جنگ همه علیه همه

غلبه سیاست زدگی و نگاه افراطی جناحی و خود حق پنداری و پبرو این مسائل، فریبکاری و در بعضی امور، دروغ و ریا و تملق و دزدی و اجحاف و تبعیض برای رسیدن به منافع شخصی بیشتر؛ درجامعه امروز ایران عیان است، بطوری که انواع فسادها را در زمینه های گوناگون و در حد وسیع می توان مشاهده کرد.

فضای سیاسی و اجتماعی کشور که بیشتر از سوی مسئولین خط دهی می شود تنش زا و پر التهاب و مبتنی بر برداشتهای غلط و پیش فرضهای ناصواب است و تندروها زمام امور را بدست گرفته و بدون در نظر گرفتن عاقبت کار و مصالح و منافع ملی فقط خود را در نظر دارند، خطاهای خود را نمی پذیرند و از زیر بار مسئولیت گذشته و حال خود شانه خالی می کنند و ترسیم آینده بر اساس تفکرات آنها بسیار خوفناک است.

سالهایی که کشور در اوج و اعتماد جهانی را بدست آورده بود نادیده انگاشته می شود و در سالهای بعد که حاکمیت را یکدست کردند و دولت نزدیک النظر بر سر کار آمد؛ با درآمدهای هنگفت از فروش نفت و ذخیره های بسیاری که از دولت اصلاحات تحویل گرفتند، کاری کردند که انگار «شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه» و پس از آنکه «خوف تتاران گذشت» و اوضاع بسوی سامان یافتن می رفت، به کین آمدند و نه مردم خواستند و نه مردمی کردند، فقط یک استراتژی داشتند، ساده و عامیانه اش این که «دیگی که برای ما نجوشد، سر…. در آن بجوشد». کل مطلب و رفتار و عملکرد این چند سال تندروها همین بود؛ که دیدیم چه ها کردند و می کنند. بوضوح سیاست زدگی و عوامفریبی را نظاره گریم و کار تا بدانجا پیش رفته که دولت هم در حالت انفعالی افتاده و در امتیاز دادن به اقلیت تندرو و دولت موازی مضایقه ای ندارد.

اگر نیک بنگریم یک اقلیت نادان چسبیده به قدرت و جنجال آفرین بقای خود را در غوغا ساختن و سرگرم کردن مردم و باری به هر جهت بودن و ایجاد آشوب و تنش می دانند و سرانجام این وضعیت جز ویرانی نیست.

اعلام می کنند که 65 درصد جوانان احساس طرد شدگی دارند، و «روان‌شناسان نیز درمورد تبعات طردشدگی اجتماعی سخن گفته‌اند. خشم و پرخاشگری، عدم اعتماد به نفس، ناپایدار شدن احساس تعلق در جمع یا رابطه و پایین آمدن بهره هوشی برخی از تاثیرات رفتاری و روانی طرد شدند هستند. هنگامی که یک فرد احساس کند جامعه به او کمک و خدمتی نمی‌کند و خود او نیز نمی‌تواند در جامعه مفید باشد، دچار یاس و سرخوردگی می‌شود. این احساس بیش از همه در دوران جوانی و در میان جوانان شکل می‌گیرد. احساسی که مستقیما می‌تواند روی سیستم اجتماعی تاثیرگذار باشد.»

نوعی از بی اعتمادی شدید میان مردم از یک سوی و میان مردم و حکومت از سوی دیگر وجود دارد و عامل اصلی هم همین اقلیت است که هیچگاه نتوانسته اند اعتماد و اقبال عمومی را در انتخابات های گوناگون بخود جلب کنند و همیشه هم پس از هر انتخاباتی توطئه را آغاز کرده اند و فضای غبارآلودی بوجود آورده اند تا مردم را از رای خود پشیمان کنند و متاسفانه حمایت هم شده اند.

حمایتهایی که منافع شخصی و نیازهای مادی آنها را مرتفع ساخته و بدون آنکه شایستگی لازم را داشته باشند به ثروت و قدرت رسیده اند و متاسفانه در این میان نان به نرخ روز خورها و قلابی ها از هر جناح سیاسی رشد کرده اند و مزد خدمت گرفته اند.

فضایی پدید آمده مملو از نفاق و درویی، دزدی و غارت و اختلاس و آتش به اختیاری، فساد ریشه دوانده و سیاستگذاریهای غلط و روزمرگی سیاسی اجتماعی بلا و مصیبت ببار آورده و مقصر هم معلوم و همچنان جولان می دهد، تا بدین منوال است بوی بهبود از این اوضاع نمی آید. هرکس سعی خواهد کرد بیشتر بدست آورد و آنکه مقربتر است بیشتر می یابد، شایستگی و علم و مدیریت در درجات بعد است، چاپلوسی و پارتی و دورویی بیداد می کند.

نا امنی و بی ثباتی اقتصادی سیاسی و فکری پیامدهای دهشتناکی برای کل جامعه و نظام دارد، فرومایه ترین افراد هر آن ممکن است منزلت یابند و به جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی برسند که ظرفیت و فرهنگ و توان مدیریتی حضور در آن جایگاه را ندارند. نا امنی و بی ثباتی موجب وحشت فراگیر و گسترش فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و سیاست زدگی و عوام گرایی در جامعه می شود که همه اینها نشانه یک جامعه استبداد زده است.

این فاکتورها و تحلیل آنها که در نهایت به استبداد می انجامد؛ باعث می شود که جامعه دچار هرج و مرج شود، شرم و حیا و امور اخلاقی و ارزشی وانهاده شود، فروتنی متظاهرانه و تملق، تعصب بیجا، فرصت طلبی، محافظه کاری، عدم شفافیت و …. در جامعه منتشر شود، مردم به جان هم افتاده و در واقع جنگ همه علیه همه است.

هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیش

کی بدی فارغ وی از اصلاح خویش

غافل‌اند این خلق از خود ای پدر

لاجرم گویند عیب همدگر

من نبینم روی خود را ای شمن

من ببینم روی تو تو روی من

آنکسی که او ببیند روی خویش

نور او از نور خلقانست بیش

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.