به بهانه قتل رومینا

حالا در همه جا پای فقه در میان است

 

ممکن است که بسیاری از روحانیون بگویند: اش نخورده و دهان سوخته.

ممکن است که بگویند اکثر روحانیون با حکومت دینی همراه نیستند چرا باید چوبش را این ها بخورند.

ممکن است بگویند که روحانیون اجرای احکام مدنی شریعت را منوط به حضور امام معصوم می دانند.

ممکن است بگویند که اکثر روحانیون برای اجرای احکام تمایل و اعتقاد مقلد در حداقل در زمان غیبت لازم می دانند.

ممکن بگویند اکثر روحانیون برای اجرای حد شرعی مراتبی قائل هستند که حکومت غیر معصوم این مراتب را رعایت نمی کند.

اما این اشکالات به حکومت دینی برای اجرای احکام مدنی شریعت اگر وارد باشد که است اما با به میدان کشیدن این احکام سوالاتی به وجود می آید که فراتر از رفتارحکومت دینی است که بحث نواندیشی و هم اصلاح دینی را برجسته می کند.

زمانی مرحوم مطهری می گفت که چند زنی راه حلی برای جلو گیری از فساد عریان است .چرا که مردان به دلایل گوناگونی نیاز جنسی دارند که زن نمی تواند در همه زمانه ها آن را برآورده کند پس اگر این مشکل حل نشود فساد بیشتر می شود.

زمانی مرحوم مطهری می گفت زنان تبرج طلب هستند پس حجاب در حد معمول ان برای ارامش جامعه خوب است.

در زمان پهلوی این نکته ها برای بخش زیادی از مردم جا می افتاد.چرا که حکومت در این امور اجباری نداشت. اگر چه گاه با آزادی های مدنی مقابله هم می کرد.

اما امروز فقها با این سوال مواجه هستند.که چند زنی اگر جلو فحشا را نگرفت چه؟ تازه مسئله مهم تر این است که در این چند زنی حقوق زن چه می شود زن می شود ابزار دست مرد است این با نظریه برابری نوع انسان در اصل خلقت انسان که در قران هم است چه رابطه ای دارد؟

آیا شریعت فقط حقوق مردان را در این مورد در نظر داشته است یا در ان زمان مصالح جامعه را در نظر گرفته است؟ایا این مصلحت جامعه تغییر در زمان نمی کند؟

اما داستان قتل رمینا باز صورت مسئله جدیدی را در برابر چشم می گذارد.

پدری فرزند خود را می کشد و بعد می داند که قصاص نمی شود فقط زندان می رود.

قتل در قران محکوم است حتی زنای محصنه در قران حد مرگ ندارد.در ضمن کشتن انسان ها هم محکوم است.

این که ولی بتواند فرزند را بکشد و مجازات نشود برداشت فقهی از امور زمانه بوده است. ایا امروز امور زمانه چنین اجازه ای می هد. اگر چه حکم مزبور در ان زمان هم عادلانه نبود و بر محور توجیه قدرت مرد شکل گرفته است که داستانی دارد که جای پرداختن به ان ان جا نیست.. البته استخراج حکم شرعی اختیار ولی بر فرزند از سوی شریعت به وسیله فقها هم جای سوال دارد.چر که با قیاس حاصل شده است این اختیار ولی نسبت به اولاد.

بعد از قتل رومینا توسط پدرش هیچ روحانی این قتل را درست نداست. این سوال پیش می آید پی چرا موضوع را طلبه گی نمی کنید تا در حوزه این دستور فقهی را تغییر دهید. سوال دیگر پیش نمی آید چرا روحانیون در حکومت برای تغییر این قانون تلاش نمی کنند.هر دو تلاش مهم هستند.

سخن مبهم رئیس قوه قضائیه در مود برخورد با قتل رومینا هم سوال را بیشتر کرد این سوال را شفاف پاسخ نداد که آیا انتقام می گیرد. یا قانون را اصلاح می کنید؟

روحانیون بخواهند و نه نخواهند در برابر این اعمال و اجرای آن پای فقه در میان است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.