کوبندگی یا باز دارندگی کدام موثرتر است

ذهن نظامی فرماندهان سپاه در تاکتیک بسیار دقیق است . حمله به مقر داعش در سوریه در بهترین زمان صورت گرفته است.اما این حمله موشکی به لحاظ راهبردی چقدر دقیق است؟

امکان گوشمالی داعش در داخل سوریه هم وجود داشت. چرا که ایران در سوریه حضور دارد این حضور هم ملموس است.گوشمالی می توانست به شکل دیگری انجام شود.اما شکل اقدام سپاه قدرتنمایی است آن هم در تنش زا ترین وضع منطقه یعنی اختلاف قطر با عربستان که جبهه مخالف ایران را در منطقه را دو شقه کرده است.

محور قطر و ترکیه که با ویژگی اخوان المسلمین برجسته می شود و محور عربستان و مصر که با ضدیت با اخوان المسلمین برجسته می شود.ترکیه وارد منطقه خلیج فارس شده و عمق راهبردی تازه ای پیدا کرده است.ایران دالانی تا دریای مدیترانه باز کرده است که امریکا را بسیار حساس کرده و می ترساند.این حساسیت اسرائیل را به واکنش شدید خواهد انداخت.حتی جان مکین هم نتوانست نگرانی خودرا از این دالان ایجاد شده پنهان کند.اما این اختلاف میان کشور های مخالف ایران تا کی ادامه خواهد داشت؟

منطقه شکلی از روابط پیچیده و پر تنش را از سر می گذارند .در این فضا اقدام موشکی ایران در کوتاه مدت مسئله ایجاد نمی کند اما در میان مدت اقدامی نادرست برای نوع گوشمالی داعش خواهد بود .اقدام موشکی برای ایران بحران درست می کند دست امریکایی ها را برای تنییه و فشار به دولت روحانی باز خواهد کرد.

ایران در شکل مجازات کردن داعش در عمل به سبک امریکا رفتار کرد این نوع تصمیم گیری بر هم زدن قوانین بین الملل است که برنده ان طرف قوی تر است تا ضیعف تر. شکل مقابله کردن با داعش برای ایران قدرت نمائی ایران است البته با تحلیلی که از منطقه دارد ایران گمان می کند که روابط منطقه به سمتی می رود که مخالفان ایران دچار تشت می شوند این تحلیل زمینه دارد ایران فکر می کند که امریکا توان حمله یا به راه انداختن جنگ را ندارد پس ایران بازیگر منطقه است که قوی تر شده است. این قدرت نمائی البته نا درست نیست اما چقدر پایدار است و چقدر به نفع منافع ملی است.

امنیت پایدار با منافع ملی پیوند می خورد امنیت لرزان پر هزینه است و شکننده می باشد. شکل حمله موشکی میان برد سپاه به داعش هم در نگاه بین المللی قابل انتقاد است و هم به دلایل داخلی قابل نقد است.

دلایل نادرستی این نوع گوشمالی حساس شدن به توان موشکی ایران است که می تواند منطقه را به رقابت تسلیحاتی بیشتر بکشاند و هم فشار تحریمی به ایران را زیاد کند به دولت روحانی فشار اقتصادی وارد کند. تنش را در منطقه به ضرر ایران بالا ببرد.در داخل فضا را برای مانور نظامیان بیشتر کند.برخی از کشور های غربی ممکن است امروزه سکوت کنند اما به روال معلوم در زمان معین از این اقدام یک بحران بزرگ می سازنند تا به هدف خود برسند.

این نوع اقدام غرور افرین است اما این اقدامات زمانی در جهت امنیت پایدار در ایران و منطقه است که نظامیان در ادامه سیاست خارجی باشند و سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی باشد.سیاست داخلی هم رشد و توسعه محور باشد.بی گمان سخن در این مورد بسیار است.حال سوال این است که آیا راه بهتری برای گوشمالی داعش وجود نداشت و مسئله مهتر توجه به حفاظت جان شهروندان به عنوان یک روش علمی هم نباید فراموش شود .چرا که روش کوبندگی برتر از روش بازدارندگی در مقابله با تروریسم روش برتر روش حفاظتی است که ترور را ناکام می کند در نتیجه تروریسم را هم نا امید.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.