اکنون مداحان هتاک و کفن پوشان و بعضی از رسانه ها و تریبونها ، شکل نوینی از همان خوارج و اشاعره و اخباریین را تبلیغ می کنند و دینداران واقعی را با هتاکی ، مورد فحش و لعن و نفرین قرار میدهند و بیسوادان کند ذهنی هم اطراف آنها ضجه و ناله می کنند و بزعم خود اشک بر دین میریزند .
بسم الله الرحمن الرحیم
تفکر ، تعقل ، تدبر از مهمترین مقوله های قرآنی است که خداوند مکرر به آن دعوت نموده است در بیش از 50 آیه مستقیماً این مفاهیم را ذکر فرموده است . انسانی را که تعقل ندارد در شمار بدترین موجودات قلمداد کرده است ( انفال 22)
پیامبر اسلام (ص) در مورد تعقل میفرماید : ” لکل شیئ دعامه و دعامه الدین العقل ” و ” لکل قوم غایه وغایه العباد العقل”.
حضرت علی (ع) میفرماید : ” مهمترین پیام پیامبران ، برانگیختن خردهای خفته آدمیان است “
و بسیار نمونه میتوان ذکر کرد اما واضح است دینی که در آن تعقل و خردورزی جایگاهی نداشته باشد باعث رستگاری نخواهد شد .
در عرصه دانش خط قرمزی وجود ندارد . صحابه گاهی با امام زمان خود اختلاف نظر داشتند و در امور فقهی و غیرهم از آنان سند و مدرک مطالبه میکردند .
زراره ابن اعین با امام خود محاجه میکرد ( کشف الفتاح تستری )
شیعه ، عقل را از منابع استنباط و اجتهاد میداند . ائمه علیهم السلام همیشه عقل گرایی را به شاگردان و پیروان خود تاکید داشتند تا مبادا بسوی تهلکه و یا قیاس صرف گام بردارند .
تشیع از همان ابتدا بر عقلانیت تاکید داشت هم در کلام هم در فقه ، حقوق شیعی در همه حوزه ها چه عبادی ، اجتماعی و حتی سیاسی بر مبنای عقلگرایی بود ، از بحث خلافت گرفته تا جهاد .
در اختلاف میان معتزله و اشاعره در سده دوم و سوم ، شیعه جانب معتزله را گرفت از آن حیث که در این مکتب حسن و قبح عقلی و ذاتی مطرح بود .
شیخ مفید به نقد نظرات استادش شیخ صدوق پرداخت و با تالیف ” تصحیح الاعتقاد ” روش نوینی را در کلام اسلامی پی ریزی نمود ، وی در 80 مسئله با استادش اختلاف نظر داشت . پس از وی شیخ طوسی عقلانیت نوینی را در حوزه فقه پایه گذاری کرد که در کتاب ” مبسوط ” نمایان است .
در فلسفه ، اندیشمندان شیعی مانند فارابی ، ابن سینا و دیگر فلاسفه از یونیانیان پیشی گرفتند و روش جدیدی ابداع کردند چنانکه بوعلی میفرماید : ” آنچه بر کتب قدما شرح نوشته اند ما را بس است و اکنون باید خود فلسفه خاصی بوجود آوریم.
رویکرد عقلگرایی در شیعه در اندیشه سیاسی کاملاً نمایان است ، فارابی برای ریاست مدینه فاضله شرایطی را بر میشمرد که با دیدگاه تشیع در مورد امام هم صادق است .
فلاسفه شیعی از بوعلی گرفته تا صدرالمتالهین و علامه طباطبائی در آثار فلسفی خود علاوه بر تبیین امور فلسفی نگاهی هم بر تدبیر امور و جامعه داشته اند و نظرات سیاسی خود را بطور واضح بیان کرده اند .
ولی در این میان مسائلی پیش آمد که عقلگرایی را در تشیع از رونق انداخت:
اول – خوارج ) تفکر خوارج که در بیان پیامبر به مارقین ( کسی که به سرعت از دین خارج میشود ) معروفند . امیرالمومنین (ع) مارقین را در پیمودن راه حق خطا کاران معرفی میکند .
