پاریس؛ گسترش ‘جنگ تمام عیار’

کمتر از دو ماه مانده به سالگرد حمله‌ تروریست‌ها‌ به نشریه شارلی ابدو، فرانسه از اقدام تروریستی بی‌سابقه‌ای در شوک و ناامنی و ترس فرورفت. چند صد کشته و زخمی، که اغلب جوان هستند، تنها بخشی از رویداد مرگبار را گزارش می‌کند. رخداد بسیار مهمی که بزرگترین و مهمترین اتفاق از این دست در فرانسه‌ پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود.

چند هفته پیش بود که فرانسوا اولاند در توجیه حمله‌ جنگنده‌های فرانسه به مواضع داعش در سوریه، تاکید کرد که اگر اقدامی در این کشور انجام نشود در خاورمیانه “جنگ تمام عیار”ی رخ خواهد داد. حالا، و با حملات تروریستی جمعه‌شب در قلب پاریس، فرانسوی‌ها نیز وجوهی از این “جنگ تمام عیار” را لمس می‌کنند.

پیام‌های نخستین و واکنش‌های اولیه‌ رییس جمهور فرانسه، به‌گونه‌ای قابل پیش‌بینی، صریح و قاطع بود. اما هنوز ابعاد واکنش پاریس به حمله‌ تروریستی آشکار نشده؛ اولاند بی‌گمان در مقام تلاش برای اعاده‌ حیثیت از دولتش، و بازسازی تصویر امنیتی مخدوش شده‌ فرانسه، پروژه‌ای امنیتی ـ نظامی را کلید خواهد زد. روشی که پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دولت جرج بوش پیشه کرد. اما چنین اقداماتی به چه میزان ریشه‌ها و دلایل گسترش تروریسم و افزایش اقدامات تروریستی را هدف قرار خواهد داد؟

کاخ الیزه با واقعیت‌هایی دست به گریبان است که بدون اعتنا به آنها، هر اقدامی به «پاک‌کردن صورت مسئله» خواهد ماند. فرانسه‌ ۶۷ میلیون نفری میزبان افزون بر ۵ میلیون مسلمان (حدود ۷ درصد جمعیت کشور) است. شمار مهاجران در جست‌وجوی کار (و از جمله مسلمانان) یا درصد شهروندان بیکاری که تنگناهای معیشتی را تجربه می‌کنند، کم نیست. در این بستر، رادیکالیزه شدن فضای سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی علیه مسلمانان فرانسه، به‌شکلی قابل پیش‌بینی، پتانسیل یارگیری داعش و القاعده و دیگر گروه‌های افراطی را در این کشور افزایش خواهد داد. وضعی که به‌معنای بازتولید و تکثیر و تداوم خشونت باشد.

هم‌زمان، و در روی دیگر سکه، دولت اولاند بیش از پیش از سوی راست‌ افراطی و «جبهه ملی» و راسیست‌های فرانسوی تحت فشار قرار خواهد گرفت. فشاری که سمت‌وسوی اصلی مطالباتش، اعمال فشار و محدودیت بر مهاجران، بستن مرزها، و ایجاد تنگنا و تضییق برای «شهروندان درجه دو» ـ به تعبیر آنها ـ است.

فرانسه در حال تجربه‌ وضع و دورانی است که پیامدهایش اندک نخواهد بود. کشوری که با جذب حدود ۸۵ میلیون توریست، در صدر کشورهای جذاب برای گردشگران ایستاده، معلوم نیست چگونه اعتماد و امنیت علاقمندان به سفر و توریسم را دوباره جلب خواهد کرد. فرانسه‌ای که در مورد صدور ویزا و آمد و شد اروپاییان و دیگر گردشگران، دست‌ و دلباز و سهل‌گیر نشان می‌داد. اعمال محدودیت‌های فوق‌العاده و اضطراری و به‌شدت کم‌سابقه در مرزها برای کوتاه‌مدت، و افزایش سخت‌گیری برای میان‌مدت، روند پیشین را دچار تغییر معنادار خواهد کرد.

از سویی دیگر، فرانسه در تابستان آتی میزبان بازی‌های مهم فوتبال در اروپا (یورو ۲۰۱۶) است. حمله‌ تروریستی جمعه شب که تا کنار استادیوم اصلی پاریس (استاد دو فرانس؛ محل انجام دیدار دوستانه‌ دو تیم ملی فوتبال فرانسه و آلمان) هم رفت، جام ملت‌های اروپا در تابستان ۲۰۱۶ را نیز از جهت‌های گوناگون برای فرانسه تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.

آنچه در مرکز اروپا و قلب پاریس به‌وقوع پیوست البته در هر نقطه‌ دیگر اروپا امکان وقوع دارد. تفکر داعشی و توان انجام عملیات انتحاری و پتانسیل روانشناختی و فرهنگی ـ اجتماعی همراهان داعش، رخ‌ داد فجایعی مشابه را محتمل می‌کند. این‌چنین، سایه‌ سنگین و پرخطر داعش و در سطحی فراتر، «تروریسم» و «ناامنی»، اینک تا عمق اروپا و جهان غرب گسترش یافته است.

