آقایان شرم بر شما !

هنگامی‌که انسان اوضاع همسایگان را می‌بیند خدا را شکر می‌کند که در ایرانِ ما خوشبختانه از این خبرها نیست. این خوشحالی نسبی اما متاسفانه دیری نمی‌پاید، وقتی که حال شما از رفتارهای غیراصولی بنام اصول‌گرایی گرفته می‌شود:
کش دادنِ سیاستِ انسداد و انحصار و حصر و حبس و اعدام و اختلال (در تجمعات) و …از همه کوچک‌تر، مردم‌آزاری به بهانهٔ «امنیتِ اخلاقی»، با گرم شدن هوا و نزدیک شدن ماه مبارک رمضان!

از یک ایرانی پرسیدند: یک جملهٔ عربی بگو؛ گفت: «استعمال دخانیات ممنوع!»؛ اما اگر از همین هموطن بپرسید: «داعش» چیست؟ وحشت می‌کند؛ حال آن‌که داعش چیزی نیست مگر مخففِ «دولت اسلامی عراق و شام» (نام قدیم سوریهٔ بزرگ)؛ فرمولی آشنا و فارسیِ فارسی!
درست است که در قمارخانهٔ ارتجاع مذهبی این گروه «آسِ» توحش را زمین زده و روی دست همهٔ همقطارن برخاسته، به گونه‌ای که می‌گویند دادِ «القاعده» هم از تندروی‌های ایشان درآمده است، اما برغم همهٔ دهشت‌آفرینی‌ها و خیانت‌ها به امر قدسی، «بنیادگرایان» این خدمت را به هم‌قماشان خود می‌کنند که چون آینه‌ای ذاتِ زشتِ این بینش-و-منش را به سایر همقطاران نشان می‌دهند، و موجب شرم‌ساری‌شان می‌شوند.
هنگامی‌که انسان اوضاع همسایگان را می‌بیند خدا را شکر می‌کند که در ایرانِ ما خوشبختانه از این خبرها نیست. این خوشحالی نسبی اما متاسفانه دیری نمی‌پاید، وقتی که حال شما از رفتارهای غیراصولی بنام اصول‌گرایی گرفته می‌شود:
کش دادنِ سیاستِ انسداد و انحصار و حصر و حبس و اعدام و اختلال (در تجمعات) و …از همه کوچک‌تر، مردم‌آزاری به بهانهٔ «امنیتِ اخلاقی»، با گرم شدن هوا و نزدیک شدن ماه مبارک رمضان!
امروز دختربچهٔ دانش‌آموز پانزده ساله‌ای (شاگرد اول مدرسه از خانواده‌ای متدین و ملی) که همکلاس و میهمان دختر ما بود (و با هم برای خرید از خانه به سر کوچه رفته بودند) را گشت موسوم به «ارشاد»، به بهانهٔ «بدحجابی» (به اندازهٔ کافی؟ بلند نبودن روپوش!) گرفته و برده بود به خیابان «وزرا»؛ و اینجانب نصف روز وقت گذاشتم که میهمان را آزاد کنم!
دخترک گریان تعریف می‌کرد که مرد مأموری در «وان» نوامیس مردم را زیر نظر داشته و به خواهران مأمورش دستور می‌داده که متخطیان را بگیرند.
«صبح‌ها آدم حسابی‌ها مثل شما را می‌گیریم، عصرها دخترهای خراب را!» …بعد هم فرم پُر کردن، و عکس‌برداری، و سوءسابقهٔ قضایی و… شوک روانی به یک کودک و یک خانواده و …خاطره‌ای شوم که عمری برایش می‌ماند.
دیگر جوش آوردم و به مأموران (مذکر-و-مؤنث) قول یک افشاگری مطبوعاتی مبسوط را دادم (که فعلا به همین یادداشت بسنده می‌کنم تا در فرصتی مناسب جزئیات بیشتر این زشتکاری‌ها را توصیف کنم).
خانمی «بدحجاب» که بدنبال خرید یا قرض کردن یک شلوار «شرعی» می‌گشت (این کلانتری کل که در عین‌حال مرکز رسیدگی به تخلفات ترافیکی هم بود، تبدیل به سالن پروو و رد-و-بدل لباس زنانه شده بود)، نزدیک آمد و نصیحت می‌کرد که: «آقا، با اینها کل‌کل نکنید، بدتر می‌کنند، خواهش و التماس کنید! مگر نمی‌دانید اینها چه جانورانی هستند؟» پاسخ دادم: «خانم جان، هنوز نفهمیده‌اید که همین رفتار شما این بلا را سر این‌ها آورده؟»
این حادثهٔ کوچک موجب نوعی احساس شرمندگی ملی-و-مذهبی برای همهٔ ما ( بویژه آقایان) است و «خوش رقصی» (برخی از) مأموران یادآور این آموزهٔ (سارتر) که «سوءنیت» (توجیه «مأمورم و معذور!»)، نوعی خودفریبی برای گریز از آزادی (و شرمساری ناشی از آن) است…
آقایان شرم بر شما!
منبع: فیسبوک نویسنده

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.