جمعه 15th ژوئن 2012 , ساعت: 08:06کد مطلب : 12805 نسخه قابل چاپ
همزمان با اعمال محدودیت های غیرعادی بر زندانیان سیاسی

یک هفته بی خبری از ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام

بنا به اخبار دریافتی سایت ملی-مذهبی ‏۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان کارون اهواز با گذشت یک هفته از خارج کردن آنها ار بند عمومی، همچنان در وضعیت نامعلومی قرار دارند و هر لحظه امکان دارد حکم ناعادلانه اعدام آنها به صورت پنهانی اجرا شود.‏

به گزارش وبسایت ملی-مذهبی از پنج زندانی سیاسی عرب محکوم به اعدام در زندان کارون اهواز به نامهای عبدالرحمن حیدری، طه حیدری، جمشید حیدری، منصور حیدری و امیر معاوی هیچ خبری در دست نیست و از روز شنبه نهم ژوئن که از بند عمومی خارج و به مکان نامعلومی منتقل شده اند ، مقامات قضایی خوزستان و زندان کارون اهواز هیچ اظهار نظری در این رابطه نکرده اند.‏‏

در همین حال در روزهای گذشته وضعیت فوق العاده در بند زندانیان سیاسی در زندان کارون اهواز حکم فرما شده است و نیروهای انتظامی در زندان مستقر شده اند.‏

همچنین در روزهای اخیر محدودیت های کم سابقه ای نظیر قطع تلفن ها و ملاقاتها برای بعضی از زندانیان سیاسی اعمال شده است.‏

تا کنون تلاش های خبرنگار وبسایت ملی – مذهبی برای مصاحبه با خانواده این زندانیان بی نتیجه بوده است. دو فعال عرب ساکن شهر اهواز نیز به خبرنگار ملی-مذهبی گفته اند که از هرگونه اظهار نظر در رابطه با این پرونده منع شده اند.‏ ‏

یک فعال حقوق بشر در این زمینه به وبسایت ملی – مذهبی گفت:”مسئولان قضایی و امنیتی خوزستان به دنبال پنهان کاری هستند واین احتمال وجود دارد که وضعیت نامشخص این ۵ زندانی عقیدتی و اعمال محدودیت های کم سابقه بر دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی در زندان کارون با هم مرتبط باشند و همه اینها باعث تقویت این نگرانی میشود که برخی مسئولان استان خوزستان میخواهند ۵ زندانی سیاسی عرب را در خفا اعدام کنند.”‏

وی در رابطه با حکم اعدام صادره برای آنها افزود:” حکم اعدام صادر شده ناعادلانه است. این حکم در حالی صادر شده که خانواده زندانیان و خود آنها اعلام کرده اند که در دوران بازداشت موقت تحت شکنجه بوده اند و اتهامات وارده را قبول ندارد. از طرفی با توجه به اتهام وارده، پرونده باید در دادگاه جزایی و به صورت شفاف وعلنی مورد بررسی قرار گیرد. ولی متاسفانه در روندی غیرقانونی حکم اعدام پشت درهای بسته ، بدون حضور وکیل و در دادگاه انقلاب صادر شده است.” ‏

این فعال حقوق بشری پیشتر به سایت ملی – مذهبی اظهار داشت: “با توجه به ابهامات موجود در پرونده و اتهام انتسابی ، انتظار میرود حکم اعدام صادر شده از سوی دادگاه انقلاب لغو و روند محاکمه طبق قانون در دادگاه جزایی و باحضور رسانه ها و وکلای متهمان به صورت شفاف برگزار شود و اعترافات اخذ شده تحت فشار مبنای صدور حکم قرار نگیرد.”‏‏

