جان فرانسوا لگرن در مصاحبه با لوموند

جنگ را اسرائیل آغاز کرد!

جنگ را حماس شروع کرد یا اسرائیل؟اینگونه القا شده که راکت های شلیک شده از سوی حماس منشا حملات سنگین چهار روز اخیر اسرائیل به مردم غزه است. حملاتی که اکنون بیش از صد کشته بر جای گذاشته و انتظار می رود تعداد کشته ها و زخمی ها نیز افزایش یابند. بسیاری از رسانه ها غربی گزارش های خود را با شلیک راکت های حماس شروع می کنند.راکت هایی که به زعم این رسانه ها خیابان ها را خلوت کرده، اسرائیلی ها را به پناهگاه فرستاده و امنیت آنها را سلب کرده است. اما آمار منتشر شده نشان می دهد تا کنون تعدادی اندک از اسرائیلی ها به صورت سطحی زخمی شده اند. طبق ادعای مقامات نظامی اسرائیل بیش از 90 درصد راکت ها شناسایی شده اند. اما از آن سو کودکان و زنان غزه ای به وفور کشته  و زخمی شده اند. جان فرانسوا لگرن مورخ و پژوهشگر که در موسسه پژوهش ها و مطالعات جهان عرب و اسلام فعالیت می کند نظری متفاوت با  رسانه های غربی دارد. او در مصاحبه با لوموند منشا جنگ را نه حماس که اسرائیل می داند. 

در نظر این مورخ ، حماس عامل ربودن سه نوجوان اسرائیلی نبوده. او معتقد است اوصولا حماس در ماه های اخیر علاقه ای به راه اندازی جنگ با اسرائیل نداشته است. اما به رغم اینکه حماس دخالت خود را در کشتن این سه نوجوان اسرائیلی رد کرده کرانه باختری در طول سه هفته اخیر زیر سنگین ترین حملات هوایی اسرائیلی ها قرار داشته است. هدف این حملات نیز نابودی ساختار دفاعی حماس بوده. در طول این سه هفته هم حماس تحرک خاصی انجام  نداد. تنها چند راکت شلیک شد  که مسئولیت انها را   نیز بر عهده نگرفت .

اسرائیل آتش بس را نقض کرد

فرانسوا لگرن با تاکید بر اینکه حماس نمی خواسته وضعیت بحرانی بشود به زمان حملات راکتی این گروه  اشاره می کند. هفتم ژوئیه زمانی که هفت مبارز حماس در حمله  اسرائیل  کشته شدند. حماس کشته شدن این هفت مبارز را به عنوان تخطی اسرائیل از آتش بس دانست، آتش بسی که  در نوامبر 2012 با مشارکت مصری ها میان آنها و اسرائیل به امضا رسیده بود. توافقنامه ای که قرار بود طبق آن  هیچ یک از طرفین علیه یکدیگر عملیاتی را انجام ندهند. در این روز بود که حماس و شاخه نظامی اش عز الدین قسام تصمیم گرفت به حملات اسرائیل پاسخ دهد.

حماس یکدست نیست

لگرن سپس به اختلافات اساسی در حماس اشاره می کند. در نظر او هم اکنون میان گرایش های مختلف در حماس گفت و گوهایی در جریان است. در مورد انعقاد توافقنامه آشتی با محمود عباس و فتح نیز اختلافات شدید وجود دارد. اما همه گرایش ها در مورد ضرورت پاسخ به سطحی از خشونت اسرائیل اتفاق نظر دارند. سطح این پاسخ نیز به سیاست اسرائیل بستگی دارد.