مارقین به خاطر تحجر و تعصب و افراط در دینداری از راه خارج شده و به خطا رفته اند . خوارج راه حق و عدالت را گم کرده و با تفسیر غلط و تفکر جمودگرایانه در تحکیم راه باطل مشارکت نموده اند . این جمود و تنگ نظری و خشک مغزی بزرگترین و بیشترین ضربه را بر عقلگرایی و لاجرم بر دین و دینداری وارد آورد .
شهید مطهری میگوید : ” اگر خوارج از میان رفتند ، جمود و تنگ نظری آنان از میان نرفت ….. همه مردم جهان را با دید کفر و الحاد مینگرند ، دائره اسلام و مسلمانی را بسیار محدود خیال می کنند ، وای به حال جامعه مسلمین از آنوقت که گروهی خشکه مقدس یک دنده جاهل بیخبر ، پا را به کفش کنند و بجان این و آن بیفتند ” جاذبه و دافعه ص 156
در زمان حاضر این روحیه که حضرت علی (ع) از آن با اصطلاح ” جفاه طغام و عبید اقزام ” یعنی فاقد اندیشه عالی و احساس لطیف نام میبرد در جامعه ما وجود دارد که هیچ اندیشه ای را بر نمی تابند و از اهانت و فحاشی به دیگران ابایی ندارند و حاضرند برای مخالفان خود شمشیر بکشند .
دوم – اشاعره ) در زمان متوکل عباسی اشاعره در امور اداره حکومت نفوذ کردند و با منحرف کردن خلیفه در برابر معتزله ایستادند و اینگونه بود که حکومت توام با خرافه و جمود و تحجر شد تا کنون هم نمایان است . بدین صورت وقتی در اذهان مردم بجای دین واقعی و اصلاحگر ، مشتی اوهام و خرافات جای گرفت و ارکان دین و دینداری سست و متزلزل شد بتدریج ضربه کاری بر عقلانیت وارد آمد . دینی که می بایست روشنگر و چراغ راه باشد ، گمراهی و دوری از عقل و بینش و تفکر را تبلیغ می کرد ، گرچه این ضربه مهلک اشاعره بر پیکر دین در قرن سوم هجری اتفاق افتاد ولی آثار آن اکنون هم نمایان است .
شهید مطهری میگوید : ” اشاعره ضربه بزرگی بر حیات عقلی اسلام وارد آوردند ، اخباریین خود ما در قرنهای دهم تا چهاردهم و مخصوصاً در قرنهای دهم و یازدهم دنباله رو افکار اشاعره بودند .” سیری در نهج البلاغه ص46
دکتر ذبیح الله صفا معتقد است که شکست علمی مسلمین از اواسط قرن سوم شروع شد که متوکل عباسی تفکر اشعری گری را حاکم کرد . مسعودی در ” مروج الذهب ” معتقد است که چون خلافت به متوکل رسید امر کرد تا نظر و مباحثه در جدل ترک گردد و مردم را به تسلیم و تقلید فرمان داد . تاریخ علم عقلی در تمدن اسلامی /134
در هر صورت جریان تعطیلی عقل ( اشعری گری ) پس از مدتی در اخباریون و حدیث گرایان رخ نمود .
سوم – اخباری گری ) در قرن چهارم حدیث گرایی و ظاهر گرایی بر عقلگرایی علبه داشت و فقیهان عقلگرا را مطرود و محکوم نمودند .
شیخ مفید و بعد از او سید مرتضی توانستند مکتب اعتزالیه را زنده کنند . مکتب عقلانی شیخ مفید در بغداد بسیار محکم و مدلل بود و به سرعت مکتب حدیث گرای قم را فرو ریخت و با پیگیری شاگردانش شیخ طوسی و سید مرتضی دیگر نقل حدیث و ظواهر آن مورد نظر نبود بلکه هر حدیثی و روایتی در مرجع عقل مورد نقد و تحلیل قرار می گرفت .
فقهای شیعی تقسیم میشوند به مکتب اخباری گری که اهل حدیث هستند و مکتب اصولی . اهل حدیث منابع حقوق اسلامی را قرآن و حدیث میدانند و مکتب اصولی این منابع را قرآن ، حدیث ، اجماع و عقل میدانند .