شیان ذکر است سه برادر به‌ نام‌های عبدالرحمان حیدری، طاها حیدری، جمشید حیدری و پسرعموی‌شان منصور حیدری در کنار امیر معاوی، پنج شهروند عرب زبانی هستند که در تظاهرات سال گذشته شهروندان عرب زبان در فروردین‌ماه سال ۹۰ در شهرک ملاشیه در غرب شهر اهواز بازداشت شدند و به اتهام قتل یک مامور امنیتی به اعدام محکوم شدند. این زندانیان بارها اتهام وارده را رد کرده اند. ‏

در همین رابطه سازمان حقوق بشری عفو بین الملل روز دوشنبه یازده ژوئن با صدور بیانیه ای خواستار توقف فوری هرگونه تلاش برای اجرای حکم اعدام این ۵ زندانی سیاسی عرب استان خوزستان شده بود.‏

آن هریسون، قائم مقام بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در عفوبین الملل در این رابطه گفته است: “ایران باید فوراً هر برنامه ای برای اعدام این پنج نفر را متوقف کند.احکام اعدام کلیه کسانی که در زندان های ایران در انتظار مرگ هستند باید به کلی ملغی شود یا مورد تخفیف قرار گیرد. خانواده این افراد باید فوراً از وضعیت و مکان نگهداری آنها مطلع شوند و آنها باید امکان دسترسی به وکیل انتخابی خود را داشته باشند. در طول زمان بازداشت و زندان، آنها باید از هر گونه شکنجه و بدرفتاری مصون بوده و امکان دسترسی به مراقبت های پزشکی مورد نیاز را داشته باشند.”‏

 


