نسرین هزاره مقدم

خانواده‌های کارگری سرگردان میان معیشت و اجاره خانه

با این حساب، به نظر می‌رسد یک کارگر حداقل‌بگیر در تهران باید برای بازپرداخت وام ودیعه مسکن ۵۰ میلیون تومانی، باید هر ماه حدوداً ۶۰۰ هزار تومان قسط بپردازد؛ این درحالی‌ست که این ۶۰۰ هزار تومان (البته اگر بانک‌ها همراهی کنند و اعتبار کم نیاید و بانک‌ها به کارگر متقاضی وام بدهند)، فقط بابت ودیعه مسکن است و ربطی به اجاره خانه ماهانه ندارد.

براساس اطلاعات رسمی منتشره، حداقل اجاره خانه در تهران، ۵۰ میلیون تومان ودیعه و ماهی ۱.۵ تا ۲ میلیون تومان اجاره ماهانه است؛ پس اگر کارگری موفق به دریافت وام ودیعه مسکن شود، باید علاوه بر ۶۰۰ هزار تومان قسط بانک، حداقل ماهی ۱.۵ میلیون تومان بابت اجاره خانه بپردازد؛ پرسش اینجاست که کارگر حداقل‌بگیر این پول را از کجا بیاورد؟!

کارگران چه می‌گویند؟

دستمزد کارگران حداقل‌بگیر، امسال فقط ۲ میلیون و ۶۱۱ هزار تومان است و تا امروز که نزدیک به ۲۰ روز از نیمه دوم سال گذشته، دولت نسبت به «ترمیم مزد کارگران» هیچ اقدامی نکرده است؛ در این شرایط، کارگر حداقل‌بگیر اگر بخواهد در تهران خانه مسکونی کرایه کند و وام مسکن بگیرد، باید مجموعاً برای قسط وام و اجاره ماهیانه، حداقل ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان بپردازد؛ سوال اینجاست که یک خانواده کارگری با ۵۰۰ هزار تومان باقیمانده، چگونه باید زندگی کند؟!

یک کارگر پاکبان شهرداری در تهران در ارتباط با وام ودیعه مسکن که مهلت دریافت آن تا دی ماه سال جاری تمدید شده، می‌گوید: چنین وام هایی به کار ما کارگران نمی‌آید؛ مساله اصلی ما اجاره‌خانه‌های هنگفت است که امسال باز هم بیش از ۳۰ درصد گران شده؛ حتی در حاشیه‌های تهران، برای اجاره آپارتمان باید یک و نیم یا دو میلیون تومان بپردازی؛ ما در اسلامشهر، آپارتمان کوچکی را با ماهی ۹۰۰ هزار تومان اجاره ماهیانه و ۲۰ میلیون تومان پول پیش، اجاره کرده بودیم که امسال اجاره همان خانه، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده است! ما کارگران حداقل‌بگیر از کجا بیاوریم چنین پول‌هایی را ماهانه به صاحبخانه‌ها بدهیم؛ دولت هم که سود ۱۲ یا ۱۳ درصدی از وام ودیعه مسکن از ما می‌خواهد!

به نظر می‌رسد ترکیب و چیدمان چنین طرح‌هایی بدون توجه به قابلیت‌های مالی و توانمندی‌های اقتصادی طبقه کارگر طراحی شده است؛ در طرح وام ودیعه مسکن، افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی نیز در اولویت بالای دریافت قرار دارند؛ این گروه‌ها که وضعِ اقتصادی به مراتب بدتری نسبت به کارگران شاغل دارند و حتی از دریافت دستمزد حداقلی ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومانی نیز محرومند، چطور قرار است هم تسهیلات بانکی را بازپرداخت کنند، هم اجاره خانه بدهند و هم سایر خرج‌های زندگی را تامین کنند؟!