ایران علاقه ای به بالا رفتن تنش ندارد

لگرن سپس به ارتباط حماس و جهاد اسلامی اشاره می کند و معتقد است جهاد اسلامی بازیگری مهم در فلسطین است که در سال 2012 به اندازه یا حتی بیشتر از حماس نیز راکت شلیک کرد. او می گوید جهاد  اسلامی به ایران نزدیک است اما ایران هیچ علاقه ای به بالا رفتن آتش جنگ ندارد زیرا مذاکرات حساسی را با غربی ها در مورد پرونده هسته ای انجام می دهد. به اعتقاد این کارشناس مسائل جهان عرب میان حماس و جهاد اسلامی اختلاف و رقابت وجود دارد. جهاد اسلامی منتقد فرآیند صلح اسلو است و بر عکس حماس، در انتخابات تشکیلات خودگردان شرکت نکرد. این گروه هیچ گاه در پی توسعه شبکه های همکاری نبوده زیرا همیشه می خواسته آوانگارد باشد و از گروه های کوچکی نیز تشکیل شده است. لگرن این را هم اضافه کرده گروه های ناسیونالیستی هم هستند که به سوی اسرائیل راکت شلیک می کنند.

لگرن در پاسخ به پرسشی در مورد فراخوان عبدالمرزوق معاون رئیس دفتر سیاسی حماس برای راه اندازی انتفاضه سوم و امکان تحقق آن گفته است:” من به راه اندازی انتفاضه سوم اعتقادی ندارم.” او می گوید دردسامبر 2008 و نوامبر 2012 در جریان حملا ت اسرائیل خیزشی رخ نداد. به اعتقاد او میان نواز غزه و سایر مناطق فلسطینی نیز یک گسست شکل گرفته و حتی این گسست بر افکار عمومی فلطسین نیز تاثیر گذاشته و نوعی محلی گرایی در این کشور نیز  رخ اده است.

عاقبت چه خواهد شد؟

پاسخ لگرن به ین پرسش این هست: حماس عقب نخواهد نشست. در تهدید های حماس میزانی از بلوف وجود دارد اما حماس توانایی ضربه زدن را نیز دارد. همچنانکه شلیک به تل آویو و بیت المقدس این ظرفیت ها را نشان داد. لگرن می گوید به رغم هزینه های سنگین تحمیل شده حماس تسلیم نخواهد شد و از حمایت مردم و  سایر جریانهای فلسطین نیز بهره خواهد گرفت.  سطح بالای  خشونت اسرائیل و اهمیت مسئله زندانیان  فلسطینی برای مردم فلسطین که حماس به نوعی سخنگوی آنهاست باعث می شود حمایت ها نیز افزایش یابد.

 لگرن سپس در مورد زمان توقف این جنگ نیز به انفعال کشورهای غربی و همسایه فلسطین اشاره می کند. او معتقد است آمریکایی ها و اروپایی ها  به صدور بیانیه ها اکتفا کرده اند. بر خلاف حسنی مبارک و محمد مرسی روسای جمهور پیشین مصر، السیسی علاقه ای به دخالت در موضوع فلسطین ندارد. شایعات میانجیگری او هم  از طرف فلسطینی ها تکذیب شد. محمود عباس هم هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. میدان مانور او اندک است. به اعتقاد لگرن اینهم یکی از تناقض های سیاست اسرائیل در فلسطین است که در نهایت به تضعیف محمود عباس منجر می شود. این سیاست های تهاجمی به روند مشروعیت زدایی از عباس کمک می کند.

اسرائیل حماس را تقویت کرده!

لگرن در نهایت معتقد است سیاست های متناقض اسرائیل باعث تقویت حماس هم شده است. به اعتقاد این متخصص مسائل جهان عرب دوره ثبات در حاکمیت حماس بر نوازه غزه بیشتر از دوره خشونتش بوده. حماس در طول این هفت سال، ثبات مورد نظر همسایگاش را فراهم کرده است. به عبارتی سیاست های اسرائیل باعث کارآمدی و تحرک حماس نیز شده است و  باعث شده تا حماس در هدف خود نیز یعنی تلاش جدایی غزه از کرانه باختری نیز موفق شود.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.