شنبه ۱۸ام شهریور ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۱:۰۶کد مطلب : 22640 نسخه قابل چاپ
بیانیه جمعی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی در اعتراض به توافقنامه حزب دموکرات و کومله

حفظ استقلال و تمامیّت ارضی ایران، سرآغاز هر کارپایۀ سیاسی است!

جمعی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی با صدور بیانیه ای به اعتراض به توافقنامه اخیر دو تشکل کرد، حزب دموکرات و حزب کومله کردستان ایران پرداختند.

دربخشی از این بیانیه  آمده است: در توافق‌نامه دو سازمان کرد ایده‌هایی طرح شده که خواه ناخواه یکپارچگی ملی ایران را زیر سؤال می‌برد. تقسیم ایران به ملت‌های گوناگون و سپس تکیه بر “اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خود”، جز جداسری این “ملت‌ها” و تشکیل چندین “دولت ملی” به تعداد اقوام ساکن ایران، فرجامی ندارد.

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن به سایت ملی – مذهبی رسیده به شرح زیر است:

توافق‌نامۀ مشترک رهبریِ دو سازمان “حزب دموکرات کردستان ایران” و “کومله”، که به تاریخ اول ژوئن ۲۰۱۲ منتشر شد، ما امضاکنندکان این بیانیّه را بر آن داشت که مرزبندی روشن و قاطعِ خود را با این توافق‌نامه، که آشکارا زمینه‌ای برای تجزیه وتلاشی ایران است اعلام کنیم.

 به باور ما، تدوین‌کنندگان توافق‌نامۀ مشترک حزب دموکرات کردستان ایران و کومله، با طرحِ برخی از مباحث، بی هیچ پرده‌پوشی چارچوبِ نظری و سیاسی تجزیۀ ایران را ارائه کرده‌اند. طرح تزهایی مانند “جنبش رهایی‌بخش ملت کرد در کردستان ایران” و این نظر که: «حقوق سیاسی ملت کُرد که در رأس آنها حق تعیین سرنوشت قرار دارد» و از آن روشن‌تر، پیشنهاد “فدرالیسم ملی – جغرافیایی” به عنوان “شعار اصلی و برنامۀ سیاسی” با تکیه بر “ملیت‌های ایران فدرال” گواهی بر این طرز فکر است.

گویا تدوین‌کنندگان توافق‌نامه بر آنند که ایران ملت‌های کُرد و آذری و ترکمن و بلوچ و عرب و فارس و احیاناً چند ملت دیگر را در بر می‌گیرد! اما تقسیم ایران به ملّت‌ها و ملیّت‌هایِ گوناگون، آشکارا با  وجود یگانگی ملی مردم ایران و به طریق اوُلی، با دولت واحد کشور ایران در تضاد است.

روشن است که تکیه بر “حق ملل در تعیین سرنوشت خویش” لاجرم به شناسایی و پذیرش “حقّ جدایی واحدهای ملی” تا تشکیل “دولت”های ساختگی می‌انجامد. تصادفی نیست که نویسندگان توافق‌نامه از “جنبش رهایی‌بخش ملت کرد” سخن گفته‌اند. برخی از فرمول‌بندی‌های توافق‌نامه یادآور شرایط ملت‌هایی است که یوغ استعمار را به گرده می‌کشند، درحالیکه در ایران علی‌رغم وجود نارسایی های بسیار در رفتارهای حاکمیت‌ها هیچگاه دولتی منبعث از گروهی قومی در رأس “ملت یا ملت‌های زیرسلطه” دیده نشده است.

اقوام ساکن فلات ایران، طی قرن‌ها در کنار هم زیسته و ملت واحد ایران را پدید آورده‌اند. آنها برای حفظ کیان و تمامیت ارضی زادوبوم مشترک خود، تاریخی سرشار از فداکاری و جانبازی پشت سر گذاشته‌اند. در این سرزمین هیچ قومی بر آن نبوده که اقوام دیگر را با قهر و لشکرکشی، به زیر سلطۀ خویش در آورد، بنابرین طرح تزهایی مانند “جنبش رهایی‌بخش ملی” نمی‌تواند پایه و اساس معقولی داشته باشد.

مادها، که دولت در ایرانزمین تشکیل دادند، از همین منطقۀ کردستان و آذربایجان، برخاستند. در درازنای تاریخ ایران، تا پس از جنگ جهانی دوم (۱۳۲۴ خورشیدی) هرگز جنبشی با مضمون جدایی طلبانه از سوی اقوام ایرانی دیده نشده است. یکایک اقوام پیوندهای ملی خود با همدیگر را به خوبی می‌شناختند و هرگز به دنبال دولتی مستقل با سرشت قومی نبودند. نخستین بار این روس‌ها بودند که با اهداف استعماری، زمینه تشکیل “فرقۀ دموکرات آذربایجان” و “جمهوری مهاباد” را پدید آوردند. آنها به محض رسیدن به منافع کوتاه مدت خود، پشت این دو “جنبش ملی” را خالی کردند تا دشمنان تمام ملت ایران، رادمردانی چون “قاضی محمد” را بر دار کنند.

در توافق‌نامه دو سازمان کرد ایده‌هایی طرح شده که خواه ناخواه یکپارچگی ملی ایران را زیر سؤال می‌برد. تقسیم ایران به ملت‌های گوناگون و سپس تکیه بر “اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خود”، جز جداسری این “ملت‌ها” و تشکیل چندین “دولت ملی” به تعداد اقوام ساکن ایران، فرجامی ندارد. چنین اقدامی بیش از هر چیز دیگر، مجوزی برای تشدید سرکوب خواهد بود و هدف اصلی آن منزوی کردن نیروهای سیاسی دموکراسی‌خواهی است که در کردستان حضور دارند تا این دو گروه هژمونی خود را بر سایرین غالب کند.

با توجه به این درک نادرست و خطرناک از مسئله ملی است که ما امضاکنندگان این بیانیّه، از همۀ سازمان‌های سیاسی آزادیخواه، محافل فرهنگی و تشکلات مدنی می‌خواهیم که ضمن افشای این گونه تلاش‌ها، با هرنوع جدایی‌طلبی قاطعانه مرزبندی کنند.

امضاکنندگان این بیانیّه از یک دولت ملی مرکزی با ساختارغیرمتمرکز دفاع می‌کنند. به نظر ما سیستم فدرال با واقعیّت‌های تاریخی و سیاسی کشور ما همخوانی ندارد. ما برای رسیدن به یک ساختار سیاسی متعادل و غیرمتمرکز، از احیای ایده اصیل و ایرانی تشکیل انجمن‌های ایالتی، یکی از میراث‌های گرانبهای نهضت مشروطه، دفاع می‌کنیم. به نظر ما این ایده با تکیه بر تقسیمات کشوری، همه ایالت‌های ایران را بدون توجه به رنگ و نشان‌های قومی، در بر می‌گیرد.