از این زاویه، می‌توان نگاهی دیگر به حملات تروریستی جمعه شب انداخت. برخلاف حمله به دفتر نشریه‌ شارلی ابدو در ژانویه‌ ۲۰۱۵، تروریست‌ها این‌بار شهروندان معمولی را هدف قرار دادند. هیچ گزینش سیاسی قبلی در کار نبود. هدف، ایجاد ناامنی و تزریق رعب و وحشت در جامعه‌ بود. اکثریت صدها انسانی که در سالن نمایش باتاکلان پاریس کنسرت هوی‌متال را تماشا می‌کردند، جوان بودند. از جمعه‌شب، حالا هر سالن سینما و کنسرت و نمایش و محل تفریح و رستوران و کافه‌ای، می‌تواند یک هدف تروریستی ارزیابی شود. وضعی که ناشر و مقوم ناامنی و ترس در متن جوامع غربی است.

از حیث حقوق انسانی و کرامت بشری، البته که هیچ تفاوتی میان شهروندان فرانسه و یا اروپاییان با شهروندان افغانستان و عراق و سوریه و لبنان نیست. اما شاید آنچه وضع را یکسر متفاوت می‌کند، تجربه‌ زندگی در امنیت و آرامش اروپاییان در دهه‌ها‌ی اخیر (پس از پایان جنگ جهانی دوم)، و تجربه‌ زندگی ساکنان خاورمیانه و آفریقا، در ناامنی مستمر یا غالب، در سال‌های گذشته و بلکه چند دهه‌ اخیر است. این‌چنین، شاید نظر کسانی که از جهانی‌شدن ترس و ناامنی و جنگ سخن می‌گویند، چندان بیراه نباشد.

سایه‌ سنگین “جنگ تمام عیار”ی که رییس جمهور فرانسه خطرش را برای خاورمیانه تذکر می‌داد، اینک سایه‌ اش تا قلب اروپای سبز پیش آمده است.

منبع: بی بی سی

مطالب مرتبط

سعید مدنی

جنبش مهسا به نظرم لولای ورود کنش‌های جمعی به موج سوم و دوره‌ای جدید بود. از‌این‌رو با شما کاملاً موافقم که اعتراضات دی‌ماه نشان از دور جدیدی از اعتراضات با ویژگی‌های متفاوت نسبت به کنش‌های جمعی پیشین داشت: چرخش از مطالبات اقتصادی به اعتراضات سیاسی، فراگیری در سطح ملی، تکثر و رادیکالیسم بیشتر برخی از ویژگی‌های دور جدید کنش‌های جمعی است. علاوه بر این‌ها، بین اعتراضات دی ماه در فاصله‌ی ۶ تا ۱۷ دی‌ماه و بعد از فراخوان آقای پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی نیز تفاوت‌هایی وجود دارد. نگاه به اعتراضات دی‌ماه به شدت تحت تاثیر فاجعه‌ی کشتار هزاران زن و مرد و دختر و پسر جوان در ۱۸ و ۱۹ دی قرار گرفته و اغلب در آن خلاصه می‌شود؛ اما همچنان که حاجی‌زادگان (۱۴۰۵) در پژوهش خلاقانه‌ی «جان‌های دی‌ماه» به‌زیبایی توضیح داده، «همان‌طور که اعتراضات ۱۴۰۱را نمی‌شود به واکنشی هیجانی نسبت به یک "اتفاق" فروکاست، اعتراضات ۱۴۰۴ را نیز نمی‌توانیم به پذیرش ساده‌انگارانه‌ی یک "فراخوان" تقلیل بدهیم».

ایمان عادل:مترجم علی سرداری

پرونده سالی الجباس نه‌تنها برای مسائل حقوقی، بلکه برای مسائل وجودی نیز گشوده است. آیا او واقعاً کشت؟ و اگر چنین کرد، چه کسی نخست کشته شد: مادر یا روح دختری که طی سال‌ها متلاشی شده بود؟

احسان الفقیه :مترجم علی سرداری

این تحولات خطرناک نشان می‌دهد که نتانیاهو به دنبال ایجاد یک واقعیت منطقه‌ای جدید است؛ واقعیتی که در آن، اسرائیل برتری نظامی بلامنازع داشته باشد و قدرت مخالفانش—including قدرت‌های اقتصادی خلیج که از جنگ فرسوده شده‌اند—رو به افول رود. این یعنی نخست‌وزیر اسرائیل ادامه جنگ را فرصتی برای تغییر شکل محیط استراتژیک پیرامون اسرائیل می‌بیند؛ محیطی که با آرمان‌های راست اسرائیل و رؤیای «اسرائیل بزرگ» سازگار است.