✅شمار شهرهایی که شاهد راهپیمایی مخالفان وضع موجود بوده، به ۲۰ شهر رسیده است. اعتراضهایی که از تجمعی بهظاهر ساده در مشهد شروع شد…
✅فریادهای اعتراضی از روحانی بهسوی صادق لاریجانی و بعد رهبر جمهوری اسلامی جهت پیدا کرد. نارضایتی با مضمون اقتصادی، بهسرعت رنگوبوی سیاسی یافت، و حالا ظاهرا از شرق تا غرب و شمال و جنوب ایران را دربر گرفته است.
۱. دور جدیدی از اعتراض در «جامعه جنبشی»
✅ایران سالهاست نشانههای برخورداری از «جامعه جنبشی» را بروز میدهد. از سویی توالی بحرانها وجود دارد؛ از سویی هر امر اجتماعی و اقتصادی ظرفیت مبدل شدن به امر سیاسی دارد؛ و از طرفی، بیاعتمادی معناداری میان جامعه و حکومت موجود است.
✅نابرابری اقتصادی، فساد، نارضایتی از رفتارهای سیاسی و فرهنگی حکومت، در کنار ترکیب جمعیتی جوان ایران و نیز انتقاد زنان ـ بهخصوص بخش تحصیلکرده ـ از وضع خود، و همچنین کاهش ارزش پول و بیکاری و حضور گسترده شهروندان در شبکههای اجتماعی، چنان است که احتمال بروز و ظهور اعتراض را بهشدت افزایش داده؛ چنان که در روزهای اخیر شاهد وقوع آن بودهایم.
✅اگرچه حکومت در ظاهر جنبش سبز را سرکوب کرده و رهبران آن را محصور ساخته، اما از همان سال ۱۳۸۸ پای مردم به خیابان باز شده است. قطع این «پا» نه تنها آسان نیست که منتفی به نظر میرسد.
✅جنبش اعتراضی زیر پوست جامعه وجود دارد و حالا ـ با وجود انتخابات ریاست جمهوری گذشته ـ بار دیگر و به بهانهای جدید و با صورتبندی تازه، متبلور شده است.
۲. نارضایتی پنهان اکثریت، مفروض است
✅بهدشواری میتوان در این ادعا تردید کرد که اکثر شهروندان ایران بهدلایل مختلف از وضع موجود ناراضی هستند. نارضایتی موجود در لایههای اجتماعی گوناگون، مضمونی متفاوت دارد.
۳. تمام ناراضیان به خیابان نیامدهاند
✅از طبقه متوسط شهری و لایههای نابرخوردار در جمع معترضان حضور دارند، اما بهدلایل مختلف، هنوز همه ناراضیان حاضر در دو گروه عمده مزبور (طبقه متوسط فرهنگی و اقشار نابرخوردار) در راهپیمایی حضور ندارند. بخشی از اینان در انتخابات ریاست جمهوری گذشته شرکت کرده و از حامیان دولت روحانی محسوب میشوند، و هنوز در پیوند با نیروهای سیاسی حامی دولت (بهویژه اصلاحطلبان و راهبرد آنان) هستند و امیدوار به اصلاحات تدریجی با تکیه به دولت مستقر.
البته با اطمینان میتوان گفت در جمع معترضان، شهروندان پشیمان از مشارکت در انتخابات یا مأیوس از دولت روحانی نیز حضور دارند.
۴. پینگپونگ شبکههای اجتماعی آنلاین و خیابان
✅عصر ارتباطات و فنآوری اطلاعات است؛ در بستری که تکنولوژی برای تبادل و انتقال دادهها فراهم آورده، و در زمانهای که مدیر “تلگرام” اعلام کرده این پیامرسان حدود ۴۰ میلیون کاربر در ایران دارد، بدهبستان معناداری بین اعتراض پیدا و خیابانی شهروندان و نارضایتی پنهان آنان وجود دارد.
۵. شعارهایی که از اقتصاد گذشتند
✅فریادهای اعتراضی و شعارهایی که در راهپیمایی معترضان در چند روز اخیر در شهرهای مختلف کشور مطرح شده، مضمونی بسیارمهم دارند. شعارها با طرح مطالبات اقتصادی در مشهد آغاز شدند و اینجا و آنجا نیز تداوم یافتند اما خیلی زود زیر سایه شعارهای صریح و رادیکال سیاسی قرار گرفتند.
✅«مرگ بر دیکتاتور» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»، در دو وجه سلبی و ایجابی، شاید مهمترین شعارهای راهپیماییهای اعتراضی اخیر باشند.
اتفاق بسیارمهم، همین گسستی است که بهگونهای کمسابقه رخ داده؛ هیچ ارجاعی به مظاهر یا نشانههای انقلاب اسلامی وجود ندارد و معترضان با تمامیت ساختار سیاسی قدرت مرزبندی کردهاند.
۶. شکاف نیروهای اجتماعی و نیروهای سیاسی
✅شکافی محسوس بین بخشی از نیروهای اجتماعی خواهان تغییر ساختاری و تحول معنادار با نیروهای سیاسی مرتبط با بلوک قدرت در جمهوری اسلامی بروز یافته؛ شکافی که نه فقط در جایگاه نیروهای سیاسی و تأثیرگذاری آنها، که حتی در آینده تحولات سیاسی ایران نیز موثر خواهد بود.
✅از همین زاویه، حالا این اصلاحطلبان هستند که باید در قبال اعتراضها تعیین تکلیف کنند؛ سوی معترضان بایستند و با مطالبات اساسی آنان همدلی نشان دهند، یا سکوت پیشه کنند و بر راهبرد اصلاحات تدریجی خود با تکیه بر دولت روحانی و روندهای انتخاباتمحور اصرار ورزند.
۷.لطمه بیسابقه به اعتبار و مشروعیت رهبری
✅هشت سال پس از انتخابات ۱۳۸۸، و در شرایطی که آیتالله خامنهای با برگزاری دو انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ و نیز انتخابات مجلس ۱۳۹۴ توانسته بود بحران مشروعیت خود و حکومت را تا حد قابلتوجهی ترمیم کند، راهپیماییهای اخیر شوک و لطمهای جدید و مهم به اعتبار و مشروعیت رهبر بیمار است.
اتفاق بسیارمهمی که نشان میدهد بحران مشروعیت در جمهوری اسلامی حل و رفع نشده است.
۸. فرجام تظاهرات اعتراضی
✅در شرایطی که رکود تولید و بحران اقتصادی گریبان دولت اعتدالگرا و فراتر، حکومت را گرفته، بازشدن پای بسیاری از شهروندان به خیابان، میتواند برای اقتدارگرایی مسلط در ایران نگرانکننده باشد. مگر آنکه عقل مصلحتاندیش و عقلانیت ابزاری و واقعگرا، تدبیری برای آشتی ملی بیاندیشد و به تغییراتی مهم تکیه کند. احتمالی که نشانه امیدبخشی دال بر وقوع آن در حکومت وجود ندارد.
✅ریشه بحران در ایران به اقتدارگرایی مسلط و فقدان لوازم و مولفههای «حکمرانی خوب» مربوط است. تا هنگامیکه کانون مرکزی قدرت پاسخی اصولی و قانعکننده و واکنشی صحیح و همهجانبه به ریشه بحران نشان ندهد، اعتراضها در متن «جامعه جنبشی» ایران ادامه خواهد داشت؛ حتی اگر راهپیماییهای اخیر مهار شود./ رادیو فردا