چرا ابهام در رفتار و مواضع ناامیدی می آورد

????مصاحبه عارف نکات زیادی را در رابطه با موضع اصلاح طلبان با دولت روحانی نشان می دهد.این مصاحبه از جریان مقابل هم در حد گلایه که نمی شود به آن دامن زد، نشانه دارد.عارف از لابی های بی سروصدا می گوید که به نظرش موثرتر است از رسانه ای کردن مواضع و خواسته ها ی اصلاح طلبان است.عارف در این مصاحبه عنوان راهبرد لیست امید همراهی با دولت است و نهایت مدارا با جریان مقابل است.

به نظر می رسد لیست امید انتظار دارد که در انتخابات آینده با توجه به مواضعی که دارد توسط شورای نگهبان مورد تائید قرار بگیرد و در انتخابات 1398 حذف نشود.همچنین لیست امید، به امید بد بازی کردن حریف در انتظار اقبال به خود از سوی مردم است.
این انتظار چقدر عملی است؟ماسیدگی شرایط جدی است در شرایط ماسیده رای دادن به ناگزیر هم مشکل زا می شود.

عارف به عنوان کسی که می تواند سخن بگویید و حتی در این مورد نظر خاتمی را هم انعکاس می دهد.اما جریان اصلاح طلب را باید مواضع خود را برای مردم توضیح بدهد .
درست است که لابی گری در سیاست مرسوم است اما نتایج آن هم مهم است که مردم باید دلایل آن را بدانند.به عنوان نمونه بهتر کردن شرایط محصورین یک بازی دو جانبه است حکومت برای این شرایط بهتر چه به دست می آورد چه از دست می دهد.

اگر از حصر به وضع محدودیت فزاینده محصورین وارد شوند چه کسی برنده می شود عارف برای دچار نشدن محصورین بعد از حصر به محدودیت فزاینده چه برنامه ای دارد.
خاتمی وارد مرحله محدودیت فزاینده می شود. لیست امید و اصلاح طلبان چه برنامه ای برای این مشکل دارند.

لیست امید و مجلس و شورا چه بیلانی از خود ارائه خواهد داد.به نظر می رسد که ماسیدگی شرایط در مرحله اول در نقد و برنامه کارنامه مجلس و هم شورای شهر و هم مواضع افرادی مانند بهزاد نبوی و رفتار خاتمی تمی توان از میان برد.
آیا کارنامه لیست امید مجلس قابل قبول است؟

آیا شورای شهر روند مناسبی را در پیش گرفته است چه دستاوردی داشته است؟
دولت روحانی چه می کند؟آیا خاتمی مواضع درستی در مورد محدودیت فزاینده خود دارد؟ایا حصر به محدودیت فزاینده تبدیل شود دستاورد است؟آیا جامعه مدنی و کنش ان به درستی از سوی لیست امید و اصلاح طلبان مورد حمایت قرار می گیرد اگر نه ،چرا ؟
می توان به این سوالات فکر کرد و پاسخ گفت

 

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله