آیا باید منتظر بناپارت باشیم!‎

دکتر حجاریان طي يادداشتی با عنوان( 18 خرداد آري، 18برومر نه)، اشاره کردند که :« 18 برومر روز كودتاي ناپلئون سوم است كه بعد از انقلاب فرانسه، ناپلئون سوم از فرصت مناسبي استفاده كرده، اوباش شهري را جمع كرد و كودتايي انجام داده، جمهوريت را تعطيل و تاج‌گذاري كرد و اعلام امپراتوري در فرانسه كرد و 19 سال امپراتور بود تا اينكه او را پايين كشيدند و جمهوريت دوباره به جريان افتاد. حجاريان در تحليل اين اتفاق، پايگاه اجتماعي ناپلئون سوم را، اقشار حاشيه توليد، لومپن پرولتاريا، اراذل و اوباش و ارتش ذخيره بيكاران و به اصطلاح نيروهاي رانده شده اجتماعي خوانده و سپس اين سوال را مطرح كرد كه آيا ما در چشم انداز آتي، از اين اقشار خواهيم داشت و آيا بيكاري، اعتياد، اوباش گري، رجالگي در چشم‌انداز آتي‌ كشور ديده مي‌شود يا نه و آيا با اين روند كه پيش مي‌رويم، آيا ارتش ذخيره‌ بيكار خواهيم داشت يا نه؟ اگر خواهيم داشت، پس بايد منتظر بناپارت باشيم، بناپارتيسم از اشكال خفيف‌تر فاشيسم است، ‌لذا من در چشم انداز آتي،‌ زمينه‌هاي اجتماعي بناپارتيسم را ديده‌ام.»

انتخاب حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور علیرغم حضور رئیسی و قالیباف که از حمایت بی دریغ اصولگرایان و مراکز قدرت بهره مند بودند فقط یک انتخاب ساده از سوی مردم نبود، ساختار سیاسی نظام و عملکرد نهادهای انتصابی را به چالش کشید و منافع عده ای را به خطر انداخت، به نوعی انزجار مردم را از شیوه و رفتار حکومت نشان می داد لذا  از همان ابتدا بوضوح مشخص بود که علیه این انتخاب عمل خواهند کرد.

آقای روحانی یک انتخاب ناب و ایده آل نبود اما ظرفیت و فرصتی بود که اصلاح طلبان به درستی و با ژرف نگری و دوراندیشی بر روی آن سرمایه گذاری کردند و بخوبی می دانستند، بازندگان انتخاباتی که در همه صحنه های سیاسی از دوم خرداد به بعد بجز در یک دوره مشکوک که احمدی نژاد برکشیده شد؛ همیشه شکست خورده اند، اقدامات تخریبی و ایجاد بحران را در دستور کار قرار خواهند داد و بر همین اساس بطور مستمر با آنکه روحانی خلف وعده های بسیاری داشته و در چینش کابینه بر خلاف مسیر رای مردم عمل کرد، تاکید داشته و دارند تا از او حمایت شود.

اولین جرقه مخالفت با روحانی که به شکلی در اذهان تحقیر وی هم بود در ضیافت افطاری رهبری در فاصله کمی پس از انتخابات روی داد، رهبری گفتند: «آقای روحانی مواردی ذکر کردند که «باید این کار بشود، باید آن کار بشود؛ مخاطب این بایدها کیست؟ خود ایشان! نه هیچ‌کس دیگر» این سخن گرچه از نظر کلی نمی تواند ایرادی داشته باشد اما در آن فضا و فقط 5 روز پس از انتخاب شدن مسائل دیگری را به ذهن متبادر می کرد و در فضای مجازی و میان سیاسیون بازتاب دیگری داشت و ظاهراً مغلوبین انتخاباتی به وجد آمده و خط و مشی آینده خود را ترسیم شده می دیدند.

موضعگیریهای رئیسی کاندیدای مغلوب و تریبون داران و ائمه جمعه و …. عدم برخورد با قالیباف با آن همه فساد در شهرداری و مماشات با احمدی نژاد همه و همه حاکی از آن بود که رای مردم را نپذیرفته اند و قصد دارند یاس و ناامیدی را کلید بزنند.

آقای روحانی در بحث بودجه و حقوق شهروندی و اینترنت و فیلترینگ و …. مسائلی را آشکار کرد که برای بسیاری گران تمام شد، برخی از سخنان روحانی رازهای سر به مهری را گشود که معلوم بود منتفعان پنهان سکوت نخواهند کرد. بخش کوچکی از آن سخنان:

«یک فهرست بلندبالایی بود از 17 دستگاه مختلف که فقط پول از ما می‌گرفتند، اول سال به آنها پول می‌دادیم، یک روز هم اگر دیر می‌شد، اعتراض می‌کردند که چرا دولت پول ما را نداده و چرا دیر داده است. بعد می‌گوییم این پول را کجا صرف کردید، می‌گفتند به شما ربطی ندارد. پولی دادید به ما،‌ خداحافظ شما، ما هر کجا بخواهیم صرف می‌کنیم.»

