علیرضا کفایی

صنعت بوسیدن!

 

 

آقای دعایی در افطاری حضرت رئیس! ضیافت الله را رنگ و بویی! دیگر داد، ظاهراً قرن جدید شمسی عجائب بسیار دارد، سال تولید ملی دانش بنیان هم نام گذاری شد، دست بوسیدن و بوئیدن و …. هم خودش صنعتی است! نیاز به دانش خاص و مهارت خاص دارد تا در این صنعت بتوانی موفق شوی.

همین امسال هم تصمیم گرفتند که مارمولک را از رسانه ملی پخش کنند، بیست سال پیش که قاچاقی و بدون سانسور مارمولک را دیدم، می دانستم که از این آستین هرچه تصور کنی بیرون می آید و امروز که این صنعت گری ماهرانه را دیدم، دیدم بیچاره “رضا مارمولک” و ما بیچاره ترهای ساده دل؛ خیلی عقب تریم، عار داریم دست بوسی را، به فکرمون هم نمی رسه، اصلاً از بس عقب افتاده ایم به ضیافت رئیس هم دعوت نمی شویم، نه صنعتی داریم نه دانشی نه بنیانی نه ….

باید مستعد باشی و توانمند، هواشناسی هم بلد باشی، راهی که این سالها رفته ایم و هی اصلاح و اصلاح و …. این هم شد کار؟ هنر کنیم راه زندان را خوب می دانیم، تازه داشتیم از اصلاحات ساختاری صحبت می کردیم که حاج آقا هوس بوس و کنار کرد و به رکوع رفت تا دست عالیجناب را ببوسد.

آقای دعایی عزیز خبط و خطا کردی، یک زمانی آقای “افتخاری” بخت برگشته احمدی نژاد را در آغوش گرفت، آنچنان پشیمان شد که تا مرز خودکشی هم رفت، حضرت شما که به آغوش هم بسنده نکردی تا دست بوسی هم رفتی، آشکارا بیراه رفتی، هم ماه خدا را حرمت نگه نداشتی که این ماه برای حرمت و کرامت انسان است و هم اخلاق را قربانی کردی، هنر نکردی، با دین صنعت گری کردی.

این عمل سست و بی مایه؛ ارزش آدمی را نقصان می دهد، موجب سرافکندگی است و خجالت، آن هم با دولتی که بی بهره از اقبال و احترام مردمی است و باعث فلاکت مردم، خویش ارزان فروختی و دیبای ارجمند اصلاحات را وصله پینه دلقی ژنده نمودی.
تقوا نه این است، این دنیایی است چرب و شیرین که قدرت وعده می دهد و “علماء السوء” می سازد، دین محمد(ص) از همین خطاها پرهیز می دهد و ماه رمضان الکریم، ماه خودسازی است، ” شهر الطهور و شهر التمحیص و شهر القیام”؛ پاک شدن از همه آلودگی هاست، قیام است بر فروشکستن خود نه تنسک ریایی و این بوسیدن و چشیدن، “لقمه های راز” را زبانی دیگر باید نه این زبان و این رفتار.

 

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.