تصفیه های خونین انقلاب را از کجا می توان آغاز کرد. انقلاب خون و انگیزه و دشمن می خواست انقلاب ایران از جنس استقلال هندوستان نبود. سازگاری ایرانی عنصری دو گانه است خلاق یا ناگزیر است. با روند انقلاب سازگاری ایرانی تغییر کرد . رهبری انقلاب را باور این بود که اگر امثال پاکروان اعدام نشوند غائله 28 مرداد تکرار خواهد شد این تحلیل همه بود از مجاهدین تا جنبش و هم فدائیان خلق و پیکار همه خطر را امپریالیسم می دانستند ارتش را پایگاه امپریالیسم قلمداد می کردند.
در برابر این موج قوی که حمایت جوانان انقلابی را با خود داشت دولت موقت را نظر این بود که انقلاب ما ضد سلطنتی بوده است ما را چه به امریکا یا دیگران انقلاب هم تمام شده است باید کشور را ساخت. در پی این نظر بود که بازرگان هم می خواست مسعود رجوی به مجلس بیایید هم خلخالی در مجلس باشد هم هادی غفاری باشد و هم عضو جبهه ملی در مجلس باشد اما بازرگان به تعبیر خودش چاقوی بی دسته بود این را هم بارها گفت زمانی که استعفا داد.
متنی که نوشته نشان می داد که او مانند شاه همه را مخالف خودش کرده است. پس کنار رفت رهبری انقلاب هم مانند همیشه بر موج سوار شد و باز اعلام کرد که راضی به دولت موقت نبوده وادار شده است. ایشان همیشه وقتی کسی را کنار می زد می گفت که نمی خواسته اما وادار شده است اما وی در سخنانی یک بار هم گفت اگر همه بگویند بله اسلام بگوید نه یعنی نه . به عبارتی ایشان به دلیل حفظ حکومت که از واجب واجبات بود در هر زمانی موضع مناسب ان زمان را می گرفت.
انقلاب را جریان های مطرح چپ و مذهبی زیر نقد گرفتند. دولت موقت هم موجب سرشکستگی خط امامی ها بود در نتیجه با اشغال سفارت امریکا همه چیز برای این که انقلاب دوباره به وضع ابدی دشمن سازی بیافتد اماده شد. با تسخیر سفارت امریکا جریان چپ در ایران خلع سلاح شد حالا رهبر انقلاب انقلابی تر از همه بود مگر فاز دوران مبارزه با امپریالیسم نبود در نتیجه همه چاقوی را تیز کردند که سر خودشان را هم می برید این چاقو به دست حکومت افتاد. با تسخیر سفارت امریکا در حقیقت خط میانه انقلاب ضد سلطنتی تمام شد بهانه ابدی برای تصفیه آماده شد با شروع جنگ و حمله عراق ساز سوم تکمیل شد که در نتیجه نظامیان در آینده بتوانند با این ادعا که ایران را نجات دهند سهم خواهی کنند. انقلاب و بعد اشغال سفارت امریکا و بعد جنگ انقلاب را در مسیر حذف انداخت .اما در ماه های اول انقلاب جریانات چپ با حمله به دولت موقت خط میانه انقلاب را زمین گیر کردند. دانشجویان که بعد ها خط امامی شدند از دولت موقت سر خورده شدند. در نتیجه با اشغال سفارت امریکا که به جنگ هم یاری رساند تغییر کرد با اشغال سفارت امریکا خط امامی ها دیگر در پرده اول مبارزه قرار گرفتند دانشجوی خط امام افشا و رسوا می کرد.
اما جریانات چپ از بهمن تا آبان ماه 1358 چه فضای در ایران را رقم زدند. شعار های رادیکال بود انگیزه آن هم درک لنینی از انقلاب بود. انقلاب از نظر این جریانات تمام نشده بود. بهمن قیام بود باید نوید یک انقلاب را می داد که جوهره اش دموکراتیک باشد و رهبری آن هم سازمان های انقلابی به دوش بگیرند . فقط حزب توده این چنین فکر نمی کرد که البته این حزب هم در راستای منافع بلوک خلق شوروی عمل می کرد و با دولت موقت به راستی سر جنگ داشت. به عبارتی انقلاب باید با شعار های رادیکال به سمت انقلاب واقعی می رفت. به عبارتی چپ ها به دنبال انقلاب دیگر بودند تا رهبری آن را بدست بگیرند . شعار ها همه در این جهت بود انقلاب رخ داد اما باز رهبر آن اقای خمینی بود که اشغال سفارت را انقلاب دوم نامید و اعلام کرد که ما انقلابمان را به تمام دنیا صادر می کنیم.
کمتر نقدی را نگارنده از این رادیکالیسم از سوی جریانات چپ دیده ام . این نکته مهم است که هر جریان و فرد باید نقش خود را در انچه که اتفاق افتاد ببیند. انقلاب با تسخیر سفارت امریکا که این بار هم رهبری اقای خمینی بود در مدار کانال حذف رقیبان قرار گرفت حتی جریانات انقلاب را هم دنبال حکومت انداخت اگر چه این دنباله روی را جریانات با رادیکالیسم بیشتر جواب دادند اما در واقع مهار کار در دست اقای خمینی قرار گرفت تنها سیاست مدار هم قد وی که در حوزه شریعتمداری بود و در سیاست بازرگان بود در عمل در موضع بسیار ضیعف قرار گرفتند که دیگر نیرویی به حساب نمی آمدند.