راست افراطی؛ سیاست‌گذاری با اعدام و موشک

زانیار و لقمان مرادی ، و رامین حسین‌پناهی با وجود طرح پرسش‌های پرشمار در سپهر عمومی، و نیز به‌رغم ایرادهای بسیار درباره روند حقوقی رسیدگی به اتهام‌های ایشان، اعدام شدند.

مستقل از وجه اساسی و «حقوق‌بشری» موضوع تأسف‌بار؛ نکته‌ قابل‌اشاره اصرار پیگیران پرونده برای اعدام سه متهم جوان بود. این که در متن بحران اقتصادی جاری و فزاینده، و هم‌زمان با تعمیق شکاف ملت ـ حکومت، ستاندن جان این سه متهم کرد در دستور کار قرار می‌گیرد.

تأمل‌برانگیز، حمله موشکی بی‌سابقه به مقر “حزب دموکرات کردستان” توسط سپاه پاسداران ـ در همین روز و مقارن با اعدام‌های یادشده ـ است.

در پیوند با رخدادهای مهم پیش‌گفته، به‌دشواری می‌توان از دو مفروض‌ زیر صرف‌نظر کرد:
نخست؛ دست بالای جریان امنیتی حاکم بر سپاه در تعقیب و تحقق این پروژه‌ها.
دیگر؛ مطلع‌بودن روحانی به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از رخدادهای مزبور.

به بیان دیگر، هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی به مخالفان (داخلی و خارجی) پیام می‌دهد که برای تداوم اقتدار خود، از تکیه به اعدام و موشک پروایی ندارد.

قابل اشاره این‌که موشک‌های سپاه به مقر “حزب دموکرات کردستان” شلیک شده، و نه “حزب دموکرات کردستان ایران”؛ جمعیتی که دبیرکل آن (مصطفی هجری)، از «مبارزه مسلحانه» گفته و اعلام کرده «مرحله نوینی» از مبارزه را در کردستان آغاز کرد‌ه‌اند.

حتی درگیری تیرماه گذشته در منطقه مریوان را ـ که به جان‌باختن دست‌کم یازده نیروی سپاه منجر شد ـ “پژاک” برعهده گرفته بود.

از این زاویه، باید ابراز نگرانی کرد که واکنش تند سپاه ـ یا به تعبیر دقیق‌تر، هسته اصلی جمهوری اسلامی ـ به رادیکالیزه‌شدن احزاب کرد و تعمیق چالش و گسترش تنش در مناطق کردنشین منجر نشود.

افزون بر این باید به سوء‌استفاده بنیادگرایان و اسلام‌گرایان تندرو از وضع آشفته منطقه، در خلأ حضور نیروهای سیاسی مدرن و سکولار اشاره کرد. واقعیتی که خود را در حمله “داعش” به مجلس در تهران (خردادماه ۱۳۹۶) متبلور ساخت.

راست افراطی و امنیتی‌های حاکم بر سپاه اما بی‌اعتنا به این همه، و بی‌پروای بازتولید خشونت، به قدرت سخت‌افزاری خود تکیه می‌کنند. آنان به مخالفان ـ در داخل و خارج ـ پیغام می‌دهند که نیازی به رعایت افکارعمومی در داخل، یا رعایت توصیه‌های امنیتی خارج، ندارند.

به‌شکلی قابل‌حدس (به‌خاطر فضای سرکوب و ارعاب، و نیز محافظه‌کاری عمق‌یافته) واکنش‌های داخلی به اعدام‌ها در ایران محدود بوده است. کم‌بوده‌اند کنشگرانی که ـ همچون احمد زیدآبادی ـ به‌صراحت نسبت به این رخداد اعتراض کرده باشند.

این شاید همانی باشد که مطلوب راست افراطی است؛ انفعال کنشگران سیاسی و تمکین ایشان به سیاست‌گزاری با اعدام و ارعاب و موشک.
سوی دیگر ماجرا (واکنش قهرآمیز مخالفان) نیز مستمسکی است برای بازتولید و تعمیق خشونت توسط راست افراطی.

در چنین وضعی، در پیش گرفتن «راه سوم»، یعنی کنشگری انتقادی و اعتراضی و خشونت‌پرهیز در جامعه، کار آسانی نیست. راهبردی که طیف مهمی از فعالان مدنی (ازجمله فرهاد میثمی) پیشه کرده‌اند.
میثمی هم‌زمان با «اعتصاب غذا» در زندان گفته است: «امکان تغییر جز با عزم راسخ همگی ما و پایداری جمعی مدنی در طرح پیگیرانه، مسالمت‌جویانه و البته گاه هزینه‌بردار مطالبات به‌حق‌مان فراهم
نخواهد شد.»

ایران اینترنشنال

مطالب مرتبط

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.