پیشنهاد دو پژوهشگر فرانسوی به ایالات متحده

درهای گفت و گو با ایران و سوریه باز شود!

چرا بمباران های هوایی ائتلاف نتوانسته است مانع پیشروی نیروهای داعش شود؟ این پرسشی است که “اولیور آن” استاد تاریخ دانشگاه  مارسی و توماس فلیشی دکترای حقوق، استاد و پژوهشگر دانشگاه “سن سیر” مطرح کرده اند ودر روزنامه “لوریان لوژور” لبنان به آن پاسخ داده اند. حرف اصلی این دو استاد دانشگاه به ماهیت حملات هوایی و نوع سازماندهی نیروهای داعش بر می گردد. قسمت دوم پاسخ به این پرسش نیز به رویکرد متفاوت کشورهای غربی به سوریه و عراق بر می گردد و پس از ارائه پیش فرض هایی راه حلی را هم مطرح می کنند.

به اعتقاد این دو استاد دانشگاه با وجود گذشت یک ماه و نیم از حملات هوایی آمریکا و متحدانش به نظر می رسد که داعش نه تها ضعیف تر نشده بلکه ناکارآمدی حملات هوایی ائتلاف نیز آشکار شده و بر این اساس است که بسیاری معتقد هستند که داعش بدون استفاده از نیروی زمینی زمین گیر نخواهد شد. به خصوص اینکه در ائتلاف علیه داعش ترکیه به دنبال کسب منافع خود در شمال سوریه هست و نبرد های سابق مبان جبهه النصره و داعش  از ماه سپتامبر پایان یافته و باید از اتحاد این دو نیرو ترسید. در سوریه مردم محلی نیز از النصره در برابر بمباران  ها حمایت می کنند و قبایل استان الانبار عراق نیز حاضر به جنگیدن علیه داعش نیستند. این خطر ها در حالی شدت یافته اند که بیم آن می رود اردن و لبنان نیز با تهدیدهای جدی مواجه شوند.

در حالی که ادعا می شود بمباران ها از دقت و گستردگی برخوردار هستند اما زمان نشان داده باید در مورد اطلاعات ارائه شده در این مورد تردید کرد. در واقع بمباران ها  تنها تجهیزات مادی را منهدم می کنند. ساختمان هایی که از مراکز شهری دور هستند و ستون هایی از سایل نقلیه که کاملا قابل مشاهده هستند. اما جهادهای در میان مردم قرار می گیرند و خود را از خطر موشک های مصون می کنند.

در حالی که هدف های حیاتی برای ضربه زدن به داعش در رقعه، دیرالزور در سوریه  موصل ، سنجار ،حدیثه و فلوجه در عراق واقع شده اند اما نزدیک به 30 درصد از حملات هوایی به محلات اربیل،کرکوک،آمرلی و بغداد مربوط می شوند، شهرهایی که از دسترس داعش نسبتا دور هستند. در دوم و  سوم اکتبر درگیری  های سنگینی در جنوب کرکوک میان داعشی ها و پیشمرگه های کرد  رخ  دادند. در این شهر ساختمان های ارتش 12 عراق با مواد منجره منهدم شدند. در سکوت بزرگ رسانه ای، شب قبلش شهر هیت در جنوب حدیثه تحت کنترل داعش در آمد. از یکم تا هفتم اکتبر فشار نیروهای داعش در غرب بغداد افزایش یافت  بدون اینکه بمباران های ائتلاف تاثیری در روند  حرکتی شان داشته باشند.هم اکنون مواضع داعش در 40 کیلومتری پایتخت مستحکم شده است. در ششم اکتبر داعش با پلیس  و شبه نظامیان شیعی نزدیک “عزیز بلاد” در چند ده کیلومتری شمال بغداد درگیر شد. “رمادی” که پیش از این وفادار به دولت مرکزی بود به زودی سقوط خواهد کرد همچنانکه پایگاه هوایی الاسد که دور از هیت نیست نیز به دست نیروهای داعش خواهد افتاد.

این دو استاد دانشگاه معتقد هستند اکثر نقشه های استقرار داعش در نشریات فرانسوی و آمریکایی گمراه کننده هستند. در واقع این نقشه ها مناطق محل استقرار داعش را در سه عنوان ” مناطق تحت کنترل داعش” که اغلب به صورت خطوط باریکی مانند تارعنکبوت هستند ،” مناطق مورد تهاجم داعش” و “مناطق حامی داعش” نمایش می دهند در حالی که در این دو تای آخری تنها داعش است که حاکمیتش را اعمال می کند. این مناطق حامی نیز به صورت غیر رسمی از آن داعش هستند و برای فتوحات آینده ذخیره شده اند. تقلیل دادن آنها به خطوط ساده نیز معنایی ندارد. این مناطق بینابینی نه از آن بغداد هسند نه از آن ایالات متحده بلکه از آن خلافت اسلامی هستند.

هدایت افکار عمومی به سوریه به جای عراق

“آن” و “فلیشی”  این پرسش را مطرح می کنند آیا جنگ رسانه ای که از سوی ایالات متحده و سازمان ملل متحد علیه داعش راه افتاده در صدد پنهان کردن قدرت  “هشت پایی” است که خود را با دشمن تطبیق می دهد؟ این دو استاد دانشگاه در ادامه به ویژگی از داعش اشاره می کنند که نه تنها ناکاآرمدی حمایت ائتلاف را بیان می کند بلکه پرده ازانطباق پذیری داعشی ها با شرایط جدید رزمی بر می دارد. به اعتقاد آنها داعش سازمانی تروریستی کاملا غیر متمرکز است که هر یک از واحد های رزمی اش از خودمختاری در عمل برخورداراست و عملیات های پیرامونی اش را چند برابر می کند بدون اینکه نیازی به هماهنگی باشد. غرب تقلیل یافته  به تاکتیک های قدیمی هوایی یکنواخت و پیش بینی پذیر (جنگ غیر زمینی) با جهادگرایی چند قطبی، آماده واکنش و ریشه یافته مقابله می کند. به علاوه واحد ارتباطات نظامی ائتلاف می خواهد توجه افکار عمومی جهان به کوبانی و مسئله سوریه معطوف شود در حالی که عراق از وخامت دیگری برخوردار است.

این دو پرژوهشگر این پرسش را مطرح می کنند چرا غرب دست به این انتخاب زده؟ به اعتقاد آنها ترجیح اصلی ایالات متحده میدان سوریه است جایی که سال هاست واشنگتن می خواهد بشار اسد را از قدرت کنار بزند. سوریه ای که در معرض خطر دخالت ترکیه هست و در این مورد ضمانت هایی هم به رغم فقدان اعتماد به این کشور داده شده است. کوبانی به هر طریقی سقوط خواهد کرد. در حالی که غرب منظر سقوط کوبانی است در مورد تهدید رو به افزایش عراق فکری نمی شود . تمام دولت های غربی این بهانه را تکرار می کنند: بدون نیروی زمینی هیچ کاری نمی شود انجام داد. افکار عمومی نیز به طرز فزاینده ای برای مرحله بعدی آماده شده اند: ارسال نیروی زمینی یا کماندو ها به سوریه و البته  نه به عراق.

اما جان کلام این دو استاد دانشگاه در جملات آخری این گزارش است جایی که تاکید می کنند بدون راه حل سیاسی مشخص و رد مصرانه باز کردن درهای گفتکو با ایران و سوریه، ایالات متحده در راهبردی بدون افق گرفتار خواهد شد که  بحران خاورمیانه را عمیق تر خواهد کرد.

 

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.