد اتفاقی که خواهد افتاد پیروزی از  اصلاح طلبان و نیروهای نزدیک به اصلاحات و تکنوکراتها هست و این می تواند امتیازی و دلگرمی برای دولت باشد و موفقیت در برجام و رسیدن به رفاه ملی و آرامش سیاسی را رقم زند.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.