در ضرورتِ «رسانه»

لنین زمانی گفته بود: به من یک روزنامه بدهید تا انقلابی را سامان‌دهی کنم! (نقل به مضمون)
نیروهای ملی-مردمی ایران متاسفانه امروز در داخل یا خارج کشور رسانهٔ مستقلی ندارند (بجز چند نشریه و سایت و کانال و..).

در داخل، صدا-و-سیمای ملی، به‌دلیل وابستگی به یک جناح و یکسونگری تبلیغاتی حاکم، از سوی نیروهای مستقل بایکوت شده است، و البته خودش هم سراغ آنها نمی‌رود! علت اقبال عمومی به رسانه‌ها و شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی نیز، پیش و پس از انقلاب، جز همین «تک‌صدا» بودن صدا-و-سیمای «میلی» نبوده و نمی‌باشد.

در خارج، حفظِ استقلال از قدرت‌های بیگانه و رسانه‌های تبلیغاتی‌شان نیروهای ملی را از همکاری با این رسانه‌ها بازمی‌دارد (منظور مصاحبه با رسانه‌های معتبر بین‌المللی نیست، بلکه همکاری منظم سازمانی با رسانه‌های وابسته به قدرت‌هایی است که موضع متخاصم علیه منافع ملی ما دارند). در زمان شاه شرایط متفاوت بود و قدرت‌های غربی و عربی به این اندازه به کشور ما علاقمند نبودند و برایمان رادیو-تلویزیون درست نمی‌کردند!

حضور ایرانیان کارشناس‌تر نیز در این رسانه‌ها، بویژه در دهه‌های اخیر، گویی در مجموع رضایت‌بخش نبوده، چراکه این هموطنان تا کنون نتوانسته‌اند تصویر واقع‌بینانه‌ای از سایه-روشن‌های مشخصِ جامعهٔ ایران به جهان عرضه کنند و کاریکاتورهای کلیشه‌ای حاکم بر افکار عمومی، ناشی از تبلیغات مصنوعی رسانه‌ای ترازِ جنگ‌های صلیبی، را بشکنند.

راهِ حل خروج از بن‌بست‌های فوق، روی آوردن به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی غیردولتی است. مشکل در اینجا اما، مخلوط و مخدوش بودن اطلاعات صحیح و سقیم است: خبرپراکنی یا سمپاشی ( info یا intox ) ؟ انبوهی از اطلاعات جعلی و درهم‌آمیخته، توسط همگان و منجمله خود ما، به‌طور منظم و مدام و مرتب، جابجا و «فوروارد» می‌شود، تنها برای ارضای حسّ‌ فضولی (به آلمانیNeugier نوجویی کنجکاوانه)، و یا برافروختن تنور جدال و سرجای خود نشاندن از حریفان فکری و سیاسی، و یا نمایاندن خود همچون فردی مطلع از اخبار و بویژه پشت پرده‌ها، و یا …

نتیجه این‌که، در غیاب یا کمیاب بودن منابع و مآخذ وثیق و مورداعتماد و نبود یا کمبود رسانه‌های مستقل از قدرت‌ها، می‌بایست در مورد هرآنچه می‌شنویم، می‌بنیم، می بوییم، می‌چشیم، می‌بساویم، شک کنیم، و تشکیک نقّادانه را نوعی تکلیف مقدس دینی بیانگاریم، و رویاروی هر خبر و اطلاع و داده‌ای، نخست از خاستگاه او بپرسیم، بکاویم و.. بسنجیم.

با این شرط احتیاطی در برابر آسیب‌های فضای مجازی، در حال حاضر، تأسیس، معرفی و یافتن کانال‌های مطمئن بر روی شبکه‌های اجتماعی، بهترین راه پُرکردن خلاء رسانهٔ مستقلِ ملی و مردمی است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.