إبراهيم درويش | مترجم: علی سرداری

بعد از جمهوری اسلامی چه اتفاقی ممکن است برای ایران رخ دهد؟

لس آنجلس تایمز: پس از پایان جمهوری اسلامی برای ایران چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آشوب یا سازگاری نسل هزاره دهه هشتادی‌ها  با نسل انقلاب؟

لندن – «القدس العربی»: بعد از جمهوری اسلامی چه اتفاقی ممکن است برای ایران رخ دهد؟ شروین ملک زاده، استاد مدعو دانشگاه کولگیت و نویسنده کتابِ «آتش زیر خاکستر:
انقلاب سبز و مبارزه برای دموکراسی در ایران 2009-2019» پاسخ می دهد که خشم مردم پس از کشته شدن مهسا امینی ، دختر جوانی که توسط گشت ارشاد بازداشت شد ، به شکلی گسترده و جسورانه شعله ور گردید تا جایی که ما را بر آن می‌دارد بپرسیم: این روند به چه سمتی منجر خواهد شد؟

او در مقاله خود در روزنامه “لس آنجلس تایمز” اظهار داشت: “حقیقت وحشتناک این است که ایران در بن بست گیر کرده واین از همه بدتر است ،نیروهای امنیتی که تمایلی به پاسخگویی به خواسته های شهروندان خود نداشتند، به ناگاه با خیابانی مواجه شدند که برای حفظ کرامت و آزادی توسط مردم تسخیر شده بود. هر چند در حال حاضر هیچ امکانی برای سرنگونی رژیم وجود ندارد و علیرغم صحبت های مکرر در مورد پایان رهبر جمهوری، آیت الله علی خامنه ای، ایرانی ها لحظه ای شبیه به پایان معمر قذافی در لیبی یا صدام حسین در بغداد که به دار آویخته شد، را تخواهند داشت.

زیرا ایران از طریق یکپارچگی توسط نخبگان و نهادهای تثبیت شده اداره می شود که آماده رویارویی با بحران و عبور از مرحله بعدی هستند تا زمانی که سلاح هایش تمام شود یا دیگر مردانی برای مبارزه بخاطر آن نداشته باشند بر این اساس، مرحله اصلی در انحراف از گسترش خشونت ایران، آغاز مخالفت در درون نخبگان و شکستن صفوف درون نهادهای امنیتی است.  که تاکنون هیچ مدرکی دال بر وقوع این اتفاق، حداقل در رده های بالای رهبری غیرنظامی وجود ندارد (به جز اینکه نیروهایی که در خط مقدم قرار دارند و همچنان دستورات را اطاعت می کنند، این موضوع دیگری است).

در واقع، سرعت گسترش خشونت به جاهای دیگر شگفت‌انگیز بود،برای مقایسه، در جریان ناآرامی‌هایی که در سال 2009 شروع شد و به جنبش سبز معروف گردید، نیروهای امنیتی ناآماده چندین هفته طول کشید تا از خشونت استفاده کنند، به تظاهرکنندگان حمله وتیراندازی  کنند که در نتیچه پس از کشتن 72 نفر جنبش سرکوب شد.

در خیزش کنونی، نیروهای امنیتی از سپتامبر حداقل 326 نفر را کشته اند، به گفته سازمان های حقوق بشر، در میان آنها 43 کودک وجود دارد،مقامات ایرانی خواهان اعدام 21 معترض هستند که عفو بین‌الملل آن را تحت عنوان «دادگاه‌های مسخره» توصیف می‌کند. البته هدف از این اعدامها جلوگیری از شرکت در اعتراضات است.
در همین زمان شجاعت بی‌سابقه‌ای از جانب زنانی که حجاب یا روسری را از سر برداشتند،  و آنان را در یک حرکت چالش بر انگیردر کنار مردان در حال خوردن غذا  و بدون روسری قرار داده علیه نیروهای امنیتی مشاهده می شود .  این اقدامات با خشونت بی‌اندازه دولتی همراه با اتهامات شناخته شده کلیشه ای پشت آن نظیر دست پنهان خارجی ها در پشت این تظاهرات مواجه شد. شعار امروز این است: «نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم… جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم.»

و اگر جمهوری اسلامی از بین برود یا انقلاب 1357 با انقلاب دیگری جایگزین شود، تکلیف حامیان مصمم آن چه خواهد شد؟ واقعیتی وجود دارد که طرفداران تغییرات سریع باید به آن پاسخ دهند و آن این است که تندروها پایگاه قوی دارند. آنها  باید پاسخگوی این واقعیت باشند که 18 میلیون نفر از جمله زنان به ابراهیم رئیسی رئیس جمهور فعلی رای دادند. آنها بی سر و صدا یا بدون خشونت صحنه را ترک نخواهند کرد.

شاید ایران به سمت فروپاشی منحرف شده است، که البته یک سناریوی وحشتناک در تغییر سیاسی است، همانطور که در مورد عراق و لیبی اتفاق افتاد. برای جلوگیری از فاجعه در ایران، باید آن را به گونه‌ای تصور کنیم که نظریه‌پرداز سیاسی، برنارد کریک، آن را توصیف می‌کند: «ابزار سیاسی حکومت‌داری» که به موجب آن جامعه اتحاد یا ائتلافی را برای آشتی دادن اختلافات به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز تشکیل می‌دهد. این ائتلاف نه تنها شامل دهه 80، بلکه انقلابیون سابق و ایرانیان بزرگی می‌شود که تلاش‌های آرامی برای سازماندهی مخالفان در سطح مردم، در مساجد، مدارس، و اماکن فرهنگی انجام دادند و به جرقه خیزش کنونی کمک کردند.

در ایران هر اتفاقی که بیفتد، بدون شک نیازمند مشارکت مردان و زنانی است که از خشونتی که به نام دین بر آنها وارد شده خشمگین و شرمنده هستند و در برابر حکومتی که مدعی عمل از جانب اسلام است، مقاومت کرده اند.
ماجرای مشارکت نهاد دینی و اعضای آن و نقش ضروری آن در تولید گزینه دموکراتیک از جمله داستان هایی است که هیچکس به آن توجهی نکرده است. تعدادی از پژوهشگران، از جمله نویسنده مقاله نرگس باجولی، نقش فعالان و شهروندان عادی را در مقابله و انتقاد از رژیم از سال 2009 به ثبت رسانده‌اند که بیشتر آنها از دینداران بودند.

در این ماه از اعتراضات تصویر مهمی از تغییر جمهوری اسلامی ارائه گردید . در 13 آبان که رویداد مهمی برای استقرار جمهوری است و معمولاً به مناسبت سالگرد تصرف سفارت آمریکا توسط حامیان آیت‌الله خمینی در سال 1979، توسط حامیان حکومت جشن گرفته می‌شود ، بسیاری از انقلابیون به جوانان ایرانی پیوستند. به ویژه زنانی که رهبری اعتراضات علیه رژیمی را بر عهده دارند که همچنان اشتباهات و شرارت های رژیم شاه را که چهار دهه پیش او را سرنگون کردند ادامه می دهد.

——————————

منبع: القدس‌العربی

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.