ناگفته های مادر احمد عسگری از نحوه بازداشت و اتهامات فرزندش

با گذشت نزدیک به دو ماه از بازداشت احمد عسگری روزنامه نگار مادر وی تاکنون نتوانسته با او ملاقات کند. این در حالی است که این فعال دانشجویی از بیماری صرع رنج می برد و هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت وی در دست نیست.

مادر احمد عسگری با نگرانی شدید از وضعیت نامعلوم فرزندش به سایت ملی ـ مذهبی می گوید: “از 29 خرداد که احمد را بازداشت کردند تا الان نه ملاقات داشتم و نه تلفن و هیچ اطلاعی از وضعیت او ندارم. می گویند قاضی پرونده او در تعطیلات بسر می برد و تا بازپرسی ها هم تمام نشود ممنوع الملاقات است. احمد بیماری صرع دارد واز مشکل در چشم راستش و نیمکره مغز چپش که از زمان تولدش به آن دچار شده رنج می برد و باید تحت مراقبت باشد و گاها تشنج می کند. به همان آقایی که هم که پرونده زیر دستش بود گفتم اگر احمد تشنج کند چی؟ گفت نگران نباشید زندان خدمات پزشکی دارد. اما وقتی احمد انفرادی است اگراتفاقی برایش بیفتد، چطور متوجه می شوند که او را به بهداری ببرند؟ همان موقعی که قرارگاه سپاه او را بازداشت کردند و در زندان بود هر روز به من تلفن می زد. من را می خواستند تا برای او لباس ببرم. اما این وزارت اطلاعات یک مادر را آدم حساب نمی کند. سپاه در آن موقع چون برخورد محترمانه ای داشتند و من را در جریان وضعیت فرزندم قرار می دادند یکبار هم مصاحبه نکردم. اما الان نگرانم، چاره ای ندارم تا صدای خودم را به گوش دیگر مسئولین و آقای روحانی که یک فرد معتدل است برسانم.”

وی افزود: “دیروز دفتر معاون دادستان بودم پرونده خیلی پیچیده ای برای احمد درست کرده اند و هنوز بازجویی می شود. یک آقای محترمی آنجا بود و پرونده را ورق زد. در این پرونده بخشی از اتهامات احمد مربوط به ارتباط با فرزند خزعلی بود که البته یک چند نفری – فکر کنم چهار نفر- را گرفته اند و بازجویی می کنند. یکی از اتهامات احمد هم مربوط به تبلیغ برای تحریم انتخابات است. احمد خودش نمی خواست در انتخابات شرکت کند و می گفت من از خون نداها و سهراب ها نمی گذرم و وقتی ماجرای بچه ها را می شنید عصبی می شد و می گفت زندگی دیگر چه ارزشی دارد وقتی این اتفاقات می افتد، می خواهم مثل روح الامینی بمیرم… از طرفی هم می گفت مقتدای من میر حسین موسوی است و ناراحت بود از اینکه او در حصر است. احمد از این شرایط ناراحت بود. او در انتخابات مجلس رای نداد و در این انتخابات هم به من می گفت مادر به من دیکته نکن، من با خط مشی عارف موافق هستم و هیچ تعارضی هم با حاکمیت ندارم اما در انتخابات شرکت نمی کنم. البته این مسئله را می گفت اما تبلیغ نمی کرد.”

خانم عسگری در ادامه خاطرنشان کرد: “حرف من این است درست است که احمد ناراحت بود و اعتراض داشت اما با این شرایطی که ما در کشور با آن روبرو هستیم و تحریم ها روز بروز گسترده تر می شود باید از این طرف هم اینجوری به مردم فشار آورد!؟ این ما مردم هستیم که زیر بار این مشکلات کمر نمی توانیم راست کنیم. خدا شاهد است نمی دانید مردم چه مشکلاتی با این تحریم ها پیدا کرده اند. چرا مشکل آفرینی می کنیم؟ خدا شاهد است من هیچ مشکلی با حاکمیت ندارم. تمام این حرفها را هم چون یک مادر نگران فرزندم هستم می زنم تا مسئولین بشنوند. و چون پشت سر نظام هستم و نمی خواهم آسیبی به آن برسد دارم اینها را می گویم.”

مادر احمد عسگری در خصوص نحوه بازداشت فرزندش گفت: “در مراسم سخنرانی آقای روحانی آقایی بنام محسن رحمانی و نامزدش را آنجا دستگیر کردند. نامزدش را آزاد کردند. بعد برادرش که کارمند انرژی هسته ای است به احمد زنگ زد و یک قراری در پارک فدک با او گذاشت. وقتی احمد به پارک رفت ماموران آنجا منتظر احمد بودند و او را بازداشت کردند. یک ساعت بعد از بازداشت احمد چند مامور خانه آمدند که اصلا نمی توانم رفتار بد آنها را توضیح دهم. خدا شاهد است رفتاری که با من پیرزن کردند من را یاد قتل های زنجیره ای انداخت و نمی دانم چطور عناصری در وزارت اطلاعات هستند که به خود اجازه می دهند که اینطور غیر اخلاقی و غیر انسانی برخورد کنند.”

