هاشمی آمد، حالا نوبت خاتمی است

اگر ایران در خطر است،که هست؛می باید خاتمی در حد توان  وارد میدان شود تا هم هاشمی را قوی تر و هم درجهت مردم چهارچوب دارتر کند .این وظیفه همه کسانی میتواند باشد که احساس خطر می کنند .

 در آخرین مهلت ثبت نام خاتمی نیامد، به گفته خودش در سال 1376  مقام رهبری به وی گفته بود که به خاطر بچه سیدی رای آورده است .بر روی این واژه -بچه سید- تامل کنید . در سال 1380 نیز باز همین  مضمون را گفته بود و باز دل  خاتمی را لرزانده بود. این بار اما آن سان  شرایط را بر او سخت گرفت که بچه سید که حالا شیخی است و نامی در جهان در کرده، نیامد.

حالا نوبت خاتمی است که  باید شروع کند و متوقف نشود او نقش جدیدی را باید ایفا کند اگر می خواهد ایران ویران نشود ،خاتمی دردوعرصه می‌تواند  نقش آفرین شود 1-در عرصه بین الملل برای کسب اعتبار بیشتر برای هاشمی 2- درعرصه داخلی برای افزودن بر سبد رای هاشمی و کاستن از آرای منفی وی.

خاتمی می تواند با اصولی مشخص و معین از هاشمی دفاع کند که خواسته حداقلی جامعه بحران زده ماست. اگرچه وی علیرغم میل باطنی خود وارد اتنخابات نشد. اما این آخرکار نیست اوهم می تواند و هم باید نقش جدیدی بازی  کرده و برای پیروزی هاشمی تلاشی جانانه کند. در این راه تلاش او میتواند از کاندیدا شدنش موثرتر باشد.چرا که وی الگویی دارد هم چون مهندس سحابی که به خاطر و برای ایران در سال 1384  از هاشمی دفاع کرد با وجود این که از وی زخم خورده بود.  اما خاتمی را وظیفه بیشتر است  چون امکانات بیشتری در اختیار دارد. باز روایت است که وی موسوی و کروبی را برادران درحصرنامیده و شرایط خود را ازحصر آنان سخت تردانسته است. این سخن وی قابل درک است. پس برای پایان دادن به این شرایط سخت او هم باید  تلاش کند .

حمایت ازهاشمی ازسوی خاتمی، می تواند با اصول و مشخص چهارچوب سازهم باشد و برخی از فرصت طلبان رای شکن را ازهاشمی دور کند. این مسئله بسیاری را نزدیک به وی می سازد این مهم را خاتمی و ملی-مذهبی و نهضت آزادی و… وچهره های جامعه مدنی ایران ،از معلمان تا هنرمندان روشنفکران دانشجویان می توانند ،انجام دهند.

 خاتمی و دیگران  می توانند در جذب جوانان و نیروهای روشن فکران  به سوی هاشمی بکوشند و از طرفی می توانند تیم خاتمی  با تیم اقتصادی هاشمی هماهنگ شوند تا نقطه ضیعف تیم  اقتصادی هاشمی را بپوشانند. این نکته بسیارمهم است.

هاشمی  می تواند بسیاری از روحانیون را قانع کند بیت رهبری و نظامیان بر روحانیون هم رحم نخواهند کرد. پس حمایت از هاشمی از سوی روحانیون ضروری ترمی نماید.تنها هاشمی است که می تواند سیاست های رهبررا تغییردهد به جز هاشمی فرد دیگری بعید خواهد بود که به این کار توانا باشد.روحانیت درحال درک وفهم جدی تر این تهدید از سوی سپاهیان هستند، هاشمی می تواند این قطعیت را درمیان روحانیت بیشتر ایجاد کند.

هاشمی می تواند بگوید که به اعتبار حضور اوست که موسوی و کروبی انتخابات را تحریم نکردند. این قدرت هاشمی است که روحانیت را به قدرت هاشمی مطمئن می کند. چرا که حمایت روحانیت و حوزه از وی به نفع روحانیت است.