امضاکنندگان این بیانیّه احترام به هویّت قومی ـ تباری همه شهروندان ایران را که شناسه‌های اصلی آن در زبان و فرهنگ و کیش این اقوام نمایان است، وظیفه هر ایرانی می‌داند. لذاسیاست خشن و سرکوب گروتبعیض آمیزدولت جمهوری اسلامی علیه اقوام واقلیّت های دینی – فرهنگیِ ساکن ایران را، به ویژه درزمینۀ مذهب وزبان مادری به شدت محکوم می کنیم. در ایران فردا، هر دولت مردمی موظف است که بهترین شرایط را به شکل عادلانه و برابر برای بالندگی همه اقوام ایرانی فراهم سازد.

دکترماشاءالله آجودانی؛ دریادارهوشنگ آریان پور؛ دکتر سیروس آرین پور؛ ابوالفضل اردوخانی؛ کمال ارس؛ دکترمحمد ارسی؛ اردوان ارشاد؛ حسین اسدی؛ محمود ارگی؛ دکتر ایرج اشراقی؛ کورش افطسی؛ ارژنگ برهان‌آزاد؛ بابک امیرخسروی؛ محمد امینی؛ مهدی امینی؛ دکتر کاظم ایزدی؛ دکتر مهران براتی؛ دکتر محمد برقعی؛ دکتر بهروز بیات؛ جمشید بیاتی؛ بیژن پوربهنام؛ بیژن پورمندی؛ حبیب پرزین؛ دکتر امیر پیشداد؛ دکتر سعید پیوندی؛ دکتر نصرالله جهانشاهلو افشار؛مهندس رضا حاجی؛ بهرام چوبینه؛ محسن حیدریان؛ مهدی خانبابا تهرانی؛ اسماعیل ختائی؛ دکتر مهرداد درویش پور؛ شیرین دخت دقیقیان؛ هوشنگ رمضان پور؛ دکتر ماندانا زندیان؛ دکتر حمید زنگنه؛ لهراسب زینالی؛ پرویز سروش؛اسدالله سرخیل؛ دکتر محمد سهیمی؛ علی شاکری؛ مهندس منوچهر صالحی؛ حمید صدر؛ رامین صفی زاده؛ پرویز ضرغامی؛ دکتراسفندیارطبری؛ دکتر اسدالله طیورچی؛ دکتر ضیا عابدی؛ بهرام عباسی؛ نازی عظیما؛ شهرام فداکار؛ فرهاد فرجاد؛ سرهنگ فروزین؛ دکترفرهنگ قاسمی؛ کامبیز قائم مقام؛ دکتر محسن قائم مقام؛ دکتر سیاوش قائنی؛ دکترمصطفی قهرمانی؛ دکتر عزیز کرملو؛ علی کشتگر؛ دکتر بهزاد کشاورزی؛ علی کشگر؛ حمید کوثری؛ رضا گوهرزاد؛ حسن لباسچی؛ علی لیمونادی؛ مهندس بهمن مبشری؛ دکتر هدایت متین دفتری؛ داریوش مجلسی؛ ملیحه محمدی؛ فرخنده مدرسی؛ تراب مستوفی؛ دکتر مهدی ممکن؛ بیژن مهر؛ بهجت مهرآسا؛ دکتر محمدعلی مهرآسا؛ مهدی موبدی؛ دکتر اکبر مهدی؛ فرید مهران ادیب؛ محمود مهران ادیب؛ دکتر همایون مهمنش؛ مهران میرفخرائی؛ علی نادری؛ رضا نافعی؛ نقی نقاشیان؛ مهدی نوربخش؛ سیروس هوشنگی؛ حسن یوسفی اشکوری

• به امضاء کنندگان گرامی عرض می کنم که بنا نداشته ام و ندارم اعتراضیه ها و بیانیه ها و فراخوان ها را امضاء کنم. الا اینکه  پای استقلال ایران و آزادی مردم ایران به میان است. این اعتراضیه و نقد و هر اعتراضیه و نقد  دیگری بر تجزیه طلبی را برحق می دانم و با این و آنها موافقم. تحول از طریق مردم و با شرکت و به دست مردم، با تجزیه طلبی ناسازگار است. مراجعه به قدرت خارجی محور کردن آن در سیاست داخلی و باز کردن دست آن در امور کشور و بستن دست مردم است. در عوض، همگرائی در درون توانائی است و همگان را به این همگرائی فرا می خوانم.

ابوالحسن بنی صدر

*******

لطفا کسانی که مایلند این بیانیه را امضاء نمایند برای اعلام حمایت ، نام  و نام خانوادگی خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال فرمایند:

        [email protected]


حوزه :
  1. مهری ازخوی

    با صدور چنین بیانیه ای کاری پیش نمی برید مردم ترک رهشان را انتخاب کرده اند و چنین اطلاعیه وبیانیه ها فقط چهره نژادپرستان مخفی را روشن می کند.حضرات دکتر ومهندس خیلی عقب تر از زمات بسز می برند.

    • ناشناس

      دوست عزیز اول از همه این که آذری های ایران زمین خود را ترک نمی دانند، دوم این که بخشی از هویت قومی ما در هویت ایرانی مستحیل شده است، سوم این که من قبل از هر گونه اظهار نظری معتقدم که باید دقت کنم آیا در چهارچوب نفع عمومی سخن می گویم و یا در خدمت دیگرانی قرار دارم که هیچ نسبتی با من ندارند، چهارم این که اگر به لحاظ تاریخی ایرانیان فارس به من بگویند که آذربایجان همیشه قطعه ای از ایران زمین بوده و ما قومی مهاجر به اینجا هستیم بدون تعصب های قومی و دروغ های تاریخی چه باید پاسخ دهم، پس من یک آذری ایرانی هستم که اولویت های من در حوزه سیاست شامل همان مطالبات تاریخی از مشروطه به این سو است و بر این باور هستم که در چهارچوب توسعه سیاسی به مطالبات دیگرم در حوزه های حقوق بشری و کسب اختیارات بیشتر به عنوان مصادیق دموکراسی خواهم رسید

  2. جمشید

    این مختصر به قلم آقای آ.ائلیار است و نظر اینجانب هم می باشد.

    با سپاس
    جمشید

    ایران گلوبال
    نشریه خبری سیاسی الکترونیک
    Iran Global (iranian futurist online magazine)

    شنبه, سپتامبر ۸, ۲۰۱۲ – ۱۶:۲۹
    تمامیت ارضی در بیانیه جمعی روشنفکران و «حق انتخاب»

    مسئله اینست که آیا انسان – یا انسانها – و به ویژه مردمان دهها ملیونی «حق انتخاب» دارند یا نه؟ آیا حق دارند «راه زندگی جمعی خود را آگاهانه و آزادانه انتخاب بکنند یانه؟» این پرسشی ست که در بیانه این روشنفکران غیر مستقیم پاسخ منفی دریافت میکند.
    از نظر من انتخاب و این انتخاب حق خدشه نا پذیر انسانهاست. اعمال « زور و قدرت» برای نفی آن میتواند پدید آورنده کشتارهایی علیه بشریت باشد. هدف از راحلها دور زدن کشتار انسان و انسانهاست. راحلهایی که در مشکلات مردمان گوناگون به جنگ و خونریزی ختم میشوند قابل دفاع نیستند. انتخاب درست و نادرست بحث دیگریست که به نفی حق انتخاب مربوط نمیشود.

