مهدی مبروک | مترجم: علی سرداری

روشنفکران، استبداد و ضرورت بازنگری و خودانتقادی

 

در هفته‌های اخیر، فضای عمومی مجازی تونس — از رسانه‌های اجتماعی گرفته تا سایر محافل — درگیر دو موضع‌گیری از سوی دو چهره دانشگاهی برجسته، اولفا یوسف و رجا بن سلامه، شده است. هر دو از روشنفکران شناخته‌شده تونسی در محافل عربی به شمار می‌روند و در زمینه اندیشه و تمدن عرب تخصص دارند. همچنین، نوشته‌های جسورانه آن‌ها درباره مسائل جنسیتی و مشارکت فعال‌شان در امور عمومی پس از انقلاب تونس، جایگاه ویژه‌ای برایشان ایجاد کرده است.

زمانی که اسلام‌گرایان در قدرت بودند، این دو روشنفکر از منتقدان سرسخت آن‌ها محسوب می‌شدند. اما پس از کودتا، اولفا یوسف از آن حمایت کرد، در حالی‌که رجا بن سلامه مخالفت خود را اعلام نمود. با این حال، در هفته‌های اخیر، هر دو به‌صراحت آنچه امروز در تونس می‌گذرد را محکوم کرده‌اند: تجاوز خطرناک پوپولیسم به حداقل آزادی‌های به‌دست‌آمده. افزون بر این، آن‌ها به خودانتقادی پرداخته و تلاش کرده‌اند بر ارزش‌های همزیستی — حتی با اسلام‌گرایان — تأکید کنند.

این مواضع در چارچوب مطالبه‌ای فزاینده از سوی نخبگان و گروه‌های تأثیرگذار مطرح شده است؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای احیای دموکراسی و ازسرگیری مبارزه در مسیر دستیابی به آن. این مسئله، در پی شکست‌های تجربه‌شده انقلاب‌های عربی، بار دیگر جایگاه و نقش روشنفکران را در تحولات سیاسی به پرسش می‌کشد.

روشنفکران در گذر زمان

امیل زولا از همان ابتدا تصمیم گرفت در «مسائلی که به او مربوط نبود» دخالت کند، بی‌آنکه بداند این موضع‌گیری آغاز شکل‌گیری طبقه‌ای جدید خواهد بود که بعدها «روشنفکران» نام گرفتند.

پدیده روشنفکری، مفهومی مدرن است که شکل‌گیری آن به اواخر قرن نوزدهم بازمی‌گردد. این مفهوم در نتیجه تحولات متعدد پدید آمد؛ تحولاتی که موجب شد نخبگان، اقلیت‌ها و جوامع، طی مراحلی طولانی و در میان سردرگمی‌های فراوان، به بازتعریف هویت و جایگاه خود بپردازند. برخی، تبارشناسی روشنفکری به معنای مدرن را به اروپای آن دوره نسبت می‌دهند، زمانی که تولیدکنندگان دانش — در حوزه‌های علوم، هنر و ادبیات — وارد عرصه مسائل عمومی شدند. برخی دیگر، آغاز این جریان را به امیل زولا و مقاله مشهور او «من متهم می‌کنم» نسبت می‌دهند؛ مقاله‌ای که در دفاع از دریفوس، افسر یهودی ارتش فرانسه که به خیانت متهم شده بود، نوشته شد.

زولا می‌توانست تنها یک نویسنده باقی بماند و به نگارش برخی از مهم‌ترین آثار ادبی فرانسه ادامه دهد، اما تصمیم گرفت در موضوعی مداخله کند که از دید بسیاری به او مربوط نبود. او نمی‌دانست که این موضع‌گیری، سرآغاز دورانی نو و پیدایش طبقه‌ای تازه خواهد بود؛ طبقه‌ای که بعدها «روشنفکر» نامیده شد.

تحولات روشنفکری در جهان عرب

با این‌حال، تاریخ فرهنگی و سیاسی عرب در شکل‌گیری و هویت روشنفکران خود، تا حد زیادی با آنچه در جوامع غربی رخ داد متفاوت بود. در جهان عرب، مفهوم «اصلاح‌طلبان» جایگاه محوری داشت و جنبش‌های گوناگون اصلاح‌طلبی با گرایش‌ها و مکاتب متنوعی ظهور کردند. اما برخی معتقدند که پدیده روشنفکری عربی تحت تأثیر سه عامل شکل گرفت:

1 . ظهور دولت‌-ملت‌ها

. بازگشت نخستین نسل دانش‌آموختگان عرب از مدارس مستعمرات سابق. 

 . پیدایش فضای عمومی، که اگرچه ناقص و ناکامل بود، اما امکان بیان دیدگاه‌ها درباره مسائل ملی و محلی را فراهم کرد 

چالش‌های روشنفکری در جهان عرب

بررسی دقیق نقش روشنفکران در کشورهای عربی طی نزدیک به هفت دهه، کار آسانی نیست. با این حال، می‌توان برخی الگوهای کلی را شناسایی کرد:

حضور روشنفکران در عرصه عمومی اغلب کم‌رنگ بوده است. به‌جای آن‌ها، افراد دیگری از حرفه‌های مختلف — مانند وکلای دادگستری، مهندسان، پزشکان و دیگرانی با سرمایه فکری و اجتماعی متفاوت — وارد میدان شده‌اند.

روشنفکران، به‌ویژه دانشگاهیان، غالباً نقد عقل را بر نقد سیاست ترجیح داده‌اند و در بسیاری موارد، از اعلام مواضع صریح در قبال اتفاقات مهم سیاسی و اجتماعی خودداری کرده‌اند.

بسیاری از روشنفکران، هرگاه قربانی یک رژیم مستبد از جریان اسلام‌گرا بوده، از انتقاد جدی چشم‌پوشی کرده‌اند. این واقعیت پس از انقلاب‌های عربی روشن‌تر شد؛ نمونه‌های تونس، مصر و سوریه گواه این موضوع هستند.

ضرورت بازنگری و خودانتقادی

در تونس، بسیاری از روشنفکران — از دانشگاهیان گرفته تا هنرمندان و متخصصان رسانه — در دو بیانیه معروف، از کودتا حمایت کردند و حتی سرکوب اسلام‌گرایان را مشروع جلوه دادند. استدلال‌های زیادی در این زمینه ارائه شد؛ از جمله اینکه حکومت‌های استبدادی سکولار از رژیم‌های مذهبی مهربان‌تر هستند. با این حال، تاریخ معاصر عرب خلاف این باور را نشان داده است. بسیاری از رژیم‌های ناسیونالیست و چپ‌گرای عرب از سرکوبگرترین و بی‌رحم‌ترین حکومت‌ها بوده‌اند.

مواضع اخیر اولفا یوسف و رجا بن سلامه دعوتی است به خوداندیشی و خودانتقادی، با هدف ایجاد پلی ارتباطی میان گروه‌هایی که سال‌ها در دو سوی شکافی عمیق قرار داشتند. این بازنگری نه‌تنها نیازمند صداقت فکری است، بلکه برای بازسازی بنیان‌های دموکراسی نیز امری ضروری به شمار می‌رود.

—————————–

  • وزیر فرهنگ تونس در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳. متولد ۱۹۶۳. استاد دانشگاه، نویسنده کتاب‌ها و مقالات منتشر شده به زبان‌های عربی و فرانسوی. فعال سیاسی، صنفی و حقوق بشری. او عضو کمیسیون عالی دستیابی به اهداف انقلاب، عدالت انتقالی و گذار دموکراتیک بود

 

منبع: العربی الجدید

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.