حتی موتلفه در حمایت از هاشمی سود می برد. نظامیان به کسی رحم نخواهند کرد. بوروکرات ها وتجاروهمه باید در کنترل نظامیان درآیند.  نظامیان به درآمد شوراهای شهر دست انداخته اند.آنان اسکله های غیر قانونی ورود کالا را دارند و دولت نفتی را کنترل می کنند و می خواهند که در آمد شهرداری ها را هم صاحب شوند. بی گمان ایشان به سیستم توزیع کالا هم رحم نخواهند کرد . سرمایه داری ملاک- تجاری و پیمانکارنظامی شکل خواهد گرفت که همه را بازنده خواهد کرد و توان ملی را اسقاط خواهد نمود.پس هاشمی می تواند که بازار سنتی و تجار را هم با خود همراه کند.

اما هاشمی باید با ارائه برنامه بوسیله کارشناسان ملی نشان دهد که اقتصاد پاک دستی را در دست انجام خواهد داشت و توانایی نقد دوران تعدیل را دارد .او می تواند استفاده از تیم اقتصادی خوش نام و افرادی مانند ستاری فر را در دستورکار خود قرار دهد.

اگر ایران در خطر است، که هست؛ می باید خاتمی در حد توان  وارد میدان شود تا هم هاشمی را قوی تر و هم درجهت مردم چهارچوب دارتر کند .این وظیفه همه کسانی میتواند باشد که احساس خطر می کنند .

اکنون می تواند اتحادی بر علیه نظامیان بوجود آید همانند شیلی زمان ژنرال پینوشه که همه با هم برنظامیان پیروز شدند. والا ما  به سمت کره شمالی شدن حرکت خواهیم کرد که فاجعه است. انتخابات یکی ازاین مصاف ها است. هرمصافی را که به نظامیان  واگذارکنیم، مصاف بعدی سخت تر خواهد بود.اما ملت ایران جوان و با انرژی است این ویژگی هم آسیب دارد و هم امید ایجاد می کند.با تدبیر به امید بیندیشیم.

در ضمن ایران به منجی نیازندارد بلکه به رهبرومدیرهوشمند وبا تدبیرکه با مردم از موضع برابررابطه بگیرد، نیازمند است تا اعتماد مردم را به خود جلب کند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

مصطفى عبد السلام:مترجم علی سرداری

چه افراد، سرمایهگذاران یا شرکتها، به سالهای زیادی نیاز دارد و ممکن است پس از تحولات اخیر که نشان داد اسرائیل از نظر امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشوری شکننده است، اصلاً بازنگردند، رویای او برای تبدیل شدن به پول خوارترین و امن ترین کشور جهان پس از آلوده شدن تصویر ذهنی و تبلیغاتش به جنگ نسل کشی غزه به سراب تبدیل شد و این جمله که او مالک آن است از بین رفت "ارتش شکست ناپذیر همچنین پس از شکست چند هزار مبارز مقاومت نوار غزه در 7 اکتبر 20

جادالله الجبی:مترجم علی سرداری

بحران واقعی که سه جریان فکری برجسته اسلامی در تاریخ اسلام - سنی، شیعه و تا حد کمتری، اباضیه (یکی از فرقه‌های خوارج) - را درگیر کرد، این بود که آنها سیاست را مرتبط با دین یا بخشی از آن می‌دانستند، که نشانه‌ای آشکار از نقص در این چارچوب‌های فکری است. در همین حال، تاریخ رسمی تحت سلطه این جریان‌ها، بینش‌های فکری روشنگرانه‌ای را که مکتب معتزله، مکتب ابن حزم و تا حدودی مکتب ابن حنیفه نماینده آن بودند، پنهان کرد، هرچند که آنها کاملاً از سرایت سلفی‌گری مصون نبودند و در برهه‌ای از زمان کاملاً از تحت تأثیر قدرت قرار نگرفتند. تاریخچه آن.

إجلال البیل :مترجم علی سرداری

زنان همچنان برجسته‌ترین چهره در بسیاری از این محاکمه‌های اجتماعی هستند. به محض پایان یک رابطه زناشویی، تلاش‌ها برای یافتن خطایی که زن مرتکب شده و مسئول دانستن او برای آنچه رخ داده است آغاز می‌شود؛ بدون دانستن حقایق یا داشتن شواهد، بلکه بر اساس تخیل اجتماعی قدیمی که هنوز زنان را مسئول موفقیت یا شکست خانواده و حفظ وجهه خود به هر قیمتی می‌داند.