دستفروش کشته شد اما صدایتان شنیده نشد!

مهدی رستم پور روزنامه نگار و کارشناس مسائل ورزشی  به دبیر ، جدیدی، رضا زاده و ساعی به خاطر سکوتشان در مقابل قتل دستفروش اعتراض کرده و در صفحه فیس بوک خود  آورده است:

آقایان دبیر، جدیدی، رضازاده و ساعی، اعضای ورزشکار محترم شورای شهر.
پس از قتل دستفروش مقابل فرزند 14 ساله‌اش، فریاد دادخواهی شما باید آسمان تهران را می‌شکافت. یک هفته گذشت و مردم صدایتان را نشنیدند.
شما شهامت پهلوان‌ ماندن با کت و شلوار را ندارید. طبقات محروم را مدام در مصاحبه‌هایتان خرج می‌کنید اما در تاریخ ایران، هیچگاه پل‌سازی یا تراکم فروشی جزو مطالبات مردم از پهلوانان نبوده.

سال 1372 در سالن تمرین پارکشهر، عباس جدیدی که ابرقدرت جهان کشتی بود، حریف را مدام به تشک می‌دوخت. ناگهان تمرین را قطع ‌کرد. با صدای بلند و عرق ریزان، دو بیت شعر ‌خواند. سپس نشست وسط تشک، دوبنده به تن، هق هق گریست. از مربیان گرفته تا شاگردان و حتی آقای گرایلی آبدارچی، همه ما گریه می‌کردیم.
نوجوان ساده‌لوحی بودم. گمان می‌کردم نه به باشگاه که پا به مقدس‌ترین معبد در مشرق‌زمین گذاشته‌ام و غبار این تشک، آمیخته به عبادت، رشادت و پهلوانی.
چشمهایت امروز خشکیده عباس آقا. بیا اشک‌ها و ابیات آن روز را بنویسیم به سوگ علی چراغی. در معبر لعنتی دنبال نان می‌گشت برای خانواده. نمی‌دانست نان شما را به خون خودش خواهد آغشت. مثل آن کارگر افغان که در مجتمع تجاری حضرتعالی، چاه فرو ریخت روی سرش و چشم از جهان فرو بست.

شما چهار ورزشکار عضو تیم اف ث شورای شهر، جمعاً هزارتا مدال گرفته‌ بودید. پهلوانان دیروز و تریلیاردرهای امروز. ورزشکاران، دلاوران، نام آوران، به نام یزدان مدتهاست که بازنده‌اید.
شانزدهم مرداد در تهرانپارس مرحوم چراغی می‌خواست با خریدن ضایعات فلزی و نخاله‌های ساختمانی، کسب روزی حلال را بیاموزد به پسرش. می‌دانید ابوالفضل 14 ساله چه آموخت از پنجه بوکس عوامل شهرداری روی شقیقه پدرش؟

چند نفر محاکمه خواهند شد و خلاص. خو گرفته‌ایم به نخبه‌کشی، بلکه به دستفروش‌کشی هم عادت کنیم. اما آقای ساعی، سلحشوری فقط برای کسب امتیاز روی شیاپ چانگ است؟ مردم مترسک نفرستاده‌اند شورا. آخرین بار که درباره عدالتخواهی حرف زدی، انتخابات 11 دی پارسال فدراسیون تکواندو بود!

آقای رضازاده، ئو ابوالفضل کی چاغیریردون اگر سنی اِشیدن اولسیدی، وزنه‌نی چیرپاردی تپوئا کی بوگون بو یتیم ابوالفضلی گورمیه‌سن / آن ابوالفضلی که صدا می‌زدی اگر شنونده‌ات بود، وزنه‌ را رها می‌کرد روی پیکرت تا امروز، ابوالفضل یتیم را نبینی.

و سرانجام علیرضا دبیر که سالها او را برادر بزرگترم می‌پنداشتم. وقتی هنوز ذوب در قالیباف نشده بود. روزی پشت چراغ قرمز، مردم طوری دور ماشینش حلقه زدند که انگار می‌خواستند ماشین را روی دست ببرند. وقتی رد شدیم گفت: منو یه دعا کن.
گفتم: ایشالا همیشه همینجور توی قلب مردم بمونی.
دعایی که متاسفانه مستجاب نشد

مطالب مرتبط

احمد سالم ،نویسنده مصری :مترجم علی سرداری

از سوی دیگر؛ مودودی در کتاب خود، *اصطلاحات اربعه*، به دنبال نسبت دادن هر عملی به خدا، حتی امور مربوط به حکومت است. هدف او ایجاد جامعه‌ای است که این جامعه را به عنوان جامعه‌ای الهی و متمایز از سایر مردم به رسمیت بشناسد. این جامعه الهی، تنها جامعه واقعاً مسلمان است که از تمام ادیان، فرقه‌ها و مکاتب فکری که خدا را متفاوت از جامعه اسلامی تصویر کرده‌اند، برتر است. او استدلال می‌کند که این جامعه تمام امور خود را به خدا واگذار می‌کند، خدایی که آن را سازماندهی و کنترل می‌کند و بنابراین حق دارد علیه جوامع غیرمسلمان قیام کند و از سلاح و خشونت برای دستیابی به اهداف الهی خود استفاده کند. این جامعه خود را گروهی الهی می‌داند که مورد ظلم قرار گرفته و باید با این بی‌عدالتی مقابله کند. با این حال، شیوع این مفهوم در میان پیروان آن، حالتی از تنش و خشونت بین آنها و کل جامعه ایجاد می‌کند.

خالد الهانی :مترجم علی سرداری

کشورهای خلیج فارس خود را در موقعیتی حساس می‌بینند. آنها سازندگان اصلی توافقات بزرگ نیستند، اما از جمله طرف‌هایی هستند که بیشترین تأثیر را از نتایج آنها می‌پذیرند. امنیت انرژی، ناوبری دریایی، بنادر، سرمایه‌گذاری و ثبات اقتصادی همگی مستقیماً تحت تأثیر هرگونه تشدید تنش بین واشنگتن و تهران قرار دارند.

ریاض معسعس :مترجم علی سرداری

آنچه دولت اشغالگر در جنگ خود در لبنان، کرانه باختری و غزه و حملات خود در سوریه ـ پس از لغو قرارداد جدایی نیروها در سال ۱۹۷۴ ـ انجام می‌دهد، تنها بخشی از این پروژه است که بر اساس اصل «نیش زدن تدریجی» اعمال می‌شود؛ امری که محکومیت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند، اما به جنگی جدید و همه‌جانبه منجر نمی‌شود.

مطالب پربازدید

مقاله