توافق هسته‌ای، رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ

سخنان رهبر جمهوری اسلامی در آیین روز عید فطر، نقش و جایگاه ویژه‌ رهبر جمهوری اسلامی را در توافق تاریخی و بسیارمهم آشکارتر ساخت. هرچند تا پیش از این اظهارنظر نیز، صرف‌نظر کردن از اراده و نگاه رأس هرم نظام سیاسی، آن‌هم در رژیم سیاسی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه، قابل فهم و موجه به نظر نمی‌رسید.
آیت‌‌الله خامنه‌ای در بخشی از سخنان خود ـ که به‌شکل معنادار و غریبی، مورد بی‌اعتنایی اغلب رسانه‌ها قرار گرفت و زیر سایه‌ انتقادهای مجدد و تند وی از آمریکا واقع شد ـ اظهار داشت: “ده سال، دوازده سال کشمکش با جمهورى اسلامى، نتیجه‌اش این شد که این شش قدرت، امروز ناچار شدند که گردش چند هزار سانتریفیوژ را در کشور تحمل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ این صنعت را در کشور تحمل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ تحقیقات و توسعه‌ این صنعت را تحمل کنند. تحقیق و توسعه‌ صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ گردش صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ این چیزى است که آنها سالها تلاش کردند، ولى امروز روى کاغذ آوردند و امضا دارند می‌کنند که حرفى ندارند. این معنایش چیست جز اقتدار ملت ایران؟…»
این سخنان نفر اول نظام، شاید مهم‌ترین و برجسته‌ترین تأیید و همراهی وی با روند گفت‌وگوها و تفاهم در ماه‌های اخیر و به‌ویژه پس از توافق بسیار مهم اخیر در وین بود. رهبر جمهوری اسلامی پیش از این، و در ماه‌های گذشته نیز به شکل‌های متفاوت و با ادبیات گوناگون، همدلی خود را با روند مصالحه ابراز داشته، و به‌ویژه از گروه مذاکره‌کننده حمایت کرده بود.
پیش از سخنان اخیر و مهم وی ـ در روز عید فطر ـ آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه‌ حسن روحانی، از “زحمات فراوان” رییس جمهور، و “تلاش پیگیر و پر طاقت هیئت مذاکره کننده‌ هسته‌ای”، “صمیمانه تشکر و قدردانی”، و “پاداش الهی” را برای آنان “مسألت” کرده بود. رهبر جمهوری اسلامی همچنین “به سرانجام رسیدن مذاکرات” را “گام مهمی” توصیف کرده بود. ارزیابی‌هایی که البته به معنای خوشوقتی و رضایت نفر نخست نظام از مذاکره و توافق اخیر بود.
سخنان رهبر جمهوری اسلامی در روز عید فطر اما نه تنها آشکارا تبیین‌گر رضایت وی از توافق بود، بلکه در سطحی فراتر، در مقام تبلیغ یک “پیروزی” بود و می‌کوشید بی‌اعتنا به روند پرهزینه‌ پیشین و آسیب‌های غریبی که متوجه ایران و ایرانیان شده بود، از بار مسئولیتی که متوجه شخص اوست، شانه خالی کند. او به شکلی محسوس تنها شریک پیروزی‌ها و کامیابی‌ها است، و نقشی در ناکامی‌ها و خطا‌ها به‌عهده نمی‌گیرد.

