دانشگاه ناشر آگاهى، مبشر آزادى

ضرورت تاریخی ارتباط متقابل دانشگاه و مردم

اكنون در شرايطى كه هجومى انتقام‌جويانه برضد دستاوردهاى نسبى دوم خرداد در جريان است، پرّه بُرنده جريان ضد تحول سر و دست اهالى فكر و قلم را نشانه رفته است، آزادى و به تبع آن مطبوعات مستقل و آزاد، از حريم امنيتى برخوردار نيستند و هر شماره‌شان مى‌تواند “آخرين شماره” باشد، برقرارى رابطه كارآى دانشگاه و مردم كه در برشهاى زمانى ۱۳۲۹ – ۳۲ و ۱۳۳۹ – ۴۲ نيز مصداق داشت، ضرورتى تاريخى قلمداد مى‌شود.

.

دو دهه قبل در چنين ايامى مقارن با ماههاى شورانگيز انقلاب، دانشگاه كانون خبررسانى، روشنگرى و ارتباط روشنفكر – مردم محسوب مى‌شد. فايده تاريخى چنين ارتباطى آن بود كه مردم به منظور آگاهى از روند تحولات و حوادث تازه، هر روز “راه دانشگاه” در پيش مى‌گرفتند. در اين رابطه طبيعى دوسويه، هم مردم با وظايف ناشى از آگاهى آشنا مى‌شدند و هم دانشگاه فضاى مردم را لمس مى‌كرد و انتظاراتشان را در مى‌يافت.

برقرارى اين رابطه از چنان كاركردى برخوردار شد كه حتى پس از تعطيل همزمان دانشگاه و مطبوعات در چهاردهم آبان ماه ۵۷، دانشجو به رغم مسدود شدن امكان دانشگاه با استفاده از روابط و مناسبات محلى و كوچه و بازارى و با اتكاء به حداقل امكانات، همچنان منبع خبررسانى و الهام‌بخشى به مردمِ تشنه خبر و تحليل محسوب مى‌شد.

گرچه در تمامى سالهاى دهه ۶۰ و بخشى از دهه ۷۰ با توجه به عدم امكان فعاليت سياسى دانشجويان مستقل و “اشتغال تمام وقت” دانشجويان عضو انجمنهاى اسلامى و تحكيم وحدت (به عنوان تنها سازمان دانشجويى ) براى دفاع كردن از وضعيت موجود، امكان برقرارى رابطه متقابل رشد يابنده ميان مردم و دانشگاه وجود نداشت، اما اينك در شرايط زمانى پس از دوم خرداد مى‌توان به احياى رابطه مزبور انديشيد. بويژه آنكه در شرايط نو، هم دانشجويان عضو انجمنهاى اسلامى توجيه وضع موجود را رسالت تاريخى خود نپنداشته و در طيف گسترده نيروهاى تحول‌طلب جاى گرفته‌اند، هم دانشجويان مستقل از انجمنهاى اسلامى در جستجوى امكانى براى تنفس فكرى – سياسى‌اند و هم مردم رغبتى دوباره به برقرارى ارتباط با دانشگاه نشان مى‌دهند.

اكنون در شرايطى كه هجومى انتقام‌جويانه برضد دستاوردهاى نسبى دوم خرداد در جريان است، پرّه بُرنده جريان ضد تحول سر و دست اهالى فكر و قلم را نشانه رفته است، آزادى و به تبع آن مطبوعات مستقل و آزاد، از حريم امنيتى برخوردار نيستند و هر شماره‌شان مى‌تواند “آخرين شماره” باشد، برقرارى رابطه كارآى دانشگاه و مردم كه در برشهاى زمانى ۱۳۲۹ – ۳۲ و ۱۳۳۹ – ۴۲ نيز مصداق داشت، ضرورتى تاريخى قلمداد مى‌شود.

به رغم آنكه برشهاى قبلى داراى ويژگيهاى خاص خود بودند و مميزه‌هاى تاريخى روشنى با شرايط كنونى دارند، اما نفس ارتباط راهگشاى دانشگاه و مردم همچنان به قوت خود باقى است. در موقعيت فعلى برقرارى چنين رابطه‌اى مددكار جنبش مدنى و حركت رو به جلو پروژه توسعه سياسى خواهد بود.

توقيف غيرقانونى روزنامه توس كه در امر خبررسانى و شفاف كردن پشت پرده رخدادها كارآيى مؤثرى داشت چنين نشان داد كه در غياب مطبوعات آزاد، هم گذر از وضع موجود به سوى آزاديهاى مدنى كندتر صورت خواهد گرفت و هم مردم در قبال رويدادهاى جارى تجهيز نخواهند شد. در چنين احوالى مسئوليت فرزندان مردم در منزل آگاهى و آزادى، سنگين تر به نظر مى‌رسد. چنانچه دانشجويان به ديده‌اى تحققى نسبت به وظايف خويش بنگرند، زمينه‌هايى چون ترتيب دادن مناظره با دعوت از نمايندگان جناحهاى مختلف سياسى درون و بيرون از حاكميت، برپاكردن جلسات پرسش و پاسخ با حضور مديران مسئول و سردبيران مطبوعات، نمايش فيلمهاى مطرح فكرى روز و ترتيب دادن پرسش و پاسخ با حضور فيلمسازان، انتشار نشريات دانشجويى خبرى – تحليلى و برگزارى منظم گردهماييهاى دانشجويى – مردمى و برخورد فعال و مستمر با مسائل سياسى – اجتماعى روز را مى‌توانند مورد دقت و توجه قرار دهند.

با تحقق بخشى از راهكارهاى هدفدار حتى در صورت ادامه جريان تهاجمى به مطبوعات، در حد خود مى‌تواند بديل مطبوعات آگاهى‌بخش تلقى شود و به حركت جريان آگاهى‌بخشى، خبررسانى و روشنگرى يارى رساند. حركتى توأم با آرامش، عقلانيت و برى از ابراز واكنشهاى خودبه‌خودى. آغاز سال تحصيلى نو بهانه‌اى است براى يادآورى نقش دانشگاه در شرايط پيش روى.

منبع: ماهنامه ایران فردا، شماره ۴۷، مهر ۱۳۷۷

* عبدالله موحد نام مستعاری است که شهید هدی صابر برای نگاشتن بسیاری از مقالات خود در نشریه‌ی ایران فردا از آن استفاده کرده است.

به نقل از سایت در فیروزه ای

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.