احمد عسگری نخستین بار در بهمن ماه 88 توسط سپاه بازداشت و پس از سه ماه به قید وثیقه آزاد شد. و بار دیگر در 29 خردادماه سال جاری در پارک فدک تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

وی در روزنامه‌های کارون، فریادگر، مردم سالاری، اعتماد در حوزه های سیاسی و اقتصادی قلم می زد. او دانشجوی سال آخر رشته روابط بین الملل است که با بازداشت اخیرش از شرکت درجلسه امتحانات محروم مانده است.

مادر این فعال دانشجویی اظهار داشت: “احمد برای مردمسالاری و فریادگر و اعتماد مطلب می نوشت و چند تا مصاحبه برای روزنامه بهار گرفته بود. چند تا از واحدهای درسی اش هم بیشتر نمانده بود و هر چه پیگیری کردم تا امتحانش را بتواند بدهد اجازه ندادند. جالب است که یکی از اتهامات احمد توهین به رهبری است، در حالیکه احمد دو سال در حوزه علمیه جلالی خمینی درس طلبگی خوانده است و دو سال از آقای خامنه ای و مراجع قم شهریه گرفته است. احمد یک بچه مکتبی و حزب اللهی بود اما اتفاقات بعد از سال 88 همین جوان مکتبی را تبدیل به یک اپوزیسیون کرد. او فقط انتقاد داشت و کسی نیست که بتواند توهین کند.

من الان یک نامه ای هم خطاب به مسئولین نوشته ام که گناه دور شدن فرزند من از طلبگی عرصه مدیریتشان بوده است. الان هم در مجلس مدام تکرار می کنند فتنه، فتنه! آخر فتنه چیه؟ بیایند تعریف کنند این فتنه که می گویند یعنی چه؟ حقوق مردم را برسمیت شناختن فتنه است؟ الان اگر من دستم به نظامیان مصر برسد خدا شاهد است به آنها حمله می کنم. مرسی در انتخابات مردمی رای آورد حالا نمی خواهند باید تا انتخابات بعدی صبر کنند نه اینکه مردم بی دفاع را اینطور بزنند و بکشند! ببینید نماینده مجلس که مدام حرف از فتنه می زند، فتنه را کی درست کرد؟ مردم معترض بودند اعتراض شان را می گفتند و تمام می شد؛ نه اینکه تا بعد از چهار سال هنوز در مجلس اسم فتنه، فتنه بیاورند. ببینید زندان های ما پر شده از زندانیان سیاسی مگر عیسی سحرخیز چه گناهی کرده یا شیوا نظرآهاری و محمودیان چه کار کرده اند؟ گزارش می نوشتند؛ خب کارشان نوشتن است. مگر در قانون اساسی به حقوق شهروندی تاکید نشده؟ ما وقتی اقدام مسلحانه کردیم بیایید ما را بگیرید اما وقتی مسالمت آمیز اعتراض می کنیم و دلسوزانه نقد خود را می گوییم چرا باید اینطور برخورد شود؟ هیچ قدرتی حق سلب آزادی مردم کشورش را ندارد. تمام بچه های سیاسی که در زندان هستند جرمشان فقط ابراز عقیده است، نه برانداز هستند و نه چیز دیگر.”

خانم عسگری در پایان افزود: “همان سال 88 احمد در روزنامه کارون کار می کرد و خیلی در حمایت از میرحسین موسوی می نوشت و عاشق میرحسین موسوی بود. بعد از طرف اطلاعات سپاه آمدند او را بازداشت کردند و به خانه آمدند و خیلی محترمانه چند تا سوال کردند و من هم جواب دادم. بعد هم همان تیر ماه یک تعهد نامه ازش گرفتند که در مورد میرحسین موسوی ننویسد و آزادش کردند. البته پنج سال حکم تعلیقی به او دادند. اما برخورد وزارت اطلاعات بسیار نامناسب بود. امیدوارم در دولت جدید جلوی این برخوردها گرفته شود. البته در عین حال که امیدوارم، اما می ترسم که نگذارند دولت کارهایش را در راستای خدمت به مردم انجام دهد. می ترسم این چهار سال هم مثل همان دوران دولت خاتمی شود. به نظر خود من اصلاح طلبان از سال 84 اصلا دیگر نباید وارد صحنه می شدند. خود من پیرو طالقانی و بازرگان هستم و اگر درست خاطرم مانده باشد از سال همان سال 85 که دیگر نمی گذاشتند مراسم بازرگان برگزار شود پایم از حسینیه بریده شد…”

گفتنی است، محسن رحمانی، دانشجوی رشته آی تی که در مراسمی با حضور حسن روحانی در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اقدام به برافراشتن عکس میرحسین موسوی در میتینگ انتخاباتی وی کرده بود، بازداشت شد و به تازگی از زندان آزاد شده است.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.