  1. بو محمد المحمراوی

    با سلام. قبل از سقوط شاه وزمانی که از زبان عمامه به سران منبری وغیر منبری نقل و وصف عدالت علی علیه السلام رامی شنیدیم،عطوفت،رئفت وخلق حسنه غیر منتقم وی را حتی درحق ابن ملجم را نقل کردهودر نهایت وقتی تصاویر خمینی را با نشستن ساده درزیر درخت میوه در نوفل لوشاتو ودرکنارش یک نیم کاسه سیب زمینی سرخ کرده می دیدیم،همگی حسرت نظام اسلامی را می کشیدیم،فکر نمی کردیم حوزه ومسجد قم را رها ساخته در جمکران وبین نیاوران وسعد آباد مسکن گزیندواین منادی دفاع از مستضعفین به جایی نشست که نه صدای مستضعف را می شنید ونه مستضعفی از آنجا گذر می کرد،مگر صدای تیربارانهای اوین را بگوش شنوا بود.باآمدن ایشان وسوار شدن برعواطف واحساسات کور مذهبی، ابتداء شروع به پیاده کردن اولین کسانی کردکه به بی عدالتی دادگاههای انقلاب اعتراض(آیه الله شبیر خاقانی ،مهندس بازرگان و..)کردند،واین شتر خواباندن را از خانه ای به درب خانه ای دیگر بردند تا بیاران نزدیکش (آقای منتظری وحسن قمی و..)رسید وجانشینان هم چنین راه وی را ادامه داده میرحسین که سهل کروبی را از قطار پیاده کردند،اجراه زندانش را ازو می گیرند،بنده خدا هم هنوز به حرم امامش آویزان ودوستی که میرحسین را ورطه برد یواشکی به انتخابات رای میدهد که خودش تحریم وبدتر توجیه وعذر بدتر از گناه می کند.دادگاهها اگر درجائی صوری محاکمه می کرد درهزاران جای دیگر کاربه بازجویی هم نمی رسید،وقتی گیلانی اعدام دو فرزندش راتاییدوجنتی قتل فرزندش را عیدگرفت،بی عاطفگی این پدران ازعطوفت ورئفتی که همه موجودات دارند محرز شد،قطب زاده همراه همیشگی آقا هزینه هتک حرمت آقای شریعتمداری شد،ناجوانمردی هم عیان شد،دروغ که صف عام مسئولین و خطبای جمعه، ریا وچاپلوسی جامعه را فرا گرفت،احمد خمینی از سر راه برداشته شد،هر سال که ازمدعیان اسلامیت ناب محمدی می گذشت، برتعداد عزاداران بی نماز افزوده می شد،افزون برامامزاده ها امامزادگان با استشهاد محلی سبزمیشدندکار به امامزاده بیژن متحرک رسید،پست خانه امام الزمان چاه درجمکران با وقت اداری فقط شبهای چهارشنبه شد،تا کار به شتربان شترخواب جناب رفسنجانی رسید،دخترش را در امامزاده ووقت اذان بفاحشی بستند،آقایان وقتی پایشان در قبر سرازیر می شود تازه یادشان می آید که تا از اعدام شدگان عذرخواسته وحلالیت بطلبند،یا جناب جوادی آملی که روزی سردسته چماقداران حمله کننده به خانه آقای منتظری بود ومدرس اخلاق ودرحوزه وتلویزیون برنامه ای چند ساله داشته ویکی از کانالها را سرقفلی کرده ورژیمش با داشتن صدهها حوزه زن ومرد وصدهها هزار طلبه وآن همه موسسات عریض وطویل دینی ومذهبی وسازمانهای گسترده ووزارت ارشاد اسلامی وهزاران امامان جمعه وجماعات وقطاری از مرجعیتها همین جوادی آملی پس از ۳۳ سال جمهوری هاله ای با نمایندگان مصوب امام الزمانی اش تازه متوجه شدند که ۸۰ درصد جامعه با وام و ربا زندگی میکنند،واین روایت را که خودشان نقل و می گفتند ربا دهنده از زانی به مادرش در مکه بدتر است و…..،رفسنجانی هم مدعی می شود که بعضی از مسئولین وحامیان فعلی ریشه در انقلاب ندارند، حال یادش رفته که مهندس بازرگان و صحابی از خودش ریشه دارتر بودند،که هم وغم خود و رفقای بی ریشه اش ریشه آنان را از انقلاب کندو…
    روزی گنجی در کردستان کلاشینکف بدست وبعدش قلم بدست وحقوق بشری می شود وجایش را به سعید امامی می دهد،فلاحیان هم روزه خوان مجلس دوست وهمکاروحسینیان خطیب منبرش،خلاصه این چرخ گردان ناجوانمردی همچنان می چرخد،اگر تمام جنایتهای قذافی،صالح یمنی،حسنی مبارک وبن علی را بتوان ۳ ضرب کنیم،هرگز بگرد جنایتهای سال ۶۰ و۶۷ حضرات در طهران نمی رسد،حال بماندکه ظاهرا حضرات ومتاسفانه اکثر ونه همه اپوزسیون در قلع وقمع کورد وعرب وتورک متفق القولند،والی چرا باید سایتها وپالتاکیها آنقدر که برای مردن یک ببیر وشیر در باغ وحش چار زدند برای این پنج جوان عرب، جمله ای ننوشته اند ،خانم شیرین عبادی تا این لحظه و از هراس عده ای که نژادپرستی برعقلشان خیمه زده حرفی نمی زند ونامه ای نمی نویسد،یا خانم کار که برای حرف ح یا ه آنچنان دست بقلم شده بود ،حال بخوبی می داند همین سه جوان (حیدری) برادرند وفرزندان همان نعیمه عربی هستند که نه تنها وکیلی برای دفاع نداشتند،بلکه زبان بازجوی اطلاعات را نمی دانستند، زیر شکنجه های قاتل زیر اقرارات نگفته ونوشته های مهندسی شده مجبور به امضاء شده اند.شاید خانم کار که روزی شیر وسرشیر نعمیه را با نان تنوری وخانگی نوش جان می کرد نمک گیر نشده است.
    با تشکر از سایت ملی مذهبی از انعکاس خبر فوق ، امیدواریم بقیه هم بحکم انصاف بشری از هر ذیحقی دفاع کنند تا صدق وصداقتشان را ثابت کنند.وسلام

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.