    به دنبال توافقنامه “حزب دموکرات کردستان ایران” و “کومله”، که به تاریخ اول ژوئن ۲۰۱۲ منتشر شد، و مورد نقد و بررسی در رسانه ها قرار گرفت، اکنون « بیانیه ی جمعی – حفظ استقلال و تمامیّت ارضی ایران، سرآغاز هر کارپایه سیاسی» از سوی گروهی از روشنفکران ایرانی در واکنش به آن انتشار یافته است.

    در این بیانه گره مسئله روی نقطه تمامیت ارضی و تعیین سرنوشت قرار دارد که نویسندگان خواهان حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران هستند. و در مقابل مدل فدرالیسم ملی- جغرافیایی از سوی دو سازمان از مدل « انجمنهای ایالتی» دفاع میکنند. ولی همه در مورد «برقراری یک سیستم غیرمتمرکز» متفق اند. واژه انجمن دیگر کهنه شده و بهتر است به جای آن «پارلمان ایالتی» به کار برده شود.

    رسیدگی به اهداف احتمالی دو سازمان یاد شده در آینده، کار آینده است و از موضوع حال خارج. آنچه اینان در شرایط حاضر میخواهند و نقطه مشترک است اداره ایران با یک سیستم غیر متمرکز میباشد. بنا برین از نظر من مسئله تجزیه و جدایی از ایران در توافقنامه آنها منتفی ست. در مورد مدلهای اداره غیر متمرکز هم میتوان بحث و تبال نظر کرد و به مدل مشترکی رسید.

    اما تعیین سرنوشت. مسئله اینست که آیا انسان – یا انسانها – و به ویژه مردمان دهها ملیونی «حق انتخاب» دارند یا نه؟ آیا حق دارند «راه زندگی جمعی خود را آگاهانه و آزادانه انتخاب بکنند یانه؟» این پرسشی ست که در بیانه این روشنفکران غیر مستقیم پاسخ منفی دریافت میکند.

    از نظر من انتخاب و این انتخاب حق خدشه نا پذیر انسانهاست. اعمال « زور و قدرت» برای نفی آن میتواند پدید آورنده کشتارهایی علیه بشریت باشد. هدف از راحلها دور زدن کشتار انسان و انسانهاست. راحلهایی که در مشکلات مردمان گوناگون به جنگ و خونریزی ختم میشوند قابل دفاع نیستند. انتخاب درست و نادرست بحث دیگریست که به نفی حق انتخاب مربوط نمیشود.

    این روشنفکران که برخی از آنان نوشته های زیادی در پیرامون حقوق و اخلاق و سیاست دارند بهتر است وضعیت «حق انتخاب» را در نظریه « حفظ تمامیت ارضی» روشن کنند. تا آنجاییکه من از این بیانیه دستگیرم شد این تئوری متضاد و بیگانه با حق انتخاب است. چیزی که نادیده گرفتن و نفی آن میتواند مانع جدی در همزیستی مشترک باشد.

    در مورد سیستم غیر متمرکز، قالب آن گرچه مهم است ولی نقش محتوا را ندارد. ضرورت دارد محتوا برابر حقوقی سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی ، اداری، و غیره را تأمین و حفظ کند. در ایران مردمان گوناگون بر اساس جغرافیا و ملیت به شکل طبیعی تقسیمات قابل ملاحظه ای دارند بهتر است در انتخاب مدل سیستم به این موضوع اهمیت کافی داده شود. اینکه نام تقسیمات فدرال باشد یا ایالت مشکلی را حل نمیکند مهم محتوای قوانینی ست که تنظیم خواهد شد.

    به مسایل دیگریکه در این زمینه میتوانند مطرح بشوند در گذشته پرداخته ام از اینرو به همین مختصر بسنده میکنم.

  3. reaza

    بوی گند پان گرگها و تجزیه طلبان در کامنت ها می أید.

  4. soheil

    ما مردم معمولی کاری با تجزیه طلبا نداریم تا به وقتش. تجزیه طلب از این مردم نیست پس متجاوز به این آب و خاکه . به عنوان یه جوون ۲۸ ساله آماده جنگ با شما{…} هستم

  5. ahmad

    من خودم کردم زادگاهم ایلام است اما به یگانگی خدا جزو اولین کسانی خواهم بود که برای حفظ تمامیت ارضی ایران بزرگ اسلحه بدست بگیرم حتی اگر در برابرم کرد بایستد حساب ترک و ترکمن که جداست

  6. حمید

    کوتوله های سیاسی تجزیه طلب امروز به جای تکیه بر حقوق انسانی و شهروندی که نسخه نجات بخش همه کشورهای پیشرفته جهان با اقوام و گرایشهای فکری مختلف بوده و هست امروز برای حقوق پایمال شده کردها-نه همه ایرانی ها- اشک تمساح می ریزند. چرا که منافع باندی و شخصی شان اینگونه حکم می کند که با ساختن کشورهای کوچک حکومتی برای خود دست و پا کنند. اما این جماعت اگر کوچکترین صداقتی داشتند بجای پیچیدن نسخه تجزیه ی خانه پدری بر حقوق برابر همه انسان ها از هر قوم و رنگ و نژادی تاکید می کردند….

  7. دیاکۆ

    باید کمی در رابطه با مرزهای واقعی و مجازی اندیشید!!!
    باید اندکی درعبارتهای “اهالی یک کشور چند ملیتی” و “ملتهای چند تکه شده توسط چند کشور” عمیق شد!!!
    باید تفاوت “تمامیت ارضی” تو ت”مامیت ملی” دیگران را فهمید!!!
    باید فهمید که چرا یکی حق دارد و دیگری ندارد؟!!!! و اینکه این سوال به درازای بیش از ۳۰ سال و اندی است.
    باید فهمید که حد و مرز حقوق انسانها را چه کسی تعیین میکند؟!!!

  8. Dara

    اخیرا در بعضی‌ از سایت‌ها بیانیه ایی در رابطه با توافق نامهٔ احزاب کومله و دمکرات منتشر گردیده است که جای دارد که این بیانیه مورد نقد و بررسی‌ قرار بگیرد :

    در بخشی از این بیانیه آمده است : در توافق‌نامه دو سازمان کرد ایده‌هایی طرح شده که خواه ناخواه یکپارچگی ملی ایران را زیر سؤال می‌برد. تقسیم ایران به ملت‌های گوناگون و سپس تکیه بر “اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خود”، جز جداسری این “ملت‌ها” و تشکیل چندین “دولت ملی” به تعداد اقوام ساکن ایران، فرجامی ندارد.