رهبر غیر پاسخگو

بعید به نظر می‌رسد که آیت‌الله خامنه‌ای در مقام عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی ـ که نقش منحصربه‌فردی در ماجراجویی‌ها و پروژه‌ها و گفت‌وگوهای هسته‌ای داشته است ـ پاسخ‌های قانع‌کننده در برابر پرسش‌های مرتبط با این موضوع داشته باشد؛ برخی از این سئوال‌ها به اجمال چنین‌اند:
اگر آثار بسیار منفی تحریم‌های سنگین نبود و تداوم بقای نظام مبتنی بر درآمد نفت با اختلال و تهدید مواجه نشده بود، مصالحه‌ پرهزینه در دستور کار قرار می‌گرفت؟
اگر اصرار و پیگیری روحانی و رویکرد و توان تخصصی گروه مذاکره‌کننده‌ هسته‌ای ـ به ریاست جواد ظریف ـ نبود، باز هم چنین توافقی متحقق می‌شد؟
اگر رأی و نظر اکثریت جامعه برای تغییر وضع مستقر ـ به‌خصوص در حوزه‌ مناسبات با غرب و تحریم‌ها ـ نبود، و در انتخابات ۱۳۹۲ متبلور نمی‌شد، مسیر کنونی توسط هسته‌ سخت قدرت طی می‌شد؟
آیا مسئولیت تحریم‌ها و پیامدهای اقتصادی ـ اجتماعی اسف‌بار مترتب بر آن، تنها متوجه دولت ناکارآمد و ماجراجوی احمدی‌نژاد است؟ آیا گروه احمدی‌نژاد ـ مشایی، بی‌اعتنا به نظر رهبر جمهوری اسلامی، امکان مانور در مناسبات خارجی و به‌طور مشخص موضوع انرژی هسته‌ای را داشت؟
به چه میزان کارنامه‌ سعید جلیلی نماینده‌ رهبری در شورای عالی امنیت ملی و دبیر این شورا، و نیز مسئول ارشد مذاکره با غرب در موضوع انرژی اتمی، مستقل از دیدگاه‌های آیت‌الله خامنه‌ای و هسته‌ سخت قدرت قابل ارزیابی است؟
آیا رهبر جمهوری اسلامی در مورد دلایل تأخیر افزون بر ده سال در توافق با غرب، و هزینه‌های غیرقابل محاسبه‌ ناشی از آن، پاسخ قانع‌کننده دارد؟
آیا شخص اول نظام در مورد فایده‌های سرمایه‌گذاری هنگفت در حوزه انرژی اتمی (و به‌عنوان تنها یک نمونه، صرف هزینه‌های میلیاردی برای تأسیس و تجهیز پایگاه مخفی فردو در عمق چند ده متری زیر کوه)، آن‌هم با وجود بی‌خبری اکثریت شهروندان از ابعاد این پروژه‌ها و چشم‌انداز سیاست هسته‌ای، و به رغم انتقادهای گوناگون بسیاری از کارشناسان مستقل و ملی، توضیح قابل قبول برای اکثریت جامعه دارد؟
بحران هسته‌ای و تحریم‌ها در دهه‌ گذشته موجب عقب ماندن ایران از استخراج و فروش نفت و گاز از حوزه‌های مشترک نفتی و گازی در خلیج فارس و دریای مازندران شده است. برآوردها از درآمد و سودجویی سالیانه حدود ۵۰ میلیارد دلاری عربستان و قطر و امارات و جمهوری آذربایجان از این حوزه‌های مشترک نفت و گاز خبر می‌دهد؛ چه کسی پاسخگوی این خسارت (زیان چند صد میلیارد دلاری در دهه‌ی گذشته) خواهد بود؟
تحریم نفت و گاز ایران و محدودیت‌ها در وصول ارز ناشی از فروش این محصولات، تزریق نشدن به موقع گاز به چاه‌ها و نابودی بخشی از ذخایر کشور، و کاهش صادرات نفت و گاز به حد یک میلیون بشکه، خسارت چند صد میلیارد دلاری به اقتصاد و ملت ایران وارده کرده است. آیا هزینه ـ فایده‌ تعقیب سیاست‌های ماجراجویانه‌ هسته‌ای، ارزش چنین هزینه‌ای را داشته است؟
محمدجواد ظریف از پرداخت ۸ تا ۳۰ درصد پول نفت برای وصول درآمدهای کشور گفته است؛ آیا شخص اول نظام پاسخگوی خسارت غریب مترتب بر این تحمیل در چند سال اخیر خواهد بود؟
بر این فهرست می‌توان به عوارض اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ناشی از قاچاق کالا به کشور، واردات کالاهای چینی، تورم و گرانی فزاینده، رشد باندهای اقتصادی نزدیک به قدرت و سودجویی آنان و دلالان از تحریم‌ها، رکود صنعت و تولید، افزایش بیکاری و شکاف طبقاتی، و فقر فزاینده اشاره کرد.

رهبری از مواخذه رها

رهبر جمهوری اسلامی اما در قبال این همه، خاموش است. او از پیروزی و اقتدار مبتنی بر ایستادگی مردم ایران می‌گوید، بی‌آنکه برآمده از روندی دموکراتیک بر رأس حکومتی ملی تکیه زده باشد. وی تنها به “دشمن” و عامل خارجی اشاره می‌کند، بی‌آنکه نقش مخرب سیاست‌های اشتباه و برنامه‌های غیرمنطبق با منافع ملی و ماجراجویی‌های حاکمیت را مورد توجه قرار دهد. همان‌ جایی که خود ایستاده و نقشی موثر در تکوین و تحققش داشته است. بازوهای تبلیغاتی رهبری و بخش مهمی از حامیان توافق نیز تنها به دولت احمدی‌نژاد ارجاع می‌دهند و از نقش هسته سخت قدرت و شخص رهبری درمی‌گذرند.
اینک، آیت‌الله خامنه‌ای از “اقتدار”ی می‌گوید که مبتنی بر “حاکمیت ملی” نیست. اقتداری که او شادمانه توصیف‌اش می‌کند، اقتدار هسته سخت قدرت به پشتوانه‌ خشونت و ارعاب و نیز برآمده از صدها میلیارد دلار خسارت تحمیل شده به ایران است. رأس هرم نظام سیاسی خرسندی اکثریت جامعه از توقف روند زیان‌بار را مصادره به مطلوب می‌کند. شادمانی اکثریت جامعه از دور شدن سایه‌ تهدید و جنگ و ناامنی و تحریم را به نفع اقتدارگرایی و سیاست‌های اتمی خود جمع‌بندی می‌کند. او به ارزیابی منصفانه‌ “داده‌”ها و “ستانده”ها پیرامون برنامه‌های هسته‌ای در دهه‌ اخیر اقدام نمی‌کند، و “هزینه ـ فایده” سیاست‌های اتمی جمهوری اسلامی را برای ایران و ایرانیان مورد داوری واقع‌بینانه و مستدل قرار نمی‌دهد.
نفر نخست نظام در حوزه‌ داخلی نیز همچنان دیدگاه‌های پرهزینه‌ خود (به‌ویژه در مقابله با توسعه سیاسی) را ـ بی‌اعتنا به افکار عمومی ـ تعقیب می‌کند، بدون آنکه به مصالحه در داخل مرزها، و پیامدهای بس پرهزینه‌ تداوم اقتدارگرایی بیاندیشد.
اگر مجلس خبرگان واقعی و منصف و قوه قضاییه مستقل و عادلی در جمهوری اسلامی موجود بود، و اگر آزادی مطبوعات و صاحب‌نظران در ایران وجود داشت، آیا در مورد “بصیرت” و “تدبیر” و “مدیریت” نفر اول نظام، به مواخذه و پرسشگری همت نمی‌گمارد و انتقاد از او را در دستور کار قرار نمی‌داد؟

منبع: بی بی سی

مطالب مرتبط

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.