انتقادات به طرح وام ودیعه مسکن در حالی صورت می‌گیرد که فعالان کارگری به جای وام‌پردازی دولت و گرفتن سود تسهیلات توسط بانک‌ها، بر اجرای اصل ۳۱ قانون اساسی و ماده ۱۴۹ قانون کار تاکید دارند؛ در هر دوی این اصول قانونی، دولت به عنوان بالاترین نهاد اجرایی کشور موظف شده است «مسکن شایسته» برای کارگران فراهم کند؛ قانون کار مکانیسم تامین مسکن کارگری را از کانال «تعاونی‌های مسکن کارگری» یا «خانه‌های سازمانی» تعریف کرده است و تاکید دارد که کارفرمایان بزرگ باید برای کارگرانِ خود خانه سازمانی بسازند و در کارگاه‌های کوچکتر در ایجاد و پیشبرد تعاونی‌های مسکن کمک کنند؛ دولت نیز باید زمین، تسهیلات و ابزار کار در اختیار قرار دهد.

فعالان کارگری چه می‌گویند؟

به همین دلیل است که فعالان کارگری بر ضرورت اتخاذ راهکارهای اصولی‌تر در تامین مسکن کارگران تاکید دارند؛ برای نمونه، فرامرز توفیقی که محاسبات ماهانه سبد معاش کارگران را انجام می‌دهد، معتقد است «وام ودیعه مسکن به درد کارگران نمی‌خورد و دولت باید برای کارگران، مسکن شایسته فراهم کند چراکه امروزه اجاره خانه‌های سنگین، تمام دستمزد کارگران را می‌بلعد؛ حتی در حاشیه شهرها، اجاره خانه سر به فلک کشیده است!»

کاظم فرج اللهی (فعال کارگری مستقل) نیز تاکید دارد «چاره کار در تقویت تعاونی‌های مسکن است و طرح‌هایی مانند وام ودیعه مسکن به درد کارگران حداقل‌بگیر و بازنشستگانِ کارگری نمی‌خورد و  بازهم به نفع دولت و سودجویان است؛ دولت می‌خواهد ۱۲ درصد از کارگری سود دریافت کند که حتی نان شب ندارد و با دستمزدش نمی‌تواند مواد غذایی خانواده را فراهم کند!»

با این اوصاف، به نظر نمی‌رسد کارگران استقبال چندانی از وام ودیعه مسکن داشته باشند؛ اگر این ۵۰ میلیون تومان می‌توانست هم در نقش ودیعه و هم در نقش اجاره خانه ماهانه باشد، شاید گرفتن آن از بانک تا حدودی صرف داشت اما حالا که قرار است این وام فقط پول پیش خانه را جور کند و از سوی دیگر، بلاعوض هم نیست و دولت آن را با سود حداقل ۱۲ درصدی پس می‌گیرد، کدام کارگری توان بازپرداخت چنین وامی را دارد؟ مگر کارگران ماهی چقدر درآمد دارند که بخواهند برای پول پیش خانه نیز وام بگیرند و سود به دولت بپردازند؟!

کارگر پاکبان شهرداری با بیان اینکه حتی اگر نتوانیم پول پیش خانه را بدهیم بازهم این وام را نمی‌گیریم؛ اضافه می‌کند: کارگران به زندگی در خانه‌های بسیار بی‌کیفیت و حتی اتاقک‌های کارگری روی آورده‌اند؛ برخی از خانواده‌های کم درآمد در خانه‌های اشتراکی زندگی می‌کنند؛ یعنی هر خانواده یک اتاق! ما کارگران آنقدر به زمین و زمان مقروضیم که دیگر نمی‌توانیم وام ودیعه مسکن بگیریم!

باید دقت کرد که بی‌کیفیت شدن زندگی و افول سطح آن از پارامترهایی مانندِ «مسکن» شروع می‌شود؛ اول حاشیه‌نشینی و خانه‌های بی‌کیفیت است و بعد پایین آمدن همه مولفه‌های زندگی و افول شدید به زیر خط فقر؛ در چنین شرایطی به گفته کاظم فرج اللهی“تنها راهکار اصولی، بازگشت به الزامات قانون اساسی و حقوق مردم در این سند قانونی است؛ دولت باید برای همه مردم با اولویت کارگران و روستانشینان مسکن شایسته فراهم کند؛ راه میانبری وجود ندارد، دولت نباید از زیر بار مسئولیت‌ها فرار کند”.

گزارش:  نسرین هزاره مقدم

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.