سعید مدنی

«سازمان یابی» و «تداوم کنش مدنی» در شرایط بحرانی امروز ایران

خلاصه سخنرانی «سعید مدنی» در نشست «کانون صنفی معلمان»
 ▪️ شاید بتوان گفت یکی از خلأهای جدی جنبش دموکراتیک در ایران، همین فقدان چارچوبهای فکری و نظریای است که بتوانند در تحولات آینده راهگشا باشند. از این بابت، به نوبه خودم از زحمات آقای دکتر بیات در این مدت تشکر میکنم و امیدوارم همچنان به ارتقای اندیشه و تفکر در حوزه جنبشهای دموکراتیک در ایران کمک کنند.
مسئله اصلی این است که در  شرایط بحرانی  که در آن احساس تهدید شدید، عدم قطعیت و احساس فوریت برای اقدام وجود دارد  سازمان های مدنی از جمله  کانون صنفی معلمان و سایر سازمانهای جامعه مدنی چه میتوانند انجام دهند؟ ما در یک چرخه از بحران قرار داریم.  سالهاست که این چرخه های بحران در ایران فعالاند. این بحرانها در گذشته بیشتر در سطح محلی و منطقه ای فعال بودند، اما اکنون ملی شده اند و حتی ابعاد فراملی هم پیدا کرده اند.
به نظر من، سازمانهای جامعه مدنی و کانونهای صنفی میتوانند رعایت دو اصل اساسی را در دستور کار خود قرار دهند. اول اصل بقا یعنی تأکید بر استمرار و دوم تاب آوری.
مبارزه برای بقا میتواند اشکال مختلفی پیدا کند. یک شکل این است که اصلا برای بقا مبارزه نشود؛ یعنی با شرایطی مواجه شویم که ادامه فعالیت انجمنها به انحلال یا برخورد بسیار شدید با آنها منجر شود و در نتیجه، به این جمعبندی برسند که نباید فعالیت کرد. اما گزینه دیگر آن است که با توجه به شرایط بحرانی میدانی برای  مبارزه انتخاب شود که که اصل بقا را مخدوش نکند. به این معنا که با تغییر میدانها، مبارزه ادامه پیدا کند،  به شکلی که تداوم و بقای انجمنی زیر سؤال نرود.
بقا دو معنا دارد .یکی  بقای جرم  و دیگری بقای انرژی. بقای جرم یعنی تلاش برای حفظ  ظرفیت انسانی و سازمانی در شرایط بحرانی، که امکان  سرکوب، ریزش و انشقاق وجود دارد. بقای انرژی یعنی حفظ ظرفیتها و منابع موجود برای  پیشبرد مطالبات و خواستهای جامعه مدنی. در شرایط بحرانی، امکان هدررفتن انرژی و منابع سازمانها بسیار زیاد است. ممکن است مقدار زیادی انرژی صرف شود، اما دستاورد اندکی حاصل شود.
تابآوری به معنای سازگاری موفقیتآمیز با شرایط دشوار است و باعث میشود افراد یا سازمانها در برابر شرایط سخت و استرس زا، انعطاف بیشتری از خود نشان دهند. در واقع، همین تابآوری به نوعی امکان بقا را نیز برای آنها فراهم میکند. در انفرادی، زندانی  از همان ابتدا باید ظرفیتها و امکانات خودش را طوری مدیریت کند که زود تمام نشود. انرژی و توانش را  چه انرژی ذهنی، چه توان جسمی و چه ظرفیت مقاومت  باید مدیریت کند و همه آن را یکباره هزینه نکند تا بتواند در صورت طولانی شدن انفرادی مقاومت خود را حفظ کند. هرچه ظرفیت تابآوری یک سازمان یا انجمن بیشتر شود، توانایی آن برای مواجهه باموقعیتهای خاص، شوکهای ناگهانی و حوادث غیرمنتظره هم بیشتر میشود و این در نهایت به بقای طولانی مدت سازمان کمک میکند.
  در شرایط خاص ایران و وضعیتی که با آن روبه رو هستیم، شرایط بحرانی دیگر یک استثنا نیست، بلکه به نوعی به قاعده تبدیل شده است. در واقع، از اوایل دهه ۹۰ ما وارد این تونلِ شرایط بحرانی شدهایم؛ ، جمهوری اسلامی وارد چنین وضعیتی شده است. خروج از این شرایط هم منوط به تجدیدنظرهای ساختاری است؛ تغییراتی که برای جمهوری اسلامی بسیار دردناک و دشوار است و به سادگی اتفاق نمیافتد بنابراین، بدون تغییر یا اصلاحات ساختاری در جمهوری اسلامی، خروج از وضعیت بحرانی ناممکن است.
 صرف وجود بحران به معنای سقوط یا فروپاشی زودرس نیست. برخی رژیمها اساسا در شرایط بحرانی زیست میکنند. البته این به آن معنا هم نیست که بدبینانه بگوییم جمهوری اسلامی میتواند با همین وضعیت بحرانی تا اطلاع ثانوی به حیات خودش ادامه بدهد. نکته مهم، حفظ تعادل میان خوشبینی محض و بدبینی محض است. یعنی نوعی واقع بینی لازم است؛ اتفاقا جمهوری اسلامی رژیمی است که در بحران زیست کرده و میتواند برای مدتها منابع و امکانات خودش را سازمان دهد تا موقعیتش را در بحران تثبیت کند.
 #ایران_فردا
#سعید_مدنی
#جنبش_معلمان

مطالب مرتبط

افسانه نجاتی

این زبان، زبان شورش ساده علیه همه ارزش‌ها نیست. اگر حافظ صرفاً می‌خواست همه چیز را انکار کند، اعتراضش خیلی زود به نیهیلیسم تبدیل می‌شد. اما رند حافظ هنوز در جست‌وجوی حقیقت است؛ فقط نمی‌خواهد حقیقت را در انحصار زاهد، واعظ، قدرت یا هر مدعی دیگری ببیند.

به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام

هم اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، فرصتی برای طرح دوباره این پرسش و بازاندیشی در نسبت میان قدرت سیاسی، عدالت، نابرابری و کرامت انسانی است. مسئله فقط سرنوشت کسانی نیست که به اعدام محکوم شده ‌اند؛ مسئله حدود قدرت حکومت، امکان خطا در نظام قضایی، شرایط اجتماعی ارتکاب جرم و مسئولیت جامعه در قبال قربانیان و خانواده ‌های آنان نیز هست.

مطالب پربازدید

مقاله