    در ابتدا به این مساله باید پرداخت که آیا در کجای جهان فدرالیسم یکپارچگی یک کشور را تهدید کرده است چه بسا باعث همدلی و مشارکت هرچه بیشتر اقشار مختلف در صحنه‌ی سیاسی کشور شده است ، و در مورد قسمت دوم این پاراگراف که اشاره به تقسیم ایران به ملتهای گوناگون دارد ، در اینجا این سوال مطرح میشود که آیا ایران کشوری که در آن ۲۸ ملیت ساکن است می‌توان برای همیشه بر این مساله چشم پوشی کرد و از به رسمیت شناختن این ملتها سرباز زد و حقوق آنها را به رسمیت نشناخت ؟ و آیا چندین دولت ملی‌ فرجامی ندارد یا یک حکومت مرکزی مستبد که بارها و بارها در قالبهای مختلف جواب خود را پس داده است ، آیا اساسا کشور بزرگ و پهناوری مثل ایران و آن همه تنوع ملیتی – نژادی با حکومتی غیر از یک حکومت فدرال می‌توان آن را اداره کرد به شرطی که همه در آن حضور و نقش داشته باشند و حقوق همه آحاد محترم شمرده شود ؟

    همیشه در تاریخ ایران چنانچه در گوشه و کنار این کشور در هر برهه ایی از زمان چنانچه مردمانی برای احقاق حقوق خود قیام کرده و سر بر آورده اند به دلایل مختلف و تحت عناوینی همچون فتنه ، تجزیه طلبی و آشوب خون این ملتها را در شیشه کرده اند و بزرگان آن مردمان را که چه بسا در میان مردم از اهمیت و اعتبار خاصی‌ برخوردار بوده اند به فجیع‌ترین شکل شکنجه ، زندانی و اعدام کرده اند ( اعدام قاضی محمد ، مسئله ایی که هیچگاه از ذهن ما پاک نخواهد شد ) هرچند اگر فرض کنیم مردمانی و ملتی‌ قصد تشکیل یک کشور مستقل و همچنین آزاد را داشته باشند مرتکب گناه کبیره نشده اند ، و کسی‌ تحت این عنوان حق کشتار و نابود کردن این مردمان را ندارد ، البته این مساله برای همه به طور شفاف نمایان است که این احزاب کرد قصد تجزیهٔ ایران را ندارند و اگر هم داشته باشند از ابراز آن ترسی‌ ندارند چون به اندازهٔ کافی‌ در میان مردم کردستان دارای پایگاه اجتماعی و مشروعیت هستند ، کسانی هم اگر اکنون اتفاقاتی را در کردستان شاهد هستند نتیجهٔ سالها سرکوب و خفقان است که امروز خود را نمایان می‌کند .

    کردستان ایران نه تنها همراه با دیگر مردمان ایران دستخوش تغییرات قرار می‌گیرد ، تحت تاثیر قسمتهای دیگر کردستان که خارج از مرزهای ایران هستند و امروز شاهد تغییر هستند قرار می‌گیرد اما چیزی که بسیار نظرها را به خود جلب می‌کند این است که آیا اگر این افراد که این بیانیه را امضا کرده اند دارای کمترین قدرت سیاسی بودند فعالین سیاسی کردستان را تحت تعقیب قرار نمی‌دادند ؟

    هرچند در میان امضا کنندگان اسم کسانی‌ همچون بنی‌ صدر به چشم می‌خورد که نه تنها در رابطه با مردم کردستان بلکه به خاطره کل جنایتی که در گذشته مرتکب شده اند ، در یک دادگاه از خود دفاع کند چون هنوز این گفته ایشان که فرموده بودند : بنده پوتین‌هایتان را باز نکنید تا اینکه کل کردستان را آزاد نکرده اید !!! از ذهن مردم کردستان پاک نشده است …

    • خجالت آور است! بنی صدر جنایت کرده است!؟ بنی صدر که ۳۰ سال خارج کشور است چرا از او شکایت نکردید برای این به اصطلاح جنایتها؟

      فرمان جهاد را خمینی در ۲۸ مرداد ۵۸ صادر کرد، به دروغ می گویید در آن زمان بنی صدر فرمانده کل قوا بود و دستور سرکوب داد در حالیکه در این زمان بنی صدر کاره ای نبود، وی در بهمن ۵۸ رئیس جمهور شد. در ثانی بنی صدر هیچ جا نگفته است: “بنده پوتین‌هایتان را باز نکنید تا اینکه کل کردستان را آزاد نکرده اید”، بلکه ماجرا چیز دیگری است:

      http://nagoftehayeiran.blogspot.com/2012/04/blog-post.html

  9. هاشم

    در پاسخ به دستنوشته آقای جمشید خان باید عر کنم که من هم به حقوق انسانی همه اقوام اعتقاد دارم و از دوستان خواهش می کنم به جای توهین کمی دوستانه به موضوع نگاه کنند . یکپارچگی ایران خواست منطقی هر وطن پرستی هست و کمتر ایرانی ای حاظر است که شاهد تکه پاره شدن ایران باشد . من فکر می کنم ظلمی که به اقوام شده است یکی از دلایل تند روی های فعلی است و اگر زمانی حاکمیت ملی در ایران شکل بگیرد تمامی اقوام از جمله اکراد عزیز هم مانند امروز صحبت از جدایی نمی کنند . به صورت آماری و اندک من تجربه این را داشتم که در مناطق کرد نشین با بخشی از مردم در رابطه با تجزیه کردستان صحبت کنم که اکثرا بر این اعتقاد بودند که ما اول ایرانی هستیم بعد کرد . به همین جهت اگر اجباری بر اقوام نباشد من بعید می دانم که خطر فرو پاشی جدی باشد . از یاد نبریم که غربیان و دشمنان خاک ما همواره از تجزیه خاک ایران به نام دموکراسی دفاع کرده اند . نباید فریب بازی دموکراسی غرب را خورد. می گویند زمانی که وزیر دفاع آمریکا از خاک پهناور ایران می گذشت گفته بود ایران زیادی بزرگ است باید فکری به حالش کرد . لذا از همه دوستان می شود این خواهش را داشت که از تند روی های بی منطق در تایید و تکذیب تجزیه ایران پرهیز کنند و همواره باب گفتگو را باز بگذارند . همبستگی اقوام که ایران را پدید آورده است با الفاظ بی محتوا تامین نمی شود .