« نمی‌خواهم بگویم بعضی از آن پول‌ها صرف تخریب دولت می‌شد… اما این پول کجا خرج شد و رفت. الان پشت همین تریبون، به وزیر اقتصاد و به خزانه دستور می‌دهم، از سال ۹۷، هر بودجه‌ای که به هر دستگاهی تخصیص می‌دهد یا پرداخت می‌کند، باید بلافاصله در سایت اعلام کند تا همه مردم بدانند.»

«راجع به بودجه‌ها، مردم صحبت می‌کنند و می‌گویند فلان دستگاه چرا باید این قدر پول بگیرد. این حق مردم است؛ مردم دارند مقایسه می‌کنند، می‌گویند فلان دستگاه فرهنگی این قدر میلیارد تومان بودجه برایش گذاشتید. اعتراض می‌کنند و می‌گویند چرا اینقدر زیاد؛ اهلاً و سهلاً همه چیز با مردم است… اگر فهمیدیم نظر عام مردم این است حق با آنهاست. حق با دولت نیست، حق با ملت است.»

«اگر ده‌ها دادگاه با فساد مبارزه کنند، نمی‌توانیم فساد را ریشه‌کن کنیم، مگر آنکه مردم به صورت شفاف ببینند ما چه می‌کنیم، باید در اتاق شیشه‌ای برویم، باید نورافکن روی ما باشد و ‌باید همه ما را مشاهده کنند.»

پس از ارائه لایحه بودجه سال 97 از سوی دولت به مجلس، مردم  با بررسی جزئیات لایحه، از اختصاص بودجه های کلان از جمله به برخی نهادی حکومتی و مذهبی انتقاد و در موادی پیشنهاد کاهش و تخصیص بخشی از بودجه این موسسات به سازمانهای دیگر از جمله وزارت آموزش و پروش را مطرح کردند.

آیا با این اوضاع، کسانی که مردم را رویگردان و منزجر از خود می دانند ساکت خواهند نشست؟ غائله دیماه سال گذشته را چه کسانی راه انداختند؟ لزومی ندارد بدنبال پشت پرده ای برای بحران اقتصادی و سیاسی باشیم، امروز همه رو بازی می کنند و کاملا مشخص است که کارگردانان اصلی قضیه چه کسانی هستند؛ مشخص است که بحران ارز و دلار از کجا و بدست چه کسانی پدید می آید. نه خود دولت و نه تحلیلگران و اقتصاد دانان آدرس مشکوک و مبهم ندهند زیرا مردم آگاهتر از آن هستند که مرجع و اطاق فکر بحران سازان را نشناخته باشند و ندانند چه کسانی علیه منافع ملی و عمومی عمل می کنند.

آنچه که نگران کننده است همسویی بحران آفرینان با ترامپ و اسرائیل است که دقیقا آنچه آنها می خواهند و می گویند، اینان بسرعت عملیاتی می کنند آنهم در شرایطی که ملت با مشکلات و بحرانهای محیط زیستی و طبیعی مانند بحران آب و شرایط بغرنج اقتصادی و فقر روبرو هستند و متاسفانه بحران سازان حرفه ای در این اوضاع و احوال سعی دارند دامنه بحرانها را گسترش داده و نان مردم را هدف گرفته اند تا بلکه از این رهگذر دولت و شخص رئیس جمهور را ناتوان نشان دهند و دلسردی و ناامیدی را در جامعه تزریق کنند و مردم را در مسیری قرار دهند تا از انتخاب خود پشیمان شوند.

با این شیوه ای که در پیش گرفته اند و تزها و تحلیلهایی که از روی کار آمدن رئیس جمهور نظامی دارند و تهدید به کودتا می کنند و در بازار و اقتصاد اخلال می کنند به آنچه آقای حجاریان در چشم اندار آتی کشور می دید؛ می رسیم که «… آيا بيكاري، اعتياد، اوباش گري، رجالگي در چشم‌انداز آتي‌ كشور ديده مي‌شود يا نه و آيا با اين روند كه پيش مي‌رويم، آيا ارتش ذخيره‌ بيكار خواهيم داشت يا نه؟ اگر خواهيم داشت، پس بايد منتظر بناپارت باشيم.! بناپارتيسم از اشكال خفيف‌تر فاشيسم است، ‌لذا من در چشم انداز آتي،‌ زمينه‌هاي اجتماعي بناپارتيسم را ديده‌ام »

و توصیف مارکس از بناپارت قابل تامل است، او می گوید:«بناپارت به طرز ناشیانه ای فریبکار، به صورت دغل‌بازانه‌ای ساده دل، به شکل احمقانه ای باشکوه، یک خرافاتی آب زیرکاه، مضحکی احساساتی، پر از شگردهای زما‌ن‌ بسر‌آمده که ناکارایی‌شان تماشایی است، مسخره‌بازیی در خور ثبت در تاریخ جهان، نمادی این چنین آشکارا بیانگر چهره‌ی طبقه‌ای بود که وجودش نمایانگر وجود توحش در دل تمدن است»

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.