سامه رشید |مترجم: علی سرداری

ضرورت اتحاد بین مصر و ترکیه

نزدیکی مصر و ترکیه با سرعتی شتابان در حال انجام است و در مدت زمان بی سابقه گام های بلندی به جلو برداشته شده است. گویی دو کشور ناگهان به ضرورت پایان دادن به جدایی اعتقاد پیدا کرده و مسیر منفی روابط را که یک دهه به طول انجامید معکوس کردند و حتی به سرعت به حالت هماهنگی، همکاری ، تفاهم ، روابط دوجانبه و آنچه که برای مسائل و تحولات منطقه مهمتر است ، پرداخته اند.
شاهد آن این که در کمتر از دو ماه اردوغان رئیس جمهور ترکیه به قاهره سفر کرد و از سوی عبدالفتاح السیسی همتای مصری خود در این هفته مورد استقبال قرار گرفت . این بسیار مهم و عمیقاً معنادار است زیرا تاریخ معاصر گواه آن است که مناقشه فقط به مسائل و سیاست ها اختصاص نداشته و به ویژگی های شخصی و ماهیت رهبری در نزد دو طرف هم محدود نشده است . محدودیت‌ها، انعطاف‌ناپذیری ، عمل‌گرایی و روحیات شخصی و هر آنچه که برای اردوغان یا سیسی وجود داشته و دارد ، هر چه که باشد، ارتباط مستقیم و ملاقات بین آنها موضوع ساده‌ای نبود. عمق شکاف و شاید حتا نفرت متقابل بین آن دو را در آن صحنه تاریخی دست دادن آنها با هم در افتتاحیه جام جهانی فوتبال در قطر 2022 بخوبی نشان داد و آشکار کرد.
این بدان معناست که تحولات تاریخی و تحولات پی در پی در حال وقوع در خاورمیانه به اندازه کافی خطرناک بوده تا دو کشور محاسبات خود را بازنگری کنند و منابع همدیگر را یک بار دیگر در مواجهه با آنچه در منطقه درحال وقوع است ارزیابی نمایند. اگر روش ها و نقاط شروع تفکر استراتژیک و کاربرد عقلانیت سیاسی در دو کشور مشابه نبود، خود این ارزیابی اساسا صورت نمیگرفت.
اینکه برداشت شخصی یا وضعیت روانی طرفین تغییر کرده یا ملاحظات سیاسی و مسئولیت دولتمردان بر آنها تأثیر گذاشته تا امور را درست مدیریت کنند، به ما ربطی ندارد، به ویژه آن که تاریخ منطقه نشان می دهد که چه در مرحله دولت ملی و چه قبل از آن، بین مصر و ترکیه مواجهه ها به اشکال مختلف از سویی و روابط متقابل از سوی دیگرهمواره در جریان بوده است. فرض انطباق کامل دو کشور در ارزیابی ها و سیاست ها واقع بینانه نیست. همچنین منطقی نیست که شکاف روانی ناگهان به آرامش و نیت خیر تبدیل شود. اما باید به این نکته توجه داشت که روابط بین کشورها تحت تأثیر نیروی خودانگیختگی قرار می گیرد، وقتی که محاسبات منطقی حاکم شده و رهبران به توصیه های متخصصان عمل کنند. این خود چرخ روابط را بهبود می بخشد. شروع تغییر مناسبات، تلخی روابط پیشین را ارام آرام بهبود بخشیده . روند بهبود رابطه را در مراحل بعدی آسانتر می کند.
بنابراین، با مداخلات طرف‌هایی که از نزدیکی روابط سودمند مصر و ترکیه آسیب دیده‌اند، سرعت بهبود روابط ممکن است بعداً کاهش یابد، یا ممکن است در مقطعی شاهد تضاد منافع هم باشیم، اما حداقل آنچه اکنون در حال رخ دادن است این است که آنچه قاهره و آنکارا را متحد می کند قوی تر و بزرگتر از چیزی است که آنها را از هم جدا می کند. هر دو کشور به اندازه کافی باهوش هستند تا خواسته ها و الزامات لحظه ای و سپس رویدادهای اخیر را درک کنند. مصر و ترکیه به مدت ده سال زیان ها و خطرات اقدام یکجانبه را تجربه کردند. خوشبختانه، آنها در خطرات و ضررهای مشابه ، مشترک هستند.
در حال حاضر، آگاهی مشترکی بین آنکارا و قاهره وجود دارد که آنها مأموریتی تاریخی برای مقابله با چالش‌های سرنوشت‌سازی دارند که بر منطقه سایه افکنده و تقریباً آن را ویران کرده است و اینکه ضرورت دارد تا انها تلاش‌ها و توانایی‌های خود را که از قابلیت ها و کارت های متفاوت اما مکمل یکدیگربوده بخوبی جمع و مدیریت کنند . بنابراین، این اتحاد یک ضرورت است که توسط رویدادهای مهم و یک دیدگاه مشترک به هر دو طرف تحمیل شده است.
———————-
*نویسنده سوری سامه رشید
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.