آن مناظره و این مقابله

مدتی است که یاران دیروز به جان هم افتاده و رازهای مگو را که البته همه می دانند! می گویند، یکی از عقل می لافد یکی طامات می بافد و داوری نمانده که این داوریها را پیش او در اندازند. قاضی؛ خود امروز متهم است و متهم دیروز، اسراری دارد که هر از گاهی افشا می کند. آنکه دیروز عزیزتر از جانش می دانستند و تحکیم دین خدا و ظهور امام زمان را به وجود و حضورش حواله می دادند امروز لاتی بی سرو پاست که معرکه می گیرد و بست می نشیند و به اعتراف خودشان کذابی اش را از قبل می دانستند، آنچه هم این «لات گنده گوی نفهم دروغزن» می گوید چه حقیقت باشد چه نباشد نسبتهایی و اتهاماتی است که به رکن قضایی نظام می زند و اینکه با او برخوردی نمی شود و یا حکمتی در آن است که در آینده مشخص خواهد شد و از این قبیل ماجراها هر چه باشد و هر چه بگویند کمتر از آن است که ملت خود می داند.

کافی است مناظره میر مظلوم محصور مهندس موسوی و این لات دروغگو را یکبار دیگر از نظر بگذرانیم، همه ماجرا همان است که مهندس موسوی در آن مناظره و در هشدارهایی پیش و پس از آن مناظره به آن اشاره کردند. خبر تازه ای نیست جز همان دزدیها و غارتها و دروغها و ریاکاری ها و بی بند و باری و بی مبالاتی و خطر آفرینی برای کشور و ……. که امروز فربه تر شده اند و چون آن نصیحتهای مشفقانه میرحسین و افشاگریهای شیخ محصور کروبی را فتنه دانستند و گوشی برای شنیدن نبود امروز این مقابله را شاهدیم.

در میان چهره های سیاسی اخیر ایران، مهندس موسوی یکی از درخشان ترین آنهاست که با تمام رازهایی که می دانست بخاطر منافع ملی و برای تحکیم نظام اسلامی حتی یکبار هم به آنها اشاره ای نکرد و اسلام را و اخلاق را بر هر چیزی ترجیح داد و در آن مناظره به احمدی نژاد و خطاب به همه آنهایی که او را حمایت می کردند گفت: « ما مسلمانيم! حق نداریم به کسی که حضور ندارد تا از خودش دفاع کند تهمت بزنیم»

انصاف دهید چه کسی در حصر است و چه کسی آزادانه همچنان جار و جنجال را می اندازد، صرف نظر از اینکه احمدی نژاد آیا امروز حقایقی را می گوید و یا رازهایی را می داند آیا این مقابله می تواند منافع ملی و اخلاق و انسانیت را در بر گیرد؟

احمدی نژاد همان است که بود الا اینکه به دلیل مطلع شدن از اسراری جسورتر شده و تصور می کند به این واسطه می تواند گرو کشی کند و خود را از تهلکه نجات دهد و باز هم این موجود؛ بازیچه ای بیش نیست. باز هم او را کوک کرده اند تا این بار با هدف قرار دادن دستگاه قضایی که بی شک خطاها و خلافهای بزرگی دارد و راس آن آقای آملی لاریجانی؛ ویرانه ای از آن ساخته که بسیاری از مردم دیگر هیچ امیدی به این دستگاه و این سیستم قضایی ندارند، دیگرانی را تطهیر کند. اما چه کسانی در این بلوای احمدی نژادی تطهیر می شوند و سود این مقابله را می برند؟

آقای محسنی اژه ای در واقع پاسخی به احمدی نژاد نداده و آنچه از حکمت صبر قوه قضا می گوید مصرف یکی دو روزه دارد و در واقع محسنی اژه ای هم تاسی که می اندازد برای همانهاست که احمدی نژاد را کوک کرده اند. هم او و هم احمدی نژاد یک راه را می روند و در تطهیر دیگران از آنچه در این سالها اتفاق افتاده عمل می کنند.

بی شک آملی لاریجانی مسائل ریزتر و اسرار مگوتری را میداند که برخورد مستقیم با وی هزینه هایی خواهد داشت و او خویشتندارتر از احمدی نژاد و عمیق تر از اوست، شکیبایی آملی لاریجانی مانند نشستن در تاریکی هاست تا بیرون از دایره خود را بهتر بپاید و به این سادگی در دام نمی افتد، او هم مترصد موقعیتی است که اصل ماجرای امروز احمدی نژاد برایش آشکار شود و البته حدسهایی هم می زند و می داند از کجا مورد تهاجم قرار گرفته اما تا این شب برای او صبح شود چه رخ خواهد داد قماری است که باید تا آخر پای میز بماند.

آنانکه می خواهند سالهای گذشته خود را تطهیر کنند و بازی احمدی نژاد و لاریجانی راه انداخته اند مسئله اصلی را فراموش کرده اند، احمدی نژاد مرد این میدان نیست و بیخودی بر روی او سرمایه گذاری می کنند و افزون بر اسراری که او می داند رازهای دیگری را هم برای به استیصال کشاندن آملی لاریجانی به او گفتن، فاجعه ببار می آورد و بالاتر از همه اینها حضور دائمی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی است که چه در حصر باشند و چه نباشند برای همیشه تاریخی برای خود ثبت کرده اند و مسائلی را عنوان کرده اند که خلاصی از آنها امکان ندارد. آنها به کنه ماجرا پی برده بودند و با شناختی که از دشمنان خود و مردم داشتند؛ می دانستند چه اتفاقاتی رخ خواهد داد و در آن روزها و امروز هم تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهند شد. دروغگویی احمدی نژاد که از سوی مهندس موسوی با قاطعیت افشا شد ترجیع بند این صحنه آرایی خطرناک بود و او به قلب و مرکز توطئه شلیک کرد و آن را از هم گسست.

دروغگویی احمدی نژاد که اکنون محسنی اژه ای هم برای رهایی از اتهاماتی که احمدی نژاد می زند به آن استناد می کند محور همه حرکتهای شیطانی یک گروه خاص است و از قضا مردم می گویند شاید این لات دروغگو امروز راست بگوید.

اگر راست هم بگوید مطمئن باشید صحنه آرایی دیگری است که دست آنها را مهندس موسوی از قبل خوانده بود و بدانید در این ماجرا و مقابله هر دو گروه؛ دروغ می گویند و سابقه آنها نشان می دهد. اینان همرهان شیطانند.

«هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ تَنَزَّلُ عَلَىٰ  كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند؟! آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می گردند»

آن مناظره و این مقابله همان صحنه آرایی خطرناک است و نباید فریب خورد و تسلیم آن شد.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.