اخباری گری را محمد امین استرآبادی در قرت یازدهم مجدداً رواج داد که متاثر از حکومت صفویه بود . حکومتی که خرافه و تحجر را برای فریب مردم تبلیغ میکرد .
صفویه اخبار و احادیث را تقویت و فلسفه و منطق و علم اصول را که عقلی بودند تحریم کرد .
شیخ مفید در مورد اخباریین میگوید : ” اینان افرادی سلیم النفس ، کند ذهن و ساده انگارند . احادیثی را که می شنوند با تمام وجود می پذیرند ، تاملی در سند حدیث نمی کنند ، حق و باطل آنرا تمیز نمی دهند و معانی آنرا درک نمی کنند . “
اخباریین در قرنهای یازده و دوازده کم کم داشتند باب اجتهاد را مسدود میکردند که وحید بهبهانی در برابر آنها ایستاد و اجتهاد را یکبار دیگر به حوزه های شیعی باز گرداند و پس از وی شیخ مرتضی انصاری با آرا و اندیشه عقلگرای خود و نظریه های صائبش ، مکتب اصولی را تقویت کرد .
اکنون و در زمان ما هستند افرادی که خواسته یا ناخواسته در دام اهریمن افتاده و با تفکراتی متحجرانه و با تعصبی نشات گرفته از جاهلیت و با عملکردی شبیه خوارج بر دین حقیقی و دینداری اصولی میتازند و بر هر آنچه در راستای تفکرات منحط و جمودگرایانه اشان نباشد هجوم می آورند . این افراد که نان خود را در تحمیق مردم میدانند تلاش می کنند تا با گسترش خرافات و اوهام و دست یازیدن به رحل و اسطرلاب هر چه بیشتر آحاد جامعه را درگیر وهمیات و خرافه نمایند تا بلکه چند صباحی بیشتر به چپاول و خالی کردن جیب مردم و غارت بیت المال بپردازند . آنچه که در 8 سال گذشته شاهد آن بودیم نمایی بود از انحطاط که در دوران قبل و در زمان متوکل عباسی و دو بیشتر در حکومت صفویه بر اسلام و مسلمین رفت
خوارج و اشاعره و اخباریین ، گروههایی بودند که از زمان پیامبر (ص) ضربات مهلکی بر پیکر دین و دینداری وارد آوردند و حکومتهای فاسدی چون صفویه هم قرنها پس از پیامبر و ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین ، از همین گروههای متحجر و خشکه مقدس و به تعبیر شیخ مفید کند ذهن ، برای دوام حکومت فاسد و جائر خود تاسی جستند و فقر و فلاکت و دشمنی و تفرقه را میان مسلمین گستراندند و دین حق را از درون تهی کردند و اوهام و خیالات و خواب دیدن و خرافه گرایی را رواج دادند .
اکنون مداحان هتاک و کفن پوشان و بعضی از رسانه ها و تریبونها ، شکل نوینی از همان خوارج و اشاعره و اخباریین را تبلیغ می کنند و دینداران واقعی را با هتاکی ، مورد فحش و لعن و نفرین قرار میدهند و بیسوادان کند ذهنی هم اطراف آنها ضجه و ناله می کنند و بزعم خود اشک بر دین میریزند .
امروز حضراتی بلا تشبیه ( قصد مقایسه نیست بلکه مثالی بدون مناقشه است ) چون آیت الله العظمی صانعی و بیات و اردبیلی و هاشمی و خاتمی ، همان شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی و شیخ مرتضی انصاری زمان ما هستند که به دلیل معرفی دین بر اساس عقل و دوری از خرافات و هاله های نور ، مورد لعن و نفرین جاهلان و بی عقلان قرار گرفته اند و همچنین بزرگانی چون میرحسین موسوی و کروبی و رهنورد و تاج زاده و نبوی ……. و دیگر زندانیان عزیز و بطور کلی اصلاح طلبان واقعی که مورد بغض و کینه این کوته فکران کج اندیش خشکه مقدس و آماج تهمتهای ناروا شده اند ، اندیشمندانی هستند که دغدغه دین واقعی و بدور از جاهلیت را دارند و صادقانه دلسوز مردمند .
به امید رهایی
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.