    • آریا

      به نظر من کسی نمی تواند حق انتخاب را از کس دیگر بگیرد.
      سرنوشت هر ملتی را خود آن ملت باید تعیین نماید.
      بیانیه آقایان دکتر و مهندس در محدود نمودن آرا و نظرات اقشار و آحاد تنها بر چهر خودشان لطمه می زند.
      آزادی و حق تعیین سرنوشت از ابتدایی ترین حقوق انسانهاست که در دنیای امروز بیانیه علیه آن چهره کریه ظالم و غاصب را کریه تر می کند

  10. در حال حاضر، دو شعار و عمل سیاسی بیشترین سود را به “استبداد داخلی” در ایران میرساند: یکی حمایت از “استعمار خارجی” (یعنی امید بستن به تحریم و جنگ) و دیگری تجزیه طلبی است که آن هم با کمک به “استعمار خارجی” (و امید به کمک آن) به “استبداد داخلی” بیشترین یاری را میرساند. و البته همان طور که اهل نظر میدانند این مرحوم مصدق بود که به درستی به دو روی یک سکه بودن استعمار خارجی و استبداد داخلی اشاره موکد داشت.

  11. علی

    با درود .
    بنظر من مخرب اصلی در کشور ما جریانی بنام چپ است که هدفی جز دشمنی و انقراض ایران در سر نداشت و ندارد.جریان چپ که ابشخور ان در شوروی سابق بود نه خواهان ازادی و دمکراسی بود ونه به تمامیت ارضی یران اعتقاد داشت. شعار کشور کثیرالملله و ملیت های تحت ستم راه را برای ازادی خواهی و میهن دوستی سد کرد.
    هزارن شهروند این شعار را در تهران شنیدند که از حلقوم بی خبران شنیده میشد.. دمکراسی و ملی هر دو فریب خلق اند.این شعار شعار چپ ایران در سال ۵۷ بود و بساط چادر و تاتر خلقهای تحت ستم در دانشگاه فاجعه امروزی را درپی داشت. تحت تاثیر جنگ دوم و پیروز ی متفقین و اشغال ایران با وجود داشتن دولت قانونی با چه پشتوانه ای دولت خود مختار در کوردستان و اذربایجان ایجاد میشود ؟
    واقعیت این است که این شعارخلقهای تحت ستم مردم ایران و بویژه مردم کورد را از مبارزه برای ازادی و دمکراسی محروم کرد.
    نگاهی به ارشیو ارتش کافیست بدانیم که چه تعداد از هموطنان نظامی ما در گذشته و اکنون جان خود را در کردستان باخته اند. احزاب کورد برای ازادی انتخابات ازادی رسانه ها ازادی های اجتماعی مبارزه نکردند بلکه هدف انها در سرنگونی نظام سابق و پیروی از مسکو بود و اکنون پیروی از دولت امریکا و دولت اسرائیل خلاصه شده است.
    ما مردم ایران هنوز دارای حق قانونی انتخاب شدن و انتخاب کردن نگشته ایم و حزب من ویا سازمان من حق فعالیت حزبی و سازمانی در ایران را ندارد .من چرا نباید حق فعالیت سیاسی در کوردستان داشته باشم؟
    نه تنها نظام کنونی اسلامی مرا از فعالیت سیاسی محروم میکند بلکه احزاب کورد نیز سازمان و حزبهای غیر کوردی را برنمیتابند.در ایران اسلامی مردم اهل تسنن در تهران خود دارای مسجدی نیستند و این یک ننگ برای مدعیان خلافت الله در روی زمین است.انگونه که دیده میشود دو جریان چپگرا و اسلامی تیشه به ریشه این کشور میزنند.یکی بنام دین و دیگری بنام خلق و خلقها.جالب توجه این که جریان چپ و مدعیان و کباده کشان طبقه کارگر در این هنگامه سکوت مرکبار کرده اند و منازعات کنونی را بخشی از دعوای درون نظام سرمایه داری که نفعی برای طبقه کاگر ندارد ارزیابی میکنند.برای اینکه ایران عراق وافغانستان نشود کلید در دست معماران نظام است که با انتخابات ازاد راه را برای نماینده گان مردم باز کنند و در غیر این صورت نشانی از تاک و تاکنشان نخواهد ماند.با احترام.

  12. جمشید

    جای تعجب دارد دو تشکل که سال ها است با کشور “مادر” در ارتباط هستند صحبت از زنده و آزاد کردن خلق های ایران میکنند .
    چرا اروپا به دنبال ایجاد اروپای متحد است؟ غرب بدنبال جهانی سازی است ؟ اما تئورسین های آنها بلوچستان مستقل را پس از مواجه بحران با کشور پاکستان را پیشنهاد میکنند و در این شرایط خاص که کشور ایران با محاصره همه جانبه “غرب ” مواجه شده سخن از حقوق خلق ها به میان می آید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
    نوادگان شیخ خذعل که سالیان سال است حقوق بگیر “ملکه ” می باشند ، مدعی احقاق حقوق مناطق نفت خیز یا به قول خوشان عرب های ایران شده اند .
    نه ،این ره به ترکستان است . قدرت های فراملی هیچگاه دلشان برای ما نسوخته . راه دگری باید رفت

    • آریا

      خدمت تمای سروران عرض ادب دارم
      من از مقوله اقتصاد به قضیه نگاه می کنم هرچه جمعیت اقتصادی بیشتر باشد ان اقتصاد بیشتر رشد و نمو خواهد نمود پس باید به فکر اتحاد بود و از جدایی دوری نمود ما کردها نه فقط به ایران بزرک بلکه فراتر به اتحادیه خاورمیانه بزرگ فکر می کنیم نگاهی به دفاعیه عبدالله اوجالان بیندازید می توان با آنهمه ثروت بزرگ به رفاه و سعادت بزرگ رسید ولی عالی جنابان سروران گرامی دکترهای فرهیخته و مهندسان توانا باهم یکی بودن شرایطی دارد به اتحادیه اروپا بنگرید به تمامی فرهنگها و زبانها و مذاهب یکسان نگریسته می شود ملت برتر وجود ندارد تمامی فرهنگها دارای ارزش هستند ولی با خود صادق باشیم آیا در فرهنگ خاورمیانه نیز چنین است ٰ آیا خاورمیانه مثل اروپا پتانسیل یک اتحادیه بزرگ مثل اروپا را داراست که همه از کرد و عرب و فارس و ترک و بلوچ در یک اقتصاد بزرگ به رفاه و سعادت و کمال برسند به گذشته خود بنگریم هرکدام ادعای سروری و برتری دارد یکبار ایران همه را استعمار می کند یکبار عرب همه را به یوغ خود می برد مصداق آن نفرت فارسها از اعراب می باشد ( طی چند سده صحبت نمودن با زبان فارسی ممنوع و ننگ بود ) یکبار ترکیه عثمانی همه را استعمار کرده و بقیه فرهنگها را پست و بی ارزش دانسته و سرکوب می نماید ( گفته عثمانی ها عرب خوب عرب مرده است و ۸۰ سال اظهار هویت کردی و سخن گفتن با این زبان شیوای آریایی ممنوع و جرم بود در ترکیه ای که داعیه دمکراسی داشته و دارد) هنوز این روح نژاد پرستی بین اعراب و فارسها و ترکها وجوذ دارد نگاهی به تنشها و روابط حاضر این قومیت ها در قرن ۲۱ بندازید پس بی دلیل نیست که ما کردها از حکومتهای مرکزی قوی ترس داریم گذشته پر از ترس و وحشت و تحقیر داشته ایم بردادران عزیز دکترها و مهندسان گرامی فریاد حقوق بشر گوش فلک را کر کرده است کرد امروز دست و پا بسته نیست در موزاییک روابط سیاسی خاورمیانه وزنه سنگینی است .شما که برای اتحاد ایران می میرید و حفظ این تمامیت ارضی از واجبات است چه آلترناتیوی برای ملل غیر فارس در ایران دارید چه تز و نظریه و تئوری دارید که برای غیر فارسها جذابیت و مقبولیت داشته باشد برای مللی که تمامی حقوقشان را تا حالا ضایع نمود ه اید سروران گرامی آن عرب خوزستانی خواهد پرسید چرا در آبادان آب ندارد که بنوشد پس نفتش را کی خورده است آن بلوچ خواهد پرسید که ماندن در ایران چه سودی برایش دارد و مهمتر اینکه ان ترک آذری وضعیت فرهنگی و اقتصادی خود را با جمهوری آذربایجان مقایسه می کند چه جوابی و چه تئوری برای عقب ماندگی این قومیتها و ملتها در ایران دارید که خود را با هم خونهای خود در کشورهای همسایه مقایسه می کنند دکترهای فرهیخته و مهندسان توانا دکترها و مهندسان کرد وضعیت شهرها و روستاهای خود را با اقلیم کردستان عراق مقایسه می کنند روزانه بیش از ۱۰۰ هزار کرد ایرانی به اربیل و سلیمانیه میرود آزادی مجلات کردی و جراید و تلویزیون کردی و مهمتر از همه توسعه و آبادنی انجا را می بیند و مقایسه می کند چه جوابی و چه تئوری و تزی برای این کرد فرهیخته دارید که جذابیت داشته و به فکر جدایی نباشد از یاد نبرید کردها بالغ بر ۵۰ میلیومن نفرند ۲ قسمت از کردستان مستقل شده کردهای ترکیه به درک بالای از ساست رسیده اند و حکومت ترکیه ناچار به فدرال بودن خواهد شد واین بر روی کردهای ایران تاثیر خواهد گذاشت در پایان اگر فدرال بودن گزینه خوبی نیست و باعث از بین رفتن تمامیت ارضی می شود چرا در آمریکا نتیجه مثبت داشته چرا در آلمان مثمر ثمر بوده است چرا در سویس بهترین روش حکومت داری است ژس اگر فدرالی نه گزینه شما عالی جنابان چیست ؟

  13. امید

    سروران عزیز هیچوقت با وجدان اسوده به مسئله اقوام ایرانی اندیشه اید کسانبکه سالهاست در مراکز قدرت سیاسی اقتصای ونظامی این مملکت نشسته اند مگر در زمان تجاوز خارجی ها همیشه سایرین اقوام فراموش شده هستند یا اقوام درجه ۲ و. ۳ که اکثرا در مرزهای ایران ساکنند.طبق قانون اساسی قدرت سیاسی فقط باید در دست شیعه اثنی عشری باشدو سایر اقوام دینی نمیتوانند حتی به فکر انهم باشند.اگر بخواهیم تک تک موارد استعمار طلبی شما ها را نام ببریم مثنوی صد من خواهد شد چه کسانی میخواهندتضمین کنند که این رفتارها تکرار نخواد شد.اگر به فکر ایران یکپارجه هستیدباید افکار خود بزرگ بینی را از خود دور کرده وفقط فارسها را اغا وسرور وبقیه را رعایا حساب نکنید .اگر ایران مال همه ایرانی هاست قدرت وثروت را با سایرین تقسیم کنید.که متاسفانه جزو محالات است ما هرزمان حرفی بر خلاف میل امثال شما زدیم یا کافر بوده ایم یا تجیه طلب و در هردو صورت برای ما حکم جهاد صادر کردهاند

  14. هوگر موکری

    نیمیخواستیم بی معرفت باشیم و عاشق دانایی بودیم، اما امواج بزرگی سد شدە بودند در مقابل خواست غریزیمان. بزرگترین موج فرا گرفتن مطالب علمی بود از فیلتر زبانی غیر از آنچه در آغوش خانواده و فرهنگ و اجتماع و مادرمان فرا گرفته بودیم در حالیکه پشتوانه فرهنگی و ادبی و ساختار زبان خودمان نیروی آن را داشت که مطالب علمی را از راهی روشن و هموار به سطح هوشیاریمان برساند ما مجبور بودیم از فیلتر زبانی بیگانه و از
    مسیر کوره راههایی تاریک و صعب العبور که پر بود از تهدید و تحقیر و تبعیض و توهین مطالب علمی را فرا بگیریم!!
    آنچه که برای ما مسئاله شده بود و مانع میشد از اینکه مانند سایر حقایق تلخ زندگی سرخم کنیم و آن حقیقت تلخ را بپذیریم حسودی نبود به کسانی که به آسانی و از طریق زبان خود بامعرفت میشدند بلکه وجود یک تناسب لعنتی بین بامعرفت شدن آنها و بی معرفت شدن ما بود!

    کاش خردە فرهنگی بودیم ذوب شده در حماقت زمان بی زبان مکتوبی نیرومند. کاش ادیبانی نداشتم در حد حافظ و سعدی و مولوی، کاش بجای ۵۰ میلیون ۵۰ هزار نفر بودیم! ولی ما ۵۰ میلیون نفریم ۵۰ میلیون که هر نفرش ۵۰ میلیون داستان دارد در زندگی خودش و اجدادش، ۵۰ میلیون ضربدر اجدادمان بعلاوه فرزاندان فردایمان بعلاوه ادبیاتمان و فرهنگمان و نخبگانمان و اصالت تاریخی پررنگمان حاصلش کفایت نمیکند برای چشم کور خردت تا ببیند حقیقتی به آن بزرگی را؟ و حتما کوهی از جنازه باید ببیند؟ من اگر از میلیونها مردمی که به زبان مادرم حرف میزنند ببرم تجزیه طلبم یا از کسانی که تمام زندگیم را پر کرده اند از توهین و توبیخ و اخراج و اشتباه؟

    تنها یکبار، یکبار اگر چندش حاصل از نوشتن بهترین شعرت به زبانی بیگانه با ساختار زبانی لالایی های مادرت، زبانی که با کلماتش کودکی و جوانیت را به توپ بستند و آتش زدند ، اسیدی میشد از سرزنش و تار و پود معرفت و عزت نفست را درمینوردید تا مغز استخوان غرورت و سراپایت پر میشد از انزجار از خود به خاطر خیانت به واجها و مصوتها و کلمات موجود در لالاییهایی که پایت را به این بیدادگاه باز کردند…شعرت را پاره میکردی و پاره هایش را پاره تر و ریز ریز و آتشش میزدی و آتش درونت هنوز برپا بود و هفت ساعت بعدش نیمه جان زیر دوش آب سرد میافتنت با روحی که در آخرین ثانیه ها تصور و تهوع تکرار آن عذاب در گذشته و در جان پدرت و هم در آینده برای فرزندانت، تجزیه اش کرده، ….
    تا آخر عمرت هیچکس را تجزیه طلب نمیخواندی!

  15. هيوا

    بنظر من آقایانی که بیانیه را امضا نموده اند به دلایلی نمی خواهند معنی فدرالیسم را بفهمند فدرالیسم یعنی “اتحاد انتخابی یا اتحاد اختیاری ” ، اگر انسان را موجودی با شعور و دارای حق انتخاب می دانیم چرا باید از نتیجه اختیار وانتخاب او ترسید . اگر اکثریت قومی بخواهد از ایران جدا شوند ( یا بقول بعضی ها فریب استعمار را بخورند !!!) از کجا شما این حق را کسب کرده اید که تشخیص شما درست است و آن قوم مصلحت خود را نمی فهمد و گول خورده امپریالیسم وصهیونیست است ؟
    بنظر من اکثریت جامعه هیچ قومی حاضر نیست از جغرافیای کشوری که در آن حقوق بشر رعایت می گردد جدا شود و این هم حماقت و یا فریب خوردگی نیست اگر پسر یا دختری از خانه پدر و مادر نا عادل جدا شود
    برای جدا نشدن نمی توان تاریخ مشترک هزارساله ( که پر از ناعدالتی و توهین و بی حرمتی است) بعنوان پشتوانه آورد .

  16. جلیل

    به یاد مقاله ای در ایران فردا افتادم که تحلیل می کرد روشنفکران به اصطلاح دموکرات کشورهای جهان سوم دارای تناقش مبارزاتی هستند به این معنی که برای دمئکراتیک سازی نیازمند تحدید قدرت مرکزی هستند از طرف دیگر تحدید قدرت مرکزی باعث رشد نیروهای گریزی از مرکز می شود. نویسنده نهایتاً به صورت تلویحی نتیجه می گیرد که این نیروها مجبورند با نیروهای گریز از مرکز هم مبارزه کنند. آقایان تازمانی که شماها بین آزادی و تمامیت ارضی این آخری را انتخاب می کنید شما نمیتوانید آزادیخواه و دمکراتیک باشید و متهم کردند دیگران به غیر دمئکراتیک بودن اشتباه است. تا زمانی که شما دموکراتیک سازی را ذیل ملی گرایی ایرانی تعریف می کنید و مبنای تعریف شما از شهروندی تاکید بر هویت قومی فارس است چنانچه مولفه های هویت ایرانی را در زبان فارسی و مذهب شیعه می دانید شما نمی توانید دموکرات باشید بی خود ادای دموکرات بودن را در نیاورید که حنای شما رنگی ندارد. به خصوص روی حرف من به ملی – مذهبی هاست. از یاد نمی بریم که شما جاده صاف کن استبداد دینی بودید.

  17. فواد

    اگر کمی عادلانه به تاریخ احزاب کرد بنگرید در هیچ اعلامیه یا نوشته ای حرفی از جدایی نمی بینید ما کردها اصیل ترین وقدیمی ترین اقوام ایران هستیم حتی کردهای خارج از مرزهای ایران نیز خود را دوستان وفامیل ایرانیان میدانند ولی متاسفانه شما به اصطلاح روشن فکران همین که حرفی از عدالت ومساوات وبرابری اقوام ساکن در ایران به میان بیایید داد میزنید. اینان تجزیه طلب هستند اگر ایران مال همه ایرانیان است باید از خود کامگی وخود بزرگ بینی دست بردارید.مگر در ممالکی که به صورت فدرال اداره میشود چه اتفاقی افتاده .ایا میتوانید قبول کنید که رییس جمهور اینده ایران یک نفر کرد یا بلوچ یا ترکمن باشد مطمئنا خیر.چون میترسید که ایران را تجزیه کنند عمل شما از نام سازمانتتان پیداست ملی مذهبی .کدام ملیت ؟کدام مذهب ؟امگر دراین مملکت فقط شما باید برای بقییه تصمیم بگیرید بگذارید در اینده مردم با استفاده از حق رای انتخاب کنند که چه نوع حکومتی میخواندمطمئن باشید اگر در جامعه عدالت باشد هیچ شخص یا گروهی تمایلی به جدایی نخواد داشت

  18. rauf

    Banisader darai gozashtai ast ke ghabele bahs nist ham aknon mardomi hastand ke montazer rozi hastand ta dar yak dadgaheb adelane kaifarkhaste khodeshan ra bar alaihe ishan arze konand

  19. saeid

    البته این مهمه که آزادی حکم میکند که هر کسی بتواند اظهار عقیده کند بطریق اولا احزاب وگروه ها اما نمیشود اینطور فیگور بگیرند که جای یک قوم که معلوم هم نیست دربین آنها چند درصد حامی دارند ومیشود اثبات کرد که رایشان چقدر است افاضه فرمایند آقایان فکر میکنند حافظه مردم مظلوم کردستان فراموش کرده با انقلابی که با مسالمت و راهپیمایی پیروز شده بود با گلوله وتفنگ و غارت پادگانها وکشتار مردم وسربازان ومرزبانان و داوطلبان حفظ کشور بر خورد ناجوانمردانه کرده وبا نوکری صدام وپول حمایت او ودیگردشمنان ملت مظلوم ایران خصوصا دلاوران خلق کرد اعم از شیعه وسنی البته آقایان عادت دارند خودرا وکیل تسخیری خود خوانده خلق کردایران اعلام نمایند در حالیکه مناطق سنی نشین هم اینها را نماینده خود نمیداند شیعیان استانهای ایلام کرمانشاه وشهرستانهای قروه وبیجار ازکردستان همینطور بخشهای کردنشین شیعه در سلماس و خوی وبازرگان درآذربایجان غربی واکراد استانهای همدان حاشیه همسایگی استانهی کرد نشین با خوزستان ولرستان در پایان عرضم اینست ایشان یا در توهمند ومردم فراموشکار میدانند ویا مثل {…} بویی شنیده ویا دوباره یکی مثل صدام پیداشده آقایان برای حقوق و مواجب اظهاراتی درقالب بیانیه وغیره خود شیرینی
    صادر میکنند

  20. saeid

    مسلما قبلا در این خصوص اظهاری نکردم

  21. این “اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خود” یکی از مبهم ترین (نمیخواهم بگویم ریاکارانه ترین) مفهوم های سوء استفاده شده برای مقاصد سیاسی است (البته به تحریک “استعمار”)، زیرا در دل آن تجزیه طلبان (که خود را “استقلال طلبان” مینامند) واژه “ملت یا ملل” را تفسیر به میل خود کرده و عمدا حدود و مرزهای آن را تعریف نمیکنند–مثلا نمیگویند که “ملت” کرد کجا تمام میشود و “ملت” آذری کجا آغاز؟ و چه کسی حق دارد این مرز را تعیین کند؟ بر چه مبنایی؟ و این در حالی است که “حق تعیین سرنوشت” یک حق در نهایت فردی است که تسری دادن آن به پدیده ای به نام “ملت” (که در نهایت یک “قرارداد” توافق شده بین افراد است) یا ریاکاری است یا نادانی، و یا هر دو.

    در حال حاضر، دو شعار و عمل سیاسی بیشترین سود را به “استبداد داخلی” در ایران میرساند: یکی حمایت از “استعمار خارجی” (یعنی امید بستن به تحریم و جنگ) و دیگری تجزیه طلبی است که آن هم با کمک به “استعمار خارجی” (و امید به کمک آن) به “استبداد داخلی” بیشترین یاری را میرساند. و البته همان طور که اهل نظر میدانند این مرحوم مصدق بود که به درستی به دو روی یک سکه بودن استعمار خارجی و استبداد داخلی اشاره موکد داشت.

  22. رامبد

    متاسفم از بیانیه ای امضاکننذگان.شما با ملاهای جمهوری اسلامی چه فرقی دارید.چچرا از حقوق بشر صحبت می کنید ولی به اصول آن همانند حق تعیین سرنوشت باور ندارید.چرا اینقذر بدبخت.چرا به حقوق کرذها و ترکها احترام نمی گذارید………………

  23. عبدالله محمدی

    از استاد بزرگم مهندس بهزاد نبوی نقل می کنم که در کنگره هشتم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران گفت. پیشنیاز ادای هر حقی از جمله حقوق اقوام ایرانی استقرار دموکراسی است. او راست می گوید در زمانه ای که دموکراسی از دیار ما رخت بربسته است سخن از استقلال و آزادی و…حق تعیین سرنوشت و فدرالیسم و..بیهوده است و آدرس انحرافی است. همه باید بکوشیم اول دموکراسی تحقق یابد بعد بخشی از مسائل خود به خود حل می شود و برخی نیز آن زمان قابل بحث و گفتگو می شود. در این شرایط سخنان موافق و مخالف جز بهانه دادن بدست استبداد نتیجه ای ندارد

  24. محمود

    غرب پس از سرکارآوردن حکومتهای سکولار ضد دین رفت سراغ حکومت دادن به مذهبی ها (جمهوری اسلامی، طالبان و … ) و امروز به این نتیجه رسیده است که کشورهای حوزه خلیج فارس را به تعدادی کشورهای جزیره ای کوچک تبدیل کند تا هم براحتی بتوان کنترل کرد و هم هیچگاه نتوانند به قدرت تعیین کننده تبدیل شوند.

  25. دانشیان

    تقابل به حق تعیین سرنوشت انسانها در کشوری کثیر المله در قرن ۲۱ از طرف شخصیت هایی موجه با سابقه مبارزاتی چندین ساله برای آزادی و دموکراسی، یک طنز تلخ تاریخی است.
    گویی اینان نگهداری میراث چندین هزازساله استبداد و ستمکاری حکام جور و جهل و جفا را مسئولیت خود پنداشته و در صورت ضعیف شدن و یا از میدان به در شدن حکام مستبد، خود به پاسداری از مرزهای زندان ملت های ایران بپردازند البته با یک زرورقی از دموکراسی دروغین مانند کشور ترکیه و ….
    آقایان، ساختار جامفه چند ملیتی ایران یک ساختار سیاسی فدرال را طلب می کند . در غیر اینصورت کابوس تجزیه ایران به واقعیت تبدیل خواهد شد.

  26. دانشیان:
    “… ساختار جامفه چند ملیتی ایران یک ساختار سیاسی فدرال را طلب می کند . در غیر اینصورت کابوس تجزیه ایران به واقعیت تبدیل خواهد شد.”

    دقیقا اینجاست که دم خروس تجزیه طلبان بیرون میزند:

    اول عوام فریبانه ادعای “دموکراسی” و “حقوق بشر” و “حق تعیین سرنوشت” میکنند، و بعد تهدید:
    که اگر مطابق میل ما رفتار نکنید، کشور را تجزیه خواهیم کرد–با کمک بیگانه، یا به هر وسیله، که شامل تهدید به جنگ داخلی هم میشود.

    و به همین دلیل است که رژیم حاکم در ایران تجزیه طلبان را تشویق میکند، چون به قول حسین شریعتمداری کیهان (فرقه مصباحیه) به دوران “امت واحده اسلامی” وارد شده ایم، و باید ایران را از بین ببریم.

    به عبارت دیگر تجزیه طلبان میگویند: یا مطابق میل ما رفتار خواهید کرد، یا ما با کمک “استبداد داخلی” (و همکارش “استعمار خارجی”) از طریق جنگ داخلی (و با کمک بمب های صهیونیستی) ایران را تجزیه خواهیم کرد.

  27. hamed

    اگه میشه یه تیکه خاک هم برا ما لرا بزارید اقایان کورد تا ما هم ملت لورستان تشکیل بدیم.واحد سیاسی به این نامها در خواب ببینید.شتر در خواب بیند پنبه دانه

  28. هیوا

    اصلا فدرالیزم چیه استقلال میخوایم حالا ببینیم اونی که نمزاره ونمیخواد کیه
    ایرانی به یک ملت فاشیزمی میگن که هم فارس زبان وهم شیعه باشه یعنی دو تا مورد رو با هم داشته باشه بنابراین ما نه ایرانی بوده نه هستیم ونخواهیم بود حالا هرچه دل تنگتون میخواد بنویسید

  29. ابراهیم

    یکی می گه کشور را تقسیم کنیم هر کداممان سهممان را برداریم بقیه امضا می کنند می گند نه اینکار تقسیم کشور است باید همه اش را به ما بدهید ولی دراصل هر دو طرح شباهتهای زیادی با هم دارند هر کسی شباهتهای بیشتری بگه جایزه داره وقتی کشور را تکه تکه کردند جایزه اش رو می دهند.
    ۱- چه تقسیم شود چه نشود همه امان نوکر امریکا هستیم ومسئله اصلی این است که مشکل امریکا حل می شود چه کشور دست یک نوکر باشد چه تقسیم شود و دست ۱۰ نوکر تازه اینجوری وضعمان هم خوبتر می شود و بجای یک کشور ۱۰ تا کشور داریم و دیگر همه مان ۱۰ ملیتی می شویم وهی به ما گیر نمی دهند چرا ۲ ملیتی هستید و ملیت دیگرتان انگلیسی ،امریکائی یا اسرائیلی است
    ۲- در هر ۲ طرح مورد اصلی مد نظر قرار گرفته که{…} ملت چون صاحبان اصلی مملکت (مملکتها)ما ۴۰-۵۰ نفر هستیم نه ۷۰ میلیون ایرانی زحمتکش
    ۳-وقتی کشور چند تکه بشود دیگه برای سفرهای استانی حق ماموریت خارج از کشور می گیرند وکلی دلار و سو غاتی و…
    ۴-کامل کنید جایزه